امام موسی کاظم
تصویری از در حرم امام موسی کاظم | |
پادکست مقاله | 🡇
|
امام موسی بن جعفر، هفتمین امام شیعیان.
امام موسی بن جعفر ملقب به امام کاظم (۱۲۸–۱۸۳ ه.ق)، هفتمین امام شیعیان دوازدهامامی است. او در دوران اوج قدرت خلافت عباسی، معاصر با منصور تا هارونالرشید امامت کرد و باوجود خفقان شدید سیاسی، با اتخاذ رویکرد تقیه، پرهیز از قیام مسلحانه و گسترش شبکه ارتباطی، توانست رهبری جامعه شیعه را حفظ و مبانی فکری آن را تقویت کند. وی که در میان مسلمانان به علم، کثرت عبادت و حلم شهرت دارد، پساز سالها حبس، سرانجام به دستور هارونالرشید در زندان بغداد مسموم و شهید شد. آرامگاه او در کاظمین زیارتگاه شیعیان است.
تولد و خانواده
موسی بن جعفر فرزند جعفر بن محمد، مادرش، حمیده است.[۱] وی در هفتم صفر سال ۱۲۷،[۲] ۱۲۸ یا ۱۲۹ هجری در مدینه به دنیا آمد.[۳] کنیهاش، ابوالحسن،[۴] ابوعلی، ابوابراهیم[۵] ابواسماعیل،[۶] ابومحمد[۷] و ابوعبدالله[۸] و القابش، مأمون، طیّب، سیّد،[۹] فقیه، عالم، عبد صالح،[۱۰] کاظم،[۱۱] نفس زکیّه، وفِیّ، صابر، امین، زاهر، صادق،[۱۲] زین المجتهدین[۱۳] و بابالحوائج[۱۴] است. امام کاظم، در سال ۱۸۳ هجری،[۱۵] پنجم یا ششم[۱۶] یا بیستوچهارم یا بیستوپنجم ماه رجب[۱۷] در سن ۵۴،[۱۸] ۵۵،[۱۹] ۵۷،[۲۰] ۵۸[۲۱] یا ۶۰ سالگی[۲۲] در زمان خلافت هارون الرشید، در زندان وفات یافت[۲۳] و در مقبرهٔ قریش مدفون شد.[۲۴]
وی دو دهه از سایهسار دانش پدرش، امام صادق و مکتب فقهی و علمی او بهره برد.[۲۵] امامتش، از ۲۰ سالگی[۲۶] و در سال ۱۴۸ هجری[۲۷] به مدت ۳۵ سال بوده است.[۲۸] وی پیشاز امامتش، پنج سال از دوران طفولیت خود را در عهد مروان بن محمد، از خلفای اموی، و حدود پنج سال نیز در زمان عبدالله سَفّاح، اولین خلیفهٔ عباسی و ده سال در زمان منصور دوانیقی گذراند[۲۹] و در دورهٔ امامتش، با چهار تن از خلفای عباسی، ۱۲سال با منصور دوانیقی(۱۳۶–۱۵۸ق)، ۱۰ سال با محمد المهدی (۱۵۸–۱۶۹ق)، ۱ سال با موسی الهادی (۱۶۹–۱۷۰ق) و ۱۵ سال با هارون الرشید (۱۷۰–۱۹۳ق)، معاصر بوده است.[۳۰] او دارای ۳۷،[۳۱] ۳۸، ۴۰[۳۲] یا ۴۱ فرزند شامل ۱۸ پسر به نامهای علی الرضا، ابراهیم، عباس، اسماعیل، جعفر، حسن، محمد، عبیدالله، حمزه، عبدالله، اسحاق، احمد (معروف به شاهچراغ)، قاسم، هارون، حسین، زید، فضل و سلیمان و ۲۳ دختر بود.[۳۳]
ادلهٔ امامت موسی بن جعفر
وی یکی از ۱۲ امامی است که پیامبر بر امامتش تصریح کرده است.[۳۴] آیات مودت،[۳۵] تطهیر،[۳۶] ذویالقربی،[۳۷] خُمسِ غنایم[۳۸] و آیه «و اُولواالأرحام بعضُهم أولی ببعضٍ فی کتاب الله»،[۳۹] در شأن او و سایر امامان شیعه نازل شده است.[۴۰]
همچنین، بنابر روایت جابر بن عبدالله انصاری، نامش در لوحی که پیامبر از جانب جبرائیل به فاطمه داده بود، ذکر شده است که امامِ پساز جعفر بن محمد بن علی، فرزندش، موسی است.[۴۱] در صحیفهای که نزد اُمّ سَلَمه بوده است نیز، نام یکایک امامان شیعه ذکر شده است.[۴۲]
حدیث «أوصیائی الإثنی عشر»[۴۳] نیز، به امامت تکتک امامان، ازجمله امام موسی بن جعفر، اشاره دارد.[۴۴] امام صادق نیز، خود، موسی بن جعفر را امامِ پساز خود معرفی کرده[۴۵] و هنگام وفاتش، او را وصیّ خود قرار داده و میراث انبیا را به او تحویل داد.[۴۶] از امام کاظم کرامات فراوانی نقل شده است که دلالت بر امامت او و درستیِ قول به امامت وی دارد؛[۴۷] ازجمله اینکه:
فضایل و مناقب موسی بن جعفر
