شیعه: تفاوت میان نسخهها
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
=== معنای لغوی === | === معنای لغوی === | ||
واژۀ شیعه از ریشۀ «شیع» در منابع لغوی معانی گوناگونی دارد که از جملۀ آنها میتوان به فرقه، حزب و گروه؛ پیروان، یاران و هواداران؛ دوستان و همراهان؛ و تقویتکنندگان و اشاعهدهندگان اشاره کرد.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص1.</ref> این واژه مفرد یا اسم جمع است و بهطور یکسان برای مفرد مذکر، جمع و مؤنث به کار میرود، هرچند گاهی به صورت جمع شیع و اشیاع نیز آمده است. بر این اساس، میتوان گفت شیعه در لغت به معنای فرد یا جماعتی است که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری میکند و باعث تقویت و موجب اشاعۀ اندیشه و آیین او میشود. معمولاً واژۀ شیعه به لحاظ لغوی بهشکل مضاف به کار میرود؛ برای مثال گفته میشود: شیعۀ فلانی. این واژه و مشتقات آن در قرآن | واژۀ شیعه از ریشۀ «شیع» در منابع لغوی معانی گوناگونی دارد که از جملۀ آنها میتوان به فرقه، حزب و گروه؛ پیروان، یاران و هواداران؛ دوستان و همراهان؛ و تقویتکنندگان و اشاعهدهندگان اشاره کرد.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص1.</ref> این واژه مفرد یا اسم جمع است و بهطور یکسان برای مفرد مذکر، جمع و مؤنث به کار میرود، هرچند گاهی به صورت جمع شیع و اشیاع نیز آمده است. بر این اساس، میتوان گفت شیعه در لغت به معنای فرد یا جماعتی است که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری میکند و باعث تقویت و موجب اشاعۀ اندیشه و آیین او میشود. معمولاً واژۀ شیعه به لحاظ لغوی بهشکل مضاف به کار میرود؛ برای مثال گفته میشود: شیعۀ فلانی. این واژه و مشتقات آن در قرآن نیز به کار رفته و بههمین معنای لغوی است. در همین راستا، واژۀ تشیّع نیز از همین ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، بهمعنای یاریکردن و پیروینمودن جماعتی از یک شخص خاص است.<ref>آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، مجلۀ شیعهشناسی، شمارۀ ۱۱، 1384ش، ص۴۰-۴۱.</ref> | ||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||
شیعه در اصطلاح بر گروهی از مسلمانان اطلاق میشود که به خلافت و امامت بیواسطۀ علی بن ابیطالب اعتقاد دارند و بر این باورند که جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین میشود و امامت علی بن ابیطالب و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی اثبات شده است.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ق، ج۱، ص۱۴۶. </ref> این | شیعه در اصطلاح بر گروهی از مسلمانان اطلاق میشود که به خلافت و امامت بیواسطۀ علی بن ابیطالب اعتقاد دارند و بر این باورند که جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین میشود و امامت علی بن ابیطالب و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی اثبات شده است.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ق، ج۱، ص۱۴۶. </ref> خاستگاه این اصطلاح به زمان حیات پیامبر اسلام بازمیگردد که در چند نوبت درباره حامیان علی بن ابیطالب اصطلاح «شیعةُ علی» را به کار برد.<ref>ابنمنظور، لسان العرب، 1996م، ج7، ص25۷.</ref> در طول تاریخ، این کاربرد اصطلاحی با دو معنای عام و خاص تمایز یافته است:<ref>منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۴-۴۵.</ref> بهطور عام، اصطلاح شیعةُ علی بهمعنای یاران و دوستداران علی بن ابیطالب و فرزندان او و ناظر به پیدایش دو جریان کلی در تاریخ صدر اسلام است که بیانگر جدایی مسلمانان به دو بخش دوستداران و هواداران علی بن ابیطالب و رویاروی آنان است.<ref>فیاض، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، 1406ق، ص31.</ref> در این معنا، برخلاف معنای خاص، اعتقاد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابیطالب و فرزندان او معیار نبوده است، بلکه اصطلاحی فراگیر است که بر کسانی تطبیق مییابد که در حوادث صدر اسلام، طرفدار خلافت علی بن ابیطالب شدند.<ref>منقری، وقعة صفین، 1382ش، ص5.</ref> اصطلاح شیعة علی بهطور خاص بر پیروان مذهب تشیع در برابر پیروان مذهب تسنن اطلاق میشود و ایشان کسانی هستند که معتقد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابیطالب و فرزندان او پس از پیامبر میباشند.<ref name=":0" /> از نظر تاریخی، واژه شیعه به تدریج بر همین معنای اصطلاحی خاص تطبیق یافت و به عنوان نامی برای شیعه امامیه اثنا عشری تثبیت شد.<ref>منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۲-۴۵.</ref> | ||
