جنسیت
| نامها | |
|---|---|
| عنوان انگلیسی | Gender |
| مشخصات مفهوم | |
| شاخه علمی | جامعهشناسی روانشناسی |
| نوع مفهوم | سازه فکری |
| حوزه کاربرد | مطالعات زنان علوم اجتماعی |
| اهمیت و ارتباط | |
| مرتبط با | جنس |
جنسیت؛ تکالیف و رفتارهای مورد انتظار یا منتسب به جنس.
جنسیت مفهومی است که به ویژگیها، نقشها، رفتارها، انتظارات و هویتهای مرتبط با زن و مرد در یک جامعه اشاره دارد و از جنس، که بیشتر ناظر به ویژگیهای زیستی است، متمایز میشود. جنسیت در علوم مختلف، از جمله روانشناسی و جامعهشناسی، از جنبههای زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی بررسی شده است. دربارهٔ منشأ و شکلگیری جنسیت نیز دیدگاههای متفاوتی وجود دارد؛ از رویکردهای طبیعی که بر عوامل زیستی تأکید دارند، تا رویکردهای برساختی که نقش فرهنگ و جامعه را برجسته میکنند و رویکردهای تعاملی که بر تأثیر متقابل عوامل زیستی و اجتماعی تأکید دارند. در دیدگاههای دینی نیز جنسیت و تفاوتهای زن و مرد در پیوند با ویژگیهای طبیعی، حقوق، نقشها و کمال انسان بررسی شده است.
مفهومشناسی
در معنای لغوی، جنسیت به حالت و کیفیت جنس گفته میشود.[۱] تا پیش از دهه ۱۹۶۰م، جنس(sex) و جنسیت(gender) گاه برای اشاره به زن و مرد بهکار میرفتند.[۲] در برخی متون اسلامی نیز جنس برای تفکیک دو صنف زن و مرد به کار رفته است.[۳] در کاربرد معاصر، جنسیت مفهومی فراتر از تفاوتهای جسمی و فیزیولوژیک جنس است[۴]
از نیمه دوم قرن بیستم، مطالعات انسانشناختی دربارهٔ تفاوت جوامع در تعریف زنانگی و مردانگی، به گسترش تلقی جنسیت بهعنوان پدیدهای اجتماعی ـ فرهنگی انجامید[۵] و جنس بیشتر برای تفاوتهای زیستی و جنسیت برای ویژگیهای رفتاری و اجتماعی به کار رفت.[۶] در این دیدگاه، جنس به تفاوتهای زیستی، از جمله ویژگیهای کروموزومی، آناتومیک، هورمونی و تولیدمثلی اشاره دارد،[۷] اما جنسیت مجموعه نقشها، رفتارها، انتظارات و هنجارهایی است که جامعه به افراد بر اساس جنس آنها نسبت میدهد؛[۸][۹] علاوهبر آن به تجربه فرد از تعلق به یک گروه جنسیتی اشاره میکند.[۱۰][۱۱]
جنسیت در معنای جدید، تحت تأثیر فرهنگ قرار دارد؛ بهگونهای که مفهوم زنانگی و مردانگی در دورههای مختلف و در جوامع گوناگون، معانی، حقوق و تکالیف متفاوتی داشته است.[۱۲] ریزمن و دیویس جنسیت را ساختاری اجتماعی میدانند که در تعاملات روزمره بازتولید میشود؛[۱۳] از این منظر، جنسیت صرفاً ویژگی ثابت فرد نیست، بلکه در کنشهای اجتماعی نیز شکل میگیرد.[۱۴][۱۵] بنابراین جنسیت به تفاوتهای جنسیتی زن و مرد شامل تفاوتهای رفتاری، روانی، اجتماعی و فرهنگی میان زن و مرد گفته میشود که جامعه آنها را در قالب فرهنگ و هنجار تعریف و شناسایی میکند.[۱۶]
این معنا از جنسیت، هرچند ریشههایی در آثار جان مانی (۱۹۵۵م) و رابرت استولر (۱۹۶۸م) دارد، اما عمدتاً با کتاب آن اکلی با نام جنس، جنسیت و جامعه (۱۹۷۲م) و نظریهپردازان فمینیست موج دوم مانند سیمون دو بووار[۱۷] و کیت میلت[۱۸] به مفهومی کلیدی در جامعهشناسی و مطالعات جنسیت تبدیل شد.[۱۹] این نظریات با طرح مفاهیمی مانند مردسالاری و نقد نقشهای جنسیتی همچون مادری، به گسترش این بحث کمک کردند و بعدها با نقدهای فمینیسم پساساختارگرا و پسااستعماری مواجه شدند.[۲۰] این مباحث در ایران از نیمه دوم دهه ۱۹۷۰م وارد گفتمان علمی شد و از دهه ۱۳۸۰ش در آثار دانشگاهی گسترش یافت.[۲۱]
گسترش مباحث مرتبط با جنسیت، به شکلگیری حوزههایی مانند مطالعات جنسیت و طرح مفاهیمی همچون بدنمندی انجامید.[۲۲] در سنتهای فلسفی اسلامی و غربی نیز نسبت بدن، نفس و فرهنگ در تبیین جنسیت به شیوههای متفاوتی بررسی و شکافی میان جنبه مجرد و مادی حقیقت انسان ایجاد شده است.[۲۳]
رویکردها
رویکرد طبیعی
رویکرد طبیعی با باور به ارتباط میان جنس و انتظارات جنسیتی، از واژهٔ جنسیت به معنای انتظارات وابسته به جنس استفاده میکند. این رویکرد را ذاتمحور یا نظممحور نیز مینامند. در این نگرش، جنسیت از معنای خود فاصله گرفته و در اشاره به صفاتی به کار میرود که ریشه در جنس زیستی دارند. رویکرد طبیعی برای اثبات ارتباط مستحکم میان جنس و جنسیت، از دلایل زیستی به جای شواهد فرهنگی و اجتماعی بهره میگیرد. همین رویه در ادامه موجب شد که در فرمهای رسمی، اصطلاح جنسیت بهجای جنس به کار رود.[۲۴]
در نگرش طبیعتمحور، جنسیت مجموعهای از رفتارها و انتظارات اجتماعی است که به زن گره خورده و در جنس بیولوژیک او ریشه دارد. از این منظر، جنسیت بیانگر ارتباطی ذاتی میان ذخیرهٔ ژنتیکی فرد، رفتارها و نقشهای اجتماعیفرهنگی او است. آنچه زنانگی را رقم میزند، طبیعت زن است و خروج از این حوزه، مخالفت با طبیعت تلقی میشود. بر این اساس، جایگاه و موقعیت زن در جامعه، معلول طبیعتی است که با آن زاده شده است. به باور این رویکرد، پیروی از رفتارهای طبیعی زنانه، استقرار نظم اجتماعی در امور جامعه و تحقق منویات دین را در پی دارد. در سایهٔ این نظم است که جامعه ثبات مییابد و زنان و مردان در مسیر مورد انتظار طبیعت از آنان گام برمیدارند. نگرش ذاتمحور نوعی فرایند خطی و منظم از تبیین پدیدههای اجتماعی را مد نظر دارد: طبیعی، ذاتی، ثابت، سختتغییر، تکرارشونده و بیتاریخی، پایههای این رویکرد به جنسیت است.[۲۵]
