پرش به محتوا

عفت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران پدیا
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۳: خط ۲۳:
=== عفت در زنان ===
=== عفت در زنان ===
[[پرونده:تربیت_جنسی.jpg|جایگزین=امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال|بندانگشتی|امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال]]
[[پرونده:تربیت_جنسی.jpg|جایگزین=امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال|بندانگشتی|امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال]]
عفت فضیلتی مشترک میان زن و مرد است، اما جنس مرد نسبت به جنس زن قدرت جسمانی بیشتری دارد و همین مسئله زن را در حالت تعرض از جانب مرد قرار می‌دهد از سوی دیگر قانون طبیعت این‌گونه است که زنان معشوق و مطلوب و مردان عاشق و طالب باشند، به‌همین دلیل زنان باید از دسترس مردان دور باشند و خود را به راحتی و رایگان در دسترس مردان قرار ندهند تا آتش عشق آنان برای رسیدن به مطلوب تندتر شود. از این منظر، عفت برای زنان امانتی اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که به‌دلیل در معرض تعرض بودن و نیز قرارگرفتن در جایگاه معشوق که جایگاه طلب بهاء است، اهمیت بیشتری دارد و در درجه اول این زنان هستند که باید حافظ و نگهبان آن باشند. در احادیث اسلامی صفت ترسیدن از صفات نیکوی زنان شمرده شده است و باید در رفتار زنان و نه در خلق‌وخوی آنان خصوصاً در مسئله عفت مشاهده شود؛ شجاعت در مسئله عفت معنا ندارد و ممکن است در اثر رفتار شجاعانه، عفت زن خدشه‌دار شود. بر اساس رویکردی دیگر، زنان و مردان در شرایط عادی و فارغ از جنسیت‌شان به‌صورت مساوی مخاطب عفت هستند، اما شرایط و اوضاع فرهنگی یک جامعه می‌تواند از زن و مرد یا هر دو انتظار بیشتر یا مساوی نسبت به رعایت عفت داشته باشد.
عفت فضیلتی مشترک میان زن و مرد است، اما جنس مرد نسبت به جنس زن قدرت جسمانی بیشتری دارد و همین مسئله زن را در حالت تعرض از جانب مرد قرار می‌دهد از سوی دیگر قانون طبیعت این‌گونه است که زنان معشوق و مطلوب و مردان عاشق و طالب باشند، به‌همین دلیل زنان باید از دسترس مردان دور باشند و خود را به راحتی و رایگان در دسترس مردان قرار ندهند تا آتش عشق آنان برای رسیدن به مطلوب تندتر شود.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص64-65.</ref> از این منظر، عفت برای زنان امانتی اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که به‌دلیل در معرض تعرض بودن و نیز قرارگرفتن در جایگاه معشوق که جایگاه طلب بهاء است، اهمیت بیشتری دارد و در درجه اول این زنان هستند که باید حافظ و نگهبان آن باشند. در احادیث اسلامی صفت ترسیدن از صفات نیکوی زنان شمرده شده است و باید در رفتار زنان و نه در خلق‌وخوی آنان خصوصاً در مسئله عفت مشاهده شود؛ شجاعت در مسئله عفت معنا ندارد و ممکن است در اثر رفتار شجاعانه، عفت زن خدشه‌دار شود.<ref>مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، بی‌تا، ص116-117.</ref> بر اساس رویکردی دیگر، زنان و مردان در شرایط عادی و فارغ از جنسیت‌شان به‌صورت مساوی مخاطب عفت هستند، اما شرایط و اوضاع فرهنگی یک جامعه می‌تواند از زن و مرد یا هر دو انتظار بیشتر یا مساوی نسبت به رعایت عفت داشته باشد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/5884935/نسبت-میان-عفت-و-مردانگی شجریان، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر.]</ref>


=== مشترکات زنان و مردان در عفت ===
=== مشترکات زنان و مردان در عفت ===
# نگاه: برخلاف تلقی مشهور که صرفاً بدن زنان را دارای جاذبه می‌داند و به‌همین دلیل از مردان انتظار عفت در نگاه دارد، قرآن کریم از [[زنان]] نیز انتظار عفت در نگاه را دارد و [[چشم چرانی|چشم‌چرانی]] را برای زنان و مردان ناپسند می‌داند. در روایات اسلامی عدم آراستگی شوهران برای زنان علت برخی بی‌عفتی‌های زنانه معرفی شده است و به‌همین دلیل نیز زنان را مشمول حرمت چشم‌چرانی می‌داند.
# نگاه: برخلاف تلقی مشهور که صرفاً بدن زنان را دارای جاذبه می‌داند و به‌همین دلیل از مردان انتظار عفت در نگاه دارد، قرآن کریم از [[زنان]] نیز انتظار عفت در نگاه را دارد و [[چشم چرانی|چشم‌چرانی]] را برای زنان و مردان ناپسند می‌داند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏</ref> در روایات اسلامی عدم آراستگی شوهران برای زنان علت برخی بی‌عفتی‌های زنانه معرفی شده است<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، بی‌تا، ص81.</ref> و به‌همین دلیل نیز زنان را مشمول حرمت چشم‌چرانی می‌داند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏</ref>
# حفظ فروج: قرآن، همه انسان‌ها را فارغ از جنسیت مردانه و زنانه، به حفظ فروج و اجتناب از زنا، سفارش کرده است.
# حفظ فروج: قرآن، همه انسان‌ها را فارغ از جنسیت مردانه و زنانه، به حفظ فروج و اجتناب از زنا، سفارش کرده است.
# عفت در کلام: پرهیز از به‌کار بردن کلمات نادرست، دستوری است که زنان و مردان باید رعایت کنند. عفت در کلام برای زنان این است که صدای‌شان را نازک و آهنگین نکنند که موجب فریب دل و برانگیخته شدن شهوت مردان شود. عفت در کلام برای مردان، پرهیز از داد و فریاد و بلندی سخن است که نشانه‌ای از غرور و تکبر است.
# عفت در کلام: پرهیز از به‌کار بردن کلمات نادرست، دستوری است که زنان و مردان باید رعایت کنند. عفت در کلام برای زنان این است که صدای‌شان را نازک و آهنگین نکنند که موجب فریب دل و برانگیخته شدن شهوت مردان شود.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج‏16، ص309.</ref> عفت در کلام برای مردان، پرهیز از داد و فریاد و بلندی سخن است که نشانه‌ای از غرور و تکبر است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص54.</ref>
# عفت در راه رفتن: جلوه و بروز عفت در راه رفتن، پرهیز از تکبر و غررو در راه‌رفتن است که بر اساس روایات، تکان دادن شانه‌ها هنگام راه‌رفتن یکی از نشانه‌های آن است. معنای عفت در راه رفتن زنان این است که آنها به‌گونه‌ای راه بروند که موجب تحریک و جلب‌توجه مردان نشوند.
# عفت در راه رفتن: جلوه و بروز عفت در راه رفتن، پرهیز از تکبر و غررو در راه‌رفتن است که بر اساس روایات، تکان دادن شانه‌ها هنگام راه‌رفتن یکی از نشانه‌های آن است.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص58.</ref> معنای عفت در راه رفتن زنان این است که آنها به‌گونه‌ای راه بروند که موجب تحریک و جلب‌توجه مردان نشوند.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج15، ص157/ محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات‏، 1361ش، ص568.</ref>
# عفت در پوشش: قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره نور با عبارت «یحفظوا فروجهم» به این معنا اشاره کرده است. ‏ رعایت پوشش عفیفانه برای زنان و مردان دارای دو اصل مشترک با محدوده و مصادیق متفاوت است. پرهیز از لباس شهرت که موجب جلب‌توجه دیگران می‌شود و تنگ و چسبان‌نبودن لباس، اصول مشترکی است که مردان و زنان در پوشیدن لباس باید رعایت کنند. تفاوت زنان و مردان در پوشش عفیفانه این است که تنها محدوده‌ای که زنان مجاز به نپوشاندن آن در صورت نداشتن [[آرایش زن در اسلام|آرایش]] و زینت هستند؛ گردی صورت و از مچ دست تا سر انگشتان است، اما مردان در صورت نداشتن مفسده چنین محدودیتی ندارند؛ بنابراین پوشاندن مقداری از بدن که عرفاً پوشانده نمی‌شود، جایز است که علت آن در جاذبه داشتن حداکثری جنس زن برای مرد است که او را در نقش شکار و مرد را در نقش شکارچی قرار می‌دهد.
# عفت در پوشش: قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره نور با عبارت «یحفظوا فروجهم» به این معنا اشاره کرده است.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.</ref>‏ رعایت پوشش عفیفانه برای زنان و مردان دارای دو اصل مشترک با محدوده و مصادیق متفاوت است. پرهیز از لباس شهرت که موجب جلب‌توجه دیگران می‌شود و تنگ و چسبان‌نبودن لباس، اصول مشترکی است که مردان و زنان در پوشیدن لباس باید رعایت کنند.<ref>[https://www.islamquest.net/fa/archive/fa9335 «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.]</ref> تفاوت زنان و مردان در پوشش عفیفانه این است که تنها محدوده‌ای که زنان مجاز به نپوشاندن آن در صورت نداشتن [[آرایش زن در اسلام|آرایش]] و زینت هستند؛ گردی صورت و از مچ دست تا سر انگشتان است، اما مردان در صورت نداشتن مفسده چنین محدودیتی ندارند؛ بنابراین پوشاندن مقداری از بدن که عرفاً پوشانده نمی‌شود، جایز است<ref>[https://khl.ink/f/27847 خامنه‌ای، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.]</ref> که علت آن در جاذبه داشتن حداکثری جنس زن برای مرد است که او را در نقش شکار و مرد را در نقش شکارچی قرار می‌دهد.<ref>مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص80.</ref>


== اهمیت ==
== اهمیت ==
عفت را به‌صورت [[فطرت|فطری]]، همهٔ انسان‌ها نیک می‌دانند و حتی انسان‌های آلوده تلاش می‌کنند که خود را عفیف و پاک قلمداد کنند. دانش‌مندان علم اخلاق، عفت را از امور زیربنایی اخلاق شمرده‌اند که زمینه‌ساز تحقق برخی صفات اخلاقی دیگر می‌شود و در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> از نظر [[قرآن]]، نفس در حالت اعتدال ذاتی و ساختار الهی خویش از فجور اجتناب دارد. در روایات از عفت به برترین عبادت، جمال مؤمن و لباس تقوی یاد شده و امام علی، شخص عفیف را حبیب خدا نامیده است.
عفت را به‌صورت [[فطرت|فطری]]، همهٔ انسان‌ها نیک می‌دانند و حتی انسان‌های آلوده تلاش می‌کنند که خود را عفیف و پاک قلمداد کنند. دانش‌مندان علم اخلاق، عفت را از امور زیربنایی اخلاق شمرده‌اند که زمینه‌ساز تحقق برخی صفات اخلاقی دیگر می‌شود و در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> از نظر [[قرآن]]، نفس در حالت اعتدال ذاتی و ساختار الهی خویش<ref>سورهٔ شمس، آیهٔ 7؛ سورهٔ انفطار، آیهٔ 7</ref> از فجور اجتناب دارد.<ref>سورهٔ طه، آیهٔ 50.</ref> در روایات از عفت به برترین عبادت،<ref>کلینی، اصول کافی، 1375ش، ج4، ص241. ‏</ref> جمال مؤمن<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص263. ‏</ref> و لباس تقوا یاد شده<ref>قمی، تفسیر القمی، 1404ق، ج1، ص226. ‏</ref> و امام علی، شخص عفیف را حبیب خدا نامیده است.<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص300. ‏</ref>


=== گستره ===
=== گستره ===
خط ۴۴: خط ۴۴:
از نظر [[روان‌شناسی]] یکی از علت‌های اصلی پریشانی، عقده‌های روانی و اخلاقی، ضعف‌های عصبی، فشارها و [[انحراف جنسی|انحرافات جنسی]] است و از راه‌های درمان این بیماری‌ها، [[ازدواج]] است.<ref>خیراندیش، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> در فرهنگ غربی برخی به‌سبب مشترک بودن این نیاز بین انسان و حیوان، به آن نگرش منفی و تحقیرآمیز دارند و رهبانیت را تنها راه دینداری و کسب [[معنویت]] قلمداد می‌کنند. برخی دیگر، همهٔ تحولات شخصیت را به این [[غریزه]] مرتبط می‌کنند؛ این دیدگاه به‌زیاده‌روی و بی‌بندوباری در رفتار جنسی می‌انجامد.<ref>«تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/lifestyle/show/1397118/تامین-نیازهای-جنسی-همسران]</ref>
از نظر [[روان‌شناسی]] یکی از علت‌های اصلی پریشانی، عقده‌های روانی و اخلاقی، ضعف‌های عصبی، فشارها و [[انحراف جنسی|انحرافات جنسی]] است و از راه‌های درمان این بیماری‌ها، [[ازدواج]] است.<ref>خیراندیش، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> در فرهنگ غربی برخی به‌سبب مشترک بودن این نیاز بین انسان و حیوان، به آن نگرش منفی و تحقیرآمیز دارند و رهبانیت را تنها راه دینداری و کسب [[معنویت]] قلمداد می‌کنند. برخی دیگر، همهٔ تحولات شخصیت را به این [[غریزه]] مرتبط می‌کنند؛ این دیدگاه به‌زیاده‌روی و بی‌بندوباری در رفتار جنسی می‌انجامد.<ref>«تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون.[https://rasekhoon.net/lifestyle/show/1397118/تامین-نیازهای-جنسی-همسران]</ref>


در فرهنگ اسلامی برخلاف این دو نگاه، غریزهٔ جنسی اگر تحت فرمان عقل باشد یکی از لذت‌های بی‌بدیل، سودمند<ref>رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> و موجب دلگرمی در [[زندگی]] است. یگانه راهی که [[اسلام]] برای ارضای این غریزه تعیین کرده ازدواج است.<ref>«تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/116866/تامین-نیاز-جنسی-به-سبک-غرب-یا-اسلام]</ref> در نگاه قرآن مردان و زنان عفیف کسانی هستند که به همسران خویش بسنده می‌کنند. [[قرآن]] اجتناب از گناهان مربوط به این غریزه را از نشانه‌های [[ایمان]] دانسته و به‌کسانی که به‌دلیل فقر امکان ازدواج ندارند توصیه به‌عفت‌ورزی کرده تا زمانی که به فضل و رحمت خداوند امکان ازدواج پیدا کنند.
در فرهنگ اسلامی برخلاف این دو نگاه، غریزهٔ جنسی اگر تحت فرمان عقل باشد یکی از لذت‌های بی‌بدیل، سودمند<ref>رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی.[https://shoorezendegi-1.hozeh.org/niazhaye-jensi/]</ref> و موجب دلگرمی در [[زندگی]] است. یگانه راهی که [[اسلام]] برای ارضای این غریزه تعیین کرده ازدواج است.<ref>«تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/116866/تامین-نیاز-جنسی-به-سبک-غرب-یا-اسلام]</ref> در نگاه قرآن مردان و زنان عفیف کسانی هستند که به همسران خویش بسنده می‌کنند.<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 6؛ سورهٔ معارج، آیهٔ 30.</ref> [[قرآن]] اجتناب از گناهان مربوط به این غریزه را از نشانه‌های [[ایمان]] دانسته<ref>سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 5</ref> و به‌کسانی که به‌دلیل فقر امکان ازدواج ندارند توصیه به‌عفت‌ورزی کرده تا زمانی که به فضل و رحمت خداوند امکان ازدواج پیدا کنند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 33.</ref>


=== عفت در نگاه ===
=== عفت در نگاه ===
نگاه آلوده، غریزهٔ جنسی انسان را تحریک و او را دچار آشفتگی روحی می‌کند. در [[سبک زندگی]] مؤمنانه، مردان و زنان مؤمن مکلف هستند که شرمگاه خود را بپوشانند و چشمان خویش را بر نامحرمان بپوشانند. در نگاه [[امام علی]] بهترین روش مدیریت شهوت کنترل نگاه است و هیچ ورع و مروتی، بالاتر از عفت نگاه نیست.
نگاه آلوده، غریزهٔ جنسی انسان را تحریک و او را دچار آشفتگی روحی می‌کند.<ref>[https://farsnews.ir/news/13900724000152/آثار-و-پیامدهای-عفّت-از-دیدگاه-اسلام عارفی]، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.</ref> در [[سبک زندگی]] مؤمنانه، مردان و زنان مؤمن مکلف هستند که شرمگاه خود را بپوشانند و چشمان خویش را بر نامحرمان بپوشانند.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 30-31.</ref> در نگاه [[امام علی]] بهترین روش مدیریت شهوت کنترل نگاه است و هیچ ورع و مروتی، بالاتر از عفت نگاه نیست.<ref>آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ج7، ص385.</ref>


=== عفت در پوشش ===
=== عفت در پوشش ===
در سبک زندگی اسلامی، زنان مؤمن پوشش ویژه‌ای دارند که اصطلاحاً به آن [[حجاب]] می‌گویند. در اصطلاح قرآن، حجاب عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از عشوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد. حجاب، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین‌های جهان، مرسوم بوده است.<ref>علی‌مردی و علی‌مردی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت». معرفت ادیان، 1389ش، ص118.[http://ensani.ir/fa/article/306138/حجاب-و-پوشش-در-ادیان-زرتشت-یهود-و-مسیحیت]</ref> در اسلام، پوشش زن و مرد و مسئله محرم و [[نامحرم]] از ضروریات [[دین]] قلمداد شده است.
در سبک زندگی اسلامی، زنان مؤمن پوشش ویژه‌ای دارند که اصطلاحاً به آن [[حجاب]] می‌گویند. در اصطلاح قرآن، حجاب عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از عشوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد.<ref>سورهٔ نور، آیهٔ 31.</ref> حجاب، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین‌های جهان، مرسوم بوده است.<ref>علی‌مردی و علی‌مردی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت». معرفت ادیان، 1389ش، ص118.[http://ensani.ir/fa/article/306138/حجاب-و-پوشش-در-ادیان-زرتشت-یهود-و-مسیحیت]</ref> در اسلام، پوشش زن و مرد و مسئله محرم و [[نامحرم]] از ضروریات [[دین]] قلمداد شده است.<ref>انصاریان، عرفان اسلامی، 1386ش، ج4، ص57.</ref>


=== عفت در گفتار ===
=== عفت در گفتار ===
این گونه از عفت به‌معنای زیبا سخن گفتن با دیگران، محکم و مطابق با واقع سخن گفتن و پرهیز از توهین و ناسزا است. استفاده از کنایه‌ها در فرهنگ مسلمانان، برای پاسداری از عفت در گفتار بوده و علاوه بر آن به آهنگ صدا، کیفیت القاء و درون‌مایه سخن نیز توجه می‌کنند. از این منظر، آهنگ بلند صدا شیوهٔ درازگوشان است و انسان عفیف مخاطبان خود را با آهنگ بلند مورد خطاب قرار نمی‌دهد. در این چارچوب به مسلمانان سفارش شده بود که آهنگ صدای‌شان بلندتر از آهنگ صدای [[حضرت محمد|پیامبر]]، نباشد و آهنگ صدای فرزندان نیز فروتر از صدای [[پدر]] و مادر باشد. در فرهنگ اسلامی از زنان انتظار می‌رود که با نامحرمان به ناز و عشوه‌گری سخن نگویند؛ مردان نیز از شوخی با زنان نامحرم و توصیف زیبایی‌های زنی برای مردان نامحرم بپرهیزند.
این گونه از عفت به‌معنای زیبا سخن گفتن با دیگران،<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 83.</ref> محکم و مطابق با واقع سخن گفتن<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 70، سورهٔ نساء، آیهٔ 9.</ref> و پرهیز از توهین و ناسزا است.<ref>سورهٔ انعام، آیهٔ 108.</ref> استفاده از کنایه‌ها در فرهنگ مسلمانان، برای پاسداری از عفت در گفتار بوده و علاوه بر آن به آهنگ صدا، کیفیت القاء و درون‌مایه سخن نیز توجه می‌کنند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref> از این منظر، آهنگ بلند صدا شیوهٔ درازگوشان است و انسان عفیف مخاطبان خود را با آهنگ بلند مورد خطاب قرار نمی‌دهد.<ref>سورهٔ لقمان، آیهٔ 19.</ref> در این چارچوب به مسلمانان سفارش شده بود که آهنگ صدای‌شان بلندتر از آهنگ صدای [[حضرت محمد|پیامبر]]، نباشد<ref>سورهٔ حجرات، آیهٔ 10.</ref> و آهنگ صدای فرزندان نیز فروتر از صدای [[پدر]] و مادر باشد.<ref>مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص40.</ref> در فرهنگ اسلامی از زنان انتظار می‌رود که با نامحرمان به ناز و عشوه‌گری سخن نگویند؛<ref>سورهٔ احزاب، آیهٔ 32.</ref> مردان نیز از شوخی با زنان نامحرم<ref>ابن‌بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1406ق، ص283.</ref> و توصیف زیبایی‌های زنی برای مردان نامحرم<ref>دیلمی، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، 1408ق، ص417.</ref> بپرهیزند.<ref>کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.</ref>


=== عفت مالی ===
=== عفت مالی ===
این بعد از عفت، به‌معنای پرهیز از کسب حرام و حفظ مناعت طبع و [[قناعت]] است. عفت مالی در ادبیات فارسی با اصطلاح لقمه حرام آمده و ناظر به درآمد نامشروع است.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> در فرهنگ اسلامی در کنار سفارش به چگونگی نگهداری اموال یتیمان و سفهاء به پرهیز از تصرف شخصی در اموال آنان توجه شده است و تصرف عدوانی در مال یتیم، به خوردن آتش تشبیه شده است. از نظر قرآن عفّت مالی شامل پرهیز از هر درآمد نامشروع است. از نظر قرآن انسان عفیف، به‌کار و تلاش خود تکیه دارد و از سربار شدن بر مردم و درخواست از آنان ابا دارد.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref>
این بعد از عفت، به‌معنای پرهیز از کسب حرام<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و حفظ مناعت طبع و [[قناعت]] است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 273.</ref> عفت مالی در ادبیات فارسی با اصطلاح لقمه حرام آمده<ref>ابوسعید، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، 1350ش، رباعی614.</ref> و ناظر به درآمد نامشروع است.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref> در فرهنگ اسلامی در کنار سفارش به چگونگی نگهداری اموال یتیمان و سفهاء به پرهیز از تصرف شخصی در اموال آنان توجه شده است<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 6.</ref> و تصرف عدوانی در مال یتیم، به خوردن آتش تشبیه شده است.<ref>سورهٔ نساء، آیهٔ 10.</ref> از نظر قرآن عفّت مالی شامل پرهیز از هر درآمد نامشروع است.<ref>سورهٔ بقره، آیهٔ 188؛ سورهٔ مائده، آیهٔ 42؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 29.</ref> از نظر قرآن انسان عفیف، به‌کار و تلاش خود تکیه دارد و از سربار شدن بر مردم و درخواست از آنان ابا دارد.<ref>سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[https://hawzah.net/fa/Article/View/95845/عفّت-مالی-و-اقتصادی-و-درآمد-نامشروع]</ref>


=== عفت در خوراک ===
=== عفت در خوراک ===
این گونه از عفت، ناظر به آن است که انسان غذای حرام و شبهه‌ناک نخورد و در جهت تأمین غذا، مرتکب حرام نشود.<ref>پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد.[http://andishehbanan.ir/عفت-شکم/]</ref> در نگاه امام علی خداوند کم‌خوردن، کم‌خفتن و کم‌گفتن را دوست دارد و هرگاه خداوند خیر و صلاح بنده‌اش را بخواهد شکم او را از طعام حرام پاکیزه می‌کند. حکما معتقدند کسی که شکمش را از غذا پر می‌کند، حکمت در قلبش داخل نشده و به ملکوت آسمان‌ها راهی ندارد. بر اساس روایات، [[روزه]] گرفتن، گرسنگی‌کشیدن و کم‌خوری‏، بدن را از بیماری‌ها و دل را از طغیان در امان می‌دارد.
این گونه از عفت، ناظر به آن است که انسان غذای حرام و شبهه‌ناک نخورد و در جهت تأمین غذا، مرتکب حرام نشود.<ref>پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد.[http://andishehbanan.ir/عفت-شکم/]</ref> در نگاه امام علی خداوند کم‌خوردن، کم‌خفتن و کم‌گفتن را دوست دارد و هرگاه خداوند خیر و صلاح بنده‌اش را بخواهد شکم او را از طعام حرام پاکیزه می‌کند.<ref>لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، 1376ش، ص132.</ref> حکما معتقدند کسی که شکمش را از غذا پر می‌کند، حکمت در قلبش داخل نشده و به ملکوت آسمان‌ها راهی ندارد.<ref>تویسرکانی، لئالی الأخبار، 1413ق، ج1، ص145.</ref> بر اساس روایات، [[روزه]] گرفتن، گرسنگی‌کشیدن و کم‌خوری‏، بدن را از بیماری‌ها و دل را از طغیان در امان می‌دارد.<ref>فیض کاشانی، راه روشن، 1372ش، ج5، ص220.</ref>


=== عفاف در معاشرت و رفتار ===
=== عفاف در معاشرت و رفتار ===

نسخهٔ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۶

پرونده:عفت.jpg

عفت؛ حالت اعتدال در تمایلات و شهوت و پرهیز از تمایلات ناشایست.

تبعیت قوه شهوت از عقل و گرفتار نشدن آن به افراط و تفریط، موجب تحصیل ملکه عفت برای نفس است که زنان و مردان در این سطح مساوی هستند؛ اما زنان به‌دلیل ساختار جسمانی یا وضعیت فرهنگی جامعه باید برای کسب آن تلاش بیشتری کنند یا از آن مراقبت بیشتری داشته باشند، به‌همین دلیل زنان در حوزه پوشاک، نحوه خوراک و استفاده از محصولات فرهنگی باید حساسیت بیشتری داشته باشند.

گفته شده که عفت، حالتی در وجود انسان است که او را از انجام محرمات بازمی‌دارد. عفت جنسی، عفت در گفتار، عفت مالی و عفت شکم از اقسام عفت است که آثاری مانند استحکام خانواده، آرامش روانی جامعه و آمرزش گناهان را در پی دارد.

مفهوم‌شناسی

عفاف از «عَفَّ» به معنای خودداری و امتناع از چیزی است.[۱] برخی واژه‌شناسان عفاف را به‌طور کلی به معنای خودداری از حرام معنا کرده‌اند.[۲] ابن‌فارس آن را به معنای خودداری از فعل قبیح یا منع از هر آنچه سزاوار نیست معنا کرده است.[۳] «عفت» در زبان فارسی به‌معنای پارسایی، پرهیزگاری و پاکدامنی است[۴] و به حالتی در انسان اشاره دارد که به‌وسیله آن تن به‌خواسته‌های شهوانی نداده[۵][۶] و از انجام محرمات دوری می‌کند.[۷] عفت، در معنای خاص به پرهیز از تمایلات افراطی جنسی معطوف است.[۸][۹] عفت نزد علمای اخلاق، از ارکان سجایای اخلاقی به‌شمار می‌رود[۱۰] که تهذیب[۱۱] و اعتدال نیروی شهوت[۱۲] و کنترل نفس را به‌دنبال دارد.[۱۳]

عفاف و پاک‌دامنی، یک حالت نفسانی است؛ یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن، شَرَه نداشتن.[۱۴] نراقی بیان داشته است که عفت یعنی قوه شهویه در خوردن و نکاح (امور جنسی) از حیث کم و کیف فرمان‌بردار عقل باشد و از آنچه عقل نهی می‌کند بپرهیزد و این همان حد اعتدال مورد پسند عقل و شرع است؛[۱۵] بنابراین عفت، یک مفهوم عام به معنای خویشتن‌داری در برابر هرگونه تمایل افراطی نفسانی و یک مفهوم خاص به معنای خودداری از تمایلات افراطی جنسی است.[۱۶] عفاف را به‌معنای خودداری و امتناع از سخن و عمل حرام و زشت دانسته‌اند[۱۷] عفت، حالتی را برای نفس ایجاد می‌کند که مانع از غلبهٔ شهوت می‌شود و اصل آن، به‌معنی کفایت کردن به بهره‌مندی کم از چیزی است.[۱۸] در اصطلاح عفت، کنترل قوای شهوانی با استفاده از قوای عقلانی است که از دیدگاه شرع و عقل پسندیده و افراط و تفریط در آن ناپسند است.[۱۹]

تمایز با حجاب و حیاء

عفاف و حجاب در معنای بازدارندگی اشتراک دارند. تفاوت منع و بازداری بین حجاب و عفت مانند فرق بین ظاهر و باطن است. بازداری حجاب در ظاهر فرد اتفاق می‌افتد؛ ولی در عفت، این امر خود را در باطن نشان می‌دهد. بین حجاب و عفت، ارتباط و تأثیرگذاری متقابل وجود دارد؛ یعنی هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر باشد، در تقویت و پرورش روحیهٔ باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد و بالعکس، هرچه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‌شود.[۲۰] حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنی پنهان کردن و منع از دخول است. حجاب به معنی پرده نیز بیان می‌شود.[۲۱] همچنین به معنی پوشش[۲۲] و چیزی است که میان بیننده و آنچه می‌بیند، حائل است.[۲۳]

حیاء از ریشهٔ «ح‌ی‌ی»[۲۴] یا «ح‌ی‌و» به معنای شرم[۲۵] و گرفتگی نفس از زشتی‌ها و ترک آن به جهت زشتی آن است.[۲۶] از دیگر سو به معنی انقباض (گرفتگی) و انزوا (دوری گزینی) از کار زشت، به جهت ترس از مذمت مردم نیز بیان می‌شود.[۲۷] حیا و عفت دو صفت نفسانی و از فطریات انسانی‌اند که از حیث معنایی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و حتی در مواردی به جای هم کاربست دارند. در روایتی عفت و حیا قرین و هم‌نشین هم بیان شده‌اند.[۲۸] با وجود این که عفاف و حیا دو صفت نفسانی بازدارندهٔ انسانی‌اند که به‌شدت از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و هر دو گسترهٔ وسیعی را در بر می‌گیرند؛ عفت به بازدارندگی در برابر قوهٔ شهویه و حیا به بازدارندگی در برابر دو قوهٔ غضب و شهوت اشاره دارد. بر اساس روایات، حیا تقدم رتبی بر عفاف دارد و حیا منشأ وجودی عفاف است.[۲۹]

علامه طباطبایی نیز در تفسیر آیهٔ «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء…»[۳۰] که مواجههٔ موسی و دختر شعیب را بیان می‌دارد، استحیاء را به معنای عفت و نجابت در طرز راه رفتن بیان کرده است؛[۳۱] اما برخی روایات تفاوت‌هایی برای این دو ذکر کرده‌اند. امام علی میوه و نتیجهٔ حیا را عفت دانسته‌[۳۲] و در روایتی دیگر سبب و علت عفت، حیا ذکر شده است؛[۳۳] بنابراین می‌توان عفت را مقدمهٔ کسب حیا دانست. در حدیثی دیگر نیز امام صادق حیا، عفاف و سکوت را از نشانه‌های ایمان برشمرده‌اند[۳۴]

خاستگاه

نفس انسان دارای قوای متعددی است که حرکت برخی از آنها همانند قوه باصره، غیرارادی و در برخی دیگر همانند قوه شهویه، غضبیه و ناطقه حرکت ارادی است. هر یک از این قوا، می‌تواند سه حالت تفریط، اعتدال و افراط داشته باشد که حالت اعتدال قوه شهویه در اثر تبعیت از عقل را عفت گویند.[۳۵] عفت یک امر درونی و مرتبط با حوزه اخلاق است که از تمایلات ناشایست جلوگیری می‌کند.[۳۶] عفت حوزه گسترده‌ای از رفتارهای انسان را شامل می‌شود و منحصر در پاک‌دامنی نیست بلکه شامل پاک‌دیدن، پاک‌شنیدن، پاک‌گفتن، پاک لمس‌کردن نیز هست و به‌همین دلیل اختصاص به زنان ندارد و شامل مردان نیز می‌شود؛[۳۷] به‌عنوان نمونه در آیه‌های ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور، زنان و مردان به‌صورت مساوی مخاطب امر به غَضّ بصر هستند.[۳۸]

عفت در زنان

امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال
امتناع الهه منصوریان ووشوکار ایرانی از دست دادن با مرد کره‌ای در زمان توزیع مدال

عفت فضیلتی مشترک میان زن و مرد است، اما جنس مرد نسبت به جنس زن قدرت جسمانی بیشتری دارد و همین مسئله زن را در حالت تعرض از جانب مرد قرار می‌دهد از سوی دیگر قانون طبیعت این‌گونه است که زنان معشوق و مطلوب و مردان عاشق و طالب باشند، به‌همین دلیل زنان باید از دسترس مردان دور باشند و خود را به راحتی و رایگان در دسترس مردان قرار ندهند تا آتش عشق آنان برای رسیدن به مطلوب تندتر شود.[۳۹] از این منظر، عفت برای زنان امانتی اجتماعی، اخلاقی و انسانی است که به‌دلیل در معرض تعرض بودن و نیز قرارگرفتن در جایگاه معشوق که جایگاه طلب بهاء است، اهمیت بیشتری دارد و در درجه اول این زنان هستند که باید حافظ و نگهبان آن باشند. در احادیث اسلامی صفت ترسیدن از صفات نیکوی زنان شمرده شده است و باید در رفتار زنان و نه در خلق‌وخوی آنان خصوصاً در مسئله عفت مشاهده شود؛ شجاعت در مسئله عفت معنا ندارد و ممکن است در اثر رفتار شجاعانه، عفت زن خدشه‌دار شود.[۴۰] بر اساس رویکردی دیگر، زنان و مردان در شرایط عادی و فارغ از جنسیت‌شان به‌صورت مساوی مخاطب عفت هستند، اما شرایط و اوضاع فرهنگی یک جامعه می‌تواند از زن و مرد یا هر دو انتظار بیشتر یا مساوی نسبت به رعایت عفت داشته باشد.[۴۱]

مشترکات زنان و مردان در عفت

  1. نگاه: برخلاف تلقی مشهور که صرفاً بدن زنان را دارای جاذبه می‌داند و به‌همین دلیل از مردان انتظار عفت در نگاه دارد، قرآن کریم از زنان نیز انتظار عفت در نگاه را دارد و چشم‌چرانی را برای زنان و مردان ناپسند می‌داند.[۴۲] در روایات اسلامی عدم آراستگی شوهران برای زنان علت برخی بی‌عفتی‌های زنانه معرفی شده است[۴۳] و به‌همین دلیل نیز زنان را مشمول حرمت چشم‌چرانی می‌داند.[۴۴]
  2. حفظ فروج: قرآن، همه انسان‌ها را فارغ از جنسیت مردانه و زنانه، به حفظ فروج و اجتناب از زنا، سفارش کرده است.
  3. عفت در کلام: پرهیز از به‌کار بردن کلمات نادرست، دستوری است که زنان و مردان باید رعایت کنند. عفت در کلام برای زنان این است که صدای‌شان را نازک و آهنگین نکنند که موجب فریب دل و برانگیخته شدن شهوت مردان شود.[۴۵] عفت در کلام برای مردان، پرهیز از داد و فریاد و بلندی سخن است که نشانه‌ای از غرور و تکبر است.[۴۶]
  4. عفت در راه رفتن: جلوه و بروز عفت در راه رفتن، پرهیز از تکبر و غررو در راه‌رفتن است که بر اساس روایات، تکان دادن شانه‌ها هنگام راه‌رفتن یکی از نشانه‌های آن است.[۴۷] معنای عفت در راه رفتن زنان این است که آنها به‌گونه‌ای راه بروند که موجب تحریک و جلب‌توجه مردان نشوند.[۴۸]
  5. عفت در پوشش: قرآن کریم در آیه ۳۰ سوره نور با عبارت «یحفظوا فروجهم» به این معنا اشاره کرده است.[۴۹]‏ رعایت پوشش عفیفانه برای زنان و مردان دارای دو اصل مشترک با محدوده و مصادیق متفاوت است. پرهیز از لباس شهرت که موجب جلب‌توجه دیگران می‌شود و تنگ و چسبان‌نبودن لباس، اصول مشترکی است که مردان و زنان در پوشیدن لباس باید رعایت کنند.[۵۰] تفاوت زنان و مردان در پوشش عفیفانه این است که تنها محدوده‌ای که زنان مجاز به نپوشاندن آن در صورت نداشتن آرایش و زینت هستند؛ گردی صورت و از مچ دست تا سر انگشتان است، اما مردان در صورت نداشتن مفسده چنین محدودیتی ندارند؛ بنابراین پوشاندن مقداری از بدن که عرفاً پوشانده نمی‌شود، جایز است[۵۱] که علت آن در جاذبه داشتن حداکثری جنس زن برای مرد است که او را در نقش شکار و مرد را در نقش شکارچی قرار می‌دهد.[۵۲]

اهمیت

عفت را به‌صورت فطری، همهٔ انسان‌ها نیک می‌دانند و حتی انسان‌های آلوده تلاش می‌کنند که خود را عفیف و پاک قلمداد کنند. دانش‌مندان علم اخلاق، عفت را از امور زیربنایی اخلاق شمرده‌اند که زمینه‌ساز تحقق برخی صفات اخلاقی دیگر می‌شود و در سعادت و شقاوت انسان نقش مهمی ایفا می‌کند.[۵۳] از نظر قرآن، نفس در حالت اعتدال ذاتی و ساختار الهی خویش[۵۴] از فجور اجتناب دارد.[۵۵] در روایات از عفت به برترین عبادت،[۵۶] جمال مؤمن[۵۷] و لباس تقوا یاد شده[۵۸] و امام علی، شخص عفیف را حبیب خدا نامیده است.[۵۹]

گستره

عفاف را می‌توان در تمامی ساحت‌های درونی و بیرونی انسان جستجو کرد. این شمول در تمامی جوانب زندگی اعم از بینش، گرایش و کنش انسان جاری است.[۶۰]

انواع عفت

اندیشمندان مسلمان با تکیه بر آموزه‌های اسلام، عفت را به انواع زیر تفکیک کرده‌اند:

عفت در غریزهٔ جنسی

از نظر روان‌شناسی یکی از علت‌های اصلی پریشانی، عقده‌های روانی و اخلاقی، ضعف‌های عصبی، فشارها و انحرافات جنسی است و از راه‌های درمان این بیماری‌ها، ازدواج است.[۶۱] در فرهنگ غربی برخی به‌سبب مشترک بودن این نیاز بین انسان و حیوان، به آن نگرش منفی و تحقیرآمیز دارند و رهبانیت را تنها راه دینداری و کسب معنویت قلمداد می‌کنند. برخی دیگر، همهٔ تحولات شخصیت را به این غریزه مرتبط می‌کنند؛ این دیدگاه به‌زیاده‌روی و بی‌بندوباری در رفتار جنسی می‌انجامد.[۶۲]

در فرهنگ اسلامی برخلاف این دو نگاه، غریزهٔ جنسی اگر تحت فرمان عقل باشد یکی از لذت‌های بی‌بدیل، سودمند[۶۳] و موجب دلگرمی در زندگی است. یگانه راهی که اسلام برای ارضای این غریزه تعیین کرده ازدواج است.[۶۴] در نگاه قرآن مردان و زنان عفیف کسانی هستند که به همسران خویش بسنده می‌کنند.[۶۵] قرآن اجتناب از گناهان مربوط به این غریزه را از نشانه‌های ایمان دانسته[۶۶] و به‌کسانی که به‌دلیل فقر امکان ازدواج ندارند توصیه به‌عفت‌ورزی کرده تا زمانی که به فضل و رحمت خداوند امکان ازدواج پیدا کنند.[۶۷]

عفت در نگاه

نگاه آلوده، غریزهٔ جنسی انسان را تحریک و او را دچار آشفتگی روحی می‌کند.[۶۸] در سبک زندگی مؤمنانه، مردان و زنان مؤمن مکلف هستند که شرمگاه خود را بپوشانند و چشمان خویش را بر نامحرمان بپوشانند.[۶۹] در نگاه امام علی بهترین روش مدیریت شهوت کنترل نگاه است و هیچ ورع و مروتی، بالاتر از عفت نگاه نیست.[۷۰]

عفت در پوشش

در سبک زندگی اسلامی، زنان مؤمن پوشش ویژه‌ای دارند که اصطلاحاً به آن حجاب می‌گویند. در اصطلاح قرآن، حجاب عبارت است از پوششی که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از عشوه‌گری و خودنمایی بپرهیزد.[۷۱] حجاب، یکی از احکام مشترک ادیان ابراهیمی و بنا به گواهی متون تاریخی، در بیشتر قریب به اتفاق ملت‌ها و آیین‌های جهان، مرسوم بوده است.[۷۲] در اسلام، پوشش زن و مرد و مسئله محرم و نامحرم از ضروریات دین قلمداد شده است.[۷۳]

عفت در گفتار

این گونه از عفت به‌معنای زیبا سخن گفتن با دیگران،[۷۴] محکم و مطابق با واقع سخن گفتن[۷۵] و پرهیز از توهین و ناسزا است.[۷۶] استفاده از کنایه‌ها در فرهنگ مسلمانان، برای پاسداری از عفت در گفتار بوده و علاوه بر آن به آهنگ صدا، کیفیت القاء و درون‌مایه سخن نیز توجه می‌کنند.[۷۷] از این منظر، آهنگ بلند صدا شیوهٔ درازگوشان است و انسان عفیف مخاطبان خود را با آهنگ بلند مورد خطاب قرار نمی‌دهد.[۷۸] در این چارچوب به مسلمانان سفارش شده بود که آهنگ صدای‌شان بلندتر از آهنگ صدای پیامبر، نباشد[۷۹] و آهنگ صدای فرزندان نیز فروتر از صدای پدر و مادر باشد.[۸۰] در فرهنگ اسلامی از زنان انتظار می‌رود که با نامحرمان به ناز و عشوه‌گری سخن نگویند؛[۸۱] مردان نیز از شوخی با زنان نامحرم[۸۲] و توصیف زیبایی‌های زنی برای مردان نامحرم[۸۳] بپرهیزند.[۸۴]

عفت مالی

این بعد از عفت، به‌معنای پرهیز از کسب حرام[۸۵] و حفظ مناعت طبع و قناعت است.[۸۶] عفت مالی در ادبیات فارسی با اصطلاح لقمه حرام آمده[۸۷] و ناظر به درآمد نامشروع است.[۸۸] در فرهنگ اسلامی در کنار سفارش به چگونگی نگهداری اموال یتیمان و سفهاء به پرهیز از تصرف شخصی در اموال آنان توجه شده است[۸۹] و تصرف عدوانی در مال یتیم، به خوردن آتش تشبیه شده است.[۹۰] از نظر قرآن عفّت مالی شامل پرهیز از هر درآمد نامشروع است.[۹۱] از نظر قرآن انسان عفیف، به‌کار و تلاش خود تکیه دارد و از سربار شدن بر مردم و درخواست از آنان ابا دارد.[۹۲]

عفت در خوراک

این گونه از عفت، ناظر به آن است که انسان غذای حرام و شبهه‌ناک نخورد و در جهت تأمین غذا، مرتکب حرام نشود.[۹۳] در نگاه امام علی خداوند کم‌خوردن، کم‌خفتن و کم‌گفتن را دوست دارد و هرگاه خداوند خیر و صلاح بنده‌اش را بخواهد شکم او را از طعام حرام پاکیزه می‌کند.[۹۴] حکما معتقدند کسی که شکمش را از غذا پر می‌کند، حکمت در قلبش داخل نشده و به ملکوت آسمان‌ها راهی ندارد.[۹۵] بر اساس روایات، روزه گرفتن، گرسنگی‌کشیدن و کم‌خوری‏، بدن را از بیماری‌ها و دل را از طغیان در امان می‌دارد.[۹۶]

عفاف در معاشرت و رفتار

از مصادیق عفاف، اعمال و رفتار و همچنین رعایت اصول معاشرت عفیفانه بیان شده است.[۹۷]

عفاف در اسلام

در قرآن

واژه تعفّف در قرآن، به‌معنای خودداری از اظهار فقر، به‌عنوان ارزشی اخلاقی مطرح شده است.[۹۸] همچنین این مفهوم به خودداری از خوردن مال یتیم در صورت توانگری و بی‌نیازی نیز معنا شده است.[۹۹] واژهٔ استعفاف دو بار در قرآن به کار رفته است که بر عفت جنسی دلالت دارد و بیانگر حالتی در نفس است که از غلبه و تسلط شهوت جنسی جلوگیری می‌کند[۱۰۰] که یکی از نمودهای آن، خودداری از برداشتن پوشش است.[۱۰۱]

در روایات

از منظر امام علی، اساس عقل، عفاف بیان شده که نتیجهٔ آن دوری از زشتی است.[۱۰۲] غالباً در روایات و کتب اخلاق، منظور از عفت، خویشتن‌داری در خوردن و امور جنسی است که برترین عبادات شمرده شده و بسیار مورد تأکید است.[۱۰۳]

کارکردها

برخی کارکردهای عفاف در جامعه به قرار زیر است؛ جذب افراد به سمت دین و تقویت اعتقادات مردم، رعایت حقوق افراد، برخورداری از امنیت اجتماعی، ایجاد مودت و استحکام روابط اجتماعی، استحکام بنیان خانواده، فراهم شدن بسترهای رشد و پیشرفت در عرصه‌های گوناگون، هدایت و رشد اخلاقی و دینی افراد در جامعه، مانعی بزرگ در برابر ناهنجاری‌ها، تجاوز به حقوق دیگران، خیانت و بدخلقی.[۱۰۴] از نگاه حکما، عفت ثمرات زیادی در زندگی دارد، مانند:

  1. استحکام بنیان خانواده: کسانی که زندگی عفیفانه دارند همسران شان به سلامت اخلاقی آنها اطمینان داشته و با خاطری آسوده به انجام وظایف خانوادگی می‌پردازند.[۱۰۵] در مقابل، همسران بی‌بندوبار به‌یکدیگر بدبین‌اند و در زندگی آنها، مهر پایدار حاکم نیست.[۱۰۶]
  2. آرامش روانی: در نگاه امام علی کسی که چشم از حرام فرو می‌بندد، اندوهش کاهش یافته و روانش آسایش می‌یابد.[۱۰۷] عفت، نیاز فطری انسان است و کسانی که زندگی عفیفانه دارند از آرامش روانی برخوردارند. در مقابل انسان‌های بی‌عفت مملو از احساس گناه و تنفر از خود هستند.[۱۰۸]
  3. سلامت روانی فرد و جامعه: اسلام کامجویی‌های جنسی را به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص داده، به همین جهت محیط زندگی، خالص برای فعالیت و سالم از آزارهای جنسی و روانی است.[۱۰۹]
  4. حفظ حرمت اشخاص: بی‌عفّتی، بی‌آبرویی در پی دارد و عفّت‌پیشگی افراد عفیف را نیک‌نام و به آن‌ها شخصیّت و احترام می‌بخشد.[۱۱۰]
  5. آمرزش گناهان: خداوند عفت مردان و زنان را عاملی مهم برای بهره‌مندی شخص از مغفرت خداوند برمی‌شمارد.[۱۱۱]
  6. دست‌یابی به حکمت: در نگاه اندیشمندان مسلمان، عفت شکم، یگانه راه دست‌یابی به معارف اصیل و حکمت و همباز شدن با فرشتگان الهی است. از نظر مولوی: گر تو این انبان ز نان خالی کنی*پر ز گوهرهای اجلالی کنی طفل جان از شیر شیطان باز کن* بعد از آنش با ملک انباز کن[۱۱۲]
  7. پایداری جمال و زیبایی: بی‌بندوباری در امور جنسی، پیری زودرس و ناتوانی زودهنگام جنسی را پدیدمی‌آورد و امکان ابتلا به بیماری‌های مقاربتی را افزایش داده و سلامت و نشاط انسان را به‌خطر می‌اندازد. در مقابل عفّت‌پیشگی شادابی و زیبایی انسان را پایدارتر می‌سازد.[۱۱۳]

راه‌های گسترش

برخی از راهکارهای ترویج فرهنگ عفاف در جامعه عبارت‌اند از: تقویت باورهای دینی،[۱۱۴] آگاهی‌بخشی نسبت به فلسفه و پیامدهای روانی، اخلاقی، فرهنگی عفاف، احترام به شخصیت زن در جامعهٔ اسلامی، توانمندسازی جوانان جهت توسعة طرح‌های خوداشتغالی و مهارت‌آموزی به‌عنوان زمینه‌ساز ازدواج و تشکیل خانواده، کاهش سن ازدواج، زمینه‌سازی اجتماعی جهت کشف توانمندی‌های دختران و پسران به‌جهت جلوگیری از بروز جلوه‌گری‌های نامناسب، ارائه الگوی مطلوب از زیست عفیفانه، تبیین عدم مغایرت پوشیدگی و عفاف با حضور و فعالیت‌های اجتماعی زنان، مناسب‌سازی فیزیکی و فرهنگی محیط کار شاغلین و مراجعین، توسعه و تنوع‌بخشی به الگوهای مناسب پوشش و حجاب، نظارت همه‌جانبه بر رسانه‌های جمعی در راستای رعایت حریم عفاف، امر به معروف ونهی از منکر.[۱۱۵]

