اذان: تفاوت میان نسخهها
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) ابرابزار |
|||
| (۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | |||
| تصویر = اذان۱.jpg | |||
| زیرنویس تصویر = نوجوان شرکتکننده در مسابقه اذان «طنین گلدسته» در مسجد امام حسن عسکری (ع)، بجنورد. | |||
| image_alt =موذن نوجوان در مسابقه اذان «طنین گلدسته» | |||
| فایل پادکست = | |||
| حجم فایلپادکست = | |||
| تاریخ پادکست = | |||
| زیرنویس عنوان = | |||
اذان، | | عنوان اصلی = | ||
| عنوان انگلیسی = | |||
| عنوان عربی = | |||
| عنوان علمی = | |||
| شاخه علمی = | |||
| نوع مفهوم = | |||
| معنای اصطلاحی = | |||
| حوزه کاربرد = | |||
| گستره جغرافیایی = | |||
| منشأ تاریخی = | |||
| نخستین کاربرد = | |||
| ریشه واژه = | |||
| مرتبط با = | |||
| اهمیت = | |||
| مبدع = | |||
| مروج = | |||
| مقدس برای = | |||
| مورد احترام = | |||
| آثار مرتبط = | |||
}} | |||
{{درشت|'''اذان'''}}؛ اعلام وقت نمازهای پنجگانه مسلمانان با ذکرهای خاص. | |||
اذان، بهمعنی اعلام وقت [[نماز]] با اذکار ویژه است و از شاخصترین شعائر اسلامی به شمار میرود. این سنت از دو سال نخست هجرت، پس از تغییر [[قبله]]، به دستور [[حضرت محمد|پیامبر]] آغاز شد و بلال بن ریاح، نخستین مؤذن بود. اذان، در موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی همچون ولادت نوزاد، [[زایمان]] زنان و مناسبتهای مهم نیز کاربرد داشته است. بانگ اذان با آواز خوش و دستگاههای موسیقی خاص اجرا میشود و مؤذن خوشصدا، جایگاهی ویژه نزد مردم مسلمان دارد. در ادبیات و فرهنگ عامه، اذان حضور پررنگ دارد و با تعابیر، امثال و حکایات گوناگون همراه شده است. در تاریخ معاصر ایران، [[رحیم مؤذنزاده اردبیلی]] با تسلط بر دستگاه بیات ترک، محبوبیت فراوان یافته است. | |||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
اذان از ریشه «اَذِنَ» گرفته شده است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ذیل واژه اذان.</ref> و بهمعنی آگاهی، آگاهیدادن و خبر کردن است. در اصطلاح [[مسلمانان]]، اذان به معنی اعلام وقت نماز با اذکار ویژه است. این مجموعه اذکار، از شاخصترین شعائر اسلامی است.<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/اذان-2 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه اذان.]</ref> | |||
اذان را در [[زبان فارسی|فارسی]]، بانگ نماز نیز گفتهاند؛ «بانگ» برگرفته از واژهٔ «وانگ» در متون پهلوی و بهمعنی آوای بلند است. مسلمانان معتقدند که اذان باید با آوای بلند ادا شود.<ref>«یادگار زریران»، متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۵۱ و ۲۰۴؛ معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج1، ۱۳۳۰ش، ص229؛ مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۳.</ref> | |||
== تشریع اذان == | == تشریع اذان == | ||
ورود اذان به | [[پرونده:تشریع اذان.mp4|بندانگشتی|اذان بلال در فیلم محمد رسول الله]] | ||
ورود اذان به شریعت اسلام، پس از تغییر قبلهٔ مسلمانان از [[بیتالمقدس]] بهسمت [[مکه]]، در دو سال ابتدایی هجرت، صورت گرفت.<ref>ابوداوود سجستانی، سنن، ج1، ۱۴۰۱ق، ص348.</ref> [[بلال حبشی]]، نخستین کسی بود که بهدستور پیامبر خدا، اذان گفت.<ref>بخاری، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص150؛ مسلم بن حجاج، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص258.</ref> از سدههای نخستین تاریخ اسلام، ساخت گلدسته و [[منار]] در [[مساجد]]، برای گفتن اذان، رواج یافت.<ref>شنیکف، «معماری مسجد ابن طولون»، ۱۳۷۷ش، ص۵۲؛ مسجد جامع اصفهان، ۱۳۵۸ش، ص۴۲.</ref> | |||
متن اذان، شامل ذکرهای زیر است:<ref>[https://www.namaz.ir/adhan-and-aqama-prayer/ «نحوه اذان و اقامه گفتن و احکام و احادیث مربوط به آن»، وبسایت ستاد اقامه نماز.]</ref> | |||
متن اذان، شامل | {| class="wikitable" | ||
