قوم هزاره: تفاوت میان نسخهها
جز ویکی سازی |
پالایش متن |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
{{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. | {{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. | ||
قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که بهطور عمده در مناطق مرکزی با نام هزارهجات یا هزرستان [[زندگی]] میکنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن میگویند. اکثریت هزارهها [[شیعه]] اثنیعشری هستند، اما اقلیتهای شیعهٔ اسماعیلی و اهلسنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوهبر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه بهدلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[استرالیا]]، [[آمریکا]]، [[کانادا]]، [[نیوزلند]]، [[برزیل]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، | قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که بهطور عمده در مناطق مرکزی با نام هزارهجات یا هزرستان [[زندگی]] میکنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن میگویند. اکثریت هزارهها [[شیعه]] اثنیعشری هستند، اما اقلیتهای شیعهٔ اسماعیلی و اهلسنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوهبر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه بهدلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[استرالیا]]، [[آمریکا]]، [[کانادا]]، [[نیوزلند]]، [[برزیل]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونتآمیزی علیه هزارهها انجام داد که به [[نسلکشی]] و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهههای اخیر، هزارهها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت [[طالبان]] در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبهرو شدند. | ||
== نامگذاری | == نامگذاری == | ||
واژهٔ | واژهٔ «هزاره» در زبان فارسی بهمعنای هزار است. برخی پژوهشگران وجه تسمیهٔ این قوم را به سکونت آنان در سرزمینی با هزاران چشمه، نهر، دره و کوه نسبت دادهاند و برخی دیگر آن را نشانهٔ جمعیت بسیار و توانایی تأمین هزار سوارکار برای قشون شاهی دانستهاند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1373ش، ج1، ص146.</ref> | ||
در دایرةالمعارف آمریکانا، از این قوم با عنوان خزاره یاد شده که به دریای خزر اشاره دارد؛ دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز هزارهها را ساکنان مناطق ولگا و قفقاز معرفی کرده و بر اثرپذیری این نام از دریای خزر تأکید دارد.<ref>خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.</ref> | |||
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه کابل، با استناد به باور آریاییها به هفت کشورِ آفریدهشده، سرزمین «اَرِزَهی» را در اوستا (که شش بار از آن یاد شده) بهمعنای کشتزار و چراگاه میداند. از آنجا که مردم برخی مناطق هزاره در گویش خود را «اَزرَه» مینامند، کارشناسان این واژه را تغییریافتهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی کنونی هزارهها همخوانی دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ [http://www.asrislam.com/fa/news/24860/تاریخچه-قوم-هزاره «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.]</ref> | |||
دربارهٔ | |||
== تبارشناسی == | |||
دربارهٔ تبار هزارهها، دو دیدگاه کلی وجود دارد: گروهی آنان را ساکنان بومی افغانستان میدانند و گروهی دیگر آنان را ساکنان جدید این سرزمین بهشمار میآورند. | |||
=== دیدگاه بومیبودن هزارهها === | === دیدگاه بومیبودن هزارهها === | ||
پژوهشگران برای اثبات بومیبودن هزارهها، به دو دسته شواهد استناد کردهاند: | |||
'''شواهد زبانشناختی''': مطالعات نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان هستند. جی.پی. فریره، پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس (مورخ یونانی)، حضور این قوم را از دورهٔ اسکندر مقدونی تأیید کرده است. عبدالحی حبیبی با ارائهٔ شواهد زبانشناختی، این نظریه را تقویت کرده و نام «هزاره» را محدود به مرکز افغانستان نمیداند، بلکه آن را به مردمان مناطق گستردهتری از ماهوبون تا کشمیر نسبت میدهد. به باور وی، گویش هزارگی ریشههای هندو-ایرانی دارد و با زبانهای مغولی یا تاتاری ارتباطی ندارد. گزارشهای سیاحان چینی مانند هیوانتسونگ نیز از حضور هزارهها با نامهای محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. همچنین تحلیل واژهشناختی نشان میدهد که اصطلاح «هزاره» از واژهٔ آریایی «خوشدل» مشتق شده و ربطی به اصطلاح نظامی مغولی «مینگ» ندارد. حضور هزارهها در آن سوی رود سند (که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند) نیز نظریهٔ بازماندگان مغول را رد میکند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص47-49.</ref> | |||
'''شواهد باستانشناختی''' و '''مردمشناختی''': سیدعسکر موسوی در کتاب «هزارههای افغانستان» با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی، بر این باور است که هزارهها از دیرباز در منطقهٔ هزارهجات سکونت داشتهاند. شواهد باستانشناسی در بامیان نشان میدهد که سکونت جوامعی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد؛ بهویژه در نقاشیهای دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ کوشانیان (قرن دوم میلادی) قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در قرن سوم پیشاز میلاد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دورهٔ یفتلیها (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی و حکمرانی نزدیک به هزار سالهٔ سلسلههای ترک آسیای مرکزی، تأثیرات زبانی و اجتماعی برجای نهاده که در گویش و فرهنگ هزارههای امروزی و نیز در شاهنامهٔ فردوسی، قابل ردیابی است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref> | |||
=== | === دیدگاه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان === | ||
به | برخی پژوهشگران با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر، شاهزاده جغتایی، مرتبط میدانند. گروهی آنان را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میپندارند و به واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارند. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، پشتون و تاجیک تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی و مذهبی با هیچیک شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و ایماقها را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به اسلام از هم جدا شدهاند، اما آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.</ref> | ||
==== رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها ==== | |||
به باور بسیاری از محققان ازجمله سیدعسکر موسوی، فرضیهٔ مغولیبودن هزارهها فاقد مستندات محکم تاریخی است و عمدتاً بر فرضیات و مشابهتهای ظاهری استوار است. دلایل رد این نظریه عبارتاند از: | |||
* نیروهای چنگیز پس از فتوحات به وطن اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتحشده ساکن نمیشدند. | |||
* مغولان مناطق حاصلخیزتر را برای اسکان ترجیح میدادند، نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را. | |||
* در افغانستان گروههای کوچکی با نام مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند. | |||
* هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد. | |||
* هیچ سند معتبری دال بر دستور چنگیز یا فرماندهانش برای اسکان در هزارهجات وجود ندارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.</ref> | |||
عبدالحی حبیبی نیز در مقالهای (۱۳۴۱ش) با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند؛ حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی که چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.</ref> | |||
== | == هزارهجات == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱۶.jpg|جایگزین=دختران هزاره از غزنی|بندانگشتی|دختران هزاره از غزنی]]قلمرو هزارهجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب بلخ و از غرب کابل تا زابلستان و شرق هرات امتداد داشت.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://sanad.iau.ir/en/Journal/DownloadFile/934483&ved=2ahUKEwjLhuHB_aOGAxWnVPEDHSqOAmgQFnoECCwQAQ&usg=AOvVaw3Pqe8N5OGjAxtrrrrW-2bC عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.]</ref> این منطقه بهدلیل قرارگیری در مسیر جادهٔ ابریشم، از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ خراسان بزرگ، این ناحیه، غرجستان نامیده میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰م) رواج یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> | |||
قلمرو هزارهها در این دوره شامل ولایتهای میدان وردک، غزنی، ارزگان، زابل، قندهار، هلمند تا مرز هرات، نیمروز، بادغیس، فراه، بامیان، دایکندی، غور، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ و سرپل بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> برخی پژوهشگران مرزهای تاریخی آن را تا بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد دادهاند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> | |||
پس از سرکوب قیام هزارهها (۱۸۹۳م) توسط عبدالرحمانخان، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی حاصلخیز آنان به تصرف درآمد و مهاجرت اجباری از مناطق ارزگان، غزنی، زابل، قندهار، بلوچستان، هرات، میدان وردک، کابل، هلمند و ننگرهار رخ داد. شواهد این حضور دیرینه، روستاهای هزارگی، قلعهها و قبرستانهای تاریخی باقیمانده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.</ref> اگرچه برخی ساکنان فعلی به حقوق تاریخی هزارهها اذعان دارند،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D19b1tHfgPCs&ved=2ahUKEwi2lLzDxLWGAxUohv0HHfdyALcQtwJ6BAgTEAI&usg=AOvVaw05t1KVC3k_6EOr8-MXV-h9 «قصههای از سرزمین گزگ ولسوالی خاک افغان زابل»، چینل وادی نور.]</ref> فشار برای جابهجایی اجباری تا دورهٔ معاصر ادامه یافت؛ برای مثال هزارههای باغچار ارزگان در ۱۳۸۹ش سرزمین خود را از دست دادند.<ref>[https://jade-abresham.com/slideshow/11862/ ابراهیمی، «قلع و قمع. گزارشی از دور جدید نسلکشی هزارهها در ارزگان»، وبسایت هفتهنامۀ راه جادۀ ابریشم.]</ref> | |||
امروزه تمرکز اصلی هزارهها در مناطق مرکزی افغانستان است، اما گروههایی از آنان در تَخار، جوزجان، فاریاب، پنجشیر، نَنگرهار،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.</ref> قُندوز، بَدَخشان،<ref>[https://donyasj.ut.ac.ir/article_69998_add18dc215f1c8baa2f5022edfd3bf99.pdf عطایی، «موزۀ از اقوام افغانستان2»، وبسایت ماهنامۀ دنیا.]</ref> هرات،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص96.</ref> پَکتیکا، پَکتیا، خوست<ref>[https://kelkein.com/10794/خوست-از-نامیده-شدن-به-مسکو-کوچک-تا-من/ «خوست از نامیده شدن به مسکو کوچک تا منطقهای نیمهمختار با پیوندهای قوی قبیلهای در برار دولت مرکزی 13»، وبسایت کلکین.]</ref> و لَغمان نیز حضور دارند.<ref>[http://hajialiabbasi.blogfa.com/post/15 «هزارههای دره قراشغان ولایت لغمان»، وبلاگ الحاج عباسی.]</ref> | |||
=== ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی === | |||
هزارهجات، سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است<ref name=":0">[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DKAD3TxD7VKE&ved=2ahUKEwjSppSl_7yGAxVnzwIHHZjeEJcQwqsBegQIEhAG&usg=AOvVaw1a1t-d0QAWBx0wEtNWRPgO «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.]</ref> و مراتع غنی برای دامداری دارد.<ref name=":1">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.</ref> در این منطقه جنگل وجود ندارد و مردم با پرورش درختان چنار، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در نجاری، ساختوساز و سوخت تأمین میکنند. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر ۲۱۱ گونهٔ گیاهی از این منطقه جمعآوری و در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.<ref name=":2">تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.</ref> | |||
هزارهجات سرچشمهٔ رودخانههای کابل (گذرگاه اونی)، ارغنداب (سنگماشه)، هیرمند (حوزهٔ غوربند)، هریرود (لعل و سرجنگل)، مرغاب، بلخاب و کندز است که موقعیت راهبردی آن را در تأمین منابع آب شیرین افغانستان تثبیت کرده است.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص27-34.</ref> رشتهکوههای اصلی آن شامل سلسلهکوههای بابا (از بامیان تا ۲۰۰ کیلومتر به سمت غرب)، سفیدکوه، سیاهکوه، تیربند ترکستان، سنگشانده، کوهدامن، پسکوه، پیتاب، هزاردره، حاجیگک، درزهدرختان و بند امیر است<ref name=":9">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص114-118.</ref> که برخی در ادبیات شفاهی و هنرهای دستی مردم ستایش شدهاند.<ref name=":10">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> | |||
هزارجات دارای ذخایر معدنی غنی از جمله گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.</ref> بزرگترین معدن آهن در حاجیگک (مرز بهسود و بامیان) و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.</ref>[[پرونده:قوم هزاره۱۵.jpg|جایگزین=مردان هزاره ۱۸۴۰ (میلادی) - شهر غزنی، نقاشی جیمز اتکینسون|بندانگشتی|مردان هزاره در حدود ۱۸۴۰م در روستاهای [[غزنی]]، نقاشی جیمز اتکینسون]] | |||
=== طبیعت و میراث فرهنگی === | |||
میراث فرهنگی و تاریخی ملموس هزارجات شامل قلعهها و مجسمههای بودا، شهر ضحاک و شهر غلغله در بامیان، شهر بربر و قلعهٔ چهلبرج (با بیش از ۳۰۰ برج) در یکهولنگ، دو کتیبهٔ هفتالیت ارزگان (کشف ۱۹۵۳م)، کافرقلعه (دژ سنگی در نزدیکی ترینکوت)، نقاشیهای صخرهای جاغوری (شامل تصاویر بز کوهی و صحنهٔ نبرد) و تپهٔ شاهقورغان در اجرستان زابل است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> منار جام در ولایت غور نیز از میراثهای فرهنگی این منطقه محسوب میشود.<ref name=":22">[https://www.beytoote.com/iran/ancient/minaret-01jam.html «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | |||
بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، شامل پنج دریاچهٔ کوچک به نامهای بند هیبت (بند امیر)، بند قنبر، بند غلامان، بند ذوالفقار و بند پنیر است. بر اساس باور محلی، امام علی برای مهار جریان آب در این مکان حاضر شده و به همین دلیل به «قدمگاه حضرت علی» شهرت یافته است. آب دریاچهها از طریق دیوارههای طبیعی بهصورت آبشار سرازیر میشود و منبع تغذیهٔ رودخانهٔ یکهاولنگ است. این مجموعه توسط کوههای بلند احاطه شده و مملو از ماهیهای گوناگون است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص266.</ref> تپهٔ اژدها در بامیان، دریاچهٔ ناور و کوه عروس (بلندترین قلهٔ بابا) از دیگر مناظر طبیعی هزارجات هستند.<ref name=":23">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> | |||
= | غارهای طبیعی منطقه شامل سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه،<ref name=":24">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، و غار فریدون (یادشده در شاهنامه) در شهیدان بامیان است که هرکدام دارای افسانههای محلی هستند.<ref name=":25">[https://8am.media/fa/incredible-ice-caves-kazan-in-bamian/ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> | ||
در | == جمعیتشناسی == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱۴.jpg|جایگزین=فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار|بندانگشتی|250x250پیکسل|فیضمحمد کاتب نویسنده و تاریخنگار]] | |||
درباره جمعیت هزارهها تاکنون سرشماری دقیقی انجام نشده و تمامی آمارهای موجود، گمانهزنیهای پژوهشگران است. فیضمحمد کاتب در ۱۳۰۶ش، جمعیت آنان را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد.<ref>کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.</ref> حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، این رقم را ۳ میلیون<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.</ref> و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران ایران و پاکستان، جمعیت را حدود ۴ میلیون نفر دانست.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.</ref> بصیراحمد دولتآبادی نیز تخمین زده که هزارهها حدود ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند.<ref>دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.</ref> | |||
=== | === تبعیض نژادی === | ||
در دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م)، حملات نظامی گستردهای علیه قوم هزاره صورت گرفت و سیاستهای نژادپرستانه بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای بردهفروشی در کابل و قندهار، زنان و کودکان هزاره را به فروش میرساندند. مردان هزاره نیز به بیگاری گماشته میشدند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، هزارهها علیه حکومت افغانستان شوریدند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> در دوران حکومت [[امانالله]]، تحولات مهمی رخ داد؛ در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد، اما پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن در ساختار افغانستان باقی ماند<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> و هزارهها به مدت یکسده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیتهای اقتصادی بودند. در این مدت، بسیاری از مردم هزاره به [[ایران]]، [[پاکستان]]، [[هند]]، [[عراق]]، [[سوریه]] و روسیه [[مهاجرت]] کردند. هزارههایی که به کشورهای [[ازبکستان]]، [[ترکمنستان]]، [[تاجیکستان]]، [[قزاقستان]] و [[داغستان]] مهاجرت کرده بودند، بهدلیل شباهتهای نژادی و ظاهری، پس از مدتی، بهصورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند؛ اما هزارههایی که به ایران، پاکستان و سایر کشورها مهاجرت کرده بودند از نظر نژادی و ظاهری متفاوت بوده و فرهنگ، زبان و هویت قومی خود را حفظ کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> | |||
در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند<ref>ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.</ref> در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.<ref>[https://atlaspress.af/شیعیان-و-هزارههای-کویته/ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.]</ref> | ||
با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه حکومت کمونیستی در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، هزارهها نیز در داخل و خارج افغانستان، چندین حزب جهادی تأسیس کردند. هزارهها تلاش کردند و پس از مدتی کوشیدند با تأسیس یک حزب قدرتمند، جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت کنند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را ایجاد کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان هزاره در سیاستهای ملی افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref><ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> | |||
با روی کار آمدن طالبان، شیعیان هزاره بار دیگر مورد قتلعام قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بهدست آورند، در حکومت حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونتدوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. با وجود این، برخی سازمانهای غیردولتی (NGO)، گزارشهایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها ارائه دادهاند.<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از ۱۴۰۰ش، هزارهها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیضهای بسیاری قرار گرفتهاند. | |||
=== | === ساختار اجتماعی === | ||
قوم هزاره شامل شیعیان، سنیان و اسماعیلیان است و از طوایف گوناگون تشکیل شده است. بسیاری از این طوایف با پیشوند «دای» یا «دی» شناخته میشوند و برخی دیگر نیز بهعنوان طوایف مستقل محسوب میگردند. کاظم یزدانی ۲۲ دای را برای هزارهها برشمرده است: دایکلان، دایزنگی، دایچوپان، دایختا، دایپولاد، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، دایکندی، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.</ref> همچنین بهسود، جاغوری، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، از دیگر طوایف مستقل و شناختهشدهٔ هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | |||
ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را میتوان در چهار سطح زیر دستهبندی کرد: | |||
* '''خانواده''': کوچکترین واحد اجتماعی است که به سه نوع هستهای، گسترده و مرکب تقسیم میشود. | |||
* '''تُول''': چند خانواده، یک واحد بزرگتر به نام «تُول» را تشکیل میدهند. هر تُول رئیسی به نام «ملک» دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادههاست. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تُول شناخته میشود. | |||
* '''طایفه''': چند تُول، یک طایفه را پدید میآورند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه رئیسی به نام ارباب یا خان دارد که معمولاً ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند. | |||
* '''قوم''': چند طایفه، یک قوم را تشکیل میدهند که بالاترین واحد در هرم اجتماعی هزارههاست و شبکهای پیچیده از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب میشود. در گذشته، هر قوم رهبری مقتدر به نام میر یا سلطان داشت که اختیارات گستردهای در امور قوم خود داشت. برخی از این رهبران، مانند یوسفبیگ مالستان، بر چند قوم حکمرانی میکردند و از قدرت و نفوذ قابلتوجهی برخوردار بودند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص76-79.</ref> | |||
== فرهنگ == | |||
فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. لهجهٔ هزارگی و ادبیات شفاهی، صنایع دستی، غذاهای سنتی و موسیقی با سازهایی چون دمبوره، از ارکان فرهنگی این قوم بهشمار میروند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۱۵۶–۱۸۹.</ref> نهاد خانواده در جامعهٔ هزاره از ارکان اساسی زندگی اجتماعی است و مهاجران هزاره نیز با برگزاری مراسم سنتی مانند شب یلدا و نوروز، هویت خود را حفظ کردهاند.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> | |||
== | === دین و مذهب === | ||
مردم هزاره مسلمان هستند و به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت شیعهٔ دوازدهامامی، اقلیت اسماعیلی و گروهی اهل تسنن.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص110-119.</ref> | |||
هزارههای امامیه: تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی هزارهها تثبیت شده است. آنان در طول تاریخ با محرومیت مواجه بودند، اما با تلاش در راه احقاق حقوق خود،<ref>[https://bonyadesaba.com/بابه-مزاری/330-شهید-مزاری-و-اهتمام-به-رسمیت-دادن-مذهب-جعفری.html اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.]</ref> تشیع برای اولین بار در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان بهرسمیت شناخته شد.<ref>[http://moj.gov.af/fa/page/legal-frameworks/168329941684 «قانون اساسی سابق افغانستان»، وبسایت وزارت عدلیه.]</ref> دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، دیدگاههای مختلفی وجود دارد، ازجمله: تأثیر صفویان، ایلخانان مغول و مهاجرت شیعیان به مناطق شرقی.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص109-115.</ref><ref>ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.</ref> | |||
هزارههای اسماعیلی: این گروه اقلیتی هستند که گسترش آنان از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد و ناصرخسرو در ترویج آن نقش داشت. آنان در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند و در طول تاریخ سرکوبهای شدیدی را تجربه کردهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص112-115.</ref><ref>[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref> | |||
هزارههای اهلسنت: این گروه بهطور عمده پس از سرکوبهای گسترده در دورهٔ عبدالرحمانخان به مذهب تسنن گرایش یافتند و تمرکز آنان در ولایتهای شمالی و شمالشرقی افغانستان (بغلان، قندوز و بدخشان) است.<ref>[http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری.]</ref><ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 شریعتی سحر، «کتاب: هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز.]</ref> آنان با چالشهایی چون تقیه، عدم پذیرش کامل و بحران هویت دوگانه مواجه بودهاند.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> آنها پس از ۲۰۰۱م، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند و بهعنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی عمل میکنند.<ref>«[https://www.panjshirnews.com/news/694/شورای-جدید-هزاره-های-افغانستان-رهبری اعلام موجودیت شورای سراسری هزارهها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.]</ref><ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.]</ref> | |||
=== زبان و ادبیات === | === زبان و ادبیات === | ||
زبان هزارهها، فارسی دری با گویش هزارگی | زبان هزارهها، فارسی دری با گویش هزارگی است که از اصیلترین شاخههای فارسی دری و میراث زبانی کهن محسوب میشود و پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/12809/درّ-اوستایی-در-صدف-لهجه-هزارگی «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref> این گویش از واژگان مغولی و ترکی نیز تأثیر پذیرفته، اما فاقد سنت نوشتاری است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref> در گویش هزارگی، دو واج «ٹ» و «ڈ» تلفظ میشود که ریشه در اوستا و پارسی کهن دارد.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.</ref><ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=18304 «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در گویش هزارگی، | |||
میراث مکتوب مردم هزاره | ادبیات هزارهها ماهیت شفاهی و عامیانه دارد و شامل ترانههای عاشقانه (دیدو/بولبی)، سوگواری (مخته)، لالایی، دوبیتی، چهاربیتی و غزل است. ضربالمثلهای حکیمانه و داستانهای فولکلوریک مانند داستان بند امیر نیز بخشی از این میراث هستند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref><ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref><ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.</ref> میراث مکتوب مردم هزاره شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی مانند شاهنامه، دیوان حافظ و گلستان سعدی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref>[[پرونده:قوم هزاره۱۳.jpg|جایگزین=قَبُورداغ|بندانگشتی|قَبُورداغ]] | ||
=== غذاهای سنتی === | === غذاهای سنتی === | ||
فرهنگ غذایی هزارهها بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصلها، مناسبتهای مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته میشود»، آژانس خبری پژواک.]</ref> انواع غذاهای سنتی هزارهها عبارت است از: | |||
فرهنگ غذایی هزارهها | |||
غذاهای | |||
* نانها: پنجهکش،<ref>[https://chishi.ir/8118-nan-panje-kesh/ «طرز تهیۀ نان پنجهکش»، وبسایت چیشی.]</ref> تیکیاویتو،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D8D68EZG_z2Q&ved=2ahUKEwi95vLw_52FAxXuRPEDHXKSCXIQtwJ6BAgdEAI&usg=AOvVaw3XvQ3Ja2sWZ7K7L3V2kxMh «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وبسایت یوتیوب.]</ref> فتیرمال و خَمرِی؛<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | |||
* غذاهای گوشتی: قَدِید،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص202.</ref> قَبُورداغ، گوشتکوچه و شوربا؛<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | |||
* غذاهای آردی: حلوای سُوجی و سپیدک، اُگره، چوبجوش؛<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | |||
* غذاهای لبنی: نانبوته، دوغسوز، شیربرنج؛<ref>[http://bazmeandishah.blogfa.com/post/120 غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛][https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.].</ref> | |||
* غذاهای گیاهی: پیرکی،<ref>[http://0797525627.blogfa.com/post/38 امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.]</ref> بولانی<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3Du6gLVLnujYQ&ved=2ahUKEwjxk5T5q6uFAxWpS_EDHdlaCJQQtwJ6BAgWEAI&usg=AOvVaw0yB9FJnnLrzK_E1U_iblJH «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وبسایت یوتیوب.]</ref> و روشهای متنوع پخت [[سیب زمینی|سیبزمینی]]؛<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DUxR5RviND6c&ved=2ahUKEwjojeHyh6aFAxVl9QIHHefwA9wQtwJ6BAgXEAI&usg=AOvVaw32sp8W7HhY-KL_V1FIDPk6 «خوردن کچالوی تندوری در بامیان»، چینل دیگدان و تنور.]</ref> | |||
* غذاهای حبوباتی: دلده، کوچه.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref> | |||
=== | === موسیقی === | ||
''نوشتار اصلی:'' [[موسیقی هزارگی]][[پرونده:قوم هزاره۱۰.jpg|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره]]در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقیدرمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با [[زندگی]] دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژهای دارند.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref> سبکهای موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت میگویند،<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.</ref> بهتناسب آیینها، مراسم و سنتهای شادی و غم مردم هزاره بهوجود آمده<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> و ترانههای آن سینه به سینه انتقال یافته است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.</ref> موسیقی هزارگی بخشی از موسیقی خراسان بزرگ است و دارای مقامها و دستگاههای مختلف و اصیل است.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref><ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> مقام مَخته طی قیام علیه عبدالرحمان شکل گرفت.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز.]</ref> پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی برای بیداری سیاسی استفاده شد و موسیقی مقاومت رونق یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref><ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> مهمترین سازهای موسیقی هزارگی عبارت است از: دمبوره، غیژک/قیچک، چنگ، دف/دایره، زیربغلی/تمبک و نی.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.</ref><ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> '''جشنوارهٔ دمبوره'''، نخستین بار در ۱۳۹۶ش با حمایت یونسکو و کشور چین در [[بامیان]] برگزار شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | |||
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده میشود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان، این سرودههای زنان هزاره افکار، ارزشها و خواستهای انسانی آنها را به نمایش میگذارد. زنان در این سرودهها از سنتهای نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو میکنند. محتوای ترانههای زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی میشوند. زنان هزاره بیشتر این ترانهها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره میخوانند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزارهها»، وبلاگ مِچید.]</ref> | |||
==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ==== گونههای موسیقی مردم هزاره ==== | ||
{| class="wikitable" | |||
!نام گونه | |||
!توضیحات | |||
!ویژگیها و نکات | |||
!منابع | |||
|- | |||
|لالایی (لُلَّی) | |||
|ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز میخوانند. | |||
|محتوای آن حکایت از جنگهای آینده و درد و رنج دارد؛ گاهی آرزوهای آینده را برای کودک ترسیم میکند. | |||
|<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref><ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref> | |||
|- | |||
|مخته (مویه) | |||
|ترانهای در سوگواریها که از ویژگیهای روحی و جسمانی قهرمان حکایت دارد. | |||
|اشعار بداهه است و بهطور معمول با نام افراد (مانند فیضمحمد، غلامحسن) همراه است. در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده میشد، اما امروزه مردان با دمبوره اجرا میکنند. | |||
|<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref><ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref><ref>[[google:مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw:1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT|«مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب.]]</ref> | |||
|- | |||
|آخُوچِی | |||
|ترانهای در مراسم خواستگاری که بهصورت پرسش و پاسخ توسط مادر داماد و عروس اجرا میشود. | |||
|نوعی رقص در عروسی توسط دختران جوان با همراهی دایره و واژههای موزون بیمفهوم مانند «آخوتو، آخوچی» اجرا میشود. | |||
| - | |||
|- | |||
|اَلخُومپُوفی | |||
|رقص و آوازخوانی در جشن عروسی که زنان با نشستن و برخاستن اجرا میکنند. | |||
|اجراکنندگان با تکان دادن گوشهٔ چادر یا دستمال و تولید صدای «پوف پوف» با لبها، آواز میخوانند. | |||
| - | |||
|- | |||
|غُمبُر | |||
|آوای زنانه هنگام رسیدن عروس و داماد، همراه با پاشیدن گندم و سبزی. | |||
|دو خانم از نزدیکان داماد، این آوا را همراه با رقص اجرا میکنند. | |||
| - | |||
|- | |||
|پِیشپُو | |||
|ترانهٔ بانوان با پایکوبی که هنگام ورود عروس به خرگاه زنانه خوانده میشود. | |||
|بانوان با گرفتن دو گوشهٔ چادر و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما...» را میخوانند. | |||
|<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.</ref> | |||
|- | |||
|دَیدُو/ دُویِی | |||
|قدیمیترین روش آوازخوانی، بدون ساز و بهصورت تکصدا یا دوتایی. | |||
|شامل محتوای عاشقانه، نیایشی، منقبتخوانی و داستانی (شاهنامه، مثنوی) است. دوییگران نیایشی را مداح میگویند. امروزه رو به فراموشی است. | |||
|<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.</ref><ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.]</ref><ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121.</ref><ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | |||
|- | |||
|بُولبِی | |||
|سرودن عاشقانه که بر روی دوبیتی در مناطق مختلف هزارهنشین اجرا میشود. | |||
|امروزه تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته دو سرایندهٔ دیگر همراهی میکردند. با دمبوره بهصورت فردی و گروهی اجرا میشود. | |||
|<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref><ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | |||
|- | |||
|موسیقی مقاومت | |||
|سرآغاز آن در دههٔ هفتاد قرن ۲۰م با سرور سرخوش برای بیداری سیاسی و بیان رنج تاریخی. | |||
|با هجوم شوروی، جنبهٔ ایستادگی آشکارتر شد و آهنگهای آن «انقلابی» نام گرفت. داوود سرخوش این مسیر را در مهاجرت ادامه داد. | |||
|<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.</ref><ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref><ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> | |||
|- | |||
|موسیقی مهاجرت | |||
|تجلیگر رنج ناشی از راندهشدن از زادگاه و غصب سرزمین. | |||
|احساس تلخی دوری از وطن و چالشهای مهاجران را روایت میکند. ترانهٔ «سرزمین» از داوود سرخوش نمونهای از آن است. | |||
|<ref>«آشنایی با خوانندههای افغانستان؛ داوود سرخوش»، وبسایت آیفیلم2.</ref> | |||
|- | |||
|موسیقی جدید | |||
|تلفیق موسیقی محلی با موسیقی کشورهای همسایه و غربی توسط نسل جدید. | |||
|بهجای ابزار محلی، از ابزار موسیقی مدرن، هندی، ایرانی و تاجیکستانی استفاده میشود. | |||
|<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | |||
|} | |||
=== | === آداب و رسوم === | ||
'''جشنهای مذهبی''': عید فطر، عید قربان، عید غدیر و عید مردگان؛<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.</ref><ref>[https://www.farhangpress.af/عید-مردگان/ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.]</ref> | |||
'''جشنهای ملی''': جشن نوروز، چهارشنبهسوری؛<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48-50.</ref>[[پرونده:قوم هزاره۹.jpg|جایگزین=مراسم علمگردانی در غزنی|بندانگشتی|مراسم علمگردانی در غزنی]]'''ازدواج''': آیین ازدواج با خواستگاری، نامزدی، پرداخت شیربها و جشن عروسی (طوی) همراه است. انواع ازدواج شامل مبادلهای (سرآلیش)، ازدواج با زنبرادر متوفی و ازدواج قبیلهای است. چندهمسری بهندرت رواج دارد.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۸۲–۲۸۴.</ref><ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص511-523.</ref> | |||
'''طلاق''': بر اساس فقه اسلامی انجام میشود، اما زنان بهدلیل نگاه منفی جامعه و وابستگی اقتصادی، کمتر از این حق استفاده میکنند.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص522-523.</ref> | |||
'''سوگواری''': آیینهای عزاداری در ایام محرم، صفر و اربعین حسینی با برگزاری مجالس در حسینیهها و تکایا، نذردادن و توزیع غذا همراه است.<ref>آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-56.</ref> | |||
=== رسانهها و مراکز علمی === | === رسانهها و مراکز علمی === | ||
در | [[پرونده:قوم هزاره۱۲.jpg|جایگزین=دانشگاه رهنورد مزار شریف|بندانگشتی|دانشگاه رهنورد مزار شریف]]در دورهٔ جمهوری اسلامی، رسانههای اختصاصی هزارهها مانند تلویزیون نگاه، تمدن، راهفردا و کوثر و نیز رادیوهای راهفردا، نگاه، بامیان، دایکندی و جاغوری فعالیت داشتند که با روی کار آمدن طالبان با محدودیت مواجه شدند.<ref>[https://tarikhi.com/article/71309/ «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وبسایت پژوهشهای تاریخی.]</ref><ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref><ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.]</ref> | ||
مراکز علمی تأسیسشده توسط هزارهها شامل دانشگاههای کاتب، ابنسینا، خاتمالنبیین، گوهرشاد، غرجستان، رابعه بلخی، رهنورد (مزارشریف)، بامیان و مؤسسات تحصیلات عالی علامه، ابوریحان، بامیکا و ناصرخسرو است.<ref>[https://mfabbehsud.com/هزاره-ها؛-اهمیت-و-جایگاه،-تبار،-جغرافی-2/ «هزارهها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.]</ref> | |||
=== | === بازیهای محلی === | ||
[[پرونده:قوم | [[پرونده:قوم هزاره۱۱.jpg|جایگزین=لخشک روی سُرجه|بندانگشتی|لخشک روی سُرجه]]بازیهای هزارهها گنجینهای از فرهنگ، هنر و هویت جمعی است که بیشتر گروهی و مبتنی بر ابزارهای ساده مانند سنگ و چوب است، در فضای باز اجرا میشود و نیاز به تحرک بدنی بالایی دارد. بسیاری از این بازیها بر پایهٔ رقابت و مسابقه طراحی شده است و قوانین مشخصی دارد. در هر یک از این بازیها، لایههای عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. بازیهای هزارگی اغلب با آواز، شعر و حرکات موزون همراه است. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که این بازیها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفالهای مناطق بامیان و جاغوری صحنههایی از بازیهای گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازیهای امروزی دارد.<ref>[https://jaghori1.blogfa.com/post/236/درنگی-بر-بازی-های-هزارگی-بخش-نخست- «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.]</ref> معروفترین بازیهای مردمان هزاره عبارت است از:توپبازی، تاشهبازی، گرگ و گوسپند، سنگچوقو، چم تشکی، قطار، هشتخین، لنگی پشتی (کشتی)، چارمغز، ترکی، چو، پشتی، تشکی، سهپرش، کولهدبه، تشلهبازی، هفتسنگ، ارسنی، طنابکشی، شاهدزد، سوختم، چمپوتک، شیر و بز، دستمالپشتی، تق و جفت، بیریبیری، خالهبازی، نوور، خانهخانه، بجول، نشانهزنی، خر بیار خروار ببر، جناغبازی، سنگیرک، دایرهبازی، سنگاندازی، کورمشت، علمبازی، سرگرگی، تیروکمان، چرخچرخ، حیوانبازی، چارقدم، پیرگبازی، گوشخر، زنبورآسی، آکو باکو، اوچیرتک<ref>جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.</ref> و لخشک روی سرجه.<ref>[https://kabulestan.com/مکان-ها/شهر-باستانی-بامیان/ «ولایت باستانی بامیان»، وبسایت کابلستان.]</ref>[[پرونده:قوم هزاره۷.jpg|جایگزین=لباس زنان هزاره|بندانگشتی|لباس زنان هزاره]] | ||
=== پوشاک سنتی === | |||
'''پوشاک مردان''': شامل پیراهن بلند و گشاد، شلوار گشاد با ایزاربند، جلیقه/واسکت و برک (از پشم بره) است. برک دارای خاصیت گرمابخشی و درمانی است و کلاه نمدی، عمامه یا دستار از سرپوشهای آنان است.<ref>علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.</ref><ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | |||
'''پوشاک زنان''': شامل پیراهن بلند (پیرو) با یقهٔ بسته و آستینهای گشاد، دامن چندلایه، جلیقه (وسکت) با تزئینات سکهای، سرپوشهای سنتی (سَرغُوچ، چارقد، دستمال کلاغیرنگ) و زیورآلات نقرهای (پیکی، طوق، بالی، انگشتر، گوشواره) است. تفاوت پوشش زنان مسن با جوانان در رنگ و طرح و تفاوت پوشش روزمره با مراسم خاص قابل مشاهده است.<ref>[https://www.tebyan.net/news/361566/لباس-های-سنتی-زنان-و-مردان-هزاره «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.]</ref> | |||
پوشش زنان مسن با | |||
=== روز فرهنگ هزارگی === | === روز فرهنگ هزارگی === | ||
[[پرونده:قوم هزاره.jpg|جایگزین= دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی|بندانگشتی|دختران ولسوالی میرامور [[ولایت دایکندی]] با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی]] | [[پرونده:قوم هزاره.jpg|جایگزین= دختران ولسوالی میرامور ولایت دایکندی با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی|بندانگشتی|دختران ولسوالی میرامور [[ولایت دایکندی]] با لباس هزارگی در روز فرهنگ هزارگی]]۲۹ اردیبهشت، بهمنظور پاسداشت هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره، بهعنوان روز فرهنگ هزارگی نامگذاری شده است.<ref name=":5">[http://www.dailyafghanistan.com/entertainment_detail.php?post_id=156528 «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وبسایت رزنامۀ افغانستان ما.]</ref> | ||
۲۹ | |||
== | == معیشت == | ||
هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعتکاران برجستهای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزارهنشین، [[غرجستان]] نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، [[دامداری]] و [[صنایع سنتی]]، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتلعام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمینهای کشاورزی و علفچرهای آنها غصب شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی بهوجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیلکردهٔ هزاره و همچنین خشکسالیهای دوامدار، مشاغل سنتی هزارهها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصتهای جدید برآمدند؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> اما پژوهشها نشان میدهند که هنوز در برخی مناطق هزارهنشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را [[اقتصاد کشاورزی افغانستان|کشاورزی]] و [[باغداری]] تشکیل میدهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref> | هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری [[راه ابریشم]] بیشتر به [[تجارت]] یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.</ref> و صنعتکاران برجستهای داشتند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> در دورهٔ [[غزنویان]] و [[غوریان]] که مناطق هزارهنشین، [[غرجستان]] نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، [[دامداری]] و [[صنایع سنتی]]، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتلعام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمینهای کشاورزی و علفچرهای آنها غصب شد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی بهوجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیلکردهٔ هزاره و همچنین خشکسالیهای دوامدار، مشاغل سنتی هزارهها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصتهای جدید برآمدند؛<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=4055 حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> اما پژوهشها نشان میدهند که هنوز در برخی مناطق هزارهنشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را [[اقتصاد کشاورزی افغانستان|کشاورزی]] و [[باغداری]] تشکیل میدهد.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.]</ref> | ||
| خط ۴۹۵: | خط ۳۸۲: | ||
=== هزارههای آسیای میانه === | === هزارههای آسیای میانه === | ||
پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله [[بخارا]] و [[سمرقند]] مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> | پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله [[بخارا]] و [[سمرقند]] مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.</ref> | ||
== مشاهیر قوم هزاره == | == مشاهیر قوم هزاره == | ||
نسخهٔ ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۴۴
یک مرد هزاره در حال نماز | |
پادکست مقاله | 🡇
|
قوم هزاره؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان.
قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل افغانستان با پیشینهٔ کهن تاریخی است که بهطور عمده در مناطق مرکزی با نام هزارهجات یا هزرستان زندگی میکنند و به گویش هزارگی از زبان فارسی سخن میگویند. اکثریت هزارهها شیعه اثنیعشری هستند، اما اقلیتهای شیعهٔ اسماعیلی و اهلسنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوهبر افغانستان، در ایران، پاکستان و آسیای میانه سکونت دارند و امروزه بهدلیل مهاجرت، در کشورهای اروپایی، روسیه، استرالیا، آمریکا، کانادا، نیوزلند، برزیل و ترکیه نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونتآمیزی علیه هزارهها انجام داد که به نسلکشی و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهههای اخیر، هزارهها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت طالبان در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبهرو شدند.
نامگذاری
واژهٔ «هزاره» در زبان فارسی بهمعنای هزار است. برخی پژوهشگران وجه تسمیهٔ این قوم را به سکونت آنان در سرزمینی با هزاران چشمه، نهر، دره و کوه نسبت دادهاند و برخی دیگر آن را نشانهٔ جمعیت بسیار و توانایی تأمین هزار سوارکار برای قشون شاهی دانستهاند.[۱]
در دایرةالمعارف آمریکانا، از این قوم با عنوان خزاره یاد شده که به دریای خزر اشاره دارد؛ دایرةالمعارف فرهنگ روسی نیز هزارهها را ساکنان مناطق ولگا و قفقاز معرفی کرده و بر اثرپذیری این نام از دریای خزر تأکید دارد.[۲]
محمدیونس طغیان ساکایی، استاد دانشگاه کابل، با استناد به باور آریاییها به هفت کشورِ آفریدهشده، سرزمین «اَرِزَهی» را در اوستا (که شش بار از آن یاد شده) بهمعنای کشتزار و چراگاه میداند. از آنجا که مردم برخی مناطق هزاره در گویش خود را «اَزرَه» مینامند، کارشناسان این واژه را تغییریافتهٔ «اَرِزَه» دانستهاند که با موقعیت جغرافیایی کنونی هزارهها همخوانی دارد.[۳]
تبارشناسی
دربارهٔ تبار هزارهها، دو دیدگاه کلی وجود دارد: گروهی آنان را ساکنان بومی افغانستان میدانند و گروهی دیگر آنان را ساکنان جدید این سرزمین بهشمار میآورند.
دیدگاه بومیبودن هزارهها
پژوهشگران برای اثبات بومیبودن هزارهها، به دو دسته شواهد استناد کردهاند:
شواهد زبانشناختی: مطالعات نشان میدهد که هزارهها از اقوام بومی افغانستان هستند. جی.پی. فریره، پژوهشگر فرانسوی قرن نوزدهم، با استناد به گزارشهای کوئیتوس کورتیوس (مورخ یونانی)، حضور این قوم را از دورهٔ اسکندر مقدونی تأیید کرده است. عبدالحی حبیبی با ارائهٔ شواهد زبانشناختی، این نظریه را تقویت کرده و نام «هزاره» را محدود به مرکز افغانستان نمیداند، بلکه آن را به مردمان مناطق گستردهتری از ماهوبون تا کشمیر نسبت میدهد. به باور وی، گویش هزارگی ریشههای هندو-ایرانی دارد و با زبانهای مغولی یا تاتاری ارتباطی ندارد. گزارشهای سیاحان چینی مانند هیوانتسونگ نیز از حضور هزارهها با نامهای محلی پیش از دورهٔ مغول حکایت دارد. همچنین تحلیل واژهشناختی نشان میدهد که اصطلاح «هزاره» از واژهٔ آریایی «خوشدل» مشتق شده و ربطی به اصطلاح نظامی مغولی «مینگ» ندارد. حضور هزارهها در آن سوی رود سند (که مغولان هرگز به آنجا نرسیدند) نیز نظریهٔ بازماندگان مغول را رد میکند.[۴]
شواهد باستانشناختی و مردمشناختی: سیدعسکر موسوی در کتاب «هزارههای افغانستان» با بررسی شواهد باستانشناختی و مردمشناختی، بر این باور است که هزارهها از دیرباز در منطقهٔ هزارهجات سکونت داشتهاند. شواهد باستانشناسی در بامیان نشان میدهد که سکونت جوامعی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد؛ بهویژه در نقاشیهای دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ کوشانیان (قرن دوم میلادی) قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در قرن سوم پیشاز میلاد، تحولات اجتماعی و فرهنگی دورهٔ یفتلیها (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی و حکمرانی نزدیک به هزار سالهٔ سلسلههای ترک آسیای مرکزی، تأثیرات زبانی و اجتماعی برجای نهاده که در گویش و فرهنگ هزارههای امروزی و نیز در شاهنامهٔ فردوسی، قابل ردیابی است.[۵]
دیدگاه جدید بودن سکونت هزارهها در افغانستان
برخی پژوهشگران با استناد به ویژگیهای ظاهری و شیوههای رزمی، هزارهها را ساکنان جدید افغانستان و از تبار مغولها دانستهاند.[۶] برخی پیدایش هزارهها را به کوچ ایل نیکودر، شاهزاده جغتایی، مرتبط میدانند. گروهی آنان را آمیزهای از سربازان ترک و مغول با ساکنان بومی میپندارند و به واژگان ترکی و مغولی در گویش هزارگی اشاره دارند. برخی نیز هزارهها را ترکیبی از اقوام ترک، مغول، پشتون و تاجیک تصور میکنند، در حالی که از نظر فرهنگی، زبانی و مذهبی با هیچیک شباهت کامل ندارند. عدهای هم هزارهها و ایماقها را در اصل یک قوم میدانند که پس از گرایش به اسلام از هم جدا شدهاند، اما آدابورسوم آنان مشابه باقی مانده است.[۷]
رد نظریه جدید بودن سکونت هزارهها
به باور بسیاری از محققان ازجمله سیدعسکر موسوی، فرضیهٔ مغولیبودن هزارهها فاقد مستندات محکم تاریخی است و عمدتاً بر فرضیات و مشابهتهای ظاهری استوار است. دلایل رد این نظریه عبارتاند از:
- نیروهای چنگیز پس از فتوحات به وطن اصلی خود بازمیگشتند و بهصورت انبوه در مناطق فتحشده ساکن نمیشدند.
- مغولان مناطق حاصلخیزتر را برای اسکان ترجیح میدادند، نه نواحی کوهستانی و صعبالعبور هزارهجات را.
- در افغانستان گروههای کوچکی با نام مغول وجود دارند که از هزارهها متمایز هستند.
- هیچ هزارهای به زبان مغولی تکلم نمیکند و با فرهنگ مغولی آشنایی ندارد.
- هیچ سند معتبری دال بر دستور چنگیز یا فرماندهانش برای اسکان در هزارهجات وجود ندارد.[۸]
عبدالحی حبیبی نیز در مقالهای (۱۳۴۱ش) با استناد به شواهد تاریخی، هزارهها را دارای پیشینهای بسیار کهنتر از دورهٔ مغول میداند؛ حتی در مناطق ماورای رود سند تا دامنههای کشمیر نیز گروههایی با نام هزاره حضور داشتهاند، در حالی که چنگیزخان هرگز از رود سند عبور نکرده بود.[۹]
هزارهجات

قلمرو هزارهجات در متون تاریخی با نام بربرستان شناخته میشد و در شاهنامهٔ فردوسی بهعنوان حکومتی مستقل توصیف شده است. بر اساس پژوهشهای معاصر، قلمرو تاریخی بربرستان از شمال مکران تا جنوب بلخ و از غرب کابل تا زابلستان و شرق هرات امتداد داشت.[۱۰] این منطقه بهدلیل قرارگیری در مسیر جادهٔ ابریشم، از اهمیت تجاری برخوردار بود. در دورهٔ خراسان بزرگ، این ناحیه، غرجستان نامیده میشد، هرچند برخی محققان محدودهٔ غرجستان را محدودتر از قلمرو هزارستان میدانند. اصطلاح هزارهجات یا هزارستان پس از دورهٔ مغول (حدود ۱۲۰۰م) رواج یافت.[۱۱]
قلمرو هزارهها در این دوره شامل ولایتهای میدان وردک، غزنی، ارزگان، زابل، قندهار، هلمند تا مرز هرات، نیمروز، بادغیس، فراه، بامیان، دایکندی، غور، پروان، بغلان، سمنگان، بلخ و سرپل بود.[۱۲] برخی پژوهشگران مرزهای تاریخی آن را تا بلوچستان و شاهراه کویته نیز امتداد دادهاند.[۱۳]
پس از سرکوب قیام هزارهها (۱۸۹۳م) توسط عبدالرحمانخان، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی حاصلخیز آنان به تصرف درآمد و مهاجرت اجباری از مناطق ارزگان، غزنی، زابل، قندهار، بلوچستان، هرات، میدان وردک، کابل، هلمند و ننگرهار رخ داد. شواهد این حضور دیرینه، روستاهای هزارگی، قلعهها و قبرستانهای تاریخی باقیمانده است.[۱۴] اگرچه برخی ساکنان فعلی به حقوق تاریخی هزارهها اذعان دارند،[۱۵] فشار برای جابهجایی اجباری تا دورهٔ معاصر ادامه یافت؛ برای مثال هزارههای باغچار ارزگان در ۱۳۸۹ش سرزمین خود را از دست دادند.[۱۶]
امروزه تمرکز اصلی هزارهها در مناطق مرکزی افغانستان است، اما گروههایی از آنان در تَخار، جوزجان، فاریاب، پنجشیر، نَنگرهار،[۱۷] قُندوز، بَدَخشان،[۱۸] هرات،[۱۹] پَکتیکا، پَکتیا، خوست[۲۰] و لَغمان نیز حضور دارند.[۲۱]
ویژگیهای اقلیمی و جغرافیایی
هزارهجات، سردسیر با زمستانهای طولانی و بارشهای سنگین برف است[۲۲] و مراتع غنی برای دامداری دارد.[۲۳] در این منطقه جنگل وجود ندارد و مردم با پرورش درختان چنار، کالینوز (نوعی بید)، ایوا (بید مجنون) و بید، نیازهای خود را در نجاری، ساختوساز و سوخت تأمین میکنند. در سال ۱۹۵۴م، ویلفرد تسیگر ۲۱۱ گونهٔ گیاهی از این منطقه جمعآوری و در موزهٔ تاریخ طبیعی انگلستان به نمایش گذاشت.[۲۴]
هزارهجات سرچشمهٔ رودخانههای کابل (گذرگاه اونی)، ارغنداب (سنگماشه)، هیرمند (حوزهٔ غوربند)، هریرود (لعل و سرجنگل)، مرغاب، بلخاب و کندز است که موقعیت راهبردی آن را در تأمین منابع آب شیرین افغانستان تثبیت کرده است.[۲۵] رشتهکوههای اصلی آن شامل سلسلهکوههای بابا (از بامیان تا ۲۰۰ کیلومتر به سمت غرب)، سفیدکوه، سیاهکوه، تیربند ترکستان، سنگشانده، کوهدامن، پسکوه، پیتاب، هزاردره، حاجیگک، درزهدرختان و بند امیر است[۲۶] که برخی در ادبیات شفاهی و هنرهای دستی مردم ستایش شدهاند.[۲۷]
هزارجات دارای ذخایر معدنی غنی از جمله گوگرد، مس، یشم سبز، زبرجد، کوارتز، میکا، مرمر، سنگ سرمه، سرب، آلومینیوم، روی، آهن، گرانیت و سنگ گچ است.[۲۸] بزرگترین معدن آهن در حاجیگک (مرز بهسود و بامیان) و بزرگترین منابع ذغالسنگ در بامیان، درهصوف، بغلان و بلخاب قرار دارد.[۲۹]

طبیعت و میراث فرهنگی
میراث فرهنگی و تاریخی ملموس هزارجات شامل قلعهها و مجسمههای بودا، شهر ضحاک و شهر غلغله در بامیان، شهر بربر و قلعهٔ چهلبرج (با بیش از ۳۰۰ برج) در یکهولنگ، دو کتیبهٔ هفتالیت ارزگان (کشف ۱۹۵۳م)، کافرقلعه (دژ سنگی در نزدیکی ترینکوت)، نقاشیهای صخرهای جاغوری (شامل تصاویر بز کوهی و صحنهٔ نبرد) و تپهٔ شاهقورغان در اجرستان زابل است.[۳۰] منار جام در ولایت غور نیز از میراثهای فرهنگی این منطقه محسوب میشود.[۳۱]
بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، شامل پنج دریاچهٔ کوچک به نامهای بند هیبت (بند امیر)، بند قنبر، بند غلامان، بند ذوالفقار و بند پنیر است. بر اساس باور محلی، امام علی برای مهار جریان آب در این مکان حاضر شده و به همین دلیل به «قدمگاه حضرت علی» شهرت یافته است. آب دریاچهها از طریق دیوارههای طبیعی بهصورت آبشار سرازیر میشود و منبع تغذیهٔ رودخانهٔ یکهاولنگ است. این مجموعه توسط کوههای بلند احاطه شده و مملو از ماهیهای گوناگون است.[۳۲] تپهٔ اژدها در بامیان، دریاچهٔ ناور و کوه عروس (بلندترین قلهٔ بابا) از دیگر مناظر طبیعی هزارجات هستند.[۳۳]
غارهای طبیعی منطقه شامل سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه،[۳۴] غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، و غار فریدون (یادشده در شاهنامه) در شهیدان بامیان است که هرکدام دارای افسانههای محلی هستند.[۳۵]
جمعیتشناسی

درباره جمعیت هزارهها تاکنون سرشماری دقیقی انجام نشده و تمامی آمارهای موجود، گمانهزنیهای پژوهشگران است. فیضمحمد کاتب در ۱۳۰۶ش، جمعیت آنان را حدود ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار نفر برآورد کرد.[۳۶] حسن پولادی در اوایل دههٔ ۱۳۵۰ش، این رقم را ۳ میلیون[۳۷] و سیدعسگر موسوی در اواخر دههٔ ۱۳۶۰ش، با احتساب مهاجران ایران و پاکستان، جمعیت را حدود ۴ میلیون نفر دانست.[۳۸] بصیراحمد دولتآبادی نیز تخمین زده که هزارهها حدود ۳۰ درصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند.[۳۹]
تبعیض نژادی
در دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱م)، حملات نظامی گستردهای علیه قوم هزاره صورت گرفت و سیاستهای نژادپرستانه بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای بردهفروشی در کابل و قندهار، زنان و کودکان هزاره را به فروش میرساندند. مردان هزاره نیز به بیگاری گماشته میشدند.[۴۰] در ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، هزارهها علیه حکومت افغانستان شوریدند.[۴۱] در دوران حکومت امانالله، تحولات مهمی رخ داد؛ در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد، اما پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن در ساختار افغانستان باقی ماند[۴۲] و هزارهها به مدت یکسده تا روی کار آمدن دولت حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۵۷ش، در انزوای سیاسی، اجتماعی و محرومیتهای اقتصادی بودند. در این مدت، بسیاری از مردم هزاره به ایران، پاکستان، هند، عراق، سوریه و روسیه مهاجرت کردند. هزارههایی که به کشورهای ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قزاقستان و داغستان مهاجرت کرده بودند، بهدلیل شباهتهای نژادی و ظاهری، پس از مدتی، بهصورت کامل با مردم آن مناطق یکی شده و زبان و هویت قومی خود را از دست دادند؛ اما هزارههایی که به ایران، پاکستان و سایر کشورها مهاجرت کرده بودند از نظر نژادی و ظاهری متفاوت بوده و فرهنگ، زبان و هویت قومی خود را حفظ کردند.[۴۳]
در ایران، مردم هزاره را تا مدتها، بربری میخواندند[۴۴] که پس از مدتی به خاوری، تغییر نام یافت.[۴۵] در پاکستان نیز در ۱۳۴۱ش، دولت پاکستان، قوم هزاره را بهعنوان یکی از اقوام پاکستان بهرسمیت شناخت، اما هزارههای کویته، از دههٔ ۱۳۶۰ش، همواره مورد خشونت و حملات تروریستی بودهاند.[۴۶]
با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه حکومت کمونیستی در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، هزارهها نیز در داخل و خارج افغانستان، چندین حزب جهادی تأسیس کردند. هزارهها تلاش کردند و پس از مدتی کوشیدند با تأسیس یک حزب قدرتمند، جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت کنند.[۴۷] در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، حزب وحدت اسلامی افغانستان را ایجاد کردند. عبدالعلی مزاری، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان هزاره در سیاستهای ملی افغانستان اعلام کرد.[۴۸][۴۹]
با روی کار آمدن طالبان، شیعیان هزاره بار دیگر مورد قتلعام قرار گرفتند.[۵۰] پس از سقوط طالبان در ۱۳۸۰ش مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بهدست آورند، در حکومت حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونتدوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. با وجود این، برخی سازمانهای غیردولتی (NGO)، گزارشهایی از بدترشدن وضعیت حقوق شهروندی مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها ارائه دادهاند.[۵۱] در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از ۱۴۰۰ش، هزارهها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیضهای بسیاری قرار گرفتهاند.
ساختار اجتماعی
قوم هزاره شامل شیعیان، سنیان و اسماعیلیان است و از طوایف گوناگون تشکیل شده است. بسیاری از این طوایف با پیشوند «دای» یا «دی» شناخته میشوند و برخی دیگر نیز بهعنوان طوایف مستقل محسوب میگردند. کاظم یزدانی ۲۲ دای را برای هزارهها برشمرده است: دایکلان، دایزنگی، دایچوپان، دایختا، دایپولاد، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، دایکندی، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.[۵۲] همچنین بهسود، جاغوری، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، از دیگر طوایف مستقل و شناختهشدهٔ هزارهها هستند.[۵۳]
ساختار اجتماعی جامعهٔ هزاره را میتوان در چهار سطح زیر دستهبندی کرد:
- خانواده: کوچکترین واحد اجتماعی است که به سه نوع هستهای، گسترده و مرکب تقسیم میشود.
- تُول: چند خانواده، یک واحد بزرگتر به نام «تُول» را تشکیل میدهند. هر تُول رئیسی به نام «ملک» دارد که مسئول حل اختلافات و نمایندگی خانوادههاست. ملک مقام رسمی ندارد، اما از نظر اجتماعی بهعنوان رئیس تُول شناخته میشود.
- طایفه: چند تُول، یک طایفه را پدید میآورند که واحد پیچیدهتری است و روابط اجتماعی و اقتصادی گستردهتری دارد. هر طایفه رئیسی به نام ارباب یا خان دارد که معمولاً ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی-اقتصادی است. ملک نقش واسطه بین خان و خانوادهها را ایفا میکند.
- قوم: چند طایفه، یک قوم را تشکیل میدهند که بالاترین واحد در هرم اجتماعی هزارههاست و شبکهای پیچیده از روابط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی محسوب میشود. در گذشته، هر قوم رهبری مقتدر به نام میر یا سلطان داشت که اختیارات گستردهای در امور قوم خود داشت. برخی از این رهبران، مانند یوسفبیگ مالستان، بر چند قوم حکمرانی میکردند و از قدرت و نفوذ قابلتوجهی برخوردار بودند.[۵۴]
فرهنگ
فرهنگ هزارهها تلفیقی غنی از عناصر تاریخی، اسلامی و هنری است که هویت منحصربهفرد این قوم را شکل میدهد. لهجهٔ هزارگی و ادبیات شفاهی، صنایع دستی، غذاهای سنتی و موسیقی با سازهایی چون دمبوره، از ارکان فرهنگی این قوم بهشمار میروند.[۵۵] نهاد خانواده در جامعهٔ هزاره از ارکان اساسی زندگی اجتماعی است و مهاجران هزاره نیز با برگزاری مراسم سنتی مانند شب یلدا و نوروز، هویت خود را حفظ کردهاند.[۵۶]
دین و مذهب
مردم هزاره مسلمان هستند و به سه گروه عمده تقسیم میشوند: اکثریت شیعهٔ دوازدهامامی، اقلیت اسماعیلی و گروهی اهل تسنن.[۵۷]
هزارههای امامیه: تشیع بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت فرهنگی و اجتماعی هزارهها تثبیت شده است. آنان در طول تاریخ با محرومیت مواجه بودند، اما با تلاش در راه احقاق حقوق خود،[۵۸] تشیع برای اولین بار در قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان بهرسمیت شناخته شد.[۵۹] دربارهٔ چگونگی گرایش هزارهها به تشیع، دیدگاههای مختلفی وجود دارد، ازجمله: تأثیر صفویان، ایلخانان مغول و مهاجرت شیعیان به مناطق شرقی.[۶۰][۶۱]
هزارههای اسماعیلی: این گروه اقلیتی هستند که گسترش آنان از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد و ناصرخسرو در ترویج آن نقش داشت. آنان در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند و در طول تاریخ سرکوبهای شدیدی را تجربه کردهاند.[۶۲][۶۳]
هزارههای اهلسنت: این گروه بهطور عمده پس از سرکوبهای گسترده در دورهٔ عبدالرحمانخان به مذهب تسنن گرایش یافتند و تمرکز آنان در ولایتهای شمالی و شمالشرقی افغانستان (بغلان، قندوز و بدخشان) است.[۶۴][۶۵] آنان با چالشهایی چون تقیه، عدم پذیرش کامل و بحران هویت دوگانه مواجه بودهاند.[۶۶] آنها پس از ۲۰۰۱م، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند و بهعنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی عمل میکنند.[۶۷][۶۸]
زبان و ادبیات
زبان هزارهها، فارسی دری با گویش هزارگی است که از اصیلترین شاخههای فارسی دری و میراث زبانی کهن محسوب میشود و پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد.[۶۹] این گویش از واژگان مغولی و ترکی نیز تأثیر پذیرفته، اما فاقد سنت نوشتاری است.[۷۰] در گویش هزارگی، دو واج «ٹ» و «ڈ» تلفظ میشود که ریشه در اوستا و پارسی کهن دارد.[۷۱][۷۲]
ادبیات هزارهها ماهیت شفاهی و عامیانه دارد و شامل ترانههای عاشقانه (دیدو/بولبی)، سوگواری (مخته)، لالایی، دوبیتی، چهاربیتی و غزل است. ضربالمثلهای حکیمانه و داستانهای فولکلوریک مانند داستان بند امیر نیز بخشی از این میراث هستند.[۷۳][۷۴][۷۵] میراث مکتوب مردم هزاره شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی مانند شاهنامه، دیوان حافظ و گلستان سعدی است.[۷۶]

غذاهای سنتی
فرهنگ غذایی هزارهها بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنتهای دیرین این مردم است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصلها، مناسبتهای مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.[۷۷] انواع غذاهای سنتی هزارهها عبارت است از:
- نانها: پنجهکش،[۷۸] تیکیاویتو،[۷۹] فتیرمال و خَمرِی؛[۸۰]
- غذاهای گوشتی: قَدِید،[۸۱] قَبُورداغ، گوشتکوچه و شوربا؛[۸۲]
- غذاهای آردی: حلوای سُوجی و سپیدک، اُگره، چوبجوش؛[۸۳]
- غذاهای لبنی: نانبوته، دوغسوز، شیربرنج؛[۸۴]
- غذاهای گیاهی: پیرکی،[۸۵] بولانی[۸۶] و روشهای متنوع پخت سیبزمینی؛[۸۷]
- غذاهای حبوباتی: دلده، کوچه.[۸۸]
موسیقی
نوشتار اصلی: موسیقی هزارگی

در فرهنگ مردم هزاره، موسیقی و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژهای دارند.[۸۹] سبکهای موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت میگویند،[۹۰] بهتناسب آیینها، مراسم و سنتهای شادی و غم مردم هزاره بهوجود آمده[۹۱] و ترانههای آن سینه به سینه انتقال یافته است.[۹۲] موسیقی هزارگی بخشی از موسیقی خراسان بزرگ است و دارای مقامها و دستگاههای مختلف و اصیل است.[۹۳][۹۴] مقام مَخته طی قیام علیه عبدالرحمان شکل گرفت.[۹۵] پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی برای بیداری سیاسی استفاده شد و موسیقی مقاومت رونق یافت.[۹۶][۹۷] مهمترین سازهای موسیقی هزارگی عبارت است از: دمبوره، غیژک/قیچک، چنگ، دف/دایره، زیربغلی/تمبک و نی.[۹۸][۹۹] جشنوارهٔ دمبوره، نخستین بار در ۱۳۹۶ش با حمایت یونسکو و کشور چین در بامیان برگزار شد.[۱۰۰]
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده میشود، توسط زنان سروده شده است.[۱۰۱] از نظر کارشناسان، این سرودههای زنان هزاره افکار، ارزشها و خواستهای انسانی آنها را به نمایش میگذارد. زنان در این سرودهها از سنتهای نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو میکنند. محتوای ترانههای زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از ازدواج، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی پدر، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی میشوند. زنان هزاره بیشتر این ترانهها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره میخوانند.[۱۰۲]
گونههای موسیقی مردم هزاره
| نام گونه | توضیحات | ویژگیها و نکات | منابع |
|---|---|---|---|
| لالایی (لُلَّی) | ترانهای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز میخوانند. | محتوای آن حکایت از جنگهای آینده و درد و رنج دارد؛ گاهی آرزوهای آینده را برای کودک ترسیم میکند. | [۱۰۳][۱۰۴] |
| مخته (مویه) | ترانهای در سوگواریها که از ویژگیهای روحی و جسمانی قهرمان حکایت دارد. | اشعار بداهه است و بهطور معمول با نام افراد (مانند فیضمحمد، غلامحسن) همراه است. در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده میشد، اما امروزه مردان با دمبوره اجرا میکنند. | [۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] |
| آخُوچِی | ترانهای در مراسم خواستگاری که بهصورت پرسش و پاسخ توسط مادر داماد و عروس اجرا میشود. | نوعی رقص در عروسی توسط دختران جوان با همراهی دایره و واژههای موزون بیمفهوم مانند «آخوتو، آخوچی» اجرا میشود. | - |
| اَلخُومپُوفی | رقص و آوازخوانی در جشن عروسی که زنان با نشستن و برخاستن اجرا میکنند. | اجراکنندگان با تکان دادن گوشهٔ چادر یا دستمال و تولید صدای «پوف پوف» با لبها، آواز میخوانند. | - |
| غُمبُر | آوای زنانه هنگام رسیدن عروس و داماد، همراه با پاشیدن گندم و سبزی. | دو خانم از نزدیکان داماد، این آوا را همراه با رقص اجرا میکنند. | - |
| پِیشپُو | ترانهٔ بانوان با پایکوبی که هنگام ورود عروس به خرگاه زنانه خوانده میشود. | بانوان با گرفتن دو گوشهٔ چادر و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما...» را میخوانند. | [۱۰۸] |
| دَیدُو/ دُویِی | قدیمیترین روش آوازخوانی، بدون ساز و بهصورت تکصدا یا دوتایی. | شامل محتوای عاشقانه، نیایشی، منقبتخوانی و داستانی (شاهنامه، مثنوی) است. دوییگران نیایشی را مداح میگویند. امروزه رو به فراموشی است. | [۱۰۹][۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲] |
| بُولبِی | سرودن عاشقانه که بر روی دوبیتی در مناطق مختلف هزارهنشین اجرا میشود. | امروزه تکصدا خوانده میشود، اما در گذشته دو سرایندهٔ دیگر همراهی میکردند. با دمبوره بهصورت فردی و گروهی اجرا میشود. | [۱۱۳][۱۱۴] |
| موسیقی مقاومت | سرآغاز آن در دههٔ هفتاد قرن ۲۰م با سرور سرخوش برای بیداری سیاسی و بیان رنج تاریخی. | با هجوم شوروی، جنبهٔ ایستادگی آشکارتر شد و آهنگهای آن «انقلابی» نام گرفت. داوود سرخوش این مسیر را در مهاجرت ادامه داد. | [۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷] |
| موسیقی مهاجرت | تجلیگر رنج ناشی از راندهشدن از زادگاه و غصب سرزمین. | احساس تلخی دوری از وطن و چالشهای مهاجران را روایت میکند. ترانهٔ «سرزمین» از داوود سرخوش نمونهای از آن است. | [۱۱۸] |
| موسیقی جدید | تلفیق موسیقی محلی با موسیقی کشورهای همسایه و غربی توسط نسل جدید. | بهجای ابزار محلی، از ابزار موسیقی مدرن، هندی، ایرانی و تاجیکستانی استفاده میشود. | [۱۱۹] |
آداب و رسوم
جشنهای مذهبی: عید فطر، عید قربان، عید غدیر و عید مردگان؛[۱۲۰][۱۲۱]
جشنهای ملی: جشن نوروز، چهارشنبهسوری؛[۱۲۲]

ازدواج: آیین ازدواج با خواستگاری، نامزدی، پرداخت شیربها و جشن عروسی (طوی) همراه است. انواع ازدواج شامل مبادلهای (سرآلیش)، ازدواج با زنبرادر متوفی و ازدواج قبیلهای است. چندهمسری بهندرت رواج دارد.[۱۲۳][۱۲۴]
طلاق: بر اساس فقه اسلامی انجام میشود، اما زنان بهدلیل نگاه منفی جامعه و وابستگی اقتصادی، کمتر از این حق استفاده میکنند.[۱۲۵]
سوگواری: آیینهای عزاداری در ایام محرم، صفر و اربعین حسینی با برگزاری مجالس در حسینیهها و تکایا، نذردادن و توزیع غذا همراه است.[۱۲۶]
رسانهها و مراکز علمی

در دورهٔ جمهوری اسلامی، رسانههای اختصاصی هزارهها مانند تلویزیون نگاه، تمدن، راهفردا و کوثر و نیز رادیوهای راهفردا، نگاه، بامیان، دایکندی و جاغوری فعالیت داشتند که با روی کار آمدن طالبان با محدودیت مواجه شدند.[۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹]
مراکز علمی تأسیسشده توسط هزارهها شامل دانشگاههای کاتب، ابنسینا، خاتمالنبیین، گوهرشاد، غرجستان، رابعه بلخی، رهنورد (مزارشریف)، بامیان و مؤسسات تحصیلات عالی علامه، ابوریحان، بامیکا و ناصرخسرو است.[۱۳۰]
بازیهای محلی

بازیهای هزارهها گنجینهای از فرهنگ، هنر و هویت جمعی است که بیشتر گروهی و مبتنی بر ابزارهای ساده مانند سنگ و چوب است، در فضای باز اجرا میشود و نیاز به تحرک بدنی بالایی دارد. بسیاری از این بازیها بر پایهٔ رقابت و مسابقه طراحی شده است و قوانین مشخصی دارد. در هر یک از این بازیها، لایههای عمیقی از فلسفهٔ زندگی، ارتباط با طبیعت و نظام اجتماعی مردم هزاره قابل مشاهده است. بازیهای هزارگی اغلب با آواز، شعر و حرکات موزون همراه است. یافتههای باستانشناسی نشان میدهد که این بازیها قدمتی به درازای تاریخ این سرزمین دارد؛ نقوش بر روی سفالهای مناطق بامیان و جاغوری صحنههایی از بازیهای گروهی را به تصویر کشیده است که شباهت نزدیکی با بازیهای امروزی دارد.[۱۳۱] معروفترین بازیهای مردمان هزاره عبارت است از:توپبازی، تاشهبازی، گرگ و گوسپند، سنگچوقو، چم تشکی، قطار، هشتخین، لنگی پشتی (کشتی)، چارمغز، ترکی، چو، پشتی، تشکی، سهپرش، کولهدبه، تشلهبازی، هفتسنگ، ارسنی، طنابکشی، شاهدزد، سوختم، چمپوتک، شیر و بز، دستمالپشتی، تق و جفت، بیریبیری، خالهبازی، نوور، خانهخانه، بجول، نشانهزنی، خر بیار خروار ببر، جناغبازی، سنگیرک، دایرهبازی، سنگاندازی، کورمشت، علمبازی، سرگرگی، تیروکمان، چرخچرخ، حیوانبازی، چارقدم، پیرگبازی، گوشخر، زنبورآسی، آکو باکو، اوچیرتک[۱۳۲] و لخشک روی سرجه.[۱۳۳]

پوشاک سنتی
پوشاک مردان: شامل پیراهن بلند و گشاد، شلوار گشاد با ایزاربند، جلیقه/واسکت و برک (از پشم بره) است. برک دارای خاصیت گرمابخشی و درمانی است و کلاه نمدی، عمامه یا دستار از سرپوشهای آنان است.[۱۳۴][۱۳۵]
پوشاک زنان: شامل پیراهن بلند (پیرو) با یقهٔ بسته و آستینهای گشاد، دامن چندلایه، جلیقه (وسکت) با تزئینات سکهای، سرپوشهای سنتی (سَرغُوچ، چارقد، دستمال کلاغیرنگ) و زیورآلات نقرهای (پیکی، طوق، بالی، انگشتر، گوشواره) است. تفاوت پوشش زنان مسن با جوانان در رنگ و طرح و تفاوت پوشش روزمره با مراسم خاص قابل مشاهده است.[۱۳۶]
روز فرهنگ هزارگی

۲۹ اردیبهشت، بهمنظور پاسداشت هویت فرهنگی و تاریخی قوم هزاره، بهعنوان روز فرهنگ هزارگی نامگذاری شده است.[۱۳۷]
معیشت
هزارهها از ۳۰۰ سال قبل از میلاد تا سال ۷۲۴ میلادی بهدلیل زندگی در کنار خط تجاری راه ابریشم بیشتر به تجارت یا خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مشغول بودند[۱۳۸] و صنعتکاران برجستهای داشتند.[۱۳۹] در دورهٔ غزنویان و غوریان که مناطق هزارهنشین، غرجستان نامیده میشد، تجارت از رونق افتاد و در مرحلهٔ بعد از کشاورزی و دامداری قرار گرفت. با حملهٔ مغول، اقتصاد مردم هزاره سقوط کرد. پس از آن تا شکست قیام هزارهها در برابر عبدالرحمان، جنگهای داخلی و خارجی، موقعیت جغرافیایی، قطع ارتباط با دنیای بیرون و سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره، موجب شد فعالیتهای اقتصادی مردم هزاره محدود به کشاورزی، دامداری و صنایع سنتی، در حد نیاز محلی و امرار معیشت شود. پس از شکست قیام در ۱۸۹۳م که به قتلعام، بردگی و آوارگی این مردم انجامید، بخش عظیمی از زمینهای کشاورزی و علفچرهای آنها غصب شد.[۱۴۰] پس از کودتای ۱۹۷۸م جهاد و مهاجرت در اشتغال و معیشت مردم هزاره تغییراتی بهوجود آورد، چنانچه پس از به وجودآمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۳۸۱ش و برگشت مهاجرین تحصیلکردهٔ هزاره و همچنین خشکسالیهای دوامدار، مشاغل سنتی هزارهها از رونق بازماند و مردم هزاره در پی فرصتهای جدید برآمدند؛[۱۴۱] اما پژوهشها نشان میدهند که هنوز در برخی مناطق هزارهنشین، ۸۶درصد فعالیت اقتصادی را کشاورزی و باغداری تشکیل میدهد.[۱۴۲]
کار در فرهنگ هزارهها
ضربالمثلهای عامیانهٔ این مردم مانند «ازره روزی خوره از سنگ پیدا مونه» (هزاره روزی خود را از سنگ پیدا میکند)، بیانگر جایگاه کار است.[۱۴۳] در فرهنگ هزاره، کار نوعی عبادت و بیکاری، گناه محسوب میشود. ضربالمثل «از آدم بیکار خدا بیزار» نشان این تلقی است.[۱۴۴] این ویژگی سبب شده که اقتصاد مردم هزاره چند بار از مرحلهٔ نابودی، دوباره ترمیم و سر پا شود. مردم هزاره تلاش میکنند که کودکان خود را پرکار تربیت کنند.[۱۴۵] محیط کاری مردم هزاره بهطور معمول خانوادگی است؛ زن، مرد و کودکان خانواده بهطور معمول در کارهای کشاورزی و دامداری سهم دارند.[۱۴۶] در گذشته تلاش بر این بود که کودکان در کنار خانواده به شغل پدری مشغول باشند،[۱۴۷] اما پس از تغییر نظام اجتماعی و تحول در اشتغال مردم هزاره بهویژه سالهای اخیر، فرزندان هزاره تلاش میکنند در جایی کار کنند که در کنار کسب درآمد، حرفهای نیز بیاموزند.[۱۴۸]
کشاورزی قوم هزاره
در گذشته زمینهای کشاورزی در اختیار فئودالهای هزاره بوده و کشاورزان طبق سنت، روی زمین آنها کار میکردند. اما بعد از تغییر نظام اجتماعی در میان هزارهها، بهرغم کمبود زمینهای کشاورزی و محرومیت شدید، این مردم شناخت خوبی از زمینهای خود پیدا کرده و بهبهترین شکل از آن استفاده میکنند.[۱۴۹]
کشاورزان هزاره تا قبل از ۱۳۸۱ش از روش و ابزار سنتی استفاده میکردند. قُلبه (شخم) و خرمنکوبی بهوسیلهٔ گاو و گاهی الاغ انجام میشد. دِرو توسط انسان و جداکردن دانه از کاه از طریق غربال صورت میگرفت و در تمام فرایند کشاورزی هزارهها، نیروی انسانی (زن و مرد) نقش عمده را داشتند،[۱۵۰] اما در سالهای اخیر ابزارهای ماشینی وارد کشاورزی مردم هزاره شده که بهدلیل کمبود زمین، آن را بهصرفه نمیدانند.[۱۵۱] تحقیقات نشان میدهد که از سال ۱۳۸۱ش به بعد، مردم منطقه و برخی از مؤسسات تلاش کردند که کشاورزی مدرن را در منطقه رایج کنند.[۱۵۲]
در مناطق هزارهها دو نوع زمین کشاورزی وجود دارد؛ للمی (دیم) که در زمین خشک شخم زده میشود و با آب برف و باران محصول میدهد و زمین آبی که منبع مشخص آب مانند رودخانه، کاریز و چشمه، دارد.[۱۵۳] بیشتر کشاورزی مردم هزاره تکفصل است که در فصل خزان، ماههای میزان و عقرب (مهر و آبان) و فصل بهار ماههای حمل و ثور (فروردین و اردیبهشت) کاشته میشود ولی برداشت آن بستگی به اقلیم و نوع محصول دارد.[۱۵۴]
محصولات کشاورزی هزاره را گندم، جو، جواری (ذرت)، مُشُنگ (نخودفرنگی)، عدس، باقُلی، کُلول (ماشک)، شَخَل و رِشقه (یونجه) تشکیل میدهد، اما در یک قرن اخیر سبزیجات و میوههایی چون زردک (هویج)، شلغم، کچالو (سیبزمینی)، بادرنگ (خیار)، بادنجان رومی (گوجه)، پیاز، خربزه و تربز (هندوانه) وارد کشاورزی مردم هزاره شده است. همچنین کشاورزان هزاره، گیاهان روغنی مانند شَرشَم (شلغم روغنی)، مسور (کاجره) و کُنجد که بیشتر روغن آنها برای روشن کردن چراغ استفاده میشد، میکاشتند. گفته میشود که در برخی مناطق گرمتر هزارهها برنج نیز میکارند.[۱۵۵] امروزه در مناطق هزارهنشین سبزیجات کلم، گلپی (گلکلم) کاهو، مرچ (فلفل)، گندنه (تره)، ملی (تربچه)[۱۵۶] و تنباکو کاشته میشود.[۱۵۷] در سالهای اخیر تولید سبزیجات گلخانهای میان هزارهها رایج شده که تعداد زیادی از زنان و مردان به آن اشتغال دارند.[۱۵۸]
باغداری
در گذشته مردم هزاره بیشتر درختان غیرمثمر در اطراف نهرها و جویبارها میکاشتند که از چوب آن برای سوخت، ساخت سازههای چوبی و گاهی فروش استفاده میکردند. این مردم در مناطق گرمسیر درخت انگور، انار، مالته (پرتقال)، انجیر، چهارمغز (گردو) بهصورت سنتی میکاشتند؛[۱۵۹] اما امروزه باغداری مدرن در بیشتر مناطق رایج شده و در اکثر مناطق سیب، انواع زردآلو، بادام، شفتالو (هلو)، آلو، ناک (گلابی) و انواع توت، کاشته میشود و شهرت بالایی دارد. تحقیقات نشان میدهد که امروزه اکثر معیشت مردم ولایت دایکندی (استان هزارهنشین) به محصولات بادام وابسته است.[۱۶۰]
دامداری در هزارجات
پژوهشگران معتقدند که تا قبل از ۱۸۹۰م، دامداری یکی از منابع عمدهٔ درآمد اقتصادی مردم هزاره بود. در آن دوران فئودالهای دایزنگی و یکهاولنگ بیش از ۶۹۰۰۰ رأس اسب برای سوارهنظام خود داشتند. هرچند امروزه نیز دامداری یک منبع درآمد این مردم است، اما رونق گذشته را ندارد. مردم هزاره حیواناتی مانند گوسفند، بز، گاو و شتر را برای بهرهوری از گوشت، پشم، پوست و شیر آن نگهداری میکنند. از نظر کارشناسان، از گذشته تا امروز مناطق هزارهنشین عمدهترین منطقهٔ تأمینکنندهٔ گوشت و روغن حیوانی مانند روغن زرد (حرارتدادن کره) و روغن دنبه (آبکردن دنبهٔ گوسفند) در افغانستان است. در گذشته مردم هزاره بیشترین و مرغوبترین چرم را تولید میکردند. دوغ و کشک مناطق هزارهنشین که در زبان محلی ارچی و قُروت گفته میشود، در افغانستان شهرتی خاص دارد. مردم هزاره از اسب، الاغ، قاطر، شتر[۱۶۱] و گاو نر برای سوارکاری، حملونقل و انجام کارهای کشاورزی استفاده میکنند. در گذشته در مناطق هزاره علاوهبر آسیابهای آبی و بادی، آسیابهایی وجود داشت که توسط شتر، قاطر، الاغ و گاو میچرخید.[۱۶۲] بر اساس آماری که از سوی وزارت اقتصاد ارائه شده، امروزه ۳۶درصد فعالیت اقتصادی ولایت بامیان را دامداری پوشش میدهد. در مناطق هزارهنشین بهدلیل زمستان طولانی، دامداری کار دشواری است. مردم هزاره در فصلهای بهار و تابستان دامهای خود را به چراگاهها میبرند؛ اما برای تغذیهٔ زمستان آنها، گیاهان کوهی اطراف جویبارها و چمنزارها را گردآوری کرده و بعد از خشکشدن، همراه با کاه محصولات کشاورزی، ذخیره میکنند.[۱۶۳]
مرغداری و زنبورداری
در دو دههٔ گذشته، صنعت مرغداری در میان هزارهها رواج یافته و طبق گزارشها در سالهای اخیر ولایت بامیان در تولید مرغ گوشتی به خودکفایی نزدیک شده است.[۱۶۴] در این بخش زنان با همکاری مؤسسات بینالمللی و نهادهای دولتی سهم قابل ملاحظهای دارند.[۱۶۵] یکی از مشاغل جدیدی که زن و مرد هزاره به آن اشتغال دارند، زنبورداری است. عسل این مناطق با توجه به جغرافیای کوهستانی و تنوع گیاهی، از کیفیت بالایی برخوردار است.[۱۶۶]
معدنکاری در هزارجات
بر اساس تحقیقات، در قرن نوزدهم میلادی، مردم هزاره سنگ آهن و گوگرد را بهشکل ابتدایی استخراج کرده و برای نیازهای محلی، ابزار کار و اسلحه میساختند و همیشه تلاش میکردند که از دید دیگران مخفی بماند. در مناطق هزارهنشین معادن بزرگ زغالسنگ وجود دارد. از نظر کارشناسان، افغانستان برای تولید زغالسنگ (دومین صنعت بزرگ کشور) به مناطق هزاره وابسته است.[۱۶۷] امروزه تعداد زیادی از این مردم به استخراج، غربال، بارگیری و حملونقل زغالسنگ مشغول هستند. طبق گزارشها معدنچیان، روزانه ۱۲ تا ۱۵ ساعت در تونلهای خطرناک و بدون وسایل ایمنی و فنی مشغول به کارند.[۱۶۸] بر اساس گزارشها در برخی مناطق هزارهنشین مواد ساختمانی مانند سنگ و ریگ جغل (شن) نیز استخراج میشود.[۱۶۹]
تجارت در قوم هزاره
تحقیقات نشان میدهد که در دورهٔ بربرستان مردم این مناطق بیشتر به کار تجارتی و خدماترسانی به کاروانهای تجارتی مانند فروش و کرایهدادن مرکبهای بارکش، محل اقامت (کاروانسرا)، تهیهٔ علوفه و غذا، تأمین نیروی امنیتی، پاسداری و راهنما، اشتغال داشتند.[۱۷۰] اما پس از این دوره، تجارت رونق خود را از دست میدهد و تنها هزارههایی به معاملات تجارتی میپرداختند که در مسیر کاروانهای تجارتی یا در مرزهای مناطق هزارهنشین حضور داشتند. مبادلات مردم هزاره کالا در مقابل کالا بود. از نظر کارشناسان مردم هزاره تولید اضافی را فقط بهمنظور تهیهٔ ضرورتهای زندگی انجام میدادند و از این جهت به تجارت احساس نیاز نمیکردند.
طبق پژوهشهای انجامشده، در اواخر قرن ۱۹م، قیمت تمام کالاهای وارداتی مناطق هزارهها در یکسال بیشتر از ۱۰هزار روپیهٔ (واحد پول افغانی) نمیشد. تاجران هزاره، حیوانات، فرآوردههای حیوانی و دستبافتهای هزارگی را به شهرهای کابل، قندهار، غزنی، هرات، بلخ و قندوز و گاهی به خارج از افغانستان امروزی (خراسان و جنوب آسیای مرکزی) میبردند و در عوض، پخته (پنبه)، نمک، برنج اعلی، چای، بوره (شکر)، ابریشم، کاغذ، اسب، حبوبات و روغن نباتی میگرفتند. تاجران ایران، هندوستان و آسیای مرکزی و دیگر شهرهای افغانستان که وارد قلمرو هزارهها میشدند، نخ، سوزن، وسایل آرایشی و زیورآلات زنانه، تنباکو، اسلحه، پارچههای پنبهای و ابزار کشاورزی میآوردند.
از نظر پژوهشگران بیشتر تجارت مناطق هزاره به دست دیگران بود و معدود تاجر هزاره، اشخاصی بودند که بهقصد سیاحت یا تجارت به کشورهای دیگر رفته و در آنجا مجبور میشدند که به تاجر تابع و کممایه تبدیل شوند.[۱۷۱] امروزه حضور خردهتاجران هزاره در شهرهای کوچک و بزرگ افغانستان پررنگتر از گذشته است، اما در عرصهٔ تجارت کلان نسبت به هر گروه قومی دیگر، حضوری کمرنگ دارند.[۱۷۲]
بخش دیگر دادوستد مردم هزاره با صحرانشینان کوچی بود که با استفاده از زور، محصول زراعتی هزاره را با قیمت اندک پیشخرید میکردند و در صورت عدم تهیهٔ محصول، انسان هزاره مجبور به پرداخت قیمت بازار (چندبرابر قیمت پرداختی) میشد. در صورت عدمتوانایی، این محاسبهٔ ناعادلانه تداوم پیدا میکرد تا این که دامها و زمین کشاورزی آنها را تصاحب میکردند.[۱۷۳]
شغلهای شهری و رسمی قوم هزاره
پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان، هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، خیاطی، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.[۱۷۴] حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛[۱۷۵] اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیلکردهٔ هزاره با مؤسسات بینالمللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.[۱۷۶]
صنایع دستی قوم هزاره
زنان نقش مهمی در تولید و حفظ صنایع دستی قوم هزاره دارند. طرحهای منحصربهفرد این صنایع، بازتابدهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزارهها است که برای گردشگران جذابیت ویژهای دارد. امروزه بهدلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.[۱۷۷] صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزارهها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی بهویژه آهنگری در میان هزارهها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در دورهٔ امانالله نیز فشارها ادامه یافت و هزارهها مجبور به بازگشت به تولیدات ابتدایی شدند.[۱۷۸] در دو دههٔ اخیر، ورود کالاهای وارداتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از این صنایع را به حاشیه رانده است.[۱۷۹]
- سوزندوزی: زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.[۱۸۰] آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی و همچنین آیینهکاری، تاپهدوزی و سکهدوزی میشود. از این هنر برای تزئین لباسهای مردانه و زنانه، وسایل خانه مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین هدایای مراسم عروسی استفاده میشود. طرحهای سوزندوزی هزارهها شامل نقوش هندسی، گلها، طبیعت و گاهی حیوانات است که بهصورت تخیلی و بر اساس سلیقهٔ شخصی ایجاد میشوند. زنان هزاره علاوهبر تولید برای مصرف شخصی، این محصولات را برای فروش و کسب درآمد نیز تولید میکنند.[۱۸۱]
- بافندگی: مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی، فراوردههای مختلفی چون قالی، گلیم، پارچه، جوال، خورجین، جوراب، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و برک از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.[۱۸۲] کرباس نوعی دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.[۱۸۳] هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزئین میکنند.[۱۸۴]
- حصیربافی: ساخت سبدهای مقاوم از شاخهٔ درختان و نیهای حصیری به نام چیغ از دیگر هنرهای دستی این قوم است.[۱۸۵]
- زرگری: زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و طلا مانند انگشتر، گردنبند، دستبند و آویزهای زینتی میشود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگهای قیمتی برای تزئین آثار خود استفاده میکنند. این زیورآلات بهویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژهای دارند.[۱۸۶]
- آهنگری: در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با حکاکی و تزئین همراه بود.[۱۸۷]
- چرمگری: چرمگری از صنایع مهم هزارهها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوشهای چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حالحاضر نیز دمپاییهای سنتی مانند چپلی کیروبَن (ترکیب چرم و لاستیک) و کِیرُو (با کف چوبی و بند چرمی)، میان مردم محبوبیت دارد.[۱۸۸] از چرم برای ساخت پوستین (کاپشن گرم از پوست حیوانات)، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک (ظرف نگهداری دوغ) استفاده میشود.[۱۸۹]
- سفالگری: در سفالگری هزارهها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه میسازند. پس از آمادهسازی و خشکشدن، این ظروف در کورههای محلی بهنام پاجَم/پَجَم، پخته میشوند. این فرایند سنتی نشاندهندهٔ تخصص و ظرافت کار هنرمندان هزاره است.[۱۹۰]
- مسگری: مسگری یکی از صنایع دستی هزارهها است که با استفاده از وسایل سنتی، ظروفی مانند دیگ، چایجوش، پیاله و دیگر انواع ظرفها تولید میکنند. مسگران از مس استخراجشده از معادن محلی استفاده کرده و سطح محصولات را با قلائی، معروف به سفیدکاری، پوشش میدهند.
- نجاری: نجاری نیز از دیگر صنایع دستی هزارهها محسوب میشود که نجاران با ابزارهای سنتی، محصولات چوبی مانند اُرسی (پنجره)، دروازه، صندوق و وسایل تزئینی میسازند. نجارهای هزاره آثار خود را با کندهکاری و نقاشی تزئین کرده و چوبهای مورد نیاز را از درختان محلی تهیه میکنند.[۱۹۱]
چالشهای اقتصادی قوم هزاره
شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور کوچیها،[۱۹۲] تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و شیعه،[۱۹۳] زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین هستند.[۱۹۴]
به نظر کارشناسان برنامهریزی دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد آسیبپذیر بهویژه زنان به اشتغال،[۱۹۵] جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،[۱۹۶] رشد صنعت گردشگری و توسعهٔ پایدار میشود.[۱۹۷]
قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها
تاریخ روابط هزارهها با حکومتهای مرکزی افغانستان نشاندهندهٔ دورهای از خودمختاری نسبی تا سرکوب سازمانیافته است. پیش از حکومت عبدالرحمان، مناطق هزارهنشین تحت نظام ملوکالطوایفی اداره میشد و از استقلال داخلی برخوردار بود، اگرچه احمدشاه درانی و جانشینان وی بارها تلاش ناموفقی برای فتح این مناطق انجام دادند. با تثبیت قدرت عبدالرحمان، سیاستهای سرکوبگرانهای شامل نظام مالیاتی ظالمانه مانند گرفتن نیمی از محصولات کشاورزی، مالیات بر دامداری و صنایع و حتی مالیات سرانه، محدودیتهای شغلی و ممنوعیت تصدی مناصب دولتی برای هزارهها اعمال شد. این دوره همچنین شاهد توهین به مقدسات مذهبی هزارهها، تحمیل فقه حنفی و محرومیت گستردهٔ آنها از حقوق سیاسی و اجتماعی بود. چنین شرایطی بهتدریج موجب شکلگیری قیام و جنبشهای اعتراضی شد که ریشه در ستم روزافزن مالیاتی، تبعیض مذهبی و محرومیت از حقوق اساسی داشت و در نهایت به ایجاد جنبش سیاسی و مقاومت هزارهها در چند مرحلهٔ تاریخی منجر شد.[۱۹۸]
مراحل تاریخی قیامها وجنبشهای اجتماعی هزارهها
مرحله اول؛ قیام هزارههای شیخعلی
جنبش هزارههای شیخعلی به دههٔ ۱۸۸۰م بازمیگردد. این حرکت اعتراضی در ابتدا ماهیتی خودجوش داشت و فاقد سازماندهی منسجمی بود و تنها در منطقهٔ شیخعلی از ساختاری بهنسبت منظم برخوردار بود. ساکنان درهٔ غوربند که بهطور عمده از هزارههای شیخعلی تشکیل میشدند، تا پیش از سالهای ۱۸۸۱–۱۸۸۲م علاوهبر تأمین امنیت منطقه، در مواقع ضروری نیروهای مسلح و تجهیزات در اختیار دولت مرکزی قرار میدادند. تنشها زمانی آغاز شد که دولت مرکزی برای اثبات وفاداری مردم، رهبران محلی از جمله سیدجعفر را بهعنوان گروگان به کابل منتقل کرد. این اقدام به همراه اختلافات فرقهای بین شیعیان و سنیهای منطقه و سیاستهای سرکوبگرانهٔ عبدالله خان، حاکم محلی، موجب شعلهورشدن نارضایتیها شد. در ۱۸۸۸م با بهرهگیری از اختلافات داخلی اسحاقخان با عبدالرحمان، برخی قبایل شیخعلی دست به قیام زدند، اما این حرکت بهدلیل تفرقهافکنیهای حکومت و مجازاتهای جمعی بهسرعت سرکوب شد. پیامد این قیام مردمی اعدام ۲۳ تن از رهبران، تبعید بسیاری از ساکنان و اسکان کوچیهای پشتون در منطقه بود.[۱۹۹] اگرچه جنبش شیخعلی نتوانست به اهداف خود دست یابد، اما بهمثابهٔ نخستین مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در برابر حکومت عبدالرحمان، الهامبخش حرکتهای بعدی شد.[۲۰۰]
مرحله دوم؛ قیام عمومی هزارهها (دهه ۱۸۹۰ میلادی)
- اشغال نظامی و سیاستهای سرکوبگرانه: عبدالرحمان خان در فاصلهٔ سالهای ۱۸۸۰م تا ۱۸۹۱م موفق به اشغال مناطق مستقل هزارهجات شد. این پیروزیها بیشتر بهدلیل ظلم فئودالهای محلی و نارضایتی عمومی هزارهها حاصل شد، نه بهدلیل قدرت نظامی حکومت مرکزی. با این حال، هزارهها به زودی دریافتند که حکومت جدید نهتنها از ستم فئودالها نکاسته، بلکه خود به عامل جدیدی برای سرکوب تبدیل شده است. سیاستهای عبدالرحمان شامل خلع سلاح گسترده، تبعید رهبران مذهبی و سیاسی و جایگزینی حاکمان پشتون (از جمله عبدالقدوس خان) بود. فرایند خلع سلاح با خشونتهای نظامی همراه شد و به بهانهٔ جمعآوری اسلحه، مردم مورد شکنجههای بیرحمانه از جمله داغکردن با سنگهای داغ، کشیدن با اسب و حملهٔ سگهای گرسنه قرار گرفتند.
- تشکیل جنبش مقاومت و اتحاد تاریخی: در واکنش به این سرکوبها، جنبش مقاومت هزارهها در ۱۸۹۲م شکل گرفت. میرمحمد عظیمبیگ، از فرماندهان پیشین حکومتی، به صفوف معترضان پیوست و با تشکیل جرگه اوقول، اتحاد بیسابقهای بین طوایف هزاره ایجاد کرد. این اتحاد منجر به تصرف مناطق استراتژیک، فرار مأموران دولتی و پیوستن سربازان هزاره در ارتش حکومت به معترضان شد. مقاومت هزارهها چنان مؤثر بود که نیروهای حکومتی را به عقبنشینی واداشت و حتی پایتخت را بهطور موقت به پغمان منتقل کردند. عبدالرحمان که از شکستهای نظامی ناامید شده بود، به سیاستهای مذهبی متوسل شد و با صدور فتواهای تکفیر از علمای اهلسنت، جنگ را به جهاد مقدس علیه هزارهها تبدیل کرد. این فتواها کوچیهای پشتون را برای تصرف زمینهای هزارهجات تحریک کرد و موجی از خشونتهای فرقهای را به راه انداخت.
- پایان مقاومت و پیامدهای آن: با وجود مقاومت شدید، هزارهها بهدلیل کمبود منابع، قحطی و اختلافات داخلی مجبور به مذاکره شدند. در ۱۸۹۳م نمایندگان هزاره با عبدالرحمان صلح کردند، اما جامعهٔ هزاره به سه گروه تقسیم شد: متعهدین به حکومت، مهاجران به هند بریتانیایی و مقاومتکنندگان تا پای جان. شکست نهایی جنبش ناشی از عوامل متعددی بود، از جمله؛ نبود رهبری متمرکز، برتری نظامی حکومت با حمایت بریتانیا و اختلافات قبیلهای. این مرحله از جنبش، برخلاف قیام محدود شیخعلی با هدف سرنگونی حکومت مرکزی بود که توانست حمایت گروههای دیگر از جمله ازبکهای میمنه را جلب کند. اگرچه جنبش شکست خورد، اما پایهای برای مقاومتهای بعدی شد.[۲۰۱]
مرحلهٔ سوم؛ قیام گاوسوار
قیام موسوم به گاوسوار، بهعنوان سومین مرحله از مقاومت هزارهها در برابر ستم سیستماتیک حکومت کابل شکل گرفت. عامل اصلی این قیام، تحمیل مالیاتهای سنگین، بهویژه مالیات روغن حیوانی، بر جامعهٔ هزاره بود که در پی کمبود روغن نباتی و فساد اداری، بهجای تأمین منابع جایگزین، به مردم این قوم تحمیل شد. بر اساس قوانین دولتی، مردم موظف بودند در برابر هر رأس دام، مقدار مشخصی روغن زرد پرداخت کنند، اما مأموران با بهانهٔ ضایعات حملونقل، مقادیر بیشتری میگرفتند. این سیاست همراه با مالیاتهای دیگر نظیر خسبری (مالیات بر زمینهای کشاورزی)، شاخپولی (مالیات بر حیوانات)، گندمگُدام (نوعی مالیات سراسری)، کلهپولی (مالیات بر انسان)، سرچربی بیبی و ملکه (نوعی مالیات برای مصارف خانواده شاهی) و کوچی، فشار اقتصادی بیسابقهای بر هزارهها وارد ساخت و موجبات فرار بسیاری از روستاها را فراهم آورد.[۲۰۲]
ابراهیم گاوسوار با مشاهدهٔ این ستمها، ابتدا از طریق شکایت به مراجع حکومتی اقدام کرد، اما با بیتوجهی و زندان مواجه شد. وی سپس با سازماندهی مقاومت مسلحانه، به قلعهٔ نظامی القان، حمله و دولت را وادار به مذاکره کرد. حکومت مرکزی با ترس از گسترش قیام، با وعدههایی نظیر لغو مالیات، ساخت مدارس و کلینیکها و برکناری محمدهاشم خان (نخستوزیر وقت)، بهطور موقت تن به مصالحه داد. اگرچه قیام گاوسوار به ظاهر پایان یافت، اما زمینهٔ همگرایی گستردهتر میان گروههای عدالتخواه، از جمله تلاشهای بعدی سیداسماعیل بلخی و متحدان وی را فراهم ساخت.[۲۰۳]
مرحلهٔ چهارم؛ مقاومت و جهاد هزارهها (دههٔ ۱۹۷۰ میلادی)
با رویکار آمدن حکومت حزب دموکراتیک خلق و برچیده شدن جمهوریت داوودخان، اصلاحات سریعی اجرا شد که با مخالفت مردم روبهرو شد. ترس از تضعیف اسلام و برخورد خشونتآمیز حکومت با معترضان، بهویژه علیه اقلیتهای قومی و مذهبی مانند هزارهها، موجب تشدید ناآرامیها شد. هزارهها که سالها تحت ستم حاکمان پشتون بودند، این بار نیز هدف سرکوب قرار گرفتند.
قیامهای مردمی تحت عنوان جهاد
نخستین قیام سازمانیافته علیه حکومت وقت در ۲۷ بهمن/ دلو ۱۳۵۷ از سوی هزارهها در درهصوف یکی از ولسوالیهای سمنگان با تصرف معادن زغالسنگ آغاز شد. نیروهای حکومتی با خشونت تمام با مردم درهصوف به مقابله پرداختند و طی ۱۰روز درگیری، شمار زیادی از غیرنظامیان قتلعام شدند. این قیام به مناطق دیگر شمال افغانستان از جمله دهن غوری، جنگل اوغلی، شولگره، پشتبند و چهارکنت گسترش یافت و و کمکم به خیزش سراسری تبدیل شد. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ش، مردم دایکندی نیز به پا خاستند. تا ۱۹۸۲م، بیشتر مناطق هزارهجات بهجز مرکز بامیان آزاد شد و تحت کنترل مجاهدین محلی قرار گرفت. بهمنظور رهبری قیامها و ادارهٔ مناطق آزاد شده، شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان، تشکیل شد. در این مقطع اعتراضات شهری نیز گسترش یافت؛ از جمله تظاهرات خونین ۳ حوت ۱۳۵۸ش هزارهها و شیعیان در کابل که یکی از بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی بود.[۲۰۴]
دستاوردهای جهاد هزارهها
حضور هزارهها در جهاد موجب افزایش آگاهی سیاسی و اجتماعی هزارهها شد و مفاهیمی مانند هویت قومی، خودمختاری، عدالت اجتماعی و استقلال افغانستان را تقویت کرد. همچنین، ساختارهای سنتی قبیلهای جای خود را به نهادهای مدرنتر مانند احزاب و سازمانهای سیاسی داد. حکومت حزب دموکراتیک خلق و مخصوصاً در زمان حکومت شاخه پرچم، برخلاف گذشته، با حذف برخی تبعیضهای قومی و مذهبی، فرصتهایی برای مشارکت هزارهها در عرصههای سیاسی و نظامی فراهم کرد. در ۱۹۸۷م نخستین نشست سراسری هزارهها تشکیل شد که گامی مهم در رسمیتیافتن حقوق این قوم محسوب میشد. هزارهها برای نخستینبار پس از ۲۵۰ سال به مقاماتی مانند نخستوزیری و معاونت دولت، دست یافتند.[۲۰۵]
مرحلهٔ پنجم؛ مقاومت غرب کابل و گفتمان عدالتخواهی (دههٔ ۱۹۹۰ میلادی)
هزارهها در طول تاریخ افغانستان همواره قربانی تبعیضهای قومی و مذهبی بودهاند. پس از سقوط حکومت نجیبالله و تشکیل دولت اسلامی افغانستان توسط مجاهدین، بار دیگر از مشارکت عادلانه در قدرت محروم شدند. این امر موجب شکلگیری گفتمان عدالتخواهی به رهبری عبدالعلی مزاری، دبیرکل حزب وحدت اسلامی شد که خواستار احقاق حقوق سیاسی، اجتماعی و مذهبی هزارهها و شیعیان افغانستان بود.
مقاومت غرب کابل و نقش عبدالعلی مزاری
مقاومت سازمانیافتهٔ هزارهها در غرب کابل (۱۳۷۱–۱۳۷۳ش) نقطهٔ عطفی در تاریخ مبارزات این قوم بود.عبدالعلی مزاری، بهعنوان رهبر کاریزماتیک این جنبش، خواستار رسمیتیافتن مذهب شیعه، تغییر ساختارهای تبعیضآمیز اداری و تقسیمات کشوری و حضور هزارهها در تصمیمگیریها شد.[۲۰۶] وی با استناد به تاریخ پر ستم افغانستان، بهویژه دوران عبدالرحمان، بر ضرورت پایاندادن به ستم سیستماتیک علیه هزارهها تأکید کرد. علاوه بر آن بر مفاهیمی مانند حکومت ملی، اسلامی، عادلانه، حاکمیت مردم،[۲۰۷] وحدت ملی،[۲۰۸] کرامت انسانی، حقوق شهروندی، صلح و امنیت، مدارای اجتماعی، استقلال، نظام فدرال، پذیرش حقوق زنان و اقلیتها در افغانستان، تأکید داشت.[۲۰۹]
مقاومت عدالتخواهی موجب افزایش نقش هزارهها در معادلات سیاسی و الهامبخش نسلهای بعدی برای ادامهٔ مبارزه در راه برابری و آزادی شد. آرمانهای این جنبش از جمله عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم، ادبیات جدید را خلق کرد و تا امروز در افکار عمومی هزارهها زنده مانده و به بخشی از هویت جمعی آنان تبدیل شده است.[۲۱۰]
مرحلهٔ ششم؛ مقاومت در برابر طالبان
در دورهٔ نخست حاکمیت طالبان، مناطق هزارهنشین افغانستان به کانون مقاومت در برابر این گروه تبدیل شد. این مقاومت سازمانیافته که بهطور عمده تحت رهبری حزب وحدت اسلامی صورت میگرفت، در دو جبههٔ اصلی متمرکز بود.
در مناطق مرکزی هزارهجات، بهویژه بامیان بهعنوان مقر اصلی حزب وحدت اسلامی، نیروهای مقاومت با بهرهگیری از موقعیت استراتژیک مناطق کوهستانی، خطوط دفاعی مستحکمی در محور بامیان-یکهولنگ ایجاد کردند. این مقاومت که نزدیک به سه سال بهطول انجامید، با وجود محاصرهٔ اقتصادی و نظامی سنگین طالبان، موفق شد موجودیت سیاسی و نظامی جامعهٔ هزاره را حفظ کند. درگیریهای شدید در مناطق پنجاب، ورس، بهسود و کوهستان، نمونههای بارزی از این پایداری بهشمار میروند.[۲۱۱] بامیان برای بار اول در تاریخ ۲۲ سنبله/ شهریور ۱۳۷۷ش بهدست طالبان سقوط کرد. در تاریخ ۱۹ جدی/ دی ۳۷۹ش طالبان، پس از شکست دادن مجدد نیروهای حزب وحدت اسلامی در بامیان به کشتار جمعی غیرنظامیان در ولسوالی یکهولنگ اقدم کردند. سازمان عفو بینالملل در گزارشی، شمار قربانیان را بیش از ۳۰۰ نفر اعلام کرد.[۲۱۲]
در جبههٔ شمالی، دره صوف سمنگان و بلخاب سرپل به نماد مقاومت و محل استقرار نیروهای حزب وحدت اسلامی تحت فرماندهی محمد محقق تبدیل شد. این منطقه بهعنوان تنها بخش از شمال افغانستان که طالبان هرگز نتوانستند آن را به کنترل کامل درآورند، نقش حیاتی در تجدید قوای جبههٔ مقاومت شمال ایفا کرد.[۲۱۳]
این مقاومت سرسختانه دستاوردهای تاریخی مهمی به همراه داشت. علاوهبر حفظ موجودیت سیاسی جامعهٔ هزاره، هستهٔ اولیهٔ ائتلاف ضد طالبان را تشکیل داد و زیرساختهای لازم برای عملیاتهای بعدی را فراهم آورد.[۲۱۴] پایداری هزارهها در این دوره، مانع اصلی تسلط کامل طالبان بر افغانستان شد و نقش تعیینکنندهای در سقوط نهایی این گروه و شکلگیری نظام سیاسی جدید پس از سال ۲۰۰۱م ایفا کرد و ظرفیتهای سازمانی و رزمی جامعهٔ هزاره را به اثبات رساند و موقعیت آنان را در معادلات سیاسی افغانستان تقویت کرد.[۲۱۵]
مرحلهٔ هفتم؛ جنبش تبسم
بعد از استقرار نظام جمهوری اسلامی افغانستان مبارزات مدنی و سیاسی هزارههای برای احقاق حقوق شهروندی و سیاسی ادامه پیدا کرد و در این میان رخدادهای امنیتی و سیاسی موجب حرکتهای اعتراضی هزارهها در برابر حکومت شد که از میان آنها دو حرکت اعتراضی توجه مردم افغانستان و جامعهٔ جهانی را به خود جلب کرد. این حرکات اعتراضی بهنام جنبش تبسم و جنبش روشنایی معروف شد:
قتل فجیع شکریه تبسم
«شکریه تبسم»، دختربچهٔ بیگناه هزاره، همراه با شش هموطنش در ۷ مهر ۱۳۹۴ش در منطقهٔ رَسنَه از توابع ولسوالی گیلان ولایت غزنی توسط گروهی مسلح ربوده شدند.[۲۱۶] ربایندگان، این هفت نفر را در ۱۶ آبان/ عقرب ۱۳۹۴ش، سربریدند.[۲۱۷] این اقدام، خشم عمومی را برانگیخت و موجی از اعتراضات را در سراسری افغانستان و جهان بهدنبال داشت که به جنبش تبسم معروف شد.
واکنشهای گسترده
مردم افغانستان بهویژه هزارهها در واکنش به این فاجعه، در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش بهصورت خودجوش و میلیونی در خیابانهای کابل و دیگر شهرها تجمع کردند. در کابل، معترضان مسیری بیش از ۱۰کیلومتر از غرب شهر تا دروازههای ارگ ریاست جمهوری را پیاده پیمودند.[۲۱۸] این حرکت، به بزرگترین اعتراض مدنی تاریخ افغانستان تبدیل شد که خواستار عدالت برای قربانیان و پایان بخشیدن به خشونتهای قومی بود.[۲۱۹]
- موضع مقامات: اشرف غنی رئیسجمهور افغانستان با برگزاری جلسهای فوقالعاده، این جنایت را محکوم و وعدهٔ پیگیری جدی داد.[۲۲۰] پارلمان افغانستان نیز با صدور بیانیهای، عاملان این حادثه را دشمن تمام اقوام افغانستان خواند.[۲۲۱] سازمان ملل متحد از طریق دفتر یوناما در کابل، این رویداد را بهعنوان جُرم جنگی محکوم کرد.[۲۲۲]
- بازتابهای فرهنگی و اجتماعی: این واقعه تأثیر عمیقی بر ادبیات و هنر افغانستان گذاشت. شاعران و نویسندگان با خلق آثار متعدد، درد مشترک مردم را به تصویر کشیدند. شعر بشیر رحیمی با مطلع «چگونه شمع برای تو میتوان افروخت» از جمله ماندگارترین این آثار شناخته شده است.[۲۲۳] در فضای مجازی نیز موجی از همبستگی شکل گرفت و تصویر شکریه تبسم به نماد مبارزه با ظلم تبدیل شد. رسانههای داخلی و بینالمللی بهصورت گسترده به این موضوع پرداختند.[۲۲۴]
- یادبود و پیامدها: در روستای پاتوی ولسوالی جاغوری، زادگاه شکریه، بر مزار جانباختگان این حادثه، منار یادبودی با عکس هفت نفر ساخته شد. جنبش تبسم به نمادی پایدار از مظلومیت هزارهها، قدرت اعتراضات مدنی و مطالبهٔ عدالت اجتماعی در افغانستان تبدیل شد.[۲۲۵]
مرحلهٔ هشتم؛ جنبش روشنایی
- در ۱۳۹۵ش دولت افغانستان، برخلاف پیشنهاد کارشناسی شرکت آلمانی فیشنر، مسیر انتقال خط برق ۵۰۰ کیلوولت از ترکمنستان به کابل را از سالنگ بهجای مسیر بامیان و میدان وردک تصویب کرد.[۲۲۶] این تصمیم که به حذف مناطق هزارهنشین از مسیر توسعه متهم شد، با اعتراضات گستردهای از سوی جامعهٔ مدنی، دانشگاهیان، احزاب سیاسی و نمایندگان پارلمان مواجه شد. معترضان این اقدام را تبعیض سیستماتیک علیه هزارهها دانستند.[۲۲۷]
- در ۲ مرداد ۱۳۹۵ش، تظاهرات آرامی در غرب کابل برگزار شد. دولت با بستن مسیرهای اصلی، معترضان را بهسمت میدان دهمزنگ هدایت کرد. در پایان مراسم، هنگامی که شرکتکنندگان در حال برپایی چادرهای تحصن بودند، انفجار مهیبی توسط یک مهاجم انتحاری داعشی رخ داد که منجر به جان باختن بیش از ۹۰ نفر و زخمی شدن بیش از ۴۰۰ تن از معترضان شد.[۲۲۸]
- سازمان ملل متحد (یوناما) این حمله را هدفمند علیه یک قوم و مذهب خاص معرفی و محکوم کرد. رئیسجمهور وقت روز ۳ مرداد را ماتم ملی اعلام و میدان دهمزنگ را به میدان شهدا تغییر نام داد.[۲۲۹] معترضان و خانوادههای شهدا، قصور دولت در تأمین امنیت را محکوم و خواستار تحقیقات بینالمللی شدند.[۲۳۰]
- گلزار شهدای روشنایی در غرب کابل (پای کوه قوریغ) بهعنوان آرامگاه قربانیان حملهٔ تروریستی و نماد مقاومت طراحی شد. یادمان سنگی در مصلی شهید مزاری برای جانباختگان ناشناس ساخته شد.[۲۳۱] این رویداد در ادبیات، موسیقی و هنر بازتاب یافت.[۲۳۲]
- شهدای روشنایی به نماد مبارزه برای عدالت اجتماعی و حقوق برابر در افغانستان تبدیل شدند امروز، نام روشنایی، یادآور مقاومت مدنی هزارهها در برابر تبعیض و تلاش برای افغانستانی عادلانه است.[۲۳۳]
مهاجرت هزارهها
مهاجرت قوم هزاره از مهمترین تحولات اجتماعی افغانستان معاصر بوده و ریشه در سیاستهای تبعیضآمیز دورهٔ عبدالرحمان دارد.[۲۳۴] این روند که با نسلکشی و کوچ اجباری آغاز شد، در دورههای مختلف تاریخی از جمله حکومت دموکراتیک خلق، جنگهای داخلی و حاکمیت طالبان تداوم یافته است.[۲۳۵]
عوامل مهاجرت هزارهها
علاوه بر نسلکشی و کوچ اجباری هزارهها توسط عبدالرحمان خان، مهمترین عوامل مهاجرت آنها عبارتند از:
- اختناق شدید سیاسی و ایدئولوژیکی؛ حاکمان افغانستان از بدو تأسیس این کشور برای رسیدن به اهداف خود، بسیاری از آگاهان دینی و پیروان یک مذهب را نابود و حذف میکردند. همچنین حکومت حزب دموکراتیک خلق، مبارزهٔ شدیدی را با دین و آموزههای اسلامی، آغاز و نمادهای کمونیستی را جایگزین نمادهای اسلامی کردند.[۲۳۶] در چنین جامعهای فرصت زندگی و دینداری از مردم سلب شده بود و نجاتیافتگان از کشتارهای رژیم کمونیستی، بهسمت کشورهای مختلف از جمله ایران مهاجرت کردند.[۲۳۷]
- حفظ مذهب؛ حضور ارتش شوروی در افغانستان سبب شد که جمع زیادی از هزارهها برای حفظ مذهب خود به کشورهای همسایه از جمله ایران مهاجرت کنند. همچنین در پی درگیرهایی که با بمباران شهرها و روستاهای زیادی مورد حمله قرار میگرفت، گروههای بیشتری از هزارهها بهخاطر از دست دادن فرصتهای زندگی خود راه مهاجرت را در پیش گرفتند.[۲۳۸]
- جنگ و فشارهای داخلی؛ در دورهٔ جنگهای داخلی و سلطهٔ طالبان، مهاجرت گروهی هزارهها، شدت گرفت. با درگیریهای داخلی که در دورهٔ مجاهدین آغاز شد، بیش از ۳۰ هزار کشته و ۵۰۰ هزار آواره بر جای گذاشت. هزارهها در دو مرحله روی کارآمدن گروه طالبان در افغانستان، برای زنده ماندن مجبور به مهاجرت شدند.[۲۳۹] جابهجاییهای ناشی از ناامنی و تسلط گروههای افراطی و هجوم سیلآسای کوچیها در سالهای اخیر، برخی عوامل این نوع مهاجرت است.[۲۴۰]
انواع و الگوهای مهاجرت
مهاجرت هزارهها در دو شکل عمدهٔ داخلی و خارجی صورت پذیرفته است. مهاجرت داخلی بهطور عمده شامل جابهجایی از مناطق مرکزی به شهرهای بزرگ بوده،[۲۴۱] در حالی که مهاجرت خارجی به کشورهای همسایه و سپس به سایر نقاط جهان گسترش یافته است. موجهای مختلف مهاجرت از دورهٔ عبدالرحمان تاکنون، الگوهای متفاوتی داشته است که آخرین آن پس از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۴۰۰ش رخ داده است.[۲۴۲]
پراکندگی جغرافیایی مهاجرت هزارهها
هزارهها بهدلیل وضعیتسیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناپایدار افغانستان و احساس ناامنی به قارهها و کشورهای مختلف جهان، مهاجرت کرده و پراکندگی آن به شکل زیر است: کویتهٔ پاکستان بیش از یکمیلیون هزاره؛ ایران تا سال ۲۰۱۴م بیش از یکمیلیون؛ آلمان تا سال ۲۰۱۵م حدود ۴۰هزار؛ ترکیه تا سال ۲۰۱۶م، حدود ۴۶هزار؛ اتریش تا سال ۲۰۱۵م، حدود ۲۲هزار؛ استرالیا تا سال ۲۰۱۶م حدود ۲۲هزار (آنها سازمانی بهنام شورای هزارههای استرالیا، ایجاد کردهاند)؛ سوئد حدود ۵۰ هزار؛[۲۴۳] سوریه تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۴هزار؛ بریتانیا تا سال ۲۰۱۵م حدود ۱۲ هزار؛ ایالاتمتحده آمریکا حدود ۱۰هزار؛ هلند حدود ۹هزار؛ کانادا بیش از ۴هزار؛[۲۴۴] دانمارک تا سال ۲۰۱۵م بیش از ۵هزار.[۲۴۵]
این آمار از توزیع و پراکندگی جمعیت هزارههای مهاجر در سراسر جهان تا ۲۰۱۶م است؛ اما بیشترین مهاجرت هزارهها در ۲۰۲۱م به بعد انجام شده است. پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی افغانستان، مهاجرت هزارهها بهسمت کشورهای همجوار، اروپا و آمریکا افزایش یافته است.[۲۴۶]
پیامدها و تأثیرات اجتماعی-فرهنگی مهاجرت هزارهها
مهاجرت هزارهها تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی این قوم داشته است. از یکسو موجب رشد آگاهیهای سیاسی و اجتماعی شده و از سوی دیگر چالشهای هویتی جدیدی ایجاد کرده است. تحصیلات عالی، مشارکت اجتماعی زنان و شکلگیری نهادهای مدنی از دستاوردهای مثبت این مهاجرتها بوده، در حالی که گسست نسلی و تغییر در الگوهای فرهنگی از چالشهای پیش رو است. این تحولات هم بر قوم هزاره و هم بر کشور میزبان تأثیرات قابل توجهی گذاشته است.[۲۴۷]
هزارههای خارج از افغانستان
هزارههای شبه قارهٔ هند
پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزارهها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروههای بزرگی از هزارههای غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه مردم هزاره در شهرهای مختلف پاکستان از جمله پاراچنار، کراچی، حیدرآباد و لورالایی پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م بهطور رسمی هزارهها را بهعنوان یکی از اقوام این کشور بهرسمیت شناخت. از چهرههای شاخص هزاره در پاکستان میتوان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسیخان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.[۲۴۸] نیاکان قاضی عیسی از هزارههایی بودند که در دورهٔ عبدالرحمان به هند مهاجرت کرده بودند. هزارههای کویته از دهه ۱۹۸۰م تاکنون هدف حملات خشونتآمیز و تروریستی بودهاند.[۲۴۹]
هزارههای ایران
حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی زندیان و قاجاریه نیز نقش ایفا کردند.[۲۵۰] محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهرههای برجستهٔ هزارههای ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به خراسان بازگشت، اما درگیریهای وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.[۲۵۱]
هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به تهران و مازندران نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه بربری گفته میشد که بعدها به خاوری تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حملهٔ شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.[۲۵۲] بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش نان بربری، در ایران منجر شد.[۲۵۳]
هزارههای عراق
روابط هزارهها با عراق بهطور عمده از طریق حوزههای علمیهٔ نجف و کربلا شکل گرفته است. در دههٔ ۱۳۲۰ش گروهی از هزارهها برای کار در صنعت نفت به عراق مهاجرت کردند.[۲۵۴] این گروه ابتدا در منطقهٔ جُدَیده نجف سکنی گزیدند، اما پس از کودتای بعث و بهدلیل مشکلات مربوط به اسناد هویتی، بسیاری از آنها از عراق اخراج شدند.[۲۵۵]
هزارههای آسیای میانه
پس از حوادث ۱۲۷۰ش شمار زیادی از هزارههای شمال افغانستان به مناطق تحت کنترل روسیهٔ تزاری از جمله بخارا و سمرقند مهاجرت کردند. برخی از این مهاجران بعدها به شهرهای روسیه رفتند و گروهی نیز به خدمت در ارتش تزاری درآمدند.[۲۵۶]
مشاهیر قوم هزاره
خاندانها و حاکمان تاریخی
- آلِ شنسب - خاندان سیاسی و سلسلهٔ حاکمان غرجستان تاریخی (هزارجات فعلی) از قرن اول تا هفتم هجری قمری.
- آلِ شِیث - خاندان نظامی و اجتماعی غرجستان تاریخی (هزارجات فعلی) از قرن دوم تا هفتم هجری قمری.
- آلِ کَرْت - سلسلهای از پادشاهان محلی هزاره و از خاندانهای مهم غور در قرن هفتم و هشتم هجری قمری.[۲۵۷]
فقها و مراجع تقلید

- سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان.
- محمدعلی غزنوی - مشهور به مُدرّس افغانی - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم.
- قربانعلی محقق کابلی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.
- محمداسحاق فیاض - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف.
- سید محمدسرور مشهور به واعظ بهسودی - عالم دینی برجسته و فعال فرهنگی-اجتماعی در افغانستان.[۲۵۸]
- محمدباقر فاضلی بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.[۲۵۹]
- محمدباقر موحدی نجفی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه قم.[۲۶۰]
- محمد امینی بامیانی- مرجع تقلید و استاد درس خارج حوزه علمیه قم.
- واعظزاده بهسودی - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه کابل.[۲۶۱]
- محمدهاشم صالحی - معروف به مدرس، فقیه، استاد حوزه علمیه در کابل و رئیس فعلی شورای علمای شیعه افغانستان.[۲۶۲]
رهبران سیاسی و نظامی
- میر یزدانبخش بهسودی - رهبر مقاومت هزارهها در سدهٔ نوزدهم در دورهٔ سلطنت دوست محمدخان.
- آغی یزدانبخش - همسر و همراه رزمی میر یزدانبخش.
- میر محمدعظیم بیگ - اولین رهبر قیام کنندگان مردم هزاره در دورهٔ سلطنت عبدالرحمان.
- فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت.
- ابراهیم گاوسوار - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه.
- سیدعلی بهشتی - رهبر سیاسی و مذهبی و رئیس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان.
- سلطانعلی کشتمند - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخستوزیر در زمان حاکمیت شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق.
- عبدالعلی مزاری - از چهرههای مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان.
- محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان.
- خداداد هزاره - فرماندهٔ مشهور نظامی.
- اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه.
- محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان.
- محمدحسین صادقی نیلی - یکی از بنیانگذار حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان.[۲۶۳]
- محمدکریم خلیلی - سیاستمدار و رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان.[۲۶۴]
- محمد محقق - رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان.[۲۶۵]
- سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوقدان، معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی افغانستان.[۲۶۶]
- محمد اکبری - یکی از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و رئیس فعلی حزب حراست اسلامی افغانستان.[۲۶۷]
نویسندگان و مورخان
- محمدافضل ارزگانی - عالم دین، تاریخنگاری و نویسندهٔ کتاب مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول.[۲۶۸]
- فیضمحمد کاتب هزاره - عالم دین، تاریخنگاری و نویسندهٔ سراج التواریخ.
- احمد وحید پولادی - روحانی و نویسندهٔ تاریخ هزاره.
- محمدعیسی غرجستانی - نویسنده و روزنامهنگار.
- محمد اسماعیل مبلغ - فیلسوف، نویسنده و نمایندهٔ مردم بهسود در پارلمان در زمان ظاهر شاه.
- شاه علیاکبر شهرستانی - پروفسور ادبیات و هنر در دانشگاه کابل.[۲۶۹]
- حاج کاظم یزدانی- تاریخنگار و نویسندهٔ تاریخ.[۲۷۰]
- بصیراحمد دولتآبادی - فعال فرهنگی و نویسندهٔ سرشناش افغانستان.[۲۷۱]
دانشگاهیان و متخصصان برجسته
- عبدالوحید سرابی - اقتصاددان و استاد دانشگاه کابل.
- احمدعلی خان جاغوری - جغرافیدان برجستهٔ هزاره.
- امیرشاه حسینیار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری.
- امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکایی.[۲۷۲]
مشاهیر هزاره در پاکستان
- سیدحسین سناتور - فعال سیاسی و نظامی.
- کاپیتان غلام محمد - فعال سیاسی و نمایندهٔ مجلس ملی پاکستان.
- برکتعلی - افسر ارشد نظامی ارتش پاکستان.
- شربتعلی چنگیری - مارشال نیروی هوایی پاکستان.
- محمد اسحاقخان - فعال سیاسی و نماینده مجلس پاکستان غربی.
- خدانظر قنبری - نویسنده و فعال فرهنگی هزاره در بلوچستان.
- محمداسحاق بیگ - قهرمان بدنسازی و دارندهٔ عنوان مرد پاکستان (1957).[۲۷۳]
زنان مشهور هزاره

- شیرین هزاره - دختر دلیر، مبارز و فرماندهٔ گروهی از زنان مقاوم بهنام چهل دختران، در زمان عبدالرحمان خان در ارزگان.[۲۷۴]
- حبیبه سرابی - سیاستمدار و نخستین والی (استاندار) زن در تاریخ افغانستان.[۲۷۵]
- سیما سمر - پزشک، فعال حقوق بشر و نخستین وزیر امور زنان در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان.[۲۷۶]
- شکردخت جعفری - دانشمند و مخترع دستگاه دوزسنج پرتودرمانی سرطان که با استفاده از مهرههای شیشهای ارزان قیمت، دقت درمان سرطان را تا ۵۰ درصد افزایش داد. برندهٔ جایزهٔ زنان نوآور بریتانیا در ۲۰۱۶م و پژوهشگر سابق دانشگاه ساری که اختراعش تحولی در روشهای پرتودرمانی ایجاد کرده است.[۲۷۷]
نسلکشی هزارهها

قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.[۲۷۸]
پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزارههای شیعه در ولایت مزارشریف هشدار دادند که یا مسلمان شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این ولایت کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکهاولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروههای هزاره، آمار کشتهها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کردهاند.
همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفتهاند.[۲۷۹] بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا، نسبت به کشتارهای هدفمند، طی این سالها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بینالمللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.[۲۸۰]
حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از:
- حمله و درگیری تعدادی از اهلسنت با عزاداران در شهر هرات در روز عاشورای ۱۳۸۴ش.
- انفجار بمب میان عزاداران روز عاشورا و به شهادت رسیدن تعداد زیادی در شهرهای کابل و مزار شریف، در ۱۳۹۰ش.
- تیرباران ۱۴ مسافر هزاره، در مسیر فیروزکوه بهسمت کابل، در ۲۷ رمضان ۱۳۹۳ش.
- انفجار دو بمب در میان اجتماع معترضین شیعیان هزاره، موسوم به جنبش روشنایی در کابل، در ۱۳۹۵ش.
- انفجار مسجد باقرالعلوم در غرب کابل، در روز اربعین ۱۳۹۵ش.
- حملهٔ انتحاری به مسجد الزهرا، در دشت برچی کابل، در شب قدر ۱۳۹۶ش.
- حملهٔ انتحاری به مسجد امام زمان قلعهٔ نجارهای خیرخانه در کابل، در ۱۳۹۶ش.
- حمله به روستای شیعهنشین میرزاولنگ و به شهادت رسیدن تعداد زیادی از مردم این روستا در ۱۳۹۶ش.[۲۸۱]
- انفجار در مرکز آموزشی موعود، در سمت غرب کابل و کشته شدن ۴۸ دانش آموز در ۱۳۹۷ش.
- حمله به مراسم سالگرد عبدالعلی مزاری در مصلی شهید مزاری در غرب کابل در ۱۳۹۸ش.
- حمله به بیمارستان زنان و کودکان در دشت برچی کابل و کشته شدن ۲۴ نفر در ۱۳۹۹ش.
- انفجار در مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت برچی کابل و کشته و زخمی شدن ۱۰۰ نفر در ۱۳۹۹ش.[۲۸۲]
- انفجار در نزدیکی مدرسه سیدالشهدای کابل و کشته شدن ۸۵ نفر که بیشتر آنها دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۰ش.[۲۸۳]
- حمله به دبیرستان عبدالرحیم شهید در دشت برچی و به شهادت رسیدن تعداد زیادی کودک و نوجوان در ۱۴۰۱ش.[۲۸۴]
- انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش.
در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.[۲۸۵]
احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره

پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.[۲۸۶]
احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره

فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود.
حزب ارشاد
سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.[۲۸۷] بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای نقشهٔ عملیاتی ناموفق بود و به دستگیری بلخی و یارانش منجر شد، اما گفتمان عدالتخواه او ادامه یافت.[۲۸۸]
سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان
در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علیاصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دههٔ قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به مجاهدین مستضعفین افغانستان، شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا) و سازمان مجاهدین ملی (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامهٔ فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان سازمان مجاهدین مستضعفین، مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته میشود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ش به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر آیتالله طالقانی و علی شریعتی بود و با حزب توده و سازمان مجاهدین خلق ایران ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهتهایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاههای این جریان بهکار میرفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپگرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها بهعنوان جریان التقاطی، سوق داد.[۲۸۹]
سازمان نصر
سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامنعلی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، بهویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد.
فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما بهتدریج جنبهٔ سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و بههمین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند پیام مستضعفین و حبلالله، اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوهٔ مواجههٔ آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را بهعنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار میدادند و به خط امامی معروف بودند. با این حال، کاملاً از تفاوتهای ماهوی جامعهٔ افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.[۲۹۰]
شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان
شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزهٔ مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد سید ابوالقاسم خویی قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیهٔ تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزارهنشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراطگرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمیدانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا بهدلیل انشعابات و درگیریهای داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.[۲۹۱]
پاسداران جهاد اسلامی افغانستان
در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، بهسرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که تصفیهٔ این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.[۲۹۲]
حرکت اسلامی افغانستان

حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. گرچه این حزب در ایران تأسیس شد، اما در دوران جهاد علیه شوروی، روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشت و بیشتر مورد حمایت مالی و سیاسی پاکستان و حامیان غربی مجاهدین قرار میگرفت.
تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و نظریهٔ سیاسی امام خمینی بود؛ رهبر آن خود را صاحب نظر و فتوا در این زمینه میدانست. اهداف گفتمانی این حزب شامل ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس قرآن، سنت و عقل، برقراری نظام اقتصادی اسلامی، تأمین آزادی بر مبنای اسلام، رسمیت مذهب جعفری در کنار حنفی، رسمیت دو زبان پشتو و فارسی، برابری حقوق زنان و مردان، پایهگذاری سیاست خارجی بر اساس همزیستی مسالمتآمیز، تشکیل ارتش منظم ملی، حضور شیعیان در دولت و توزیع عادلانهٔ بیتالمال بود. حزب حرکت اسلامی نیز مانند سایر گروهها، فعالیتهای فرهنگی از جمله انتشار نشریات و ساخت حوزهٔ علمیه و پرورش طلاب را در دستور کار داشت و پس از پیروزی مجاهدین، با دولت اسلامی ربانی همکاری کرد.[۲۹۳]
حزب اسلامی رعد افغانستان
در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس دامنهٔ فعالیت خود را گسترش داد.[۲۹۴]
سازمان فلاح اسلامی افغانستان
در ۱۳۵۹ش از شورای اتفاق جدا شد و بهصورت مستقل فعالیت خود را ادامه داد.[۲۹۵]
جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان
در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، اتحادیهٔ علما و نهضت روحانیت و جوان تشکیل شد؛ اما دوام چندانی نداشت.[۲۹۶]
جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان
حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه نشریهٔ عاشورا را منتشر میکرد که پس از چهار شماره متوقف و جبهه نیز منحل شد.[۲۹۷]
ائتلاف چهارگانه
در ۱۳۶۴ش از اتحاد جبