فرار دختران؛ ترک خانه توسط دختران به منظور خلاصی از مشکلات یا رسیدن به آرزوهای رمانتیک.
فرار دختران و پسران از خانه بهگونهها و انگیزههای نسبتاً متفاوتی انجام میشود و پیامدهای فرار دختران برای خود آنها، نهاد خانواده و جامعه شدیدتر از فرار پسران است. دختران فراری عمدتاً برای تأمین معیشتشان گرفتار باندهای فحشا شده و آینده آنها به تباهی کشیده میشود. کارشناسان دلیل عمده فرار دختران را آشفتگی خانواده دانسته و برای کنترل این کجروی به توانمندسازی خانواده در امر جامعهپذیری و تقویت ارزشهای دینی تأکید دارند و التزام به فرهنگ عفت و حیا را مانع از فرار دختران میدانند.
دختران گاهی بهدلیل مشکلات خانوادگی، خشونت، فقر یا تمایل به زندگی بهتر، از خانه فرار میکنند. فرار از خانه، دختران را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد. این پدیده با ویژگیهای شخصیتی مانند اختلالات شخصیت مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته و نمایشی و همچنین مشکلات روانی چون ضعف عزت نفس، افسردگی و هوش هیجانی پایین مرتبط است. دختران فراری بر اساس انگیزههای فرار، آنها به پنج گروه قربانیان خشونت، ماجراجویان، متاثرین از روابط عاطفی، معترضان به محدودیتها و افراد دارای اختلالات روانی و اعتیاد تقسیم میشوند. تغییر سبک زندگی و گسترش فردگرایی، تعارضات خانوادگی را تشدید کرده و این پدیده را افزایش داده است.
فرار عبارت است از غیبت از منزل به مدت حداقل یک شب بدون اطلاع و رضایت والدین یا سرپرست قانونی فرد.[۱] فرار از خانه نوعی ناهنجاری اجتماعی است[۲] که اغلب بهدلیل ترس، خشم و آشفتگی خانوادگی انجام شده[۳] و واکنش به شرایطی است که از نظر فرد غیرقابل تحمل و بعضاً تغییرناپذیر دانسته میشود.[۴]
دختر فراری به دختران نوجوان و جوانی اطلاق میشود که بهدلیل شرایط نامساعد خانوادگی و در اثر فشارهای روحی، روانی و عاطفی یا برای رسیدن به زندگی رمانتیک از خانه فرار کرده و در شهر دیگری معمولاً بدون داشتن پناهگاهی مناسب ساکن میشوند. فرار از خانه بر مبنای انگیزه به سه دسته: فرار بهمنظور اعتراض به خانواده؛ فرار برای آزادی بیشتر و فرار برای ساختن آینده بهتر، تقسیم میشود. این دختران، که غالباً محروم از محیطهای عاطفی و اجتماعی سالم هستند، در برابر فشارهای روحی، روانی و عاطفی قرار دارند و به دنبال یک زندگی بهتر میروند. با این حال، پس از فرار، به دلیل نداشتن سرپناه مناسب، ممکن است به کارهای نامشروع و ناپسند روی آورند و بهتدریج به زنان خیابانی تبدیل شوند.[۵] این رفتار بهطور معمول بهعنوان یک مکانیزم دفاعی عمل میکند که هدف از آن کاهش احساس ناخوشایندی، فرار از محرکهای مزاحم و آزاردهنده، و نیل به خواستهها و آرزوهای مورد نظر، اغلب دور و دراز است.[۶]
فرار پسران
به اعتقاد برخی کارشناسان؛ فرار دختران و پسران بهلحاظ کمیت و کیفیت تفاوتهای نسبی دارند؛ پسران بیشتر از دختران فرار میکنند؛ که بهدلیل حساسیت کمتر خانوادهها و جامعه، کمتر مورد توجه قرار میگیرد، برخلاف فرار دختران که از حساسیت جدی برخوردار است و در افکار عمومی بازتاب جدیتر مییابد. فرار دختران بیشتر در خانوادههای بد سرپرست و معمولاً با برنامهریزی و با کمک فردی از خارج خانه انجام میشود؛ اما فرار پسران معمولاً بهشکل آنی و در پاسخ به یک رفتار خشونتآمیز از سوی اعضای خانواده صورت میگیرد.[۷] برخی محققین عنصر سن در تعریف فرار دختران و پسران را مؤثر دانسته و معتقدند؛ ترک خانه توسط پسران عمدتاً تا سن ۱۲ سالگی فرار شمرده میشود؛ زیرا پس از این، پسران معمولاً مشغول کار شده و با خانوادههای خود ارتباط میگیرند. از منظر کارشناسان؛ تفاوتهای جدی در پیامدهای فرار است؛ پژوهشی دربارهٔ فرار نوجوانان آمریکایی نشان میدهد که دختران آسیبپذیرتر از پسران فراری بودهاند، دختران فراری در برخی موارد دچار انحرافات جنسی و به دنبال آن بارداری شده و در ناهنجاریهای از قبیل ولگردی، بیبندوباری جنسی و اقدام به خودکشی درصد بالاتری را بهخود اختصاص دادند.[۸]