!متن اذان | |||
!تعداد | |||
!ترجمه اذان | |||
|- | |||
|اَللّهُ اَکبَرُ | |||
|۴ بار | |||
|[[خدا]] بزرگتر از آن است که توصیف شود | |||
|- | |||
|اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ | |||
اهلسنت، بههنگام نماز صبح، جمله «الصلوة خیر من النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را در اذان | |۲ بار | ||
|گواهی میدهم خدایی جز خدای یکتا نیست | |||
|- | |||
|اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ | |||
|۲ بار | |||
|گواهی میدهم که [[حضرت محمد|محمد]]، پیامبر خدا است | |||
|- | |||
|اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّهِ | |||
|۲ بار | |||
|گواهی میدهم که [[امام علی|علی]] ولی خدا است (توسط شیعیان و بهقصد ثواب گفته میشود) | |||
|- | |||
|حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ | |||
|۲ بار | |||
|بشتاب به سوی [[نماز]] | |||
|- | |||
|حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ | |||
|۲ بار | |||
|بشتاب به سوی [[رستگاری]] | |||
|- | |||
|حَیَّ عَلیٰ خَیرِ الْعَمَلِ | |||
|۲ بار | |||
|بشتاب به سوی بهترین کار (توسط شیعیان گفته میشود) | |||
|- | |||
|اَللّهُ اَکبَرُ | |||
|۲ بار | |||
|خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود | |||
|- | |||
|لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ | |||
|۲ بار | |||
|خدایی جز خدای [[توحید|یکتا]] نیست | |||
|} | |||
اهلسنت، بههنگام نماز صبح، جمله «الصلوة خیر من النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را در اذان میگویند.<ref>[http://pajoohe.ir/اذان--نزد-اهل-سنت__a-43288.aspx «اذان نزد اهلسنت»، وبسایت پژوهه.]</ref> | |||
== کارکردهای اجتماعی == | == کارکردهای اجتماعی == | ||
[[پرونده:اذان.jpg| | [[پرونده:اذان.jpg|alt=اذان گفتن سید علی خامنهای در گوش یک نوزاد|بندانگشتی|اذان گفتن آیتالله سید علی خامنهای در گوش یک نوزاد]] | ||
کارکرد اصلی اذان، | کارکرد اصلی اذان، آگاهکردن [[مسلمانان]] از وقت [[نماز]] است. علاوهبر آن، گاهی هنگام وقوع حادثهای پیشبینی نشده و بااهمیت، اذان میگفتند. همچنین گاهی بهمنظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بیوقت سر میدادند.<ref>نظامالملک، سیاستنامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بیتا، ص325.</ref> در برخی نقاط [[ایران]]، هنگام [[زایمان]] سخت زنان، اذان میگفتند و با این روش از دیگران درخواست [[دعا]] برای زائو میکردند.<ref>بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.</ref> در مناطق مختلفی از ایران، اذانگفتن پسربچهٔ نابالغ بهمنظور زودتر فارغشدن زائو بوده است.<ref>کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.</ref> همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان میگویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] در گوش نوهاش، بازمیگردد.<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج11، بیتا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.</ref> اذانگفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به دین [[اسلام]] و آشنایی با ندای اسلام است.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.</ref> در گذشته، بههنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان میگفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.<ref>طباطباییفر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاهحسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.</ref> | ||
== تعیین زمان اذان صبح | == اذان در فرهنگ عامه == | ||
مردم در نقاط مختلف ایران، با در نظر گرفتن موقعیت ستارهها، زمان سحر و اذان صبح را پیدا میکردند. در [[دماوند]]، مردم از روی موقعیت ستاره «شبکُش»، ستاره «راه مکه» و ستاره «ششک»، | در ماه [[رمضان]]، اهمیت اذان برای مسلمانان، دو چندان میشود. تعیین زمان اذان صبح نیز در فرهنگ مسلمانان، دارای اهمیت است. مردم در نقاط مختلف ایران، با در نظر گرفتن موقعیت ستارهها، زمان [[سحر]] و اذان صبح را پیدا میکردند. در [[دماوند]]، مردم از روی موقعیت ستاره «شبکُش»، ستاره «راه مکه» و ستاره «ششک»، زمان سحر را تعیین میکردند. در [[مشهد]] با بررسی موقعیت ستارههای «میزان» و «ترازو»، ۳ ستاره «نیمذرع» و ستارههای «هفت برارو» (هفت برادر)، زمان اذان صبح را تعیین میکردند. گاهی تعیین زمان اذان، با اختلافاتی همراه میشد.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۵–۴۷ و ۷۷.</ref> | ||
== اذان و خروس == | === اذان و خروس === | ||
خروس در بندهش، پرندهای دانسته شده که بهمنظور دشمنی با [[جن]] و دیو، خلق شده است.<ref>بندهش، ۱۳۸۰ش، ص103.</ref> آواز بامدادی خروس در باور ایرانیان باستان، به معنی اعلام آغاز [[زندگی]] و کار روزمره بود.<ref>آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، ۱۳۸۰ش، ص۴۰.</ref> این باور در دوران اسلامی با | [[خروس]] در بندهش، پرندهای دانسته شده که بهمنظور دشمنی با [[جن]] و دیو، خلق شده است.<ref>بندهش، ۱۳۸۰ش، ص103.</ref> آواز بامدادی خروس در باور ایرانیان باستان، به معنی اعلام آغاز [[زندگی]] و کار روزمره بود.<ref>آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، ۱۳۸۰ش، ص۴۰.</ref> این باور در دوران اسلامی با وقت سحر و اذان صبح، پیوند یافت.<ref>جاحظ، الحیوان، ۱۴۱۶ق، ص۲۹۳–۲۹۴؛ مقدسی، کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار، ۱۴۱۵ق، ص۶۳.</ref> خروس در فرهنگ عامه، موجود اذانگو است و در برخی مناطق ایران، از آواز خروس برای تشخیص زمان اذان استفاده میکردند.<ref>وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۸.</ref> | ||
== اذان در خوابگزاریها == | === اذان در خوابگزاریها === | ||
شنیدن یا گفتن اذان در [[خواب]]، از دید خوابگزارها، معانی متفاوتی دارد. در مجموع، بانگ اذان در خواب، نشانهای نیک | شنیدن یا گفتن اذان در [[خواب]]، از دید خوابگزارها، معانی متفاوتی دارد. در مجموع، بانگ اذان در خواب، نشانهای نیک است، اما مکان اذان گفتن، در خواب، نشاندهندهٔ [[سعد و نحس ایام|سعد یا نحس]] بودن آن است. برای مثال، اذان گفتن در خانه، کوه، زیرزمین [[خانه]]، [[بازار]]، خیمه و باغ و بستان، نشان از زیان و آسیبی برای شخص دارد. در برخی نقاط [[ایران]]، اذان گفتن در خواب را نشانهای از رفتن به سفر [[حج]] در آیندهٔ نزدیک میدانند.<ref>[https://www.beytoote.com/sleep/dream1-interpretation-azan.html «تعبیر خواب اذان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | ||
== آوای اذان == | === آوای اذان === | ||
اذان، با آهنگ و آواز، پیوندی عمیق دارد. صدای خوش داشتن، از ویژگیهای مؤذن | اذان، با آهنگ و آواز، پیوندی عمیق دارد. صدای خوش داشتن، از ویژگیهای مؤذن میان [[مسلمانان]] است و پیامبر خدا دستور داد تا اذان را با صوتی خوش بخوانند. اذان در ایران، معمولاً در آواز [[بیات ترک]] خوانده میشود. دستگاههای شور، شهناز، حجاز و [[ابوعطا]] نیز، ازجمله دستگاههای مجاز برای گفتن اذان است.<ref>ستایشگر، واژهنامهٔ موسیقی ایران زمین، ۱۳۷۴ش، ص۶۸–۶۹.</ref> | ||
== اذان در ادبیات فارسی == | == اذان در ادبیات فارسی == | ||
| خط ۵۱: | خط ۱۱۱: | ||
{{شعر جدید|متن=اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار \\خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات}} | {{شعر جدید|متن=اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار \\خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات}} | ||
اذان، در | اذان، در امثال و حکم ایرانیان نیز، از دیرباز حضور داشته است، مانند «اگر بلال اذان نگوید، صبح نمیشود؟»، «بعد از بلال مگر کسی اذان نگفت؟»، «بلال که مُرد، اذانگو قحط نمیشود»،<ref>شاملو، کتاب کوچه، ج4، ۱۳۶۱ش، ص198-199؛ دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۲ش، ص459.</ref> «اگر جوجهخروس اذان نگوید، صبح نمیشود؟»، «خروس که بیوقت اذان بگوید، باید سرش را برید»، «نه مرغی که تخم بگذاری، نه خروسی که بانگ بگویی»،<ref>کیانی هفتلنگ، ضربالمثلهای بختیاری، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.</ref> «به اذان مرغ صبح نمیشود» و «به اذان ملای غریب، کسی نماز نمیخواند». | ||
== مؤذن == | == مؤذن == | ||
[[پرونده:اذان (1).jpg|جایگزین=رحیم مؤذنزاده اردبیلی|بندانگشتی|رحیم مؤذنزاده اردبیلی]] | [[پرونده:اذان (1).jpg|جایگزین=رحیم مؤذنزاده اردبیلی|بندانگشتی|رحیم مؤذنزاده اردبیلی]] | ||
در دوران حکومت [[صفویه|صفویان]] و [[قاجاریه|قاجاریان]]، مؤذن، فردی آشنا به دستگاه و رموز [[موسیقی]] و خوشصدا بود که از سوی پادشاه نیز مقرری دریافت میکرد.<ref>مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، ۱۳۵۰ش، ص۲۳.</ref> از مؤذنهای معروف آن روزگار میتوان به علیخان نایبالسلطنه | اذانگو در فرهنگ و باور مردم ایران، جایگاه والایی دارد. مؤذن باید مردی عاقل، عادل و [[مسلمان]] باشد و به بانگ بلند اذان بگوید.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75.</ref> اذان گفتن زنان در جمع زنانه، جایز است.<ref>محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75؛ شیخالاسلام، راهنمای مذهب شافعی، ج1، ۱۳۷۷ش، ص64.</ref> در سدههای میانه، افراد نابینا را برای اذانگفتن بر فراز مناره در هنگام روز، برمیگزیدند تا چشم نامحرم به زنان نمازگزار نیفتد.<ref>ظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ۱۳۴۸ش، ص۱۷.</ref> | ||
در دوران حکومت [[صفویه|صفویان]] و [[قاجاریه|قاجاریان]]، مؤذن، فردی آشنا به دستگاه و رموز [[موسیقی]] و خوشصدا بود که از سوی پادشاه نیز مقرری دریافت میکرد.<ref>مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، ۱۳۵۰ش، ص۲۳.</ref> از مؤذنهای معروف آن روزگار میتوان به علیخان نایبالسلطنه در دوران ناصرالدینشاه، سیدحسین عندلیب اصفهانی در مدرسه سپهسالار و قربانخان قزوینی اشاره کرد. [[رحیم مؤذنزاده اردبیلی]]، از مشهورترین مؤذنان تاریخ معاصر است که تسلطی ویژه بر فنون موسیقی و دستگاه بیات ترک داشت و اذان معروف او، میان ایرانیان بسیار محبوب است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/85962/اذانهای-ماندگار-ایرانی-از-قاجاریه-تا-امروز «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وبسایت تبیان.]</ref> | |||
== نگارخانه == | |||
<gallery widths="250" heights="250"> | |||
پرونده:اذان۲ - Trim.mp4|اذان گفتن به زبان چینی توسط یک روحانی | |||
پرونده:اذان۳.jpg|تصویر از یک نوجوان در حال اذان گفتن | |||
پرونده:اذان۴.jpg|جایگزین= کودک ۵ ساله در حال اذان گفتن در برنامه تلویزیونی محفل|تصویری از یک کودک ۵ ساله در حال اذان گفتن در برنامه تلویزیونی محفل | |||
</gallery> | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||
| خط ۶۹: | خط ۱۳۵: | ||
* احمد بن حنبل، مسند، قاهره، دارالحدیث، ۱۳۱۳ق. | * احمد بن حنبل، مسند، قاهره، دارالحدیث، ۱۳۱۳ق. | ||
* «اذان نزد اهلسنت»، وبسایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش. | * «اذان نزد اهلسنت»، وبسایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش. | ||
* «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ش. | |||
* امین، احمد، ظهر الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۳۸۸ق. | * امین، احمد، ظهر الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۳۸۸ق. | ||
* ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، بیتا. | * ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، بیتا. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۳۰
نوجوان شرکتکننده در مسابقه اذان «طنین گلدسته» در مسجد امام حسن عسکری (ع)، بجنورد. |
اذان؛ اعلام وقت نمازهای پنجگانه مسلمانان با ذکرهای خاص.
اذان، بهمعنی اعلام وقت نماز با اذکار ویژه است و از شاخصترین شعائر اسلامی به شمار میرود. این سنت از دو سال نخست هجرت، پس از تغییر قبله، به دستور پیامبر آغاز شد و بلال بن ریاح، نخستین مؤذن بود. اذان، در موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی همچون ولادت نوزاد، زایمان زنان و مناسبتهای مهم نیز کاربرد داشته است. بانگ اذان با آواز خوش و دستگاههای موسیقی خاص اجرا میشود و مؤذن خوشصدا، جایگاهی ویژه نزد مردم مسلمان دارد. در ادبیات و فرهنگ عامه، اذان حضور پررنگ دارد و با تعابیر، امثال و حکایات گوناگون همراه شده است. در تاریخ معاصر ایران، رحیم مؤذنزاده اردبیلی با تسلط بر دستگاه بیات ترک، محبوبیت فراوان یافته است.
مفهومشناسی
اذان از ریشه «اَذِنَ» گرفته شده است[۱] و بهمعنی آگاهی، آگاهیدادن و خبر کردن است. در اصطلاح مسلمانان، اذان به معنی اعلام وقت نماز با اذکار ویژه است. این مجموعه اذکار، از شاخصترین شعائر اسلامی است.[۲]
اذان را در فارسی، بانگ نماز نیز گفتهاند؛ «بانگ» برگرفته از واژهٔ «وانگ» در متون پهلوی و بهمعنی آوای بلند است. مسلمانان معتقدند که اذان باید با آوای بلند ادا شود.[۳]
تشریع اذان
ورود اذان به شریعت اسلام، پس از تغییر قبلهٔ مسلمانان از بیتالمقدس بهسمت مکه، در دو سال ابتدایی هجرت، صورت گرفت.[۴] بلال حبشی، نخستین کسی بود که بهدستور پیامبر خدا، اذان گفت.[۵] از سدههای نخستین تاریخ اسلام، ساخت گلدسته و منار در مساجد، برای گفتن اذان، رواج یافت.[۶]
متن اذان، شامل ذکرهای زیر است:[۷]
| متن اذان | تعداد | ترجمه اذان |
|---|---|---|
| اَللّهُ اَکبَرُ | ۴ بار | خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود |
| اَشْهَدُ اَنْ لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ | ۲ بار | گواهی میدهم خدایی جز خدای یکتا نیست |
| اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ | ۲ بار | گواهی میدهم که محمد، پیامبر خدا است |
| اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیاً وَلِی اللّهِ | ۲ بار | گواهی میدهم که علی ولی خدا است (توسط شیعیان و بهقصد ثواب گفته میشود) |
| حَیَّ عَلَی الصَّلاةِ | ۲ بار | بشتاب به سوی نماز |
| حَیَّ عَلَی الْفَلاحِ | ۲ بار | بشتاب به سوی رستگاری |
| حَیَّ عَلیٰ خَیرِ الْعَمَلِ | ۲ بار | بشتاب به سوی بهترین کار (توسط شیعیان گفته میشود) |
| اَللّهُ اَکبَرُ | ۲ بار | خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود |
| لا اِلَهَ إِلاَّ اللّهُ | ۲ بار | خدایی جز خدای یکتا نیست |
اهلسنت، بههنگام نماز صبح، جمله «الصلوة خیر من النّوم» به معنی «نماز از خواب بهتر است» را در اذان میگویند.[۸]
کارکردهای اجتماعی

کارکرد اصلی اذان، آگاهکردن مسلمانان از وقت نماز است. علاوهبر آن، گاهی هنگام وقوع حادثهای پیشبینی نشده و بااهمیت، اذان میگفتند. همچنین گاهی بهمنظور اعلام مرگ افراد یا دادخواهی، اذان بیوقت سر میدادند.[۹] در برخی نقاط ایران، هنگام زایمان سخت زنان، اذان میگفتند و با این روش از دیگران درخواست دعا برای زائو میکردند.[۱۰] در مناطق مختلفی از ایران، اذانگفتن پسربچهٔ نابالغ بهمنظور زودتر فارغشدن زائو بوده است.[۱۱] همچنین ایرانیان مسلمان، در گوش نوزاد، اذان میگویند. پیشینهٔ این سنت به اذان گفتن پیامبر خدا در گوش نوهاش، بازمیگردد.[۱۲] اذانگفتن در گوش نوزاد، نمادی از ورود به دین اسلام و آشنایی با ندای اسلام است.[۱۳] در گذشته، بههنگام اوقات شرعی، مردم با شنیدن صدای مؤذن، اذان میگفتند تا صدای اذان به گوش همگان برسد.[۱۴]
اذان در فرهنگ عامه
در ماه رمضان، اهمیت اذان برای مسلمانان، دو چندان میشود. تعیین زمان اذان صبح نیز در فرهنگ مسلمانان، دارای اهمیت است. مردم در نقاط مختلف ایران، با در نظر گرفتن موقعیت ستارهها، زمان سحر و اذان صبح را پیدا میکردند. در دماوند، مردم از روی موقعیت ستاره «شبکُش»، ستاره «راه مکه» و ستاره «ششک»، زمان سحر را تعیین میکردند. در مشهد با بررسی موقعیت ستارههای «میزان» و «ترازو»، ۳ ستاره «نیمذرع» و ستارههای «هفت برارو» (هفت برادر)، زمان اذان صبح را تعیین میکردند. گاهی تعیین زمان اذان، با اختلافاتی همراه میشد.[۱۵]
اذان و خروس
خروس در بندهش، پرندهای دانسته شده که بهمنظور دشمنی با جن و دیو، خلق شده است.[۱۶] آواز بامدادی خروس در باور ایرانیان باستان، به معنی اعلام آغاز زندگی و کار روزمره بود.[۱۷] این باور در دوران اسلامی با وقت سحر و اذان صبح، پیوند یافت.[۱۸] خروس در فرهنگ عامه، موجود اذانگو است و در برخی مناطق ایران، از آواز خروس برای تشخیص زمان اذان استفاده میکردند.[۱۹]
اذان در خوابگزاریها
شنیدن یا گفتن اذان در خواب، از دید خوابگزارها، معانی متفاوتی دارد. در مجموع، بانگ اذان در خواب، نشانهای نیک است، اما مکان اذان گفتن، در خواب، نشاندهندهٔ سعد یا نحس بودن آن است. برای مثال، اذان گفتن در خانه، کوه، زیرزمین خانه، بازار، خیمه و باغ و بستان، نشان از زیان و آسیبی برای شخص دارد. در برخی نقاط ایران، اذان گفتن در خواب را نشانهای از رفتن به سفر حج در آیندهٔ نزدیک میدانند.[۲۰]
آوای اذان
اذان، با آهنگ و آواز، پیوندی عمیق دارد. صدای خوش داشتن، از ویژگیهای مؤذن میان مسلمانان است و پیامبر خدا دستور داد تا اذان را با صوتی خوش بخوانند. اذان در ایران، معمولاً در آواز بیات ترک خوانده میشود. دستگاههای شور، شهناز، حجاز و ابوعطا نیز، ازجمله دستگاههای مجاز برای گفتن اذان است.[۲۱]
اذان در ادبیات فارسی
از واژهٔ اذان، تعبیرات و اصطلاحات بسیاری در ادبیات رسمی و عامیانه ایران بهوجود آمده است. تعبیراتی همچون بانگ خروس، بانگ صلا، بانگ الله و بانگ بلال دربارهٔ اذان وجود دارند. واژهٔ اذان در نظم و نثر ایرانیان، ازجمله واژگان پرکاربرد است.
سیف فرغانی گفته است:[۲۲]
مولوی نیز در بیتی به واژه اذان اشاره میکند:[۲۳]
اذان، در امثال و حکم ایرانیان نیز، از دیرباز حضور داشته است، مانند «اگر بلال اذان نگوید، صبح نمیشود؟»، «بعد از بلال مگر کسی اذان نگفت؟»، «بلال که مُرد، اذانگو قحط نمیشود»،[۲۴] «اگر جوجهخروس اذان نگوید، صبح نمیشود؟»، «خروس که بیوقت اذان بگوید، باید سرش را برید»، «نه مرغی که تخم بگذاری، نه خروسی که بانگ بگویی»،[۲۵] «به اذان مرغ صبح نمیشود» و «به اذان ملای غریب، کسی نماز نمیخواند».
مؤذن

اذانگو در فرهنگ و باور مردم ایران، جایگاه والایی دارد. مؤذن باید مردی عاقل، عادل و مسلمان باشد و به بانگ بلند اذان بگوید.[۲۶] اذان گفتن زنان در جمع زنانه، جایز است.[۲۷] در سدههای میانه، افراد نابینا را برای اذانگفتن بر فراز مناره در هنگام روز، برمیگزیدند تا چشم نامحرم به زنان نمازگزار نیفتد.[۲۸]
در دوران حکومت صفویان و قاجاریان، مؤذن، فردی آشنا به دستگاه و رموز موسیقی و خوشصدا بود که از سوی پادشاه نیز مقرری دریافت میکرد.[۲۹] از مؤذنهای معروف آن روزگار میتوان به علیخان نایبالسلطنه در دوران ناصرالدینشاه، سیدحسین عندلیب اصفهانی در مدرسه سپهسالار و قربانخان قزوینی اشاره کرد. رحیم مؤذنزاده اردبیلی، از مشهورترین مؤذنان تاریخ معاصر است که تسلطی ویژه بر فنون موسیقی و دستگاه بیات ترک داشت و اذان معروف او، میان ایرانیان بسیار محبوب است.[۳۰]
نگارخانه
-
اذان گفتن به زبان چینی توسط یک روحانی
-
تصویر از یک نوجوان در حال اذان گفتن
-
تصویری از یک کودک ۵ ساله در حال اذان گفتن در برنامه تلویزیونی محفل
پانویس
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، 1414ق، ذیل واژه اذان.
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه اذان.
- ↑ «یادگار زریران»، متون پهلوی، ۱۳۷۱ش، ص۵۱ و ۲۰۴؛ معین، حاشیه بر برهان قاطع، ج1، ۱۳۳۰ش، ص229؛ مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۸۳ش، ص۱۹۳.
- ↑ ابوداوود سجستانی، سنن، ج1، ۱۴۰۱ق، ص348.
- ↑ بخاری، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص150؛ مسلم بن حجاج، صحیح، ج1، ۱۴۰۱ق، ص258.
- ↑ شنیکف، «معماری مسجد ابن طولون»، ۱۳۷۷ش، ص۵۲؛ مسجد جامع اصفهان، ۱۳۵۸ش، ص۴۲.
- ↑ «نحوه اذان و اقامه گفتن و احکام و احادیث مربوط به آن»، وبسایت ستاد اقامه نماز.
- ↑ «اذان نزد اهلسنت»، وبسایت پژوهه.
- ↑ نظامالملک، سیاستنامه، ۱۳۶۹ش، ص۶۵–۶۹؛ امین، ظهر الاسلام، ج1، ۱۳۸۸ق، ص32-33؛ جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعة، ج1، بیتا، ص325.
- ↑ بلوکباشی، «زایمان»، ۱۳۴۴ش، ص۶۵؛ شاملو، کتاب کوچه، ج1، ۱۳۶۱ش، ص195؛ پولاک، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ۱۳۶۱ش، ص154.
- ↑ کتیرایی، از خشت تا خشت، ۱۳۷۸ش، ص۴۶–۴۷؛ ماسه، معتقدات و آداب ایرانی، ج1، ۱۳۵۵ش، ص301.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج11، بیتا، ص122-123؛ احمد بن حنبل، مسند، ج6، ۱۳۱۳ق، ص9 و 361 و 392.
- ↑ شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ج2، ۱۳۷۱ش، ص254.
- ↑ طباطباییفر، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، ۱۳۸۱ش، ص۲۴ و ۱۱۷ و ۲۴۱؛ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۳۹ و ۴۵؛ شاهحسینی، خوار و میراث کهن آن، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۶؛ پاینده، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، ۱۳۵۵ش، ص۱۷۳–۱۷۴.
- ↑ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۵–۴۷ و ۷۷.
- ↑ بندهش، ۱۳۸۰ش، ص103.
- ↑ آموزگار، تاریخ اساطیری ایران، ۱۳۸۰ش، ص۴۰.
- ↑ جاحظ، الحیوان، ۱۴۱۶ق، ص۲۹۳–۲۹۴؛ مقدسی، کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار، ۱۴۱۵ق، ص۶۳.
- ↑ وکیلیان، رمضان در فرهنگ مردم، ۱۳۷۶ش، ص۴۸.
- ↑ «تعبیر خواب اذان»، وبسایت بیتوته.
- ↑ ستایشگر، واژهنامهٔ موسیقی ایران زمین، ۱۳۷۴ش، ص۶۸–۶۹.
- ↑ سیف فرغانی، دیوان اشعار، قصاید و قطعات، شماره ۱۰، بیت ۱۱، وبسایت گنجور.
- ↑ مولانا، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره ۴۸۲، بیت ۱۱، وبسایت گنجور.
- ↑ شاملو، کتاب کوچه، ج4، ۱۳۶۱ش، ص198-199؛ دهخدا، امثال و حکم، ج1، ۱۳۵۲ش، ص459.
- ↑ کیانی هفتلنگ، ضربالمثلهای بختیاری، ۱۳۷۸ش، ص۹۶.
- ↑ محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75.
- ↑ محقق حلی، شرائع الاسلام، ج1، ۱۳۸۹ق، ص75؛ شیخالاسلام، راهنمای مذهب شافعی، ج1، ۱۳۷۷ش، ص64.
- ↑ ظاهری، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ۱۳۴۸ش، ص۱۷.
- ↑ مشحون، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، ۱۳۵۰ش، ص۲۳.
- ↑ «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وبسایت تبیان.
منابع
- آموزگار، ژاله، تاریخ اساطیری ایران، تهران، سمت، ۱۳۸۰ش.
- ابوداوود سجستانی، سلیمان، سنن، استانبول، بینا، ۱۴۰۱ق.
- احمد بن حنبل، مسند، قاهره، دارالحدیث، ۱۳۱۳ق.
- «اذان نزد اهلسنت»، وبسایت پژوهه، تاریخ درج مطلب: ۲۴ آبان ۱۳۹۳ش.
- «اذانهای ماندگار ایرانی از قاجاریه تا امروز»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ش.
- امین، احمد، ظهر الاسلام، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۳۸۸ق.
- ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، بیتا.
- ابنمنظور، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- بخاری، محمد، صحیح، استانبول، بینا، ۱۴۰۱ق.
- بلوکباشی، علی، «زایمان»، تهران، پیام نوین، شماره ۸، ۱۳۴۴ش.
- بندهش، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران، توس، ۱۳۸۰ش.
- پاینده، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۵۵ش.
- پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه (ایران و ایرانیان)، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، تهران، خوارزمی، ۱۳۶۱ش.
- «تعبیر خواب اذان»، وبسایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۵ش.
- جاحظ، عمرو، الحیوان، بهتحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت، بینا، ۱۴۱۶ق.
- جزیری، عبدالرحمان، الفقه علی المذاهب الاربعة، قاهره، الطبعة التجاریه، بیتا.
- دهخدا، علیاکبر، امثال و حکم، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۵۲ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
- ستایشگر، مهدی، واژهنامهٔ موسیقی ایران زمین، تهران، اطلاعات، ۱۳۷۴ش.
- سیف فرغانی، دیوان اشعار، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
- شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، مازیار، ۱۳۶۱ش.
- شاهحسینی، علیرضا، خوار و میراث کهن آن، سمنان، بوستان اندیشه، ۱۳۸۵ش.
- شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
- شنیکف، وادیم، «معماری مسجد ابن طولون»، تهران، مسجد، س۷، شماره ۴، ۱۳۷۷ش.
- شیخالاسلام، محمد، راهنمای مذهب شافعی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ش.
- طباطباییفر، رضا، روستای قاطول در گذر زمان (مونوگرافی)، تهران، نقش بیان، ۱۳۸۱ش.
- ظاهری، علی، زندگی مسلمانان در قرون وسطا، ترجمهٔ مرتضی راوندی، تهران، سپهر، ۱۳۴۸ش.
- کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ثالث، ۱۳۷۸ش.
- کیانی هفتلنگ، کیانوش، ضربالمثلهای بختیاری، تهران، کیانوش کیانی هفت لنگ، ۱۳۷۸ش.
- ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمهٔ مهدی روشنضمیر، تبریز، شفیعی، ۱۳۵۵ش.
- محقق حلی، جعفر، شرائع الاسلام، نجف، بینا، ۱۳۸۹ق.
- مسجد جامع اصفهان، تهران، بنیاد فرهنگ و هنر ایران، ۱۳۵۸ش.
- مسلم بن حجاج، صحیح، بهتحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، استانبول، بینا، ۱۴۰۱ق.
- مشحون، حسن، موسیقی مذهبی و نقش آن در حفظ و اشاعهٔ موسیقی ملی ایران، تهران، بینا، ۱۳۵۰ش.
- معین، محمد، حاشیه بر برهان قاطع، تهران، زوار، ۱۳۳۰ش.
- مکنزی، دیویدنیل، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
- مقدسی، عبدالعزیز، کشف الاسرار عن حکم الطیور و الازهار، بهتحقیق حسن عاصی، بیروت، دار المواسم، ۱۴۱۵ق.
- مولانا، دیوان شمس، وبسایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
- «نحوه اذان و اقامه گفتن و احکام و احادیث مربوط به آن»، وبسایت ستاد اقامه نماز، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۵ش.
- نظامالملک، حسن، سیاستنامه، بهتحقیق عباس اقبال آشتیانی، تهران، اساطیر، ۱۳۶۹ش.
- وکیلیان، احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، سروش، ۱۳۷۶ش.
- «یادگار زریران»، متون پهلوی، بهتحقیق جاماسب جی آسانا، ترجمهٔ سعید عریان، تهران، ۱۳۷۱ش.