=== اصطلاحات مترادف === | === اصطلاحات مترادف === | ||
علوی | در طول تاریخ شیعه و در گستره مناطق گوناگون جغرافیایی که شیعیان حضور داشتهاند، چندین اصطلاح بهعنوان نامهایی جایگزین رایج گردیده است. اصطلاح علوی بهمعنای منسوب به علی بن ابیطالب و در اصل بیانگر نسب کسانی است که از اولاد او باشند،<ref>دهخدا، لغت نامه دهخدا، 1373ش، ج10، ص14172. </ref> اما علوی در برابر اصطلاح عثمانی نیز به کار رفته و بر کسانی اطلاق میشود که پس از قتل عثمان، علی بن ابیطالب را به قتل وی متهم نکردند و به عایشه و معاویه نپیوستند.<ref>ابوخلف الأشعری القمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۶۵ و ۷۰.</ref> اصطلاح ترابی وصفی است که مخالفان شیعه از باب سرزنش بر شیعیان اطلاق میکردهاند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج4، ص۲۰۱.</ref> و در اساس، برگرفته از لقبی بوده است که پیامبر به علی بن ابیطالب داده بود و زیاد بن ابیه نخستین بار شیعه علی را ترابیه نامید.<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، 1417ق، ج1، ص307.</ref>اصطلاح متاوله اکنون یکی از مهمترین نامهای شیعه امامیه در جبل عامل لبنان است و مشتق از توالی بهمعنای پیدرپیبودن یا از تولی بهمعنای ولای اهل بیت پیامبر است و آغاز پیدایش آن به سال ۱۱۰۰ق بازمیگردد. اصطلاح مشارقه نیز نامی است که ابن اثیر در گزارش حوادث ۴۰۷ق از آن یاد کرده و بر اساس آن، در مغرب (شمال آفریقا) شیعیان را مشارقه مینامیدهاند و این نام در انتساب به ابو عبدالله شیعی بود که مشرقیالاصل بوده است.<ref>منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref> همچنین اصطلاح رافضی از ریشه رفض بهمعنای ترککردن گرفته شده و مخالفان شیعه آن را بر همه فرقههای شیعه و گاهی بر گروه خاصی از آنان اطلاق مینمودهاند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۱، ص۳۰۷</ref> و با به کاربردن آن، قصد طعن و نکوهش آنان را داشتهاند.<ref>منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref> | ||
=== اصطلاحات متقابل === | |||
در برابر اصطلاحات مترادف با شیعه، برخی اصطلاحات متقابل با آن نیز در تاریخ اسلام وجود داشته است. از جمله اصطلاح اهل سنت بر گروهی از مسلمانان اطلاق میشود که مدعی پیروی از روش پیامبر و خلفای راشدین و اصحاباند و در برابر اصطلاح اهل بدعت قرار میگیرد؛ نزد اهل سنت، شیعیان اهل بدعت به شمار میآیند.<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۲، ص۶۱۴.</ref> وصف عثمانی در اصل بر کسانی اطلاق میشد که از نظر نسبی از اولاد عثمان بن عفان باشند، اما پس از قتل او (سال ۳۵ق) به هوادارانش که علی بن ابیطالب و یارانش را به قتل عثمان متهم میکردند، گفته شد و اهالی شام که به داعیۀ خونخواهی عثمان بر علی بن ابیطالب شوریدند، عثمانی خوانده شدند. این اصطلاح بعدها بهعنوان وصفی برای مخالفان شیعه تداوم یافت و ابوعثمان جاحظ کتابی به نام عثمانیه بر ضد شیعه نگاشت. در برابر کاربرد اهانتآمیز رافضی، شیعیان نیز سنیها را ناصبی میخواندند و در این وصف، این تعریض وجود داشت که اهل سنت نصب عداوت خاندان رسول را کردهاند، در حالی که آنان منکر این معنا هستند و میگویند تنها امام و خلیفه را نصب کردهاند. شیعیان این معنا را نیز نمیپذیرند؛ زیرا معتقدند امامت ادامۀ رسالت و تعیین امام امری الهی است.<ref>منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۷-۴۸.</ref> | |||
«شیعه» بهمعنای فرقه، گروه، امّت، پیروان، یاران و اشاعهدهندگان است.<ref>زبیدی، تاج العروس، 1389ق، ج 5، ص405ـ407.</ref> این واژه ابتدا در معنای مطلق پیروان یک شخص خاص کاربرد داشت<ref>[https://lib.eshia.ir/10382/2/197/ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص197؛] طبری، تاریخ طبری، ج5، ص140.</ref> اما با گذشت زمان و در اثر کثرت استعمال، بدون قرینه، برای پیروان [[امام علی]] بهکار گرفته شد. | «شیعه» بهمعنای فرقه، گروه، امّت، پیروان، یاران و اشاعهدهندگان است.<ref>زبیدی، تاج العروس، 1389ق، ج 5، ص405ـ407.</ref> این واژه ابتدا در معنای مطلق پیروان یک شخص خاص کاربرد داشت<ref>[https://lib.eshia.ir/10382/2/197/ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص197؛] طبری، تاریخ طبری، ج5، ص140.</ref> اما با گذشت زمان و در اثر کثرت استعمال، بدون قرینه، برای پیروان [[امام علی]] بهکار گرفته شد. | ||
در تعریف اصطلاحی شیعه به موارد گوناگونی، از جمله اعتقاد به برتری و تقدّم [[امام علی]] بر سایر اصحاب پیامبر خدا،<ref>رازی، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، ص259ـ260؛ [https://lib.eshia.ir/71432/1/16 اشعری، مقالات الاسلامیین، 1400ق، ص16.]</ref> [[امامت]] و ولایت بلافصل [[امام علی]] بعد از [[پیامبر اکرم]] و نفی آن از دیگران،<ref>اشعری قمی، المقالات و الفرق،1360ش، ص15؛ [https://lib.eshia.ir/10408/0/17 نوبختی، فرق الشیعه، 1355ق، ص17.]</ref> اراده الهی و تصریح [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] بر [[امامت]] [[امام علی|علی]]<ref>طوسی، تلخیص الشافی، 1383ق، ج2، ص56؛ [https://lib.eshia.ir/71442/1/169 شهرستانی، ملل و نحل،ج1، ص169]</ref> و همچنین باور به [[امامت]] فرزندان [[امام علی|علی]] و اختصاص حق جانشینی [[پیامبر اکرم]] به خاندان رسالت<ref>طباطبایی، شیعه در اسلام، 1388ش، ص25ـ26.</ref> اشاره شده است. | در تعریف اصطلاحی شیعه به موارد گوناگونی، از جمله اعتقاد به برتری و تقدّم [[امام علی]] بر سایر اصحاب پیامبر خدا،<ref>رازی، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، ص259ـ260؛ [https://lib.eshia.ir/71432/1/16 اشعری، مقالات الاسلامیین، 1400ق، ص16.]</ref> [[امامت]] و ولایت بلافصل [[امام علی]] بعد از [[پیامبر اکرم]] و نفی آن از دیگران،<ref name=":0">اشعری قمی، المقالات و الفرق،1360ش، ص15؛ [https://lib.eshia.ir/10408/0/17 نوبختی، فرق الشیعه، 1355ق، ص17.]</ref> اراده الهی و تصریح [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] بر [[امامت]] [[امام علی|علی]]<ref>طوسی، تلخیص الشافی، 1383ق، ج2، ص56؛ [https://lib.eshia.ir/71442/1/169 شهرستانی، ملل و نحل،ج1، ص169]</ref> و همچنین باور به [[امامت]] فرزندان [[امام علی|علی]] و اختصاص حق جانشینی [[پیامبر اکرم]] به خاندان رسالت<ref>طباطبایی، شیعه در اسلام، 1388ش، ص25ـ26.</ref> اشاره شده است. | ||
==پیدایش شیعه== | ==پیدایش شیعه== | ||
| خط ۳۲: | خط ۲۷: | ||
==فرقههای شیعه== | ==فرقههای شیعه== | ||
درباره تعداد فرقههای شیعه دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. برخی پژوهشگران شمار آنها را تا صد فرقه گزارش کرده و مشهورترینشان را امامیه، کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه و غلات دانستهاند.<ref>خطیبی کوشک و دیگران، فرهنگ شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۸.</ref> برخی تعداد آنها را هجده فرقه برشمردهاند.<ref>ملطی، التنبیه و الرد، ۱۴۱۳ق، ص۱۶.</ref> برخی نویسندگان اساسیترین فرقههای شیعه را سه فرقه امامیه، کیسانیه و زیدیه دانستهاند.<ref>بغدادی، الفرق بین الفرق، دار الجیل، ص۳۸.</ref> برخی متکلمان آنها را در پنج فرقه امامیه، زیدیه، کیسانیه، اسماعیلیه و غلات برشمردهاند.<ref>شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۷۰.</ref> برخی پژوهشگران معاصر نیز سه فرقه امامیه، اسماعیلیه و زیدیه را به عنوان فرقههای اصلی شیعه معرفی کردهاند.<ref>[https://lib.eshia.ir/71455/1/60 طباطبایی، شیعه در اسلام، 1388ش، ص60.]</ref><ref>صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۲۹.</ref> | |||
===امامیه=== | ===امامیه=== | ||
| خط ۵۴: | خط ۴۹: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
*ابنأثیر، مجدالدین، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، بیروت، المکتبة العلمیة، ۱۹۷۹م. | *ابنأثیر، مجدالدین، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، بیروت، المکتبة العلمیة، ۱۹۷۹م. | ||
*ابن منظور، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبیدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، مؤسسة التاریخ العربی، 1996 م. | |||
*اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، تحقیق محمّد محییالدین عبدالمجید، ویسبادن، فرانس شتاینر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق. | *اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، تحقیق محمّد محییالدین عبدالمجید، ویسبادن، فرانس شتاینر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق. | ||
*اشعری قمی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، با مقدّمه و تصحیح محمدجواد مشکور، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | *اشعری قمی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، با مقدّمه و تصحیح محمدجواد مشکور، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | ||
| خط ۶۱: | خط ۵۷: | ||
*توال، فرانسوا، ژئوپلیتیک شیعه، ترجمه علیرضا قاسمآقا، تهران، اندیشه سازان نور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش. | *توال، فرانسوا، ژئوپلیتیک شیعه، ترجمه علیرضا قاسمآقا، تهران، اندیشه سازان نور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش. | ||
*«جمعیت شیعیان»، سایت ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۳ خرداد ۱۴۰۱ش. | *«جمعیت شیعیان»، سایت ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۳ خرداد ۱۴۰۱ش. | ||
*دهخدا، علیاکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373ش. | |||
*رازی، ابوحاتم، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، صنعاء، مرکز الدراسات و البحوث الیمنی، ۱۴۱۵ق. | *رازی، ابوحاتم، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، صنعاء، مرکز الدراسات و البحوث الیمنی، ۱۴۱۵ق. | ||
*ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش. | *ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش. | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۶: | ||
*شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف رضی، ۱۳۶۴ق. | *شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف رضی، ۱۳۶۴ق. | ||
*صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، ترجمه محمد عباسی، تهران، سمت، ۱۳۹۸ش. | *صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، ترجمه محمد عباسی، تهران، سمت، ۱۳۹۸ش. | ||
*صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران، دائرة المعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی، 1377ش. | |||
*صدر، سید محمدباقر، نشأة الشیعه والتشیع، بیروت، الغدیر، ۱۴۱۷ق. | *صدر، سید محمدباقر، نشأة الشیعه والتشیع، بیروت، الغدیر، ۱۴۱۷ق. | ||
*طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش. | *طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش. | ||
*طبرسی، الفضل بن الحسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، تحقیق موسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، 1417ق. | |||
*طبری، ابنجریر، بیروت، روائع التراث العربی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۷ق. | *طبری، ابنجریر، بیروت، روائع التراث العربی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۷ق. | ||
*طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، محبین، ۱۳۸۳ق. | *طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، محبین، ۱۳۸۳ق. | ||
*عسگری، مرتضی، افسانه عبداللّه سبأ، قم دانشکده اصول دین، چاپ ششم، ۱۳۸۷ش. | *عسگری، مرتضی، افسانه عبداللّه سبأ، قم دانشکده اصول دین، چاپ ششم، ۱۳۸۷ش. | ||
*فیاض، عبدالله، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1406ق. | |||
*مسلم بن حجّاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۴۷ق. | *مسلم بن حجّاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۴۷ق. | ||
*مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش. | *مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش. | ||
*مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، ۱۴۰۰ق. | *مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، ۱۴۰۰ق. | ||
*منتظریمقدم، حامد، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، مجلۀ معرف، شماره ۶۵، ۱۳۸۲ش. | |||
*منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمدهارون،مطبعة المدنی، 1382ش. | |||
*نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، نجف، مکتبه مرتضویه، ۱۳۵۵ق. | *نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، نجف، مکتبه مرتضویه، ۱۳۵۵ق. | ||
*یعقوبی، احمدبن اسحاق، تاریخ یعقوبی، تهران، علمی و فرهنگی، جاپ یازدهم، ۱۳۸۹ش. | *یعقوبی، احمدبن اسحاق، تاریخ یعقوبی، تهران، علمی و فرهنگی، جاپ یازدهم، ۱۳۸۹ش. | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۳ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۴
شیعه؛ یکی از مذاهب اسلامی.
شیعه، بهمعنای پیرو و یار است و در اصطلاح به مسلمانانی گفته میشود که به امامت و ولایت بلافصل امام علی پس از پیامبر اکرم باور دارند. ریشهٔ تشیع به زمان خود پیامبر بازمیگردد و عنوان «شیعهٔ علی» نخستینبار از سوی او به کار رفت. اختلاف دربارهٔ شمار امامان، سبب پیدایش سه فرقهٔ اصلی امامیه، زیدیه و اسماعیلیه شد. امامیه به دوازده امام تا مهدی موعود(عج) معتقدند، زیدیه قیام را شرط امامت میدانند و اسماعیلیه پیرو امامت اسماعیل فرزند امام جعفر صادق هستند. امروزه شیعیان در کشورهای ایران، عراق، لبنان، هند و دیگر نقاط جهان پراکندهاند و حدود ۱۰ تا ۲۳ درصد از جمعیت مسلمانان را تشکیل میدهند.