رویکردها
روانشناختی
در رویکرد روانشناختی دو نظریه عمده انگیزشی و شخصیتی وجود دارد؛ در رویکرد انگیزشی به فرار دختران از کجا به کجا تأکید شده و اشاره به این نکته دارد که وقتی دختران خانه را ناامن دیده و احساس کنند که مشکلاتشان در خانه حل نمیشود از منزل فرار میکنند، اما فرار به کجا اشاره به جذابیتهای بیرونی داشته و دختران برای لذت بردن از آزادی، دستیابی به روابط رمانتیک، خانواده را ترک میکنند. در رویکرد شخصیتی؛ ویژگیهای فردی مورد توجه قرار گرفته و بر این امر اشاره دارد که دختران فراری معمولاً به لحاظ شخصیتی ضعیف بوده و در برابر محرکهای بیرونی نیز ناتوان هستند.[۹] آنها بهمنظور کسب تجربههای جدید و خوشگذرانی به سوی افراد یا مکانهایی فرار میکنند که امکانات لازم برای فعالیتهای ممنوعه را برای آنها فراهم میکند.[۱۰]
جامعهشناختی
در نگرشهای جامعهشناختی، بر عوامل اجتماعی تأکید شده و در صدد پاسخ دادن به این پرسش هستند که دختران چرا فرار کرده و از چه الگویی پیروی میکنند؛ بر مبنای نظریه انتقال فرهنگی؛ فرار دختران مانند سایر انحرافات اجتماعی از طریق معاشرت با دیگران آموخته شده و بر این اساس دوستان و گروهای مرجع در فرار دختران مؤثر دانسته میشوند. مرتن فرار دختران را متأثر از ساختار جامعه دانسته و معتقد است؛ هرگاه دختران احساس کنند که با ابزارهای مورد پذیرش جامعه نمیتوانند به اهداف خود برسند دچار کجروی و فرار از خانه میشوند. بر مبنای نظریه کنترل اجتماعی، فرار دختران ناشی از ضعف نظارت اجتماعی بوده و با تقویت کنترل اجتماعی، کاهش مییابد.
امروزه، فرار از خانه بهعنوان یکی از چالشهای اجتماعی در بسیاری از کشورهای جهان شناخته میشود که تأثیرات عمیقی بر ساختار خانواده و جامعه دارد. دختران فراری، دخترانی هستند که به دلیل شرایط نامساعد فردی، خانوادگی و محیطی، خانه را ترک میکنند. این مسئله نهتنها برای خود دختران بلکه برای کل جامعه عواقب جدی دارد. این پدیده که ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله فشارهای روانی، خانوادگی و اجتماعی آغاز شود، میتواند به سقوط اخلاقی، بیماریهای اجتماعی و حتی ورود به شبکههای فساد و قاچاق منجر شود. دختران فراری در معرض خطراتی مانند خودفروشی، ازدواجهای نامناسب و بیماریهای جنسی قرار میگیرند که زندگی آنها را تهدید کرده و باعث تضعیف بنیانهای خانواده و جامعه میشود. افزایش آمار زنان خیابانی، گسترش بیماریهای اجتماعی و متلاشی شدن کانونهای خانوادگی از جمله پیامدهای این پدیده است.[۱۱]
در فرهنگ و ملل
در جهان
فرار دختران در اغلب کشورها با نرخهای متفاوتی وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی؛ سالانه بیش از یک میلیون نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ ساله از خانه فرار میکنند. بیشتر این نوجوانان فراری ۱۴ تا ۱۷ سال سن دارند که از این میان ۷۴٪ دختر و ۲۶٪ پسر هستند.[۱۲] در آمریکا هر ساله حدود ۱/۵ میلیون کودک از خانه فرار میکنند.[۱۳] در کشورهای اسلامی نیز این پدیده شایع است. بهعنوان نمونه؛ در عربستان سعودی طی یک سال ۱۴۰۰ش، مورد فرار دختران از خانه بهدلیل خشونتهای خانگی ثبت شده است.[۱۴] در امارات عربی نیز آمار دختران فراری رو به افزایش است و کارشناسان در کنار عوامل دیگر، دلیل عمده آن را کنترل شدید خانواده و تن ندادن دختران به ارزشهای خانوادگی میدانند.[۱۵] برمبنای آمار جهانی ۹۰٪ دختران فراری دوباره به خانههای خود بازمیگردند و این بازگشت بیشتر در جوامعی رایج است که فرار جرم تلقی نشده و خانوادهها از برگشتن دختران فراری خود به خانه استقبال میکنند.[۱۶]
در ایران
فرار دختران در ایران، آسیب حیثیتی دانسته شده، افراد و خانوادهها عمدتاً سعی در پنهان کردن آن دارند؛ لذا آمار دقیقی از نرخ آن نیز در دسترس نیست. گزارش نیروی انتظامی حاکی از این است که سالانه ۶۰۰۰۰ دختر از خانه فرار میکنند که دامنه سنی آنان بین ۱۵ تا ۱۸ سال است. در چهارماهه آخر سال ۱۳۸۰ش. تعداد ۶۱۵۶ نوجوان فراری دستگیر شدهاند. از منظر کارشناسان؛ مسئله فرار دختران از خانه، بهطور نگران کنندهای در حال افزایش است؛ بر اساس آمار سازمان ملی جوانان؛ در سال ۱۳۸۱ تعداد دختران فراری در قیاس با سال ۱۳۸۰ش. به میزان ۱۰٪ افزایش داشته است. آمارهای ارائه شده از سوی مسئولین نشان میدهد که تعداد دختران فراری در ۱۳۷۸ش، نسبت به سال ۱۳۵۶ش. بیست برابر افزایش یافته است. گزارش پلیس تهران نیز نشاندهنده افزایش آمار دختران فراری است. آمار رو به افزایش فرار دختران از خانه، نگرانی خانوادهها و مسئولان و نیز هشدار صاحب نظران را به همراه داشته است.
عوامل فرار دختران
بر مبنای تحقیقاتی انجام شده در ایران؛ هر قدر مؤلفه سلامت خانواده از نظر روابط بین پدر و مادر و فرزندان سالمتر باشد، بزهکاری نوجوانان کمتر خواهد بود.[۱۷] به روایت کاوه مطالعه بر روی ۷۵ زن و دختر فراری نشان میدهد که مشکلات خانوادگی از قبیل نداشتن سرپرست یا بدسرپرست دلیل فرار آنها بوده است.[۱۸]
۸۰٪ دختران فراری به خانوادههای نابسامان تعلق داشتهاند و عواملی مانند طلاق، اعتیاد، مرگ یا ازدواج مجدد والدین در فرار این دختران نقش داشتهاند.[۱۹] طبق گزارشها؛ انتظارات زیاد والدین از دختران در امور خانهداری و دیگر وظایف محوله و همچنین از همگسیختی خانواده در فرار از منزل مؤثر است. غالب دختران فراری به جستوجوی فرد یا محلی هستند که به واسطه آن احساس امنیت کنند وقتی در خانه چنین احساسی نداشته باشند فرار میکنند. سن از دیگر عوامل است که تأثیر متفاوت بر نحوه فرار دارند بر مبنای پژوهشهای انجام شده دختران در سن پایینتر بیشتر بهدلیل توانایی کمتر بر تمایلات خود و در سن بالاتر عمدتاً به خاطر ویژگیهای شخصیتی که دارند از خانه فرار میکنند.[۲۰]
بر مبنای برخی آمارها؛ ۳۰٪ دختران جوان بهدلیل عدم رضایت به ازدواج فرار میکنند. نتایج یک پژوهش نشان میدهد که اغلب دختران فراری قبل از فرار ترک تحصیل کرده و مجرد بودهاند.[۲۱] برخی صاحب نظران عوامل اجتماعی از قبیل؛ وسایل ارتباط جمعی، شهرنشینی، تغییر ارزشها، مشکلات اقتصادی و ضعف نظارت اجتماعی را از عوامل مؤثر بر فرار دختران میدانند.[۲۲]
ویژگی شخصیتی دختران فراری
برخی از ویژگیهای شخصیتی در دختران فراری بیشتر دیده میشود؛ این ویژگیها میتوانند باعث کاهش توانایی فرد در حل مشکلات، عدم پذیرش مسئولیت و افزایش رفتارهای پرخطر مانند فرار از خانه شوند. شخصیت مرزی با نوسانات خُلقی شدید، ترس از ترکشدن و رفتارهای تکانشی همراه است. تجارب آسیبزا در کودکی و عوامل ژنتیکی در بروز این اختلال نقش دارند. افراد دارای اختلال شخصیت مرزی، ممکن است به دنبال فرار از خانه باشند.[۲۳] شخصیت ضداجتماعی با ویژگیهایی نظیر بیتفاوتی نسبت به هنجارها، عدم احساس مسئولیت، رفتارهای تکانشی و فریبکارانه و ناتوانی در همدلی، زمینهساز فرار میشود. عوامل ژنتیکی، تجارب آسیبزا در کودکی (مانند سوء استفاده) و الگوهای تربیتی نامناسب در شکلگیری این نوع شخصیت نقش دارند.[۲۴]
نیاز شدید به تحسین، احساس خودبزرگبینی و عدم همدلی با دیگران از ویژگیهای بارز افراد خودشیفته است. الگوهای تربیتی نامناسب و تجارب آسیبزا در کودکی از علل احتمالی شکلگیری این نوع شخصیت هستند. افراد دارای ویژگیهای خودشیفتگی ممکن است بهدلیل احساس نارضایتی از روابط خود و عدم دریافت توجه کافی، به دنبال فرار از خانه باشند.[۲۵] شخصیت نمایشی با نیاز به جلب توجه، رفتارهای اغراقآمیز، تصمیمگیری احساسی و اثرپذیری از دیگران، میتواند در فرار دختران نقش داشته باشد. الگوهای تربیتی نامناسب و کمبود توجه در کودکی از علل احتمالی این نوع شخصیت هستند.[۲۶]
ویژگی روانی دختران فراری
علاوه بر مشکلات شخصیتی، مشکلات روانی نیز در فرار دختران نقش دارند، ازجمله: ضعف عزت نفس با احساس بیارزشی و خودانتقادی همراه است و میتواند ناشی از تجارب منفی در کودکی باشد. دخترانی که عزت نفس پایینی دارند، ممکن است به دلیل احساس ناتوانی در حل مشکلات خود، به دنبال فرار از خانه باشند.[۲۷]افسردگی با احساس غم واندوه مداوم، از دستدادن علاقه به فعالیتها و افکار خودکشی همراه است. عوامل ژنتیکی و تجارب استرسزا از علل احتمالی افسردگی هستند. دختران افسرده ممکن است به دلیل احساس ناامیدی و ناتوانی در مقابله با مشکلات خود، به دنبال فرار از خانه باشند.[۲۸] اختلالات خلقی نیز با نوسانات خلقی شدید همراه هستند و میتوانند به فرار از خانه منجر شوند.[۲۹] پایین بودن هوش هیجانی با ناتوانی در تشخیص و مدیریت احساسات و مشکلات در روابط بین فردی همراه است. الگوهای تربیتی نامناسب و تجارب آسیبزا از علل احتمالی این مشکل هستند. دخترانی که هوش هیجانی پایینی دارند، ممکن است به دلیل ناتوانی در حل مشکلات بین فردی و مدیریت احساسات خود، به دنبال فرار از خانه باشند.[۳۰]
انواع دختران فراری
فرار دختران از منزل پدیدهای اجتماعی با ریشههای چندگانه است. در این چارچوب، پنج گروه اصلی از دختران فراری قابل شناسایی است:
دختران قربانی خشونت؛ قربانی خشونت و آزارهای خانگی به دلیل تجربهٔ مستقیم خشونت فیزیکی، جنسی یا روانی در محیط خانواده، اقدام به فرار میکنند. این خشونتها سبب ایجاد احساس ناامنی شدید و نیاز به رهایی از شرایط آسیبزا میشود. فقدان حمایت خانوادگی، نبود شبکههای حمایتی و ترس از افشای خشونت، این تصمیم را تشدید میکند. مطالعات نشان میدهد خشونت خانگی با اختلالات روانی نظیر افسردگی و اضطراب در قربانیان رابطهٔ مستقیم دارد.[۳۱]
دختران ماجراجو و هیجانطلب؛ تغییرات فرهنگی ناشی از سبک زندگی مدرن، مصرفگرایی و تأثیر رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی، برخی دختران را بهسوی تجربههای جدید و هیجانانگیز سوق میدهد. این تمایل به ماجراجویی و تجربههای نو، محدودیتهای خانوادگی را غیرقابل تحمل جلوه داده و دختران را به ترک خانه و جستجوی آزادی بیشتر ترغیب میکند. این گروه به دنبال کسب استقلال، هویتی مستقل و سبک زندگی متفاوت است.[۳۲]
دختران تحت تأثیر روابط عاطفی؛ وابستگی عاطفی شدید و درگیری در روابط عاشقانه، خصوصاً در شرایط مخالفت خانواده، سبب تصمیم به فرار در برخی دختران میشود. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نقش مهمی در شکلگیری و تقویت این روابط ایفا میکنند. این دختران به امید تشکیل زندگی مشترک با فرد مورد علاقه، خانه را ترک میکنند.[۳۳]
دختران معترض؛ نارضایتی از محدودیتهای خانوادگی و فرهنگی و وجود شکاف ارزشی و نسلی بین دختران و خانواده، سبب اعتراض و بیان نارضایتی از طریق فرار میشود. این دختران احساس میکنند مورد تبعیض و بیتوجهی قرار گرفته و حقوق و آزادیهایشان نادیده گرفته شده است. فرار، نمادی از استقلال و خودرایی برای این گروه است.[۳۴]کمپ ترک اعتیاد در تهران؛ مددکار اجتماعی در حال مراقبت و بررسی وضعیت یک دختر معتادکمپ ترک اعتیاد در تهران؛ مددکار اجتماعی در حال مراقبت و بررسی وضعیت یک دختر معتاد