امام موسی بن جعفر، وارث علم انبیا[۵۱] و معرفت و فضل و کمالات[۵۲] و جامع بین دین، فقه، مناسک، بردباری و شکیبایی بود.[۵۳] در زمانهٔ او، هیچکس در معارف الهی و دانش و بخشش، به او نمیرسید[۵۴] و دانشمندان و رجال علمی زمان خود را تحتتأثیر دانش خود قرار داده بود.[۵۵] از او، در زمانهٔ خود، فقیهتر، باورعتر، باسخاوتتر و کریمتر یافت نمیشد.[۵۶]
فضایل اخلاقی و صفات برجستهٔ انسانی او زبانزد خاص و عام بوده و تمام دانشمندان در برابر عظمت اخلاقی او سرِ تعظیم فرود میآوردند.[۵۷] وی را عبد صالح،[۵۸] بزرگ مرتبه،[۵۹] کثیر التهجد، فروخورندهٔ خشم، تلاشگر،[۶۰] صالح، حلیم، جواد، سخی، متألِّه (الهی)[۶۱] و عابدترین مردم دانستهاند.[۶۲] او از نظر قدر و منزلت، بهترین بندگان خدا[۶۳] و سرآمدِ فرزندان جعفر بن محمد بود.[۶۴] بسیار سجده میکرد[۶۵] و در مدت حبسِ خود، پساز نماز صبح به سجده رفته و هنگام زوال (ظهر) سر از سجده برمیداشت.[۶۶] از خوف خدا بسیار میگریست.[۶۷]
شبها را به نماز و روزها را به روزه و صدقه سپری میکرد.[۶۸] معروف به کرامات مُحَیِّر العقول،[۶۹] آگاهی بر امور پنهان و طیّ الأرض بوده[۷۰] و در منابع شیعه و سنی، پساز علی بن أبیطالب، از امام موسی بن جعفر بیش از هر امام دیگری امور خارقالعاده و حیرتانگیز و کرامات و معجزات نقل شده است.[۷۱] او مواظبترینِ مردم بر حفظ کتاب خدا (قرآن) بود[۷۲] و آن را با صوتی زیبا و حزین تلاوت میکرد.[۷۳]
سبک زندگی موسی بن جعفر

امام موسی کاظم، صلهٔ رحِم به جا میآورد و از محرومان و فقیران، بهصورت پنهانی و شبانه با تأمین آذوقه، دستگیری و تفقُّد میکرد.[۷۴] کسانی که به او بدی میکردند، با برآوردن نیازهایشان، از آنان دلجویی کرده و پاسخ بدسگالی آنها را با نیکویی میداد.[۷۵] با مخالفان خود، حتی کسانی که قصد کشتن او را کرده بودند، با ملاطفت برخورد میکرد[۷۶] و از کشتن مخالفان و سوءقصد کنندگان به جان خویش، ممانعت به عمل آورده و با کسانی که او را مورد ریشخند خود قرار میدادند، معاشرت میکرد.[۷۷] در طول زندگانی خود، ۱۰۰۰ برده آزاد کرد. او درحالیکه تمکُّن مالی داشت، زاهدانه میزیست و اموالش را به نیازمندان میبخشید.[۷۸]
امام کاظم بدون شمشیر و ابزار تبلیغات و صرفاً براساس دعوت مردم با عمل خود و نه با زبان، بر دلها حکومت میکرد.[۷۹]
موسی بن جعفر در نگاه دیگران
امام صادق، امام موسی بن جعفر را دری از درهای رحمت و برکت خداوند و فردی دانسته است که دانش قضا، فهم، بخشندگی، خوی نیکو و نیکرفتاری با همسایگان را دارد.[۸۰]
هارون الرشید، او را وارث علم انبیا، امام و پیشوای مردم، حجت حق بر خلق، و خلیفهٔ خدا بر بندگان دانسته که علمِ درست به یقین نزد او است. به گفتهٔ مأمون، عبادت زیاد، او را فرسوده و سجدهٔ فراوان، چهره و بینی او را مجروح کرده است. عیسی بن جعفر بن منصور، از او بهعنوان کسی که تنها به عبادت مشغول است و حتی او و هارون را هم به بدی یاد نمیکند، یاد کرده است.[۸۱]
ابوعلی خَلّال حنبلی، در گرفتاریها به قبر او توسل جُسته و خدا اینگونه مشکلاتش را حل میکرده است.[۸۲] ابنصَبّاغ مالکی، او را کسی دانسته که مناقب و کراماتش آشکار، فضایل و صفاتش خیرهکننده و سَروَری و آقایی در برابر او قد خم میکرد.[۸۳] محمد بن طلحه شافعی و احمد بن یوسف قرمانی، او را بابالحوائج دانستهاند، زیرا مردم نیازهای خود را با وسیله قرار دادن او به درگاه الهی، برآورده میدیدند.[۸۴]
ویژگیهای زمانهٔ موسی بن جعفر
- انشعاب در شیعه و پراکندهشدن شیعیان در فرقههای واقفیه (کسانی که امامت علی بن موسی الرضا را نپذیرفتند)،[۸۵] اسماعیلیه (پیروان اسماعیل فرزند امام صادق، که پیشاز وی درگذشت)، فَطَحِیِّه (پیروان عبدالله بن جعفر أفطَح که هفتاد روز پساز امام صادق درگذشت)، ناووسیه (پیروان فردی به نام ناووس)، دیباجیه (پیروان محمد بن جعفر دیباج) و موسویه (پیروان موسی بن جعفر)؛[۸۶]
- ترویج و تبلیغ آزادانهٔ افکار جریانهای فکری در عرصههای مختلف، نظیر روایت، تدریس، تألیف و مناظره؛[۸۷]
- تداوم سیاست سختگیری بر علویان و اهلبیت؛[۸۸]
- حمایت حکومت از جاعلان حدیث؛
- حاکمشدن ایدهٔ قداستبخشی به خلفای عباسی در بین مردم؛[۸۹]
- سرازیر شدن اموال فراوان از اقصی نقاط ممالک اسلامی و پدید آمدن شکاف عمیق طبقاتی؛[۹۰]
- فساد لجام گسیخته، میگساری، ولنگاری و بیبندوباری خلفا و دستگاه حکومت.[۹۱]
فعالیتهای سیاسی در دوران موسی بن جعفر

دوران منصور دوانیقی تا هارون الرشید، نخستین مرحلهٔ استبداد و ستمگری خلفای عباسی بوده است، که حتی به همپیمانان خود، نظیر عبدالله بن علی، ابوسلَمة خَلّال و ابومسلم نیز رحم نکرده و آنان را به قتل رسانده و از سر راه حکومت خود برداشتند.[۹۲]
همچنین، کشتن ۶۰ تن از سادات توسط حمید بن قحطبه، در این بازهٔ زمانی رخ داده است.[۹۳] خلفای عباسی، در کنار رفتارهای غیرانسانی، از کشورگشایی و کشورداری غافل نبوده و به عمران و آبادانی و ایجاد شهرهایی نظیر بغداد در سال ۱۴۵ق بهسبک تیسفون و سامان دادن ادارات بهسبک ساسانیان، توسط برمکیان، اهتمام داشتند.[۹۴]
در چنین شرایطی، موسی بن جعفر، راه پرهیز و احتیاط را پیشه کرد.[۹۵] امام کاظم، با آنکه بیشترین اهتمام خود را به ادامه و استمرار نهضت علمی جعفر بن محمد و محمد بن علی و تربیت و پرورش شاگردانی مُبَرّز قرار داده بود تا بدین وسیله بُنیهٔ علمی و حدیثی شیعه را تقویت کند،[۹۶] اما خلفای عباسی وجود تشکُّلی به نام تشیُّع با رهبری پیشوایان شیعه، ازجمله موسی بن جعفر را برنمیتافتند و آنان، ازجمله امام کاظم را تحت فشار قرار میدادند.[۹۷]
در دوران امامت موسی بن جعفر، رویدادهای زیر نشان داد که علویان مهمترین رقبای عباسیان در امر خلافت و حکومت هستند:[۹۸]
قیام حسین بن علی بن حسن (شهید فَخّ)[۹۹] در حجاز در هشتم ذیحجه ۱۶۹ هجری؛[۱۰۰]
- قیام یحیی بن عبدالله بن حسن،[۱۰۱] از یاران و راویان امام ششم و از مجروحان واقعهٔ فَخّ، در دیلمان در سال ۱۷۶ هجری؛[۱۰۲]
- قیام إدریس بن عبدالله، از مجروحان واقعهٔ فَخّ، در مغرب و تشکیل سلسلهٔ ادریسیان، بهعنوان نخستین سلسلهٔ شیعی در جهان اسلام، در سال ۱۷۲ هجری، که تا سال ۳۶۳ هجری ادامه پیدا کرد و با تأسیس شهرهایی همچون «فاس» و بناهای عامالمنفعه و مساجد، موجب شکوفایی تمدن اسلامی شدند.[۱۰۳]
با آنکه موسی بن جعفر در قیامهای حَسَنیان (فرزندان و نوادگان امام حسن) مشارکت و همراهی نکرد[۱۰۴] و حتی شکست و شهادت حسین بن علی (شهید فَخّ) را، که غالب علویان مدینه در آن مشارکت داشتند، به او گوشزد کرد،[۱۰۵] اما بااینحال، پساز شنیدن شهادتش، به شدت افسرده و غمگین گشته و بر او درود فرستاد. او را بینظیر دانسته و مسلمانی نیکوکار که بسیار روزه میگرفت و فراوان نماز میخواند و آمر به معروف و ناهی از منکر بود[۱۰۶] و قیام او را برای خدا و در راه مبارزه با پلیدان و بدکاران دانست.[۱۰۷]
اقدامات موسی بن جعفر

امام موسی بن جعفر، اقداماتی در راستای وظایف ذاتی امامت و در مخالفت و مبارزه با حکومتهای وقت، داشته است که عبارتند از:
- مبارزهٔ منفی (مانند پرهیز دادن صَفوانِ جَمّال از کرایه دادن شترانش به هارون برای سفر حج)؛[۱۰۸]
- اجازه به بعضی از اصحابش، همچون علی بن یقطین، جهت نفوذ در دستگاه خلافت و تصدی برخی مناصب، برای مرتفع ساختن موانعِ برآوردن نیازهای شیعیان و احقاق حقوق آنان؛[۱۰۹]
- مبارزه و برخورد با علمای فاسد و خودفروخته و درباری؛[۱۱۰]
- ایجاد رهبری مشروع در عرصهٔ اندیشه، با استمرارِ تبیین مبانی فکری و اصول اعتقادی شیعه و طرد اندیشههای مخالف و ساختگی؛[۱۱۱]
- تقویت پایگاه امامت، با آشکارسازی قدرت ماورائی خود، در قبال مدعیان امامت و رهبران فرقههای منحرف[۱۱۲] و بیان شفاف مواضع خود در قبال خلفا و موضوع خلافت، برای جلوگیری از ایجاد ذهنیت تأیید وضع موجود؛[۱۱۳]
- تقویت تشکل شیعه، از طریق ایجاد ارتباط میان خود و رهبران شیعیان در نواحی مختلف و ساماندهی و تقویت بُنیهٔ اقتصادی آنان.[۱۱۴]
- رعایت تقیه، بهدلیل حاکمیت فضای خفقان و فشار بر شیعیان؛[۱۱۵] و عدم ارتباط گستردهٔ وی با شیعیان، بهدلیل حساسیت دستگاه حکومت؛[۱۱۶]
- حفظ جایگاه و برتری موقعیت علمی شیعیان از طریق تعلیم و تربیت شاگردان،[۱۱۷] تدریس مباحث کلامی، نظیر توحید و برشماری صفات خداوند، با استفاده از مضامین قرانی و پرهیز شیعیان از دوقطبی عقلگرایی افراطی معتزلیان و نقلگرایی تفریطی اهل حدیث؛[۱۱۸]
- مواجههٔ منطقی با چالشهای داخلی شیعیان، نظیر ادعای امامت برادرش، عبدالله بن جعفر (أفطَح)؛[۱۱۹]
- جلوگیری از فروپاشی اخلاقی جامعه و امت اسلامی، از طریق ارشاد و پند و موعظه؛[۱۲۰]
- رسیدگی به امور تهیدستان جامعه.[۱۲۱]
مناظرات و احتجاجات موسی بن جعفر
امام کاظم، در صحبتهای خود، هارون را حاکم تنها و خود را حاکم دلها معرفی میکرد[۱۲۲] و در مُحاجّه با هارون الرشید، دلیل انتساب امامان را به پیامبر، به عنوان فرزندان دختریِ پیامبر، وجود آیاتی نظیر ۸۵–۸۶ أنعام (عیسی را که بدون پدر بود، از طریق مادرش، مریم، به ابراهیم منتسب میکند)[۱۲۳] و ۶۱ آلعمران (که حسن و حسین را به عنوان فرزندان پیامبر معرفی کرده است) دانسته،[۱۲۴] و براساس آنها، خود و سایر پیشوایان شیعه را فرزندان پیامبر معرفی کرده است.[۱۲۵]
همچنین، جواز نکاح پیامبر با دختران هارون و حرمت تزویج دختران امامان به پیامبر را دلیل رابطهٔ اُبُوّت و بُنُوّتِ (پدر و فرزندی) آنان ذکر کرده است.[۱۲۶]
همچنین، در مواجهه با معتزله، که اساس آن بر توجیه عقلانی مسائل استوار است و اهل حدیث، که برخلاف معتزله، جایگاهی برای عقل در مباحث کلامی و اعتقادی قائل نبودند، به شیعیان توصیه میکرد پا را فراتر از قرآن نگذارند و خود نیز در توصیف صفات خداوند، تنها از مضامین قرآنی بهره میجُست.[۱۲۷]
اصحاب موسی بن جعفر
در میان یاران و اصحاب امام موسی بن جعفر، شش تن (حسن بن محبوب، محمد بن أبیعُمَیر، صفوان بن یحیی، عبدالله بن مُغَیرة، یونس بن عبدالرحمان و احمد بن محمد بن أبینصر بَزَنطی) بهعنوان اصحاب اجماع، به صدق و امانت شهرت دارند.[۱۲۸]
هشام بن سالم، حسن بن محبوب، محمد بن أبیعُمَیر، محمد بن سنان، کُمَیت بن زید اسدی، عمار ساباطی، صفوان بن مهران جَمّال، موسی بن بُکَیر، سلیمان بن جعفر، رَیّان بن صَلت، علی بن مهزیار، صفوان بن یحیی، علی بن جعفر، داود بن کثیر، حسن بن علی بن فَضّال، عثمان بن عیسی،[۱۲۹] حَمّاد بن عیسی، عبدالرحمان بن حَجّاج، عبدالله بن مُغَیرة، عبدالله بن یحیی کاهلی، اسحاق بن یحیی، عبدالله بن جُندَب، علی بن یقطین، هشام بن حکم،[۱۳۰] مُفَضّل بن عمر، یونس بن عبدالرحمان[۱۳۱] و اسحاق بن عمار صِیرَفی،[۱۳۲] در زمرهٔ اصحاب امام کاظم هستند.
همچنین از حسن بن علی بن فَضّال، داود بن کثیر رِقّی، عبدالسلام بن صالح، اسماعیل بن مهران و علی بن جعفر (برادرش) بهعنوان راویان حدیث از موسی بن جعفر نام میبرند.[۱۳۳]
دلایل دستگیری و قتل موسی بن جعفر


امام موسی بن جعفر، ابتدا در زمان مهدی خلیفهٔ عباسی دستگیر و زندانی شد. اما بهدنبال خوابی که در آن، علی بن أبیطالب در گلایه از او، بهخاطر دستگیری نوادهاش، آیهٔ ۲۲ سورهٔ محمد را خطاب به او تلاوت کرده بود (فهل عَسیتُم إن تولّیتُم أن تُفسِدوا فی الأرض و تُقَطَّعوا أرحامَکم)، دستور آزادی وی را صادر کرده[۱۳۴] و او را بسیار تکریم کرد. اما در زمان هارون، دلایل زیر موجبات دستگیری و حبس طولانیمدت موسی بن جعفر را فراهم آورد:
- در کنار قبر پیامبر، هارون خود را پسرعموی پیامبر، و امام کاظم خود را فرزند پیامبر معرفی کردند[۱۳۵] و این مسئله، موجب خشم و حسادت[۱۳۶] و کینهٔ هارون نسبت به موسی بن جعفر شد؛[۱۳۷]
- مشخص کردن حدود فدک برای مهدی یا هارون توسط امام کاظم[۱۳۸] (از عدن تا سمرقند، از آفریقا تا بحر خزر و ارمنستان)[۱۳۹] و احساس خطر کردن هارون از اینکه موسی بن جعفر داعیهٔ فرمانروایی دارد؛[۱۴۰]
- افشای اسرار امامت توسط برخی یاران امام، نظیر هشام بن حکم که منجر به حساسیت هارون و دستگیری موسی بن جعفر شد؛[۱۴۱]
- اخبار نادرست جاسوسان و تحریکات یحیی بن خالد برمکی؛[۱۴۲]
سعایت برادرزادهاش، محمد یا علی بن اسماعیل (نوادهٔ امام صادق)[۱۴۳] و محمد بن جعفر (برادرش)[۱۴۴] از موسی بن جعفر، نزد هارون الرشید، موجب شد تا وی در سال ۱۷۹ق، هنگام سفر حج، در مدینه پس از عذرخواهی از پیامبر! و گلایه از امام موسی بن جعفر،[۱۴۵] دستور بازداشت وی را بهدلیل فتنهگری[۱۴۶] و تفرقهافکنی بین مسلمانان،[۱۴۷] صادر کرد[۱۴۸] و او را به بصره، نزد عیسی بن جعفر بن منصور (نوادهٔ خلیفهٔ دوم عباسی) فرستاد. پس از استنکاف و روگردانی عیسی از قتل امام کاظم، موسی بن جعفر را به بغداد منتقل کرده و به فضل بن ربیع سپردند، که مدت مدیدی نزد وی زندانی بود.
وی نیز از کشتن امام کاظم سر باز زد و امام را به فضل بن یحیی تحویل دادند. فضل بن یحیی در طول مدت حبس، اسباب آسایش و رفاه موسی بن جعفر را فراهم آورد که موجب خشم هارون و نواختن ۱۰۰ ضربه تازیانه بر او شد.[۱۴۹] او نیز به دنبال سرپیچی از قتل امام کاظم،[۱۵۰] از زندانبانی، خلع و موسی بن جعفر به سندی بن شاهک سپرده شد.[۱۵۱]
در نهایت، به دستور هارون الرشید، امام کاظم با غذا یا خرمای مسموم، توسط سندی بن شاهک به قتل رسید.[۱۵۲] در تشییع او در بغداد، تمام اقشار مردم مشارکت داشتند، بهگونهای که تا آن روز، چنان تشییعی دیده نشده بود. احمد بن حنبل، امام مذهب حنبلی، در سوگ امام موسی بن جعفر، او را امام مشرق و مغرب نامید.[۱۵۳]
میراث علمی موسی بن جعفر
- فعالیت علمی و تربیت شاگردانی که تعداد آنان را ۲۷۴،[۱۵۴] 281[۱۵۵] و ۳۱۹ نفر[۱۵۶] برشمردهاند؛
- چندین رساله در باب عقل، علم، عمل (صالح)، توحید، ایمان به خدا، بَدا (در ارادهٔ الهی)[۱۵۷] و مکارم اخلاق؛[۱۵۸]
- صدها روایت در زمینهٔ احکام عبادی، معاملات، فقه و حدیث، در کتب روایی شیعه؛[۱۵۹]
- مجموعههای روایی، نظیر الرسالة الکبیرة، الأشعثیّات و مسائل علی بن جعفر؛[۱۶۰]
- مسند امام موسی بن جعفر در سه جلد و بیش از هزار صفحه[۱۶۱] با ۳۱۳۴ روایت از امام کاظم؛[۱۶۲]
- وصیت به هشام بن حکم در باب عقل و صفات آن.[۱۶۳]
- مناظره با خلفای عباسی،[۱۶۴] ابوحنیفه[۱۶۵] و اهل کتاب.[۱۶۶]
پانویس
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1387ش، ص290.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص20، 21، 22 و 23.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص288.
- ↑ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص13 و 14.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص335.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص54.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص34-36.
- ↑ زرندی حنفی، فضیلتهای آل پیامبر از دیدگاه عالمان اهل سنت، 1393ش، ص167.
- ↑ ابنجوزی، تذکرة الخواصّ، 1427ق، ص436.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص288.
- ↑ معروف حسنی، زندگی دوازده امام، 1389ش، ج2، ص321.
- ↑ کتانی، الإمام الکاظم ضوء مقهور الشعاع، 1420ق، ص182-187.
- ↑ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص13-14 و 54.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص335.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1387ش، ص290.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص288.
- ↑ مسعودی، إثبات الوصیة، 1362ش، ص357 (پاورقی).
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص131 و 132.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص288.
- ↑ ابنجوزی، تذکرة الخواصّ، 1427ق، ص439.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1387ش، ص290.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص134.
- ↑ معروف حسنی، زندگی دوازده امام، 1389ش، ج2، ص315.
- ↑ صدوق، عیون اخبار الرضا، 1378ق، ج۱، ص۹۹ و ۱۰۵.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص19-20 و 51.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص۳۸۵.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص211.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص288.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص20.
- ↑ الرحمة، أئمّة أهل البیت فی کتب أهل السنّة، 1424ق، ص270؛ عبدالرحمان، سیرهٔ اهل بیت، ص371.
- ↑ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص225.
- ↑ زرندی حنفی، فضیلتهای آل پیامبر از دیدگاه عالمان اهل سنت، 1393ش، ص169.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1387ش، ص290-291.
- ↑ مفید، الإختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۲۱۱؛ طبرسی، إعلام الوری، ۱۳۹۰ق، ص396-۳۹۷.
- ↑ سوره شوری، آیه 22.
- ↑ سوره أحزاب، آیه 33.
- ↑ سوره إسراء، آیه 26.
- ↑ سوره أنفال، آیه 41.
- ↑ سوره أحزاب، آیه 6.
- ↑ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، 1377ش، ص66.
- ↑ مفید، الإرشاد، 1399ق، ص272؛ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص176.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص168-170 و 223-224.
- ↑ قندوزی حنفی، ینابیع المودّة، جزء3، ص11.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص176.
- ↑ مسعودی، إثبات الوصیة، 1362ش، ص359، 360، 362، 364 و 370-371.
- ↑ مسعودی، إثبات الوصیة، 1362ش، ص365.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص287-288، 291-296.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص96-98
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص379، 382-383
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص222-224
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص8.
- ↑ هیتمی، الصواعق المحرقة، 1385ق، ص203.
- ↑ ابن أبیالحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، 1387ق، ج15، ص273.
- ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان؛ نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امامان معصوم، 1380ش، ص416.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص21.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص377.
- ↑ عبدالرحمان، سیرهٔ اهل بیت، ص373-374.
- ↑ ابنجوزی، تذکرة الخواصّ، 1427ق، ص436.
- ↑ الرحمة، أئمّة أهل البیت فی کتب أهل السنّة، 1424ق، ص275.
- ↑ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص55؛ زرندی حنفی، فضیلتهای آل پیامبر از دیدگاه عالمان اهل سنت، 1393ش، 167.
- ↑ یافعی، مرآت الجنان و عبرة الیقظان فی معرفة ما یُعتبَر من حوادث الزمان، ج10، ص394؛ الرحمة، أئمّة أهل البیت فی کتب أهل السنّة، 1424ق، ص277-278.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1387ش، ص290.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص337.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص149.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص339، 341 و 390.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص32-35.
- ↑ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص54.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص35.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص10.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص339، 358 و 376.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص387.
- ↑ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، 1390ق، ص298.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص180-181.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص296
- ↑ ابنخَلَّکان، وفیات الأعیان، 1969، ج5، ص308.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص257.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج2، ص149-153.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص37-38.
- ↑ مطهری، سیری در سیرهٔ ائمّهٔ اطهار، 1383ش، ص158-160.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص23-24 و 31.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص24.
- ↑ بغدادی، تاریخ بغداد، 1417ق، ج۱، ص۱۳۳.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص25 و 56.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص26-27.
- ↑ طوسی، الغیبة، 1411ق، ص۶۵–۶۴.
- ↑ نوبختی، فرق الشیعه، ص۶۶–۷۹.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص79، 90-92 و 199.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص79- 87 و 154.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص115.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص154 و 158.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص117- 118 و 154-158.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص200.
- ↑ خراسانی، منتخب التواریخ در زندگانی چهارده معصوم، 1376ش، ص533.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص200.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص185.
- ↑ علی، مختصر تاریخ العرب، 1967، ص209.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص385.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص385.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص77.
- ↑ خراسانی، منتخب التواریخ در زندگانی چهارده معصوم، 1376ش، ص529-531.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص199-205.
- ↑ خراسانی، منتخب التواریخ در زندگانی چهارده معصوم، 1376ش، ص531-532.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص203-204.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص144-145.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص389.
- ↑ اصفهانی، مقاتل الطالبیّین، 1385ق، ص302.
- ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان؛ نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امامان معصوم، 1380ش، ص428-429.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص207.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص215.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص406-408.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص107-110.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص93.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص120.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص212.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص212.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص120.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص207.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص212
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص103-105.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص98-100.
- ↑ نصیری، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، 1384ش، ص215.
- ↑ پیشوایی، سیرهٔ پیشوایان؛ نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امامان معصوم، 1380ش، ص431.
- ↑ شبلنجی، نورالأبصار، ص149؛ ابنصبّاغ، الفصول المهمّة، ص220.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص177 و 214.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص396.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص176-177 و 213.
- ↑ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص409-410.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص140.
- ↑ خراسانی، منتخب التواریخ در زندگانی چهارده معصوم، 1376ش، ص526-529؛ عطاردی، مُسند الإمام الکاظم، 1391ش، ج1، ص269.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص219-277.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص343-451.
- ↑ معروف حسنی، زندگی دوازده امام، 1389ش، ج2، ص330.
- ↑ معروف حسنی، زندگی دوازده امام، 1389ش، ج2، ص331.
- ↑ ابنجوزی، تذکرة الخواصّ، 1427ق، ص437-438.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص251 و 309.
- ↑ مطهری، سیری در سیرهٔ ائمّهٔ اطهار، 1383ش، ص154.
- ↑ خامنهای، انسان 250 ساله، 1391ش، ص301.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص121-123.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبیطالب، ج4، ص320-321.
- ↑ مطهری، سیری در سیرهٔ ائمّهٔ اطهار، 1383ش، ص154.
- ↑ صدوق، کمال الدین، 1395ق، ج۲، ص۳۶۱–۳۶۳؛ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، 1387ش، ص397-400.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص209.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص386-387.
- ↑ زرندی حنفی، فضیلتهای آل پیامبر از دیدگاه عالمان اهل سنت، 1393ش، ص168-169.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص388.
- ↑ مطهری، سیری در سیرهٔ ائمّهٔ اطهار، 1383ش، ص155.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص20.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص298-300.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص334.
- ↑ قمی، منتهی الآمال، 1371ش، ج2، ص392.
- ↑ حسینی قزوینی، موسوعة الإمام الکاظم، 1436ق، ج1، ص149.
- ↑ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، 1399ق، ص300؛ کتانی، الإمام الکاظم ضوء مقهور الشعاع، 1420ق، ص150-152.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص364-365.
- ↑ منتظرالقائم، تاریخ امامت، 1384ش، ص207-208.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص266.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص139.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج1، ص141، 148-149 و ج2، ص38-39.
- ↑ قرشی، حیاة الامام موسی بن جعفر، 1429ق، ج۲، ص۱۹۰–۲۷۸، ۲۹۷–۳۰۷.
- ↑ شاهین، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، 1425ق، ص148
- ↑ شیخ طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۲۶۴.
- ↑ حکیم، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، 1385ش، ج9، ص239.
- ↑ عطاردی، مسند امام الکاظم، 1391ش، ج۱، مقدمه.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج۱، ص۱۳–۲۰. ؛ احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، 1426ق، ج۴، ص۴۸۳–۵۰۱.
- ↑ صدوق، عیون أخبار الرضا، 1378ق، ج۱، ص۸۴–۸۵.
- ↑ کلینی، الکافی، 1407ق، ج۳، ص۲۹۷.
- ↑ ابن شهرآشوب، المناقب، 1379ق، ج۴، ص۳۱۱–۳۱۲.
منابع
- قرآن.
- ابن أبیالحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، دار إحیاء الکتب العربیة، ۱۳۸۷ق.
- ابنجوزی، سبط، تذکرة الخواصّ، قم، ذویالقربی، چاپ اول، ۱۴۲۷ق.
- ابنخَلَّکان، احمد بن محمد، وَفَیاتُ الأعیان و أنباءُ أبناءِ الزمان، تحقیق احسان عباس، قم (افست)، رضی، ۱۹۶۹م.
- ابن شهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، علامه، ۱۳۷۹ق.
- ابنصبّاغ مالکی، الفصول المهمّة، نجف، مکتبة دارالکتب التجاریة، بیتا.
- احمدی میانجی، علی، مکاتیب الائمة علیهم السلام، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۶ق.
- الرحمة، حکمت، أئمّة أهل البیت فی کتب أهل السنّة، تهران، مؤسسة الکوثر للمعارف الإسلامیة، ۱۴۲۴ق.
- اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیّین، نجف، مکتبة الحیدریة، ۱۳۸۵ق.
- بغدادی، خطیب، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۷ق.
- پیشوایی، مهدی، سیرهٔ پیشوایان؛ نگرشی بر زندگانی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی امامان معصوم، قم، توحید، چاپ دوازدهم، ۱۳۸۰ش.
- جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، چاپ یازدهم، ۱۳۸۷ش.
- حسینی قزوینی، محمد، موسوعة الإمام الکاظم، قم، مؤسسة ولی العصر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۳۶ق.
- حکیم، سیدمنذر، پیشوایان هدایت، بابالحوائج، حضرت امام موسی کاظم، قم، مجمع جهانی اهلبیت، ۱۳۸۵ش.
- خامنهای، علی، انسان ۲۵۰ ساله، بیانات مقام معظم رهبری دربارهٔ زندگی سیاسی – مبارزاتی ائمّهٔ معصومین، تهران، مرکز صهبا، چاپ چهاردهم، ۱۳۹۱ش.
- خراسانی، محمدهاشم، منتخب التواریخ در زندگانی چهارده معصوم، تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۶ش.
- زرندی حنفی، محمد بن یوسف، فضیلتهای آل پیامبر از دیدگاه عالمان اهلسنت، ترجمه مهدی کرباسی، قم، حبیب، چاپ دوم، ۱۳۹۳ش.
- شاهین، کوثر، الإمام موسی بن جعفر الکاظم، إضاءات حول سیرة سابعِ أئمّة أهل البیت، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۲۵ق.
- شبلنجی، نورالأبصار، قاهره، مکتبة المشهد الحسینی، بیتا.
- شریف قرشی، باقر، حیاة الإمام موسی بن جعفر، مهر دلدار، ۱۴۲۹ق.
- شهیدی، جعفر، زندگانی علی بن الحسین، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، ۱۳۷۷ش.
- صدوق، محمد بن علی، عیون اخبار الرضا، تهران، جهان، ۱۳۷۸ق.
- صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۵ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، تهران، اسلامیه، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق.
- طوسی، محمد بن حسن، الغیبة، قم، دارالمعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق.
- طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعه و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، قم، مکتبة المحقق الطباطبایی، ۱۴۲۰ق.
- عبدالرحمان، عبدالحمید، سیرهٔ اهل بیت، زاهدان، مکتبة الإسلامیة، چاپ اول، بیتا.
- عطاردی، عزیزالله، مُسند الإمام الکاظم، أبیالحسن موسی بن جعفر، تهران، عطارد، چاپ دوم، ۱۳۹۱ش.
- علی، سیدامیر، مختصر تاریخ العرب، تعریب: عفیف البعلبکی، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ دوم، ۱۹۶۷م.
- قمی، عباس، منتهی الآمال، قم، هجرت، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.
- قندوزی حنفی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودّة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیتا.
- کتّانی، سلیمان، الإمام الکاظم ضوء مقهور الشعاع، بیروت، دارالثقلین، ۱۴۲۰ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
- مسعودی، علی بن حسین، إثبات الوصیة، ترجمه محمدجواد نجفی، تهران، اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش.
- مطهری، مرتضی، سیری در سیرهٔ ائمّهٔ اطهار، تهران، صدرا، چاپ بیستوپنجم، ۱۳۸۳ش.
- معروف حسنی، هاشم، زندگی دوازده امام، ترجمه محمد مقدس، تهران، امیرکبیر، چاپ ششم، ۱۳۸۹ش.
- مفید، محمد بن نعمان، الإختصاص، قم، المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
- مفید، محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۹ق.
- منتظرالقائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، دفتر نشر معارف، چاپ سوم، ۱۳۸۴ش.
- نصیری، محمد، تحلیلی از تاریخ تشیُّع و امامان، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۸۴ش.
- نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۴ق.
- هیتمی، ابنحجر، الصواعق المحرقة، قاهره، مکتبة القاهرة، چاپ دوم، ۱۳۸۵ق.
- یافعی، عبدالله، مرآت الجنان و عبرة الیقظان فی معرفة ما یُعتبَر من حوادث الزمان، بیروت، أعلمی، بیتا.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، تعلیق و حواشی: خلیل منصور، قم، دارالزهرا، ۱۳۸۷ش.