رویکرد برساختی
رویکرد برساختی که از سوی فمینیستهایی چون سیمون دوبوار حمایت میشود و به رویکرد تربیتمحور یا فرهنگی نیز شهرت دارد.[۲۶] در فضای سنت، زنانگی و مردانگی با طبیعت بیولوژیک افراد گره خورده است. افراد در فرایند جامعهپذیری و براساس نسخهای ازپیش موجود در راستای نقشهای ازپیش تعریفشده تربیت میشوند و برای زندگی خانوادگی، بهعنوان مهمترین مسئولیت فردی و جمعی در قبال جامعه، آماده میشوند.[۲۷] اما نگرش برساختی، اساس شکلگیری جنسیت را بر تحول استوار میداند[۲۸] و بر زمانمندی و موقعیتمندی تأکید میکند. از این منظر، میان ذخیرهٔ ژنتیکی زن و نقشهای همیشگی او، ارتباطی قطعی و ازلی وجود ندارد.[۲۹] مدافعان این رویکرد معتقدند مطالعات تاریخی و انسانشناختی، شکلهای متنوعی از زنانگی را در فرهنگهای گوناگون آشکار کردهاند که نشاندهندهٔ تأثیر ضرورتهای اجتماعی و فرهنگی بر تعریف زنانگی است.[۳۰]
براساس رویکرد برساختمحور، در هر دورهٔ زمانی و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، بازنگری در نقشهای منتسب به زنان ضروری است. از مهمترین این نقشها، تولیدمثل و مادری در خانوادهٔ هستهای است. در نگرش برساختی، بهدنیا آوردن نوزاد، ضرورتاً زن را به مادر تبدیل نمیکند؛ بلکه فرایند جامعهپذیری، ساختار نهادهای حاکم و سیاستهای حمایتی یا بازدارنده است که اولویت زن را مادری، فرزندپروری و چشمپوشی از حضور در عرصهٔ عمومی تعیین میکند.[۳۱] در همین راستا، تحصیل، اشتغال، تشویق به استقلال اقتصادی، جدایی مادری تماموقت از فرزندآوری، و تلاش برای فراهمآوردن تسهیلات اجتماعی اشتغال مانند مرخصی زایمان و مهدهای کودک پیشنهاد شده است که نقش و مظاهر زن و زنانگی را متحول ساخته است.[۳۲] در این دیدگاه، مردانگی نیز همچون زنانگی، حامل انتسابات فرهنگی، زمانمند و موقعیتی است و نیاز به بازنگری و پیرایش از خصوصیاتی دارد که حاصل تحمیل گفتمانهای حاکم است.[۳۳]
نگرش برساختی، جنسیت و خصوصیات منتسب به جنس افراد را گستردهتر کرده و آن را به گرایشهای جنسی نیز مرتبط ساخته است. پیامد چنین نگرشی، ایجاد گروه دگرباشان جنسی و طیف LGBTQAI+ شامل (اینترسکس، کوئیر، لزبین، کوئسشنینگ، ترنسجندر و همجنسگرا) است. در این دیدگاه، هر فرد اعم از زن و مرد میتواند در هر نقطه از این طیف قرار گیرد.[۳۴]
رویکرد تعاملی
رویکرد تعاملی، در پی تلفیق جنبههای اساسی رویکرد طبیعی و برساختی است. براساس این نگرش، خصوصیات انتسابی به زن و مرد ریشه در خصوصیات طبیعی (بیولوژیک) دارد، اما مواجههٔ فرهنگ، اجتماع و تاریخ با آنها، صورتهای متنوع از زنانگی و مردانگی را ایجاد کرده است. براساس این دیدگاه آنچه اصالت دارد برخی خصوصیات زیستی مشخص، متفاوت و آشکار چون میزان متفاوت هورمونها یا توان فرزندآوری میان زن و مرد است و آنچه محل تأمل و بازنگری است، نحوهٔ مواجهه و تعامل فرهنگهای مختلف با این خصوصیات است. مطالعات تاریخیِ مادرانگی، صفات و خصوصیات وابسته به جنس را امری متأخر و ناشی از تولد خانوادهٔ هستهای میدانند، درحالیکه پیشاز آن، مادری نه مسئولیت زنان بلکه مسئولیت جمعی خانواده گسترده بوده است. از سوی دیگر، ورود زنان و مردان به حوزههای اختصاصی یکدیگر و انجام باکفایت تکالیف اختصاصی جنس دیگر (بهجز بارداری و زایمان)، امکان این بازنگری را فراهم کرده است.[۳۵] تجربیات جدید مردان از امر فرزندپروری بیانگر آن است که توان والدگری در مردان نیز وجود دارد و تنها لازم است فرصت و مهارت لازم به آنان آموزش داده شود؛ چنانچه زنان نیز به هر دو فرصت و مهارت نیاز دارند.[۳۶]
جنسیت در منابع دینی


در رویکرد دینی، جنسیت عموماً پدیدهای طبیعی و مرتبط با تفاوتهای جسمی و روانی زن و مرد تلقی میشود و این تفاوتها میتواند مبنای تعیین برخی نقشها، حقوق و تکالیف قرار گیرد.[۳۷] در این دیدگاه، برابری زن و مرد به معنای یکسان بودن همهٔ حقوق و وظایف نیست، بلکه تفاوتهای مبتنی بر ویژگیهای طبیعی و روانی در چارچوب عدالت جنسیتی تبیین میشوند.[۳۸][۳۹] بر این اساس، از خلقت هدفمند زن و مرد میتوان تفاوتهایی در برخی احکام، حقوق و مسئولیتها به دست آورد.[۴۰]

در تفاسیر قرآن نیز زن و مرد در گوهر انسانی[۴۱][۴۲] و امکان دستیابی به کمال برابر دانسته شدهاند،[۴۳] اما تفاوتهای طبیعی آنان مبنای تفاوت نسبی در برخی حقوق و نقشها تلقی میشود.[۴۴][۴۵] در فلسفه اسلامی، مسئله جنسیت به معنای امروزی در آثار کلاسیک مطرح نبوده است و برخی پژوهشگران آن را بر اساس مبانی حکمت متعالیه بازخوانی کردهاند.[۴۶] در این خوانش، بهویژه در آرای ملاصدرا، زنانگی و مردانگی به ساحت بدنی انسان مربوطاند[۴۷] و با مراتب نفس ارتباط دارند،[۴۸] اما حقیقت متعالی انسان فراتر از این تمایزهاست.[۴۹] از این منظر، دستیابی به مقام انسان کامل و خلیفةاللهی وابسته به زن یا مرد بودن نیست.[۵۰]
در عین حال، در میان نویسندگان و پژوهشگران دینی دربارهٔ منشأ و دامنهٔ این تفاوتها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی نویسندگان دینی، شماری از تفاوتهای موجود میان زنان و مردان را نتیجهٔ شرایط تاریخی و اجتماعی دانسته و بر بازنگری در حدود اختیارات و نقشهای مبتنی بر این ویژگیها تأکید کردهاند.[۵۱] برخی دیگر از محققان حوزهٔ زنان، زوجیت را مفهومی محوری در نظام اجتماعی اسلام میدانند. در این دیدگاه، قرآن کریم با طرح مفهوم زوجیت، بر همراهی زن و مرد در مسیر کمال و تعالی تأکید دارد و زوجیت، در برابر جنسیت به معنای فردیت، نقطهٔ محوری شکلگیری خانواده و نظام اجتماعی تلقی میشود.[۵۲] با وجود این، برخی اندیشمندان مسلمان برای تبیین تفاوتهای زنان و مردان و پاسخ به مسئلهٔ جنسیت به این موضوع پرداختهاند. سید محمدحسین طباطبایی در المیزان از نخستین اندیشمندان مسلمان دانسته میشود که در این زمینه بحث کرده است. پس از او نیز مرتضی مطهری، محمدتقی مصباح یزدی و عبدالله جوادی آملی، به توضیح دیدگاههای طباطبایی پرداختهاند. در این دیدگاه، جنسیت عموماً در پیوند با اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و امکان دستیابی به کمال، و تفاوت آنان در ویژگیهای طبیعی، حقوق و نقشهای اجتماعی بررسی شده است.[۵۳]

طباطبایی جنسیت را در اصل انسانیت مؤثر نمیداند و زن و مرد را در فطرت الهی، کرامت انسانی و وجدان اخلاقی مشترک میشمارد. او تفاوتهای جسمی و روانی دو جنس را ناشی از تکوین متفاوت آنان میداند، نه برساخته فرهنگ و اجتماع.[۵۴] او معتقد است این تفاوتها میتوانند به تفاوت در برخی جایگاهها و احکام بینجامند، بدون آنکه موجب برتری یکی بر دیگری شوند.[۵۵] مرتضی مطهری در نظام حقوق زن در اسلام، زن و مرد را در اصل انسانیت، استقلال شخصیت، حقوق اولیه اجتماعی و امکان دستیابی به کمال معنوی برابر میداند.[۵۶] با این حال، او تشابه کامل حقوق را با عدالت یکسان نمیداند و تفاوت برخی حقوق و تکالیف را برآمده از تفاوتهای طبیعی و استعدادهای زن و مرد میشمارد.[۵۷] از نظر او، این تفاوتها در وظایف و نقشهای خانوادگی نیز اثرگذارند[۵۸] و به استحکام پیوند زن و مرد کمک میکنند.[۵۹] محمدتقی مصباح یزدی بر اشتراک زن و مرد در ویژگیهای اساسی انسانی[۶۰] و بسیاری از تکالیف تأکید دارد[۶۱] و تفاوت حقوق و تکالیف را در موارد ناشی از تفاوتهای طبیعی، اجتماعی و فرهنگی،[۶۲] با عدالت سازگار میداند.[۶۳] عبدالله جوادی آملی نیز حقیقت انسان را روح[۶۴] و جنسیت را وصف بدن میداند[۶۵][۶۶] و بر این اساس، کمالات انسانی و صفاتی مانند درک، تقوا و اراده را جنسیتپذیر نمیشمارد؛[۶۷] بااینحال، تفاوتهای صنفی زن و مرد را منشأ برخی تفاوتهای حقوقی، اخلاقی و خانوادگی میداند.[۶۸]
جنسیت در روانشناسی

در روانشناسی، جنسیت از منظر شکلگیری هویت جنسیتی، رشد روانی و نقش روابط و فرایندهای اجتماعی در این فرایند بررسی شده است. روانکاوی از نخستین مکاتب روانشناسی بود که بهطور گسترده به رشد جنسیتی پرداخت. زیگموند فروید در نظریهٔ رشد روانی-جنسی خود، شکلگیری جنسیت را با تعارضهای ناخودآگاه در مرحلهٔ فالیک، در حدود سه تا شش سالگی، مرتبط میداند. بر اساس این نظریه، پسران در این مرحله با اضطراب اختگی و دختران با مفهوم حسادت آلت تناسلی مواجه میشوند و از طریق همانندسازی با والد همجنس، نقشهای جنسیتی را درونی میکنند. با وجود تأثیر این نظریه بر مطالعهٔ رشد جنسیتی، شواهد تجربی محدودی برای تأیید برخی از مفروضات آن ارائه شده است.[۶۹]


در تفسیرهای بعدی روانکاوی، نقش روابط اولیه و فرایندهای اجتماعی در شکلگیری هویت جنسیتی بیشتر مورد توجه قرار گرفت. نانسی چودورو با نقد تبیین فرویدی و تأکید بر نقش روابط اولیه، بهویژه رابطهٔ کودک با مادر، شکلگیری هویت جنسیتی را با فرایندهای فرهنگی و اجتماعی نیز مرتبط میداند. در این رویکرد، هویت جنسیتی صرفاً پیامد تعارضهای ناخودآگاه تلقی نمیشود، بلکه در ارتباط با تجربههای اولیهٔ فرد و روابط خانوادگی شکل میگیرد.[۷۰]