دختران با اختلالات روانی یا اعتیاد؛ مشکلات روانشناختی نظیر افسردگی، اضطراب و اختلالات رفتاری یا اعتیاد به مواد مخدر، بر تصمیمگیری منطقی اثر گذاشته و سبب فرار از خانه میشود. این اختلالات توانایی برقراری ارتباط سالم با خانواده و حل مشکلات را کاهش داده و فرار بهعنوان راهی برای اجتناب از فشارهای روانی تلقی میشود.[۳۵]
تأثیرات سبک زندگی
در دهههای اخیر، تغییر سبک زندگی از مدل اسلامی-ایرانی به الگوی غربی تأثیرات گستردهای بر خانوادهها و روابط فردی گذاشته است. این تغییرات که بهطور عمده در قالب افزایش فردگرایی، کاهش نقش والدین، تغییر در انتظارات اجتماعی و اقتصادی و تأثیر رسانهها دیده میشود، در برخی موارد موجب افزایش تعارضات خانوادگی شده و احتمال ایجاد پدیدهٔ دختران فراری را افزایش داده است.[۳۶] سبک زندگی غربی با تأکید بر فردگرایی، جایگزین مدل سنتی خانوادهمحور شده است. در این نگرش، تصمیمات فردی بر منافع خانوادگی ارجحیت دارد و وابستگیهای سنتی به تدریج کاهش مییابد. این تغییر نگرش موجب شده است که برخی نوجوانان در برابر محدودیتهای خانوادگی احساس فشار کرده و فرار را راهی برای کسب استقلال بدانند. همچنین، مفهوم آزادی در سبک زندگی غربی بیشتر به رهایی از قیود اجتماعی و خانوادگی تعبیر میشود، در حالی که در فرهنگ اسلامی-ایرانی، آزادی در چارچوب مسئولیتهای فردی و اجتماعی معنا دارد. این اختلاف در نگرشها، میتواند به تضاد بین والدین و فرزندان منجر شده و احتمال ترک خانه را افزایش دهد.[۳۷]
محتوای رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی موجب ترویج آزادیهای فردی، لذتگرایی و استقلال از خانواده بهعنوان ارزشهای برتر میشود. این امر میتواند باعث تغییر نگرش دختران نسبت به ساختار خانواده و جایگاه آن در زندگی شود. از سوی دیگر، کاهش نقش ارزشهای اخلاقی و دینی در محتوای رسانهای، موجب شده است که برخی نوجوانان به تدریج از ارزشهای خانوادگی فاصله گرفته و در صورت مواجهه با محدودیتهای والدین، فرار را انتخاب کنند.[۳۸]
در فرهنگ ایرانی-اسلامی، والدین بهعنوان راهنمایان اصلی فرزندان شناخته میشوند و نقش پررنگی در تصمیمگیریهای فرزندان دارند، اما در سالهای اخیر، این اقتدار به دلیل تأثیرات فرهنگی غربی کاهش یافته است. برخی نوجوانان خود را مستقل از خانواده تصور کرده و در مواقع تعارض، ترک خانه را راهی برای حل مشکلات خود میدانند.[۳۹] همچنین، کاهش ارتباطات عاطفی در خانوادهها، به دلیل افزایش مشغلههای کاری و تغییرات سبک زندگی، باعث شده است که برخی دختران در مواجهه با مشکلات، احساس تنهایی کرده و به دنبال یافتن حمایت در خارج از خانه باشند که در برخی موارد، منجر به فرار آنها میشود.[۴۰]
سبک زندگی غربی، مصرفگرایی را بهعنوان یک ارزش برتر معرفی کرده است. تبلیغات گسترده و نمایش زندگی لوکس در رسانهها باعث شده است که نوجوانان توقعات بیشتری از زندگی داشته باشند. در مواردی که خانواده نتواند این خواستهها را برآورده کند، برخی از دختران ممکن است احساس ناکامی کرده و ترک خانه را راهی برای دستیابی به زندگی مطلوب خود بدانند.[۴۱] علاوه بر این، تغییر در نگرش به ازدواج و مسئولیتهای خانوادگی، موجب شده است که برخی از دختران از پذیرش نقشهای سنتی خودداری کرده و در صورت مواجهه با فشارهای خانوادگی، فرار را انتخاب کنند.[۴۲]