مفهومشناسی
معنای لغوی
واژۀ شیعه از ریشۀ «شیع» در منابع لغوی معانی گوناگونی دارد که از جملۀ آنها میتوان به فرقه، حزب و گروه؛ پیروان، یاران و هواداران؛ دوستان و همراهان؛ و تقویتکنندگان و اشاعهدهندگان اشاره کرد.[۱] این واژه مفرد یا اسم جمع است و بهطور یکسان برای مفرد مذکر، جمع و مؤنث به کار میرود، هرچند گاهی به صورت جمع شیع و اشیاع نیز آمده است. بر این اساس، میتوان گفت شیعه در لغت به معنای فرد یا جماعتی است که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری میکند و باعث تقویت و موجب اشاعۀ اندیشه و آیین او میشود. معمولاً واژۀ شیعه به لحاظ لغوی بهشکل مضاف به کار میرود؛ برای مثال گفته میشود: شیعۀ فلانی. این واژه و مشتقات آن در قرآن نیز به کار رفته و بههمین معنای لغوی است. در همین راستا، واژۀ تشیّع نیز از همین ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، بهمعنای یاریکردن و پیروینمودن جماعتی از یک شخص خاص است.[۲]
معنای اصطلاحی
شیعه در اصطلاح بر گروهی از مسلمانان اطلاق میشود که به خلافت و امامت بیواسطۀ علی بن ابیطالب اعتقاد دارند و بر این باورند که جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین میشود و امامت علی بن ابیطالب و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی اثبات شده است.[۳] خاستگاه این اصطلاح به زمان حیات پیامبر اسلام بازمیگردد که در چند نوبت درباره حامیان علی بن ابیطالب اصطلاح «شیعةُ علی» را به کار برد.[۴] در طول تاریخ، این کاربرد اصطلاحی با دو معنای عام و خاص تمایز یافته است:[۵] بهطور عام، اصطلاح شیعةُ علی بهمعنای یاران و دوستداران علی بن ابیطالب و فرزندان او و ناظر به پیدایش دو جریان کلی در تاریخ صدر اسلام است که بیانگر جدایی مسلمانان به دو بخش دوستداران و هواداران علی بن ابیطالب و رویاروی آنان است.[۶] در این معنا، برخلاف معنای خاص، اعتقاد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابیطالب و فرزندان او معیار نبوده است، بلکه اصطلاحی فراگیر است که بر کسانی تطبیق مییابد که در حوادث صدر اسلام، طرفدار خلافت علی بن ابیطالب شدند.[۷] اصطلاح شیعة علی بهطور خاص بر پیروان مذهب تشیع در برابر پیروان مذهب تسنن اطلاق میشود و ایشان کسانی هستند که معتقد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابیطالب و فرزندان او پس از پیامبر میباشند.[۸] از نظر تاریخی، واژه شیعه به تدریج بر همین معنای اصطلاحی خاص تطبیق یافت و به عنوان نامی برای شیعه امامیه اثنا عشری تثبیت شد.[۹]
اصطلاحات مترادف
در طول تاریخ شیعه و در گستره مناطق گوناگون جغرافیایی که شیعیان حضور داشتهاند، چندین اصطلاح بهعنوان نامهایی جایگزین رایج گردیده است. اصطلاح علوی بهمعنای منسوب به علی بن ابیطالب و در اصل بیانگر نسب کسانی است که از اولاد او باشند،[۱۰] اما علوی در برابر اصطلاح عثمانی نیز به کار رفته و بر کسانی اطلاق میشود که پس از قتل عثمان، علی بن ابیطالب را به قتل وی متهم نکردند و به عایشه و معاویه نپیوستند.[۱۱] اصطلاح ترابی وصفی است که مخالفان شیعه از باب سرزنش بر شیعیان اطلاق میکردهاند[۱۲] و در اساس، برگرفته از لقبی بوده است که پیامبر به علی بن ابیطالب داده بود و زیاد بن ابیه نخستین بار شیعه علی را ترابیه نامید.[۱۳]اصطلاح متاوله اکنون یکی از مهمترین نامهای شیعه امامیه در جبل عامل لبنان است و مشتق از توالی بهمعنای پیدرپیبودن یا از تولی بهمعنای ولای اهل بیت پیامبر است و آغاز پیدایش آن به سال ۱۱۰۰ق بازمیگردد. اصطلاح مشارقه نیز نامی است که ابن اثیر در گزارش حوادث ۴۰۷ق از آن یاد کرده و بر اساس آن، در مغرب (شمال آفریقا) شیعیان را مشارقه مینامیدهاند و این نام در انتساب به ابو عبدالله شیعی بود که مشرقیالاصل بوده است.[۱۴] همچنین اصطلاح رافضی از ریشه رفض بهمعنای ترککردن گرفته شده و مخالفان شیعه آن را بر همه فرقههای شیعه و گاهی بر گروه خاصی از آنان اطلاق مینمودهاند[۱۵] و با به کاربردن آن، قصد طعن و نکوهش آنان را داشتهاند.[۱۶]
اصطلاحات متقابل
در برابر اصطلاحات مترادف با شیعه، برخی اصطلاحات متقابل با آن نیز در تاریخ اسلام وجود داشته است. از جمله اصطلاح اهل سنت بر گروهی از مسلمانان اطلاق میشود که مدعی پیروی از روش پیامبر و خلفای راشدین و اصحاباند و در برابر اصطلاح اهل بدعت قرار میگیرد؛ نزد اهل سنت، شیعیان اهل بدعت به شمار میآیند.[۱۷] وصف عثمانی در اصل بر کسانی اطلاق میشد که از نظر نسبی از اولاد عثمان بن عفان باشند، اما پس از قتل او (سال ۳۵ق) به هوادارانش که علی بن ابیطالب و یارانش را به قتل عثمان متهم میکردند، گفته شد و اهالی شام که به داعیۀ خونخواهی عثمان بر علی بن ابیطالب شوریدند، عثمانی خوانده شدند. این اصطلاح بعدها بهعنوان وصفی برای مخالفان شیعه تداوم یافت و ابوعثمان جاحظ کتابی به نام عثمانیه بر ضد شیعه نگاشت. در برابر کاربرد اهانتآمیز رافضی، شیعیان نیز سنیها را ناصبی میخواندند و در این وصف، این تعریض وجود داشت که اهل سنت نصب عداوت خاندان رسول را کردهاند، در حالی که آنان منکر این معنا هستند و میگویند تنها امام و خلیفه را نصب کردهاند. شیعیان این معنا را نیز نمیپذیرند؛ زیرا معتقدند امامت ادامۀ رسالت و تعیین امام امری الهی است.[۱۸]
«شیعه» بهمعنای فرقه، گروه، امّت، پیروان، یاران و اشاعهدهندگان است.[۱۹] این واژه ابتدا در معنای مطلق پیروان یک شخص خاص کاربرد داشت[۲۰] اما با گذشت زمان و در اثر کثرت استعمال، بدون قرینه، برای پیروان امام علی بهکار گرفته شد. در تعریف اصطلاحی شیعه به موارد گوناگونی، از جمله اعتقاد به برتری و تقدّم امام علی بر سایر اصحاب پیامبر خدا،[۲۱] امامت و ولایت بلافصل امام علی بعد از پیامبر اکرم و نفی آن از دیگران،[۸] اراده الهی و تصریح پیامبر خدا بر امامت علی[۲۲] و همچنین باور به امامت فرزندان علی و اختصاص حق جانشینی پیامبر اکرم به خاندان رسالت[۲۳] اشاره شده است.
پیدایش شیعه
دربارهٔ پیدایش شیعه، دیدگاههای مختلفی بیان شده است:
- بر اساس دیدگاهی که بسیاری از شیعیان، آن را تأیید کردهاند، ریشه تشیع به آغاز دعوت اسلامی بازمیگردد و عنوان «شیعه» نخستین بار توسط حضرت محمد، بر معتقدین به لزوم اطاعت از امام علی اطلاق شد.[۲۴]
- برخی که به جعل و وضع حدیث متهم هستند، پیدایش شیعه را به یک یهودی موهوم با نام عبداللّه سبأ نسبت دادهاند، در حالی که نامی از او در میان یاران امام علی نیست.[۲۵]
- برخی، تشیع و انگارهٔ وصایت و وراثت در امامت را برگرفته از نظام شاهنشاهی در فرهنگ ایرانیان دانسته و با این بهانه، ایرانیان را به انتقامجویی از عربها در فتح ایران، متهم کردهاند.[۲۶] این در حالی است که ایرانیان، آموزههای عدالتمحور اسلام را با آغوش باز پذیرفتهاند و شیعیان، باور به وصایت و امامت علی را برگرفته از آیات قرآن، روایات نبوی و دلایل عقلی میدانند.[۲۷]
فرقههای شیعه
درباره تعداد فرقههای شیعه دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. برخی پژوهشگران شمار آنها را تا صد فرقه گزارش کرده و مشهورترینشان را امامیه، کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه و غلات دانستهاند.[۲۸] برخی تعداد آنها را هجده فرقه برشمردهاند.[۲۹] برخی نویسندگان اساسیترین فرقههای شیعه را سه فرقه امامیه، کیسانیه و زیدیه دانستهاند.[۳۰] برخی متکلمان آنها را در پنج فرقه امامیه، زیدیه، کیسانیه، اسماعیلیه و غلات برشمردهاند.[۳۱] برخی پژوهشگران معاصر نیز سه فرقه امامیه، اسماعیلیه و زیدیه را به عنوان فرقههای اصلی شیعه معرفی کردهاند.[۳۲][۳۳]
امامیه
امامیه اکثریت شیعیان را تشکیل میدهند. این گروه از شیعیان، به وجود امام در هر زمان، و وجوب نص صریح برای هر امامی معتقدند و امامت را منحصر در امام علی، امام حسن، امام حسین و نه فرزند از نسل امام حسین میدانند که آخرین آنها مهدی موعود است.[۳۴] از آنجا که تعداد جانشینان پیامبر اکرم، نزد شیعیان امامیه، دوازده نفر است، آنها شیعیان اثناعشریه نیز نامیده شدهاند. توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد، اصول عقاید امامیه است.
زیدیه
گروهی از شیعیان، پس از امام علی، امام حسن و امام حسین به امامت «زید» فرزند امام سجاد (علی بن حسین) باور دارند و به همین دلیل، آنها را زیدیه میگویند. بر اساس باور زیدیه، پیامبر خدا تنها به امامت علی، حسن و حسین، تصریح کرده است. زیدیه، مبارزه مسلحانه را شرط امامت رهبران پسینی میدانند و بههمین دلیل، سایر پیشوایان شیعیان امامیه را که به جهاد علنی نپرداختند، امام نمیدانند. جارودیه، سلیمانیه و صالحیه، مهمترین فرقههای زیدیه هستند.[۳۵]
اسماعیلیه
گروه دیگری از شیعیان، در باور به هفتمین امام، از شیعیان امامیه جدا شده و به جای موسی بن جعفر، به امامت اسماعیل، فرزند دیگر امام جعفر صادق، اعتقاد دارند. برخی از آنها محمد، فرزند اسماعیل را امام دانستهاند. مهمترین ویژگی اسماعیلیان، رویکرد باطنگرا و تأویل آیات، احادیث و احکام اسلامی است.[۳۶] اسماعیلیه به سه گروه اسماعیلیه خالص، مبارکیه و قرامطه منشعب شدند.[۳۷]
پراکندگی جغرافیایی شیعه
شیعیان در تمام نقاط جهان پراکنده هستند؛ اما بیشتر شیعیان در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس زندگی میکنند. در کشورهای چین، اندونزی، آلمان، فرانسه و انگلستان نیز شیعیان زیادی زندگی میکنند. در کشورهای آفریقایی کنیا، تانزانیا، سنگال و ساحل عاج نیز جوامعی از شیعیان وجود دارد. در قاره آمریکا نیز حضور جامعهٔ شیعه، چشمگیر است.[۳۸]
جمعیت شیعه
بر اساس گزارشهای آماری موجود، شیعیان، حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از جامعهٔ مسلمانان جهان را تشکیل دادهاند.[۳۹] در برخی از گزارشهای آماری، جمعیت شیعیان تا ۲۳ درصد از جامعهٔ مسلمانان نیز برآورد شده است.[۴۰] در کشورهایی مانند هند، ایران، عراق، جمهوری آذربایجان، لبنان، افغانستان، پاکستان، یمن و بحرین بیشترین تراکم جمعیتی شیعیان وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران، نسبت به کل جمعیت، بیشترین میزان شیعه را دارد و جمهوری آذربایجان و کشور بحرین، دومین و سومین کشور با اکثریت شیعی در میان کشورهای مسلمان است.[۴۱]
پانویس
- ↑ مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص1.
- ↑ آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، مجلۀ شیعهشناسی، شمارۀ ۱۱، 1384ش، ص۴۰-۴۱.
- ↑ مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ق، ج۱، ص۱۴۶.
- ↑ ابنمنظور، لسان العرب، 1996م، ج7، ص25۷.
- ↑ منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۴-۴۵.
- ↑ فیاض، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، 1406ق، ص31.
- ↑ منقری، وقعة صفین، 1382ش، ص5.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ اشعری قمی، المقالات و الفرق،1360ش، ص15؛ نوبختی، فرق الشیعه، 1355ق، ص17.
- ↑ منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۲-۴۵.
- ↑ دهخدا، لغت نامه دهخدا، 1373ش، ج10، ص14172.
- ↑ ابوخلف الأشعری القمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۶۵ و ۷۰.
- ↑ صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج4، ص۲۰۱.
- ↑ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، 1417ق، ج1، ص307.
- ↑ منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.
- ↑ صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۱، ص۳۰۷
- ↑ منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.
- ↑ صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۲، ص۶۱۴.
- ↑ منتظریمقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۷-۴۸.
- ↑ زبیدی، تاج العروس، 1389ق، ج 5، ص405ـ407.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص197؛ طبری، تاریخ طبری، ج5، ص140.
- ↑ رازی، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، ص259ـ260؛ اشعری، مقالات الاسلامیین، 1400ق، ص16.
- ↑ طوسی، تلخیص الشافی، 1383ق، ج2، ص56؛ شهرستانی، ملل و نحل،ج1، ص169
- ↑ طباطبایی، شیعه در اسلام، 1388ش، ص25ـ26.
- ↑ ابناثیر، النهایة، ج4، 1979م، ص106؛ سبحانی تبریزی، بحوث فی الملل و النحل، 1384ش، ج6، صص114-102.
- ↑ رشید رضا، السنة و الشیعة، 1947م، ص4ـ6؛ سامی النشار، نشأة الفکر الفلسفی فی الإسلام، 1997م، ص18؛ عسگری، افسانه عبداللّه سبأ، 1403ق، ج1، ص40ـ48؛ صدر، نشأة الشیعه والتشیع، 1417ق، ص14.
- ↑ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، 1400ش، ج1، ص128-154.
- ↑ براون، تاریخ ادبیات ایران، 1398ش، ج1، ص297؛ مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران، 1400ش، ج1، صص128ـ154
- ↑ خطیبی کوشک و دیگران، فرهنگ شیعه، ۱۳۸۶ش، ص۳۵۸.
- ↑ ملطی، التنبیه و الرد، ۱۴۱۳ق، ص۱۶.
- ↑ بغدادی، الفرق بین الفرق، دار الجیل، ص۳۸.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۷۰.
- ↑ طباطبایی، شیعه در اسلام، 1388ش، ص60.
- ↑ صابری، تاریخ فرق اسلامی، ۱۳۸۴ش، ج۲، ص۲۹.
- ↑ شیخ مفید، اوائل المقالات، 1372ش، ص۳۸.
- ↑ برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،1396ش، ص42.
- ↑ برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،1396ش، ص46.
- ↑ برنجکار، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی،1396ش، ص46؛ ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی،1383ش، ص76.
- ↑ «پراکندگی جغرافیای شیعه»، سایت دانشنامه اسلامی.
- ↑ فرانسوا توال، ژئوپلیتیک شیعه، 1379ش، ص9.
- ↑ «جمعیت شیعیان»، سایت ویکی فقه.
- ↑ «پراکندگی جغرافیای شیعه»، سایت دانشنامه اسلامی.
منابع
- ابنأثیر، مجدالدین، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، بیروت، المکتبة العلمیة، ۱۹۷۹م.
- ابن منظور، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبیدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، مؤسسة التاریخ العربی، 1996 م.
- اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین، تحقیق محمّد محییالدین عبدالمجید، ویسبادن، فرانس شتاینر، چاپ سوم، ۱۴۰۰ق.
- اشعری قمی، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، با مقدّمه و تصحیح محمدجواد مشکور، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش.
- براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، تهران، علم، ۱۳۹۸ش.
- برنجکار، رضا، آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، قم، طه، چاپ ۲۵، ۱۳۹۶ش.
- «پراکندگی جغرافیای شیعه»، وبسایت دانشنامه اسلامی، تاریخ بازدید: ۳ خرداد ۱۴۰۱ش.
- توال، فرانسوا، ژئوپلیتیک شیعه، ترجمه علیرضا قاسمآقا، تهران، اندیشه سازان نور، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.
- «جمعیت شیعیان»، سایت ویکی فقه، تاریخ بازدید: ۳ خرداد ۱۴۰۱ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373ش.
- رازی، ابوحاتم، الزینه فی الکلمات الاسلامیه العربیه، صنعاء، مرکز الدراسات و البحوث الیمنی، ۱۴۱۵ق.
- ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ سوم، ۱۳۸۳ش.
- رشید رضا، محمد، السنة و الشیعة، قاهره، دار المنار، ۱۹۴۷م.
- زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالهدایه، چاپ اول، ۱۳۸۹ق.
- سامی النشار، علی، نشأة فکر الفلسفی فی الإسلام، قاهره، دارالمعارف، چاپ نهم، ۱۹۹۷م.
- سبحانی تبریزی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۸۴ش.
- شهرستانی، عبدالکریم، الملل و النحل، قم، الشریف رضی، ۱۳۶۴ق.
- صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، ترجمه محمد عباسی، تهران، سمت، ۱۳۹۸ش.
- صدر حاج سید جوادی، احمد و دیگران، دائرة المعارف تشیع، تهران، نشر شهید سعید محبی، 1377ش.
- صدر، سید محمدباقر، نشأة الشیعه والتشیع، بیروت، الغدیر، ۱۴۱۷ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش.
- طبرسی، الفضل بن الحسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، تحقیق موسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، 1417ق.
- طبری، ابنجریر، بیروت، روائع التراث العربی، چاپ سیزدهم، ۱۳۸۷ق.
- طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، قم، محبین، ۱۳۸۳ق.
- عسگری، مرتضی، افسانه عبداللّه سبأ، قم دانشکده اصول دین، چاپ ششم، ۱۳۸۷ش.
- فیاض، عبدالله، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1406ق.
- مسلم بن حجّاج نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۴۷ق.
- مفید، محمد بن نعمان، اوائل المقالات، قم، الموتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، ۱۳۷۲ش.
- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایران، تهران، صدرا، ۱۴۰۰ق.
- منتظریمقدم، حامد، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، مجلۀ معرف، شماره ۶۵، ۱۳۸۲ش.
- منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، تحقیق و شرح عبدالسلام محمدهارون،مطبعة المدنی، 1382ش.
- نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، نجف، مکتبه مرتضویه، ۱۳۵۵ق.
- یعقوبی، احمدبن اسحاق، تاریخ یعقوبی، تهران، علمی و فرهنگی، جاپ یازدهم، ۱۳۸۹ش.