در روانشناسی رشد نیز جنسیت با فرایندهای شناختی، جامعهپذیری و شکلگیری نظامهای ارزشی مرتبط دانسته شده است. کارول گلیگان بر نقش جامعهپذیری جنسیتی در شکلگیری برداشتهای فرد از خود و روابط اجتماعی تأکید دارد.[۷۱] او در نقد نظریهٔ مراحل رشد اخلاقی لارنس کولبرگ، استدلال میکند که الگوهای استدلال اخلاقی زنان را نمیتوان صرفاً بر اساس معیارهای مبتنی بر عدالت و حقوق فردی ارزیابی کرد. از نظر او، اخلاق مراقبت، با تأکید بر مسئولیت بینفردی، حفظ روابط و توجه به موقعیت، میتواند الگوی متفاوتی از استدلال اخلاقی باشد.[۷۲] گلیگان بر اساس تحلیل مصاحبههای عمیق، رشد اخلاقی زنان را در سه مرحلهٔ خودمحوری، فداکاری و رسیدن به تعادل غیرخشونتآمیز توصیف میکند و این تفاوت را ناشی از ناقصبودن نظام ارزشی زنان نمیداند. دیدگاه او بر روانشناسی جنسیت و نظریههای اخلاق فمینیستی تأثیر گذاشته است، هرچند دربارهٔ ذاتپنداری تفاوتهای جنسیتی و تعمیمپذیری فرهنگی این الگو نیز بحث و نقدهایی مطرح شده است.[۷۳]
جنسیت در جامعهشناسی

جامعهشناسی، جنسیت را در ارتباط با نهادهای اجتماعی، تقسیم کار، روابط قدرت، جامعهپذیری و تعاملات روزمره بررسی میکند. در این حوزه، نظریههای گوناگونی برای توضیح شکلگیری و تداوم نقشها و روابط جنسیتی ارائه شده است.[۷۴]
در نظریههای کلاسیک، فریدریش انگلس ستم جنسیتی بر زنان را با پیدایش مالکیت خصوصی و نظام طبقاتی مرتبط میداند و کنترل مردان بر تولیدمثل و کار خانگی زنان را از عوامل شکلگیری سلطه مردان میشمارد.[۷۵] در این دیدگاه، نظام مردسالاری و سرمایهداری در استثمار زنان با یکدیگر پیوند دارند.[۷۶] این دیدگاه صرفاً بر اقتصاد متمرکز است و سایر اشکال ستم مانند فرهنگ یا روانشناسی را نادیده میگیرد.[۷۷]


در نظریههای ساختاری، آنتونی گیدنز شکلگیری جنسیت را در ارتباط با جامعهپذیری و نهادهایی مانند خانواده و آموزش بررسی میکند. از نظر او، روابط جنسیتی هم از ساختارهای اجتماعی تأثیر میپذیرند و هم از طریق کنشهای افراد بازتولید یا دگرگون میشوند.[۷۸] کیت میلت مردسالاری را نظامی ساختاری و نهادینه میداند که در حوزههایی مانند خانواده، کار، دولت، خشونت، سکسوالیته و فرهنگ بازتولید میشود.[۷۹] این نظریه با تمرکز انحصاری بر ساختارهای مردسالارانه، نقش عاملیت زنان و مقاومتهای تاریخی آنان در بازتعریف قدرت را نادیده میگیرد.[۸۰] سیلویا والبی نیز میان مردسالاری خصوصی در خانواده و مردسالاری عمومی در نهادهای اجتماعی تمایز میگذارد.[۸۱] اگرچه این نظریه بهخاطر نادیده گرفتن تفاوتهای طبقاتی و نژادی میان زنان مورد نقد قرار گرفته، اما چارچوبی کلیدی برای تحلیل پدیدههایی مانند شکاف دستمزد جنسیتی و خشونت سیستماتیک علیه زنان فراهم میآورد.[۸۲] شولامیت فایرستون در دیالکتیک جنسیت، منشأ طبقهبندی جنسیتی را با تفاوتهای زیستی تولیدمثل مرتبط میکند.[۸۳] او با تأکید بر نقش فناوری در رهایی از محدودیتهای زیستی، دگرگونی مناسبات جنسیتی را مطرح میکند.[۸۴][۸۵]
در حوزه کنش متقابل، اروینگ گافمن نشان میدهد که افراد در تعاملات روزمره، جنسیت را از طریق رفتارها و نشانههای اجتماعی به نمایش میگذارند.[۸۶] هرچند این نظریه به درک از ساختهشدن جنسیت در سطح خرد کمک میکند، اما بهدلیل عدم توجه کافی به ساختارهای کلان قدرت، مورد نقد قرار گرفته است.[۸۷]
سیمون دوبووار در کتاب جنس دوم استدلال میکند انسان، زن زاده نمیشود، بلکه زن میشود.[۸۸] او با تحلیل فرآیندهای جامعهپذیری، نشان میدهد چگونه زنان به جنس دوم تبدیل میشوند.[۸۹] رویکرد دوبووار با وجود پیشگامی در تحلیل برساختههای اجتماعی جنسیت، بهدلیل غفلت از عوامل تقاطعی همانند نژاد/طبقه و تأکید صرف بر دوگانهٔ زن-مرد، در تبیین پیچیدگیهای معاصر جنسیت ناتوان است.[۹۰]


در نظریه تقاطعگرایی، کیمبرلی کرنشاو بر تأثیر همزمان جنسیت، نژاد و طبقه بر تجربه افراد تأکید میکند[۹۱] و نشان میدهد که تبعیض را نمیتوان همیشه بر اساس یک محور هویتی بررسی کرد.[۹۲] تقاطعگرایی امروزه نشان میدهد چگونه ساختارهای قدرت، هویتهای چندگانه را همزمان تحتتأثیر قرار میدهند.[۹۳]
در نظریههای متأخر، میشل فوکو جنسیت و سکسوالیته را در ارتباط با گفتمان، دانش و روابط قدرت بررسی میکند[۹۴] و نقش نهادهایی مانند پزشکی، حقوق و مذهب را در شکلدهی به هویتها و طبقهبندیهای جنسیتی توضیح میدهد.[۹۵] فوکو قدرت را نه صرفاً سرکوبگر، بلکه مولد دانش و هویت میداند.[۹۶] این نظریه پایهای برای نقد هنجارهای جنسیتی و مطالعات کوئیر شد.[۹۷] جودیت باتلر نیز در کتاب آشوب جنسیتی، جنسیت را حاصل تکرار کنشهای اجتماعی و گفتمانی میداند[۹۸] و بر سیال بودن آن تأکید میکند.[۹۹] این نظریه نیز پایهای برای مطالعات کوئیر و نقد ساختارهای دوتایی جنسیت شد.[۱۰۰]
از منظر تالکوت پارسونز، جنسیت بهعنوان بخشی از نظام کارکردی جامعه تحلیل میشود که در آن مردان نقش ابزاری یا ارتباط با دنیای خارج و معیشت و زنان نقش ابرازی یا حفظ انسجام عاطفی و تربیت فرزندان را ایفا میکنند.[۱۰۱] این تقسیمبندی به ثبات اجتماعی کمک میکند.[۱۰۲] این دیدگاه کلیشههای جنسیتی را طبیعی جلوه میدهد و نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد.[۱۰۳]
پانویس
- ↑ معین، فرهنگ فارسی، 1391ش، ج1، ص174.
- ↑ فریدمن، فمنیسم، 1390ش، ص27.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج2، ص400.
- ↑ معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه جنسیت.
- ↑ رفعتجاه، هویت و امر زنانه، 1384ش، ص5.
- ↑ فریدمن، فمنیسم، 1390ش، ص27.
- ↑ گرت، جامعهشناسی جنسیت، ۱۳۸۵ش، ص۹؛ آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۳۱۵.
- ↑ احمدی، داستان شهر ممنوعه (پژوهشی جامع در باب دگرباشان در ایران)، ۱۳۹۸ش، ص۳۰.
- ↑ رید، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، 1387ش، ص145.
- ↑ Pryzgoda and Chrisler, “Definitions of Gender and Sex: The Subtleties of Meaning”, 2000, p.557.
- ↑ بار، جنسیت و روانشناسی اجتماعی، ۱۳۸۳ش، ص۲۱.
- ↑ «جنس و جنسیت (sex & Gender)»، پرتال جامع علوم انسانی.
- ↑ .Risman & Davis, From sex roles to gender structure, 2013 ,p734
- ↑ .Gender is what we are doing not who we are
- ↑ Zimmer, 1988, Tokenism and women in the workplace: The limits of .gender-neutral theory
- ↑ بستان (نجفی)، «چارچوبی اسلامی برای جامعهشناسی جنسیت»، 1391ش، ص72؛گیدنز و کانی، جامعهشناسی، ۱۳۹۹ش، ص156.
- ↑ Lamblin, A disgraceful affair: Simone de Beauvoir, 1996, p.12.
- ↑ آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۳۲7-۳۲8.
- ↑ Tong, feminist thought a comprehensive introduction, 2014, p.50-57; Oakley, Sex, Gender and Society, 1972, p.158-159.
- ↑ Tong, feminist thought a comprehensive introduction, 2014, p.64-66 & 82-84.
- ↑ Sorensen, “Feminist Archaeology”, 2005, p.12.
- ↑ امیری، «نگاهی به تاریخچه بدن و بدنمندی»، وبسایت انسانشناسی و فرهنگ.
- ↑ صابری، تأثیر دکارت بر فلسفههای معاصر و علوم انسانی با تکیه براندیشههای کاتینگهام، 1398ش، ص187-194.
- ↑ Pilcher & Whelehan, 50 key concepts in gender studies,2004, 57
- ↑ سفیری و ایمانیان، جامعهشناسی جنسیت، 1388ش، ص18؛ گرت، جامعهشناسی جنسیت، 1380ش، ص15-17.
- ↑ . Nurture-oriented/ Cultural
- ↑ عربخراسانی، «فرایند شکلگیری معنا ی ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، 1401ش، ص142.
- ↑ Transformative.
- ↑ . Goffman, 1977, The arrangement between the sexes, 301
- ↑ هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، 1389ش، ص290.
- ↑ بوذرینژاد و اقبالی، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، 1398ش، ص219.
- ↑ رودگر، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، 1394ش، ص70.
- ↑ Connell, Masculinities, 2005:37
- ↑ تانگ، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، 1385ش، ص349.
- ↑ مورداک، ژرفای زن بودن، 1393ش، ص17.
- ↑ . Biblarz & Stacey, 2010, How Does the Gender of Parents Matter,2010, 17
- ↑ زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص84.
- ↑ شجریان، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، 1399ش، ص6.
- ↑ زیبایینژاد، هویت و نقشهای جنسیتی، 1388ش، ص108.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج4، ص246.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص224.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، 1383ش، ج2، ص 280-278، 284.
- ↑ مکارمشیرازی، تفسیر نمونه، 1374ش، ج3، ص366.
- ↑ نیازکار و صادقی، «جنسیت و روح در مبانی حکمت متعالیه با تأکید بر دیدگاه آیتالله جوادی آملی»، 1395ش، ص40-25.
- ↑ صدرالدین شیرازی، تفسیر القرآن الکریم، 1366ش، ج5، ص376.
- ↑ صدرالدین شیرازی، مجموعه رسایل فلسفی، 1375ش، ص318.
- ↑ علمی سولا و دیگران، «اثبات جنسیت پذیری نفس بر اساس مبانی حکمت صدرایی»، 1401ق، ص8-6.
- ↑ امامیجمعه، «جایگاه وجودی زن و مرد از منظر فارابی و ملاصدرا»، خبرگزاری ایکنا.
- ↑ ملکیان، «زن، مرد، کدام تصویر»، 1379ش، ص34؛ سروش، «قبض و بسط حقوق زنان»، 1378ش، ص32؛ مجتهد شبستری، «زنان، کتاب و سنت»، 1378ش، ص19-22؛ باقی، «مسئله زنان: کدام مسئله»، 1378ش، ص23-24؛ محمدی، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، 1378ش، ص41.
- ↑ علمالهدی، «مفهوم جنسیت و زوجیت در تمدن غرب و قرآن»، خبرگزاری بینالمللی قرآن.
- ↑ فتحی، «تبیین ادراکات اختصاصی مرتبط با جنسیت: بر اساس نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی»، 1397ش، ص 138.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج2، ص271-272.
- ↑ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1417ق، ج2، ص277.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص 132-137، 159
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص139-137.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص167.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار (نظام حقوق زن در اسلام)، 1377ش، ج19، ص174-173.
- ↑ مصباح یزدی، پاسخ استاد به جوانان پرسشگر، بیتا، ص263.
- ↑ مصباح یزدی، پرسشها و پاسخها، ج5، 1391ش، ص274.
- ↑ مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن، 1391ش، ص286.
- ↑ مصباح یزدی، جامعه و تاریخ از نگاه قرآن، 1391ش، ص304.
- ↑ جوادی آملی، قرآن در قرآن، 1388ش، ص380.
- ↑ جوادی آملی، حکمت عبادات، 1388ش، ص189.
- ↑ جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، 1385ش، ص307-306.
- ↑ جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، 1388ش، ص76-80.
- ↑ فخاری و علیداد ابهری، «منطق فهم آیتاالله جوادی آملی در تفسیرآیات زن»، 1401ش، ص106.
- ↑ شولتز و شولتز، نظریههای شخصیت، ۱۳۸۴ش، ص۷3-۷5؛ شفیعآبادی و ناصری، نظریههای مشاوره و رواندرمانی، ۱۳۸۵ش، ص۴5-۴6.
- ↑ . Heenan, “The reproduction of mothering: Psychoanalysis and the sociology of gender: A reappraisal”, 2002, p.5-9.
- ↑ . Romano, Victor Eduardo, Race, Gender, and the prisoner’s dilemma: A study in social dilemma cooperation, 2007, p.29.
- ↑ . Gilligan, In a different Voice: Psychological theory and women’s development, 1982, p.68.
- ↑ . Gilligan, In a different Voice: Psychological theory and women’s development, 1982, p.86.
- ↑ باقری، «راهبرد نظریهپردازی در جامعهشناسی جنسیت و جامعهشناسی خانواده»، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۴.
- ↑ . Firestone, The Dialectic of Sex, 1970, p.47-48.
- ↑ مشیرزاده، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، ۱۳۹۰ش، ص۳۸.
- ↑ لنگرمن و برنتلی، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۴۸۱.
- ↑ گیدنز، جامعهشناسی، ۱۳۸۷ش، ص۱۹۲.
- ↑ هام و گمبل، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ۱۳۸۲ش، ص۴۰۷ و ۴۳۳؛ رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹1.
- ↑ رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایشها، نقد، ۱۳۸۸ش، ص۹0-۹4.
- ↑ آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص۲۶۲.
- ↑ آبوت و والاس، جامعهشناسی زنان، ۱۳۹۵ش، ص262-263.
- ↑ . Jaggar, Human Biology in Feminist Theory in Knowing Woman, 1994, p.81.
- ↑ .Hekman, Gender and Knowledge, 1992, p.137
- ↑ فرنچ، جنگ علیه زنان، ۱۳۷۳ش، ص331-332
- ↑ ریتزر، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ۱۳۷۴ش، ص۹۴–۹۳.
- ↑ سلطانی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات»، ۱۳۸۵ش، شماره 4046، ص۱۱.
- ↑ دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۲1-۲6.
- ↑ دوبووار، جنس دوم، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۳.
- ↑ مردیها و پاکنیا، سیطره جنس، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۵؛ چاوشی و بستان نجفی، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، ۱۳۹۸ش، ص29-31.
- ↑ . Crenshaw, “Demarginalizing the intersection of race and sex: A black feminist critique of antidiscrimination doctrine, feminist theory and antiracist politics”, 1989, p.139.
- ↑ . Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1259-1263 and p. 1297.
- ↑ . Crenshaw, “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”, 1991, p.1297-1299.
- ↑ برنز، میشل فوکو، ۱۳۸۱ش، ص۱۱4-۱۱7؛ ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶4-۱۶6.
- ↑ ضمیران، میشل فوکو: دانش و قدرت، ۱۳۷۸ش، ص۱۶5-۱۶6.
- ↑ رابینو و دریفوس، میشل فوکو (فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک)، ۱۳۸۹ش، ص۲۹۳.
- ↑ اصغری و کریمی، «ساختگشایی و هستیزدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»، ۱۳۹۹ش، ص۱۳۴.
- ↑ . Butler, Gender as performance, 1996, p.112.
- ↑ . Butler, Bodies that matter: On the discursive limits of 'sex', 1993, p.95.
- ↑ . Butler, Gender trouble: Feminism and the subversion of identity, 1990, p.33.
- ↑ کرایب، نظریههای اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، ۱۳۸۱ش، ص۶۷.
- ↑ . Parsons, The Social System, 1951, p.151-158; Harvey and MacDonald, Doing Sociology, 1993, p.197; Sabini, Social Psychology, 1995, p.519.
- ↑ میشل، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ۱۳۵۴ش، ص۱۲۲ و ۱۲۷.
منابع
- باقی، عمادالدین، «مسئله زنان: کدام مسئله؟»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
- بستان (نجفی)، حسین، «چارچوبی اسلامی برای جامعهشناسی جنسیت»، مجله اسلام و علوم اجتماعی، سال ۴، شماره ۸، پاییز و زمستان ۱۳۹۱ش.
- بوذرینژاد، یحیی و اقبالی، ابوالفضل، «مناقشات نظری ابنسینا و گیدنز پیرامون الگوی خانواده»، دوفصلنامه علمی حکمت سینوی، شماره ۶۱، ۱۳۹۸ش.
- تانگ، رزمری، نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی، ترجمه منیژه نجمعراقی، تهران، نی، ۱۳۸۵ش.
- جزنی، نسرین، نگرشی بر تحلیل جنسیتی در ایران، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۰ش.
- «جنس و جنسیت (sex & Gender)»، پرتال جامع علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ش.
- جواهری، فاطمه و حسینزاده، مرتضی، «پیامدهای اجتماعی اختلال هویت جنسی: سرمایة اجتماعی و کیفیت زندگی تغییرجنسخواهان در ایران»، مجله مطالعات اجتماعی ایران، دوره ۵، شماره ۳، ۱۳۹۰ش.
- رفعتجاه، مریم، هویت و امر زنانه، تهران، جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، ۱۳۸۴ش.
- رودگر، نرجس، فمنیسم، تاریخچه، نظریات، گرایشها و نقد، قم، مرکز تحقیقات زن و خانواده، ۱۳۹۴ش.
- رید، اولین، فمنیسم و مردمشناسی؛ زن در تحلیلها و دیدگاههای انسانشناختی، ترجمه افشنگ مقصودی، تهران، گلآذین، ۱۳۷۸ش.
- زیبایینژاد، محمدرضا، هویت و نقشهای جنسیتی، تهران، مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، ۱۳۸۸ش.
- سروش، عبدالکریم، «قبض و بسط حقوق زنان»، مجله زنان، شماره ۵، ۱۳۷۸ش.
- سفیری، خدیجه و ایمانیان، سارا، جامعهشناسی جنسیت، تهران، جامعهشناسان، ۱۳۸۸ش.
- شجریان، مهدی، «بررسی رویکردهای رایج در مفهوم عدالت جنسیتی»، مجله مطالعات اسلامی زنان و خانواده، سال هفتم، شماره ۱۲، بهار و تابستان ۱۳۹۹ش.
- عربخراسانی، سمیه، «فرایند شکلگیری معنای ازدواج و زندگی خانوادگی از منظر نسل میانه»، مطالعات زن و خانواده، شماره ۲۶، ۱۴۰۱ش.
- گرت، استفانی، جامعهشناسی جنسیت، ترجمة کتایون بقایی، تهران، دیگر، ۱۳۸۰ش.
- گیدنز، آنتونی و برد سال، کانی، جامعهشناسی، ترجمه حسن چاوشیان، تهران، نی، چاپ شانزدهم، ۱۳۹۹ش.
- مجتهد شبستری، محمد، «زنان، کتاب و سنت»، مجله زنان، شماره ۵۷، ۱۳۷۸ش.
- محمدی، مجید، «جنسیت خط قرمز روشنفکران دینی»، مجله زنان، شماره ۵۸، ۱۳۷۸ش.
- مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر در اسلام، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
- معین، محمد، فرهنگ فارسی، در وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲ آذر ۱۴۰۰ش.
- ملکیان، مصطفی، «زن، مرد، کدام تصویر»، مجله زنان، شماره ۶۴، ۱۳۷۹ش.
- مورداک، مورین، ژرفای زن بودن، ترجمه سیمین موحد، تهران، بنیاد فرهنگ زندگی، ۱۳۹۳ش.
- واژهنامه آزاد، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریههای فمینیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، فرخ قرهداغی و نوشین احمدی خراسانی، تهران، توسعه، ۱۳۸۴ش.
- «۴ موج اصلی فمینیسم؛ سیر تکوینی نهضت طرفداری از حقوق زنان در طول تاریخ»، وبسایت مورخ، تاریخ بازدید: ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ش.
- امامیجمعه، سیدمهدی، «جایگاه وجودی زن از منظر فارابی و ملاصدرا»، خبرگزاری ایکنا، تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
- جوادی آملی، عبدالله، جامعه در قرآن، قم، اسراء، ۱۳۸۶ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد، تفسیر القرآن الکریم، قم، بیدار، ۱۳۶۶ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد، مجموعه رسایل فلسفی، تصحیح و تحقیق حامد ناجی اصفهانی، تهران، حکمت، ۱۳۷۵ش.
- صدرالدین شیرازی، محمد، الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۴م.
- علمی سولا، محمدکاظم و دیگران، «اثبات جنسیتپذیری نفس بر اساس مبانی حکمت صدرایی»، فصلنامه علمی پژوهشی قبسات، شماره ۲۷، ۱۴۰۱ق.
- نیازکار، فاطمه و صادقی، هادی، «جنسیت و روح در مبانی حکمت متعالیه با تأکید بر دیدگاه آیتالله جوادی آملی»، نشریهاندیشه نوین دینی، سال دوازدهم، شماره ۴۵، تابستان ۱۳۹۵ش.
- شولتز، دوان پی و شولتز، سیدنی الن، نظریههای شخصیت، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، ویرایش، ۱۳۸۴ش.
- آبوت، پاملا و والاس، کلر، جامعهشناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران، نی]، ۱۳۹۵ش.
- احمدی، کامیل، داستان شهر ممنوعه (پژوهشی جامع در باب دگرباشان در ایران)، لندن، مهری، ۱۳۹۸ش.
- اصغری، محمد و کریمی، بیان، «ساختگشایی و هستیزدایی از سوژه و هویت جنسیتی: دوبوار و باتلر»، نشریه علمی متافیزیک، سال ۱۲، شماره ۲۹، ۱۳۹۹ش.
- باقری، شهلا، «راهبرد نظریهپردازی در جامعهشناسی جنسیت و جامعهشناسی خانواده»، مطالعات راهبردی زنان، سال ۱۳، شماره ۵۰، ۱۳۸۹ش.
- برنز، اریک، میشل فوکو، ترجمه بابک احمدی، تهران، ماهی، ۱۳۸۱ش.
- بستان، حسین، اسلام و جامعهشناسی خانواده، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۵ش.
- چاوشی، سیدهسارا و بستان نجفی، حسین، «نقد و بررسی ماهیت و جیستی زن در فمینیسم اگزیستانسیالیستی سیمون دوبووار»، نشریه معرفت فرهنگی اجتماعی، سال ۱۰، شماره ۴، ۱۳۹۸ش.]
- دوبووار، سیمون دو، جنس دوم، ترجمه قاسم صنعوی، تهران، توس، ۱۳۸۰ش.
- رابینو، پل و دریفوس، هیوبرت، میشل فوکو (فراسوی ساختگرایی و هرمنوتیک)، تهران، نی، ۱۳۸۹ش.
- ریتزر، جورج، نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۷۴ش.
- سلطانی، مهدی، «لطیف، لوده، عروسک؛ بررسی نظریه اروین گافمن دربارهٔ نمایش جنسیت در تبلیغات»، روزنامه همشهری، شماره ۴۰۴۶، ۱۳۸۵ش.
- ضیمران، محمد، میشل فوکو: دانش و قدرت، تهران، هرمس، ۱۳۷۸ش.
- فرنچ، مارلین، جنگ علیه زنان، ترجمه توراندخت تمدن، تهران، علمی، ۱۳۷۳ش.
- کرایب، یان، نظریههای اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس، ترجمه عباس مخبر، تهران، آگه، ۱۳۸۱ش.
- گرت، استفانی، جامعهشناسی جنسیت، ترجمه کتایون بقایی، تهران، دیگر، ۱۳۸۰ش.
- گراگلیا، کارولین، فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳، تلخیص، ترجمه و تدوین معصومه محمدی، قم، معارف، ۱۳۸۵ش.
- گیدنز، آنتونی، جامعهشناسی، ترجمه منوچهر صبوری، تهران، نی، ۱۳۸۷ش.
- لنگرمن، پاتریشیا مدو و برنتلی، ژیل نیبروگ، نظریه فمینیستی معاصر، جورج ریتزر، نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، علمی، ۱۳۷۴ش.
- مردیها، مرتضی و پاکنیا، محبوبه، سیطره جنس، تهران، نی، ۱۳۹۴ش.
- مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی: تاریخ دو قرن فمینیسم، تهران، شیرازه، ۱۳۹۰ش.
- میشل، آندره، جامعهشناسی خانواده و ازدواج، ترجمه فرنگیس اردلان، تهران، دانشکده علوم اجتماعی و تعاون، ۱۳۵۴ش.
- هام، مگی و گمبل، سارا، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ترجمه نوشین احمدی خراسانی، فیروز مهاجر و فرخ قرهداغی، تهران، توسعه، ۱۳۸۲ش.
- علمالهدی، جمیله، «مفهوم جنسیت و زوجیت در تمدن غرب و قرآن»، خبرگزاری بینالمللی قرآن، تاریخ درج مطلب: ۱ اسفند ۱۴۰۲ش.
- فتحی، عبدالله، «تبیین ادراکات اختصاصی مرتبط با جنسیت: بر اساس نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی»، مجله مطالعات جنسیت و خانواده، شماره ۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۷ش.
- Gilligan, C.arol, In a different Voice: Psychological theory and women’s development. Cambridge, Mass: Harvard University Press, 1982.
- Heenan, Colleen, “The reproduction of mothering: Psychoanalysis and the sociology of gender: A reappraisal”, Feminism & Psychology, Vol.12(1), pp.5-9, 2002.
- Romano, Victor Eduardo, Race, Gender, and the prisoner’s dilemma: A study in social dilemma cooperation, A dissertation presented to the graduate school of the university of florida in partial
- Butler, Judith, Gender trouble: Feminism and the subversion of identity, New York: Routledge, 1990.
- Butler, Judith, Bodies that matter: On the discursive limits of 'sex', New York: Routledge, 1993.
- Butler, Judith, Gender as performance, In P. Osborne (Ed.), A critical sense: Interviews with intellectuals, London: Routledge, 1996.
- Crenshaw, K. “Demarginalizing the intersection of race and sex: A black feminist critique of antidiscrimination doctrine, feminist theory and antiracist politics”. u. Chi. Legal f. , Vol.139, pp.23-51, 1989.
- Crenshaw, K. “Mapping the margins: Intersectionality, identity politics, and violence against women of color”. Stanford law review Vol.43, pp.1241–1299, 1991.
- Harvey, Lee, MacDonald, Morag, Doing Sociology, London, The MacMillan Pres LTD, 1993.
- Hekman, Susan J, Gender and Knowledge, Boston: Northeastern University Press, 1992.
- Firestone, Shulamith, The Dialectic of Sex: in Linda Nicholson (ed), The Second Wave, New York and London, Routledge, 1970.
- Jackson, Stevi, Contemporary Feminist Theories. Edinburgh University Press, 1998.
- Jaggar, Alison M, Human Biology in Feminist Theory in Knowing Woman, eds: H Crowley and Himmelweit, Cambridge: The Open University, 1994.
- Lamblin, Bianca, A disgraceful affair: Simone de Beauvoir, Jean-Paul Sartre, & Bianca Lamblin. Boston, Mass: Northeastern University Press, 1996.
- Oakley, Anne, Sex, Gender and Society, London: Temple Smith, 1972.
- Parsons, Talcott, The Social System, New York, The Free Press, 1951.
- Sabini, John, Social Psychology, New York and London, w.w. Norton & Company, 1995.
- Sorensen, M. , “Feminist Archaeology”, in: Archaeology: The key concepts, ed. By C. ,Renfrew& P. , Bahn, Rutledge, London & New York, 2005.
- Tong, Rosemarie, feminist thought a comprehensive introduction, (Translated by M. Najm-Eraghi), Tehran, Ney Publication, 2014.
- Biblarz, Timothy J. & Stacey, Judith. , How Does the Gender of Parents Matter? Journal of Marriage and Family, Vol. 72, 2010.
- Connell, R.W. , Masculinities, Polity Press, 2005.
- Gardiner, Judith Kegan Men, masculinities and feminist theory. In Handbook of studies on men & masculinities, Kimmel, Michael; Hean, Jeff & Connell, R.W, Sage Publication, 2005.
- Goffman, Erving, The Arrangement between the Sexes, Theory and Society, Vol. 4(3), 1977.
- Pilcher, Jan & Whelehan, Imelda, 50 key concepts in gender studies, Sage publication, 2004.
- Risman, Barbara J. & Davis, Georgian, From sex roles to gender structure. Current Sociology Review, 2013.
- Zimmer, L. , Tokenism and women in the workplace: The limits of gender-neutral theory. Social Problems. Vol, 1988.