پیامدهای عمده فردی فرار دختران؛ آلودگی به انحرافات اجتماعی از قبیل ارتکاب سرقت، تکدیگری، توزیع مواد مخدر، مشروبات الکلی و کالاهای غیرمجاز، روسپیگری، عضویت در باندهای فحشاء است. فرار دختران بزرگترین ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی شمرده میشود؛[۴۳] لذا بسیاری از خانوادهها پس از بازگشت دختر به خانه، خواه بهصورت دلخواه یا توسط مأموران ذیربط، حاضر به پذیرش او نمیشوند.[۴۴]
فرار دختران فراتر از پیامدهای فردی و خانوادگی، تأثیرات منفی زیادی بر جامعه دارد.[۴۵] فرار دختران موجب افزایش مفاسد اجتماعی و آسیبهای روانی شده و هزینههای سنگینی را بر جامعه تحمیل میکند.[۴۶] تحلیلهای آماری نشان میدهد؛ اولین تماس جنسی دختران ولگرد عمدتاً مربوط به سن۵/۱۳ سالگی بوده و بیشترین فراوانی سن شروع فعالیت جنسی در خیابان، مربوط به سن ۱۵ سالگی میشود. بهطور متوسط هر زن خیابانی در هر هفته ۹ بار تماس جنسی برقرار میکند، ۵۲٪ از دختران تا قبل از رسیدن به سن قانونی (۱۸ سال)، وارد دنیای حرفهای جنسی میشوند. ۳/۴۵٪ از زنان خیابانی به تنهایی زندگی میکنند.[۴۷]
پیامدهای روانی روانی
فرار از خانه معمولاً با مشکلات روانی همراه است که میتواند زندگی دختران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. افسردگی و اضطراب از جملهٔ رایجترین پیامدهای روانی فرار دختران هستند. شرایط سخت زندگی در خیابان، عدم حمایت عاطفی و احساس انزوا میتواند منجر به افزایش این اختلالات شود. بسیاری از دختران فراری به دلیل تجربههای بد مانند سوءاستفاده جنسی و فیزیکی، دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) میشوند. این تجربیات تروماتیک نه تنها بر سلامت روانی آنها تأثیر میگذارد، بلکه توانایی مدیریت احساسات و استرس را نیز کاهش میدهد.[۴۸]
فرار از خانه میتواند روابط اجتماعی دختران را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. دختران فراری اغلب از شبکههای حمایتی خانواده و دوستان دور میشوند و به سمت گروههای ناسالم کشیده میشوند. این دوری از شبکههای حمایتی میتواند آنها را در معرض رفتارهای پرخطر اجتماعی قرار دهد، از جمله سوءاستفاده جنسی و فیزیکی که میتواند آثار بلندمدتی بر زندگی آنها داشته باشد. برخی دختران فراری به دلیل نیاز به حمایت و امنیت، به باندهای ناسالم یا شبکههای فساد میپیوندند که این موضوع نیز میتواند زندگی آنها را بیشتر پیچیده کند.[۴۹]
این پدیده با افزایش جرائم، از جمله سوءاستفادههای جنسی و قاچاق انسان، نگرانیهای امنیتی را تشدید میکند. کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش هزینههای رفاهی و تغییر الگوهای فرهنگی و اخلاقی از دیگر پیامدهای آن است که در بلندمدت احساس ناامنی و بیثباتی را در جامعه تقویت میکند.[۵۰]
فرار از خانه معمولاً با ترک تحصیل همراه است. دختران فراری به دلیل عدم دسترسی به محیط تحصیلی مناسب و شرایط ناپایدار زندگی، اغلب تحصیلات خود را رها میکنند. این موضوع نه تنها بر زندگی فعلی آنها تأثیر میگذارد، بلکه میتواند فرصتهای شغلی آینده آنها را نیز کاهش دهد. ترک تحصیل و کاهش فرصتهای شغلی چرخه فقر و ناامنی را برای این دختران تداوم میبخشد.[۵۱]
دختران فراری به دلیل فشارهای روانی و اجتماعی، بیشتر در معرض اعتیاد و مصرف مواد مخدر قرار دارند. علاوه بر این، دختران فراری به دلیل احتمال درگیری در روابط جنسی پرخطر، در معرض ابتلا به بیماریهای مقاربتی مانند ایدز، هپاتیت و سایر عفونتهای منتقله از راه جنسی قرار دارند. دسترسی محدود به غذای سالم و مراقبتهای بهداشتی نیز میتواند منجر به مشکلات تغذیهای و بیماریهای مزمن شود.[۵۲]
دختران فراری، علاوه بر آسیبهای فردی، لطمات مهمی بر خانواده وارد میکنند، ازجمله:
خدشهدار شدن حیثیت و شرافت خانوادگی: فرار دختران بهطور معمول، لکهٔ ننگی برای خانواده محسوب شده و باعث کاهش اعتبار و آبروی آنها در بین اطرافیان میشود.
نشانهای از ناکارآمدی خانواده: فرار دختران میتواند بهعنوان نشانهای از ناتوانی خانواده در تربیت فرزندان، وجود شکاف نسلی و اختلافات حاد در خانواده تلقی شود.
کاهش احتمال ازدواج دختر در آینده: با توجه به آسیبهای روحی، جسمی و اجتماعی که دختران فراری تجربه میکنند، احتمال ازدواج موفق و تشکیل خانواده برای آنها در آینده به شدت کاهش مییابد.
طرد دختر از سوی خانواده: در برخی موارد، خانوادهها به دلیل ترس از آبروریزی یا عدم توانایی در پذیرش دختر پس از فرار، او را طرد کرده و از خود میرانند که این امر باعث تشدید آسیبهای روحی و اجتماعی دختر میشود. مگر اینکه خانواده آنها را بپذیرند و در جهت کاهش آسیبهای واردشده تلاش کنند.
مشکلات مضاعف برای دختر در صورت بازگشت به خانه: حتی در صورت بازگشت دختر به خانه، زندگی برای او با مشکلات مضاعفی همراه خواهد بود، زیرا خانواده به دلیل تجربه فرار، او را مستعد رفتارهای انحرافی دانسته و محدودیتهای بیشتری برایش اعمال میکند و دختر نیز به دلیل تجربهٔ آزادیهای خارج از خانه، محیط خانه را غیرقابل تحملتر میداند.[۵۳]
راهکارهای پیشگیری
کارشناسان برای پیشگیری از فرار دختران، عمدتاً به هماهنگی دستگاههای ذیربط؛ تقویت خانوادههای آسیب دیده و مراکز مشاوره تأکید میکنند.[۵۴] برخی محققین معتقدند؛ در ابتدا باید نوع نگاه جامعه تغییر کرده و دختران فراری نه بهعنوان افراد مجرم که بهعنوان قربانیان شرایط خانوادگی و اجتماعی در نظر گرفته شوند تا زمینه بازگشت بدون استرس آنها به خانه تمهید شود و برای پیشگیری از فرار دختران، فراتر از تأمین امنیت اخلاقی جامعه و توانمندسازی نهادهای آموزشی و تربیتی، بر تقویت ارزشهای دینی بیشترین تأکید را داشته و معتقدند؛ دین گرایش افراد به انحراف را کاهش داده و نقش تعیینکننده در مهار جرایم اجتماعی دارد، بر همین مبنا به هر میزان که اعتقاد و التزام دختران به آموزههای الهی بیشتر شود به همان میزان برای حفظ عفت و حیثیت خود از ارتکاب جرم و ترک خانه نیز اجتناب میکنند.[۵۵]
بر اساس آمار منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO)، هر سال حدود یک میلیون نوجوان در محدوده سنی ۱۳ تا ۱۹ سال در سراسر جهان از خانه فرار میکنند؛ ۷۴ درصد از این فرارها مربوط به دختران است. این نسبت بالا حاکی از آن است که دختران به دلایل مختلفی، از جمله فشارهای اجتماعی، خانوادگی، و فرهنگی، بیشتر در معرض این پدیده قرار دارند. در ایران آمار دقیق و رسمی از تعداد دختران فراری، ارائه نمیشود، اما گزارشهای منتشر شده در رسانهها و مطبوعات نشاندهندهٔ افزایش قابل توجه این پدیده است. بهعلاوه، یکی از نگرانیهای اصلی، کاهش میانگین سنی دختران فراری است که نشان میدهد دختران نوجوان و در سنین پایینتر نیز به این رفتار روی میآورند. این موضوع نشان میدهد که عوامل مؤثر بر فرار دختران، مانند فشارهای روانی، خشونت خانگی و تغییر در نگرشها و سبک زندگی، در حال تشدید هستند.[۵۶]
«بحران دختران فراری در عربستان»، شبکه العالم، تاریخ درج مطلب: ۱ دی ۱۳۹۱ش.
«پیامدهای فرار دختران از خانه»، وبسایت مرکز مشاورهٔ ذهن موفق، تاریخ بازدید: ۲۰ بهمن ۱۴۰۳ش.
«تغییر نگرش نسبت به والدین و ازدواج اجباری عامل اصلی فرار دختران»، وبسایت همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ش.
«چرا آمار پسران فراری بیش از دختران فراری است؟»، پایگاه خبری تحلیلی دیدهبان ایران، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۰ش.
«رسانهها چه تأثیری بر سبک زندگی ما میگذارند؟»، وبسایت مؤسسهٔ صراط مبین، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ش.
«فرار از خانه بهخاطر عشق مجازی»، وبسایت روزنامهٔ جام جم، تاریخ بازدید: ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ش.
«فرار دختران از خانه»، وبسایت کتابخانه مجازی، تاریخ بازدید مطلب: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ش.
«کنکاشی در بارهٔ دختران فراری»، وبسایت بنیاد وکلا، تاریخ درج مطلب: ۱۱ تیر ۱۴۰۱ش.
«گسترش پدیده فرار دختران از خانه در امارات»، خبرگزاری ابنا، تاریخ درج مطلب: ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ش.
«نقش اقتدار در تربیت فرزندان»، وبسایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۴ فروردین ۱۳۹۸ش.
احمدی، حبیب و مردانی، مرضیه، «عوامل تربیتی مرتبط با فرار دختران»، وبسایت پژوهشهای معنوی، تاریخ بازدید مطلب: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ش.
الهیاری، عباسعلی و رسولزاده، سیدکاظم، «بررسی اختلالات شخصیت در دختران فراری و غیر فراری»، در فصلنامهٔ روانشناسی تربیتی، دورهٔ ۴، پیاپی ۱۱، فروردین ۱۳۸۷ش.
پنجهحیدری، لیلا، «فرار دختران؛ مسئله حاد اجتماعی»، وبسایت شبکه شرق، تاریخ درج مطلب: ۲۰ مهر ۱۳۹۹ش.
حقیقتدوست، زهرا، «عوامل زمینهساز فرار دختران از خانه»، رفاه اجتماعی، شماره ۱۳، سال ۱۳۸۳ش.
حمیدی، فریده، «تأثیر ساخت خانواده بر فرار دختران»، زن در توسعه و سیاست، شماره ۳، مهر ۱۳۸۳ش.
زحمتزادخوری، صادق، «رابطه سرمایه اجتماعی خانواده و میزان جزائم و بزهکاری کودکان و نوجوانان (مطالعه موردی شهر بندرعباس»، اور مزد، شماره ۴۷، سال ۱۳۹۸ش.
سمیعی، سمیه، «چرا دختران از خانه فرار میکنند؟»، وبسایت پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۱ دی ۱۳۹۳ش.
شاهآبادی، اکبر و فلکالدین، زهرا، «بررسی علل گرایش به فرار از منزل در بین دختران دبیرستانی ناحیه دو شهر یزد»، فصلنامه مددکاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی، شماره ۳، زمستان ۱۴۰۰ش.
شرافتیپور، جعفر، «ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی زنان خیابانی در شهر تهران»، فصلنامه رفاه اجتماعی، شماره ۲۲، پاییز ۱۳۸۵ش.
صالحی، وجیهه، «فرصتها و تهدیدات رسانه در ترویج سبک زندگی اسلامی»، وبسایت پژوهشکدهٔ باقرالعلوم، تاریخ درج مطلب: ۱۱ آذر ۱۳۹۵ش.
عباسی، محمد، «عوامل فرار دختران از خانه»، کتابخانه دیجتالی تبیان، تاریخ بازدید مطلب: ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ش.
عباسی، محمد، «عوامل فرار دختران از خانه»، وبسایت پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۴ تیر ۱۳۸۷ش.
علویزاده، سیدمحمد، «آسیبشناسی فرار دختران از خانه»، وبسایت ریحانه بهشتی، تاریخ بازدید مطلب: ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ش.
علیپور، محمد و همکاران، «بررسی عوامل مؤثر در فرار دختران از خانه در ایران: مرور سیستماتیک»، روانشناسی زن، سال ۱۵، شمارهٔ ۵۹، بهار ۱۴۰۳ش.
علیمیرزایی، وحیده، «زوال خانه در سبک زندگی غربی»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ش.
محبی، سیده فاطمه، «آسیبشناسی اجتماعی زنان»، وبسایت پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۲۰ بهمن ۱۴۰۳ش.
محبی، محمدعارف، «مردمیشدن خانواده؛ فرایند آسیبدیدگی و بحران خانوادگی»، معرفت فرهنگیاجتماعی، سال پانزدهم، شماره ۱، زمستان ۱۴۰۲ش.
محمدخانی، شهرام، «عوامل روانی- اجتماعی مؤثر در فرار دختران از خانه»، نشریهٔ رفاه اجتماعی، دورهٔ ۶، شمارهٔ ۲۵، ۱۳۸۶ش.
میرقباد خدارحمی، سحر و همکاران «اثربخشی آموزش مهارتهای روانی- اجتماعی ویژه دختران فراری بر صمیمیت اجتماعی و احساس تنهایی آنان»، وبسایت سامانهٔ مدیریت نشریات علمی دانشگاه آزادی اسلامی، تاریخ بازدید: ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ش.
هاشمی، سیدضیاء و همکاران، «پیامدهای فرار دختران از منزل»، نشریهٔ رفاه اجتماعی، دورهٔ ۱۱، شمارهٔ ۴۰، ۱۳۹۰ش.