روز بزرگداشت عفاف

در ۲۱ تیر سال ۱۳۱۴ش، گروهی از مردم مشهد در مسجد گوهرشاد، جهت اعتراض به قانون کشف حجاب تحصن کردند که با یورش مأموران رضاخان بیش از دو هزار نفر از مردم به شهادت رسیدند. پس از آن ۲۱ تیر، سالروز حمله به مسجد گوهرشاد و شهیدان راه حجاب، به‌عنوان روز عفاف و حجاب نام‌گذاری شد.[۱۱۶]

پانویس

  1. فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص418.
  2. فراهیدی، العین، 1409 ق، ج 1، ص 92، طریحی، مجمع البحرین، 1375ش، ج5، ص101.
  3. ابن فارس‏، معجم مقاییس اللغة، 1404ق، ج4، ص3.
  4. عمید، فرهنگ فارسی عمید، 1360ش، ذیل واژهٔ عفت.
  5. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف. ‏
  6. قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج5، ص18.
  7. ابن‌منظور، لسان العرب‏، 1414ق، ذیل واژهٔ عف. ‏
  8. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن‏، 1412ق، ذیل واژهٔ عف.
  9. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص573.
  10. شبر، اخلاق، 1378ش، ص33-34؛ امام خمینی، شرح حدیث «جنود عقل و جهل»، 1382ش، ص510-511.
  11. نراقی، معراج السعادة، 1378ش، ص49.
  12. شبر، اخلاق، 1378ش، ص33.
  13. خواجه نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص74.
  14. مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، 1373ش، ص104.
  15. فاضل نراقی، جامع السعادات، بی‌تا، ص17.
  16. قاضی‌زاده و احمدی سلمانی، «عفاف در قرآن با نگاهی به روایات»، 1386ش، ص92.
  17. قیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص418.
  18. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص573.
  19. نراقی، معراج السعادة، 1385ش، ص284.
  20. غلامی، مسئلة حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، 1391ش، ص29.
  21. قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص103.
  22. ابن منظور‏، لسان العرب، 1414ق، ج۱، ص۲۹۸.
  23. طریحی، مجمع البحرین‏، 1375ش، ج۲، ص۳۴.
  24. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص268.
  25. قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج2، ص215.
  26. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، 1412ق، ص270.
  27. طریحی، مجمع البحرین‏، 1375ش، ج1، ص116.
  28. تمیمی آمدی، غرر الحکم و درر الکلم، 1410ق، ص38.
  29. «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس.
  30. سوره قصص، آیه 28.
  31. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج16، ص26.
  32. تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.
  33. تمیمی آمدی، غررالحکم و درر الکلم، 1410ق، ص257.
  34. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص329.
  35. طوسی، اخلاق ناصری، 1413ق، ص72.
  36. شجریان، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، 1401ش، ص7-8.
  37. مطهری، خانواده و اخلاق جنسی، بی‌تا، ص66.
  38. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.
  39. مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص64-65.
  40. مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، بی‌تا، ص116-117.
  41. شجریان، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر.
  42. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏
  43. طبرسی، مکارم الاخلاق، بی‌تا، ص81.
  44. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111. ‏
  45. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج‏16، ص309.
  46. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص54.
  47. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371ش، ج17، ص58.
  48. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن،1390ق، ج15، ص157/ محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات‏، 1361ش، ص568.
  49. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1390ق، ج15، ص111.
  50. «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست.
  51. خامنه‌ای، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
  52. مطهری، مسئله حجاب، بی‌تا، ص80.
  53. سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[۱]
  54. سورهٔ شمس، آیهٔ 7؛ سورهٔ انفطار، آیهٔ 7
  55. سورهٔ طه، آیهٔ 50.
  56. کلینی، اصول کافی، 1375ش، ج4، ص241. ‏
  57. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص263. ‏
  58. قمی، تفسیر القمی، 1404ق، ج1، ص226. ‏
  59. ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول عن آل‌الرسول، 1404ق، ص300. ‏
  60. رنجبر، جایگاه عفاف در سبک زندگی اسلامی، 1393ش، ص44-45.
  61. خیراندیش، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی.[۲]
  62. «تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون.[۳]
  63. رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی.[۴]
  64. «تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[۵]
  65. سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 6؛ سورهٔ معارج، آیهٔ 30.
  66. سورهٔ مؤمنون، آیهٔ 5
  67. سورهٔ نور، آیهٔ 33.
  68. عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.
  69. سورهٔ نور، آیهٔ 30-31.
  70. آقا جمال خوانساری، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ج7، ص385.
  71. سورهٔ نور، آیهٔ 31.
  72. علی‌مردی و علی‌مردی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت». معرفت ادیان، 1389ش، ص118.[۶]
  73. انصاریان، عرفان اسلامی، 1386ش، ج4، ص57.
  74. سورهٔ بقره، آیهٔ 83.
  75. سورهٔ احزاب، آیهٔ 70، سورهٔ نساء، آیهٔ 9.
  76. سورهٔ انعام، آیهٔ 108.
  77. کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.
  78. سورهٔ لقمان، آیهٔ 19.
  79. سورهٔ حجرات، آیهٔ 10.
  80. مجلسی، بحار الانوار، 1403ق، ج71، ص40.
  81. سورهٔ احزاب، آیهٔ 32.
  82. ابن‌بابویه، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، 1406ق، ص283.
  83. دیلمی، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، 1408ق، ص417.
  84. کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، 1389ش، ج2، ص521.
  85. سورهٔ نساء، آیهٔ 6.
  86. سورهٔ بقره، آیهٔ 273.
  87. ابوسعید، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، 1350ش، رباعی614.
  88. سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[۷]
  89. سورهٔ نساء، آیهٔ 6.
  90. سورهٔ نساء، آیهٔ 10.
  91. سورهٔ بقره، آیهٔ 188؛ سورهٔ مائده، آیهٔ 42؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 29.
  92. سبحانی‌نیا، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[۸]
  93. پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد.[۹]
  94. لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، 1376ش، ص132.
  95. تویسرکانی، لئالی الأخبار، 1413ق، ج1، ص145.
  96. فیض کاشانی، راه روشن، 1372ش، ج5، ص220.
  97. مهدوی‌کنی و ساقی، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرهٔ رضوی، 1391ش، ص33- 47.
  98. سورهٔ بقره، آیهٔ 273.
  99. سورهٔ نساء، آیهٔ 6.
  100. سورهٔ نور، آیهٔ 33.
  101. سورهٔ نور، آیهٔ 60.
  102. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج75، ص7.
  103. مجلسی، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، 1403ق، ج68، ص269.
  104. عظیم‌زاده اردبیلی و خدایی، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرهٔ امام رضا (ع)، 1391ش، ص114-117.
  105. «پاکدامنی و عفت در خانواده و آثار آن»، وب‌سایت راسخون.[۱۰]
  106. اکبری، «عفت و پاکدامنی در اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه.[۱۱]
  107. تمیمی آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، 1366ش، ص260.
  108. «آثار و برکات عفت و پاکدامنی»، وب‌سایت مدرسهٔ علمیهٔ زینبیهٔ کرج. [۱۲]
  109. مطهری، مجموعهٔ آثار شهید مطهری، 1384ش، ج19، ص451
  110. عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.
  111. سورهٔ نور، آیهٔ 26؛ سورهٔ احزاب، آیهٔ 35.
  112. مولوی بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش 88.[۱۳]
  113. عارفی، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس.[۱۴]
  114. ماهینی، مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها، 1389ش، ص105-107.
  115. علی‌پورباغبان‌نژاد و رضایی، حجاب، آزادی یا اسارت؟، 1383ش، ص126-127؛ «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.
  116. «21 تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه‌الزهرا.

منابع

  • قرآن کریم
  • «۲۱ تیر؛ روز عفاف و حجاب گرامی باد»، وب‌سایت جامعه الزهرا، تاریخ درج مطلب: ۲۱ تیر ۱۴۰۰ش.
  • «آثار و برکات عفت و پاکدامنی»، وب‌سایت مدرسهٔ علمیهٔ زینبیهٔ کرج، تاریخ درج مطلب: ۱ بهمن ۱۳۹۸ش.
  • «پاکدامنی و عفت در خانواده و آثار آن»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۱۱ شهریور ۱۳۹۸ش.
  • «پوشیدن لباس تنگ و چسبان، برای زن و مرد چه حکمی دارد؟»، وب‌سایت اسلام کوئست، تاریخ درج مطلب: ۲ اسفند ۱۴۰۰ش.
  • «تأمین نیاز جنسی به سبک غرب یا اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۹ تیر ۱۳۹۸ش.
  • «تأمین نیازهای جنسی همسران»، وب‌سایت راسخون، تاریخ درج مطلب: ۲۸ مهر ۱۳۹۷ش.
  • «راهبردهای گسترش فرهنگ عفاف»، وب‌سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۷ بهمن ۱۴۰۱ش.
  • «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ش.
  • آقاجمال خوانساری، محمد بن حسین، شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ش.
  • ابوسعید، فضل‌الله بن ابی‌الخیر، سخنان منظوم ابوسعید ابوالخیر، تهران، کتابخانهٔ سنایی، ۱۳۵۰ش.
  • ابن‌بابویه، محمد بن علی، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، قم، دار الشریف الرضی، ۱۴۰۶ق.
  • ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌فارس، احمد‏، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، انتشارات مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، مصر، المطبعة المیریة، بی‌تا.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، تحقیق جمال‌الدین میردامادی، بیروت، انتشارات دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • اکبری، محمود، «عفت و پاکدامنی در اسلام»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۷ مهر ۱۳۹۶ش.
  • امام‌خمینی، سیدروح الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۲ش.
  • امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، قم، بوستان کتاب قم، ۱۳۸۷ش.
  • انصاریان، حسین، عرفان اسلامی، قم، دارالعرفان، ۱۳۸۶ش.
  • پاک‌نژاد، «عفت شکم»، پایگاه اطلاع‌رسانی سیدمحسن پاک‌نژاد، تاریخ درج مطلب: ۸ دسامبر ۲۰۲۰م.
  • تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، محقق: مهدی رجایی، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۱۰ق.
  • تویسرکانی، محمدنبی بن احمد، لئالی الأخبار، قم، العلامة، ۱۴۱۳ق.
  • جوهری فارابی، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، بیروت، دار العلم للملایین، بی‌تا.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «پوشش و نگاه کردن»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تاریخ سخنرانی: ۱۴ مهر ۱۳۹۳ش.
  • خسروی حسینی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، تهران، مرتضوی، ۱۳۷۴ش.
  • خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اخلاق ناصری، تهران، علمیه اسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • خیراندیش، حسین، «تأمین نیازهای جنسی»، وب‌سایت شورزندگی، تاریخ بازدید: ۲۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • دیلمی، حسن بن محمد، أعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم، مؤسسة آل‌البیت، ۱۴۰۸ق.
  • راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، مصحح صفوان عدنان داوودی، بیروت - لبنان، دار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، بیروت، دار القلم‏، ۱۴۱۲ق.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت، انتشارات دار الشامیة، چ اول، ۱۴۱۲ق.
  • رفیعی محمدی، «تأمین نیازهای جنسی در زندگی زناشویی»، وب‌سایت شورزندگی، تاریخ بازدید: ۳۰ بهمن ۱۴۰۲ش.
  • رنجبر، زهره سادات، جایگاه عفاف در سبک زندگی اسلامی، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه معارف اسلامی قم، ۱۳۹۳ش.
  • سبحانی تبریزی، جعفر، نظام اخلاقی اسلام: تفسیر سورهٔ مبارکهٔ حجرات، قم، بوستان کتاب، ۱۳۷۷ش.
  • سبحانی، محمدتقی، قرآن کتاب اخلاق، قم، دارالحدیث، ۱۳۹۳ش.
  • سبحانی‌نیا، محمد، «عفّت مالی و اقتصادی و درآمد نامشروع»، پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۱ دی ۱۳۹۶ش.
  • شبر، عبدالله، ‏ اخلاق، ترجمهٔ محمدرضا جباران، قم، هجرت، ‏ ۱۳۷۸ش. ‏
  • شجریان، مهدی، «تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف»، فصلنامه علمی پژوهشی اخلاق پژوهی، دوره ۵، شماره سوم، ۱۴۰۱ش.
  • شجریان، مهدی، «نسبت میان عفت و مردانگی»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۲ شهریور ۱۴۰۲ش.
  • شجریان، مهدی، «واکاوی تفسیر عفاف اخلاقی در آیه ۶۰ سوره نور»، پژوهش‌نامه اخلاق، شماره ۵۹، ۱۴۰۲ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، قم، الشریف الرضی، بی‌تا.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، تهران، مکتبة المرتضویة، بی‌تا.
  • طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین‏، تحقیق: احمد حسینی اشکوری، تهران، مرتضوی، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
  • طوسی، نصیرالدین، اخلاق ناصری، تهران، علمیه اسلامیه، ۱۴۱۳ق.
  • عارفی، محمدیونس، «آثار و پیامدهای عفّت از دیدگاه اسلام»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۴ مهر ۱۳۹۰ش.
  • عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه و خدایی، انسیه، بررسی نقش عفاف در استحکام روابط اجتماعی با توجه به سیرهٔ امام رضا، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرهٔ رضوی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا، ۱۳۹۱ش.
  • علی‌پور باغبان نژاد، یوسف و رضایی، اصغر، حجاب، آزادی یا اسارت؟ تبریز، احرار، ۱۳۸۳ش.
  • علی‌مردی، مهناز و علی‌مردی، محمدمهدی، «حجاب و پوشش در ادیان زرتشت، یهود و مسیحیت»، معرفت ادیان، سال اول شمارهٔ سوم، تابستان ۱۳۸۹ش.
  • عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۰ش.
  • غلامی، علی، مسئلهٔ حجاب در جمهوری اسلامی ایران (بررسی حقوقی - جامعه‌شناختی)، تهران، دانشگاه امام صادق، ۱۳۹۱ش.
  • فاضل نراقی، محمدمهدی بن أبی‌ذر، جامع السعادات، تصحیح و تعلیقات سید محمد کلانتر مقدمة شیخ محمدرضا مظفر، انتشارات اعلمی، بیروت، بی‌تا.
  • فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، قم، هجرت، ۱۴۰۹ق.
  • فیض کاشانی، محمد، راه روشن، ترجمة محمدصادق عارف، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۲ش.
  • فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، مؤسسه دار الهجره، ۱۴۱۴ق.
  • قاضی‌زاده، کاظم، و احمدی سلمانی، سید علی، «عفاف در قرآن با نگاهی به روایات»، مطالعات راهبردی زنان (کتاب زنان)، ۱۳۸۶ش، سال نهم، شماره ۳۶.
  • قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
  • قرشی، علی‌اکبر، قاموس قرآن‏، دار الکتب الاسلامیة، تهران، ۱۴۱۲ق.
  • قیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، مؤسسه دار الهجره، ۱۴۱۴ق.
  • کانون نشر و ترویج فرهنگ اسلامی حسنات اصفهان، سیری در سپهر اخلاق، قم، صحیفه خرد، ۱۳۸۹ش.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی (ترجمه کمره ای)، قم، اسوه، ۱۳۷۵ش.
  • لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۶ش.
  • ماهینی، انسیه، «مفهوم‌شناسی حیا و عفاف؛ آسیب‌ها و راهکارها»، پژوهش‌نامهٔ اخلاق، سال سوم، شمارهٔ ۱۰، ۱۳۸۹ش.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • محقق، محمدباقر، نمونه بینات در شأن نزول آیات‏، تهران، اسلامی، چاپ چهارم، ۱۳۶۱ش.
  • مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳ش.
  • مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، صدرا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، خانواده و اخلاق جنسی، قم، صدرا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، صدرا، بی‌تا.
  • مطهری، مرتضی، ‏ مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۸۴ش. ‏
  • مظاهری، حسین، خانواده در اسلام (مظاهری)، قم، شفق، بی‌تا.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دهم، ۱۳۷۱ش.
  • مولوی بلخی رومی، جلال‌الدین محمد، مثنوی معنوی، وب‌سایت گنجور، تاریخ بازدید: ۲ اسفند ۱۴۰۲ش.
  • مهدوی‌کنی، صدیقه و ساقی، سمانه، معناشناسی عفاف در آموزه‌های اسلامی با تأکید بر سیرهٔ رضوی، مجموعه مقالات جایگاه و تأثیر عفاف در تعاملات و ارتباطات با سیری در سیرهٔ رضوی، تدوین فائزه عظیم‌زاده اردبیلی، مشهد، بنیاد فرهنگی و هنری امام رضا (ع)، ۱۳۹۱ش.
  • نراقی، احمد، معراج السعادة، قم، هجرت، ۱۳۷۸ش.
  • نراقی، ملااحمد، معراج السعادة، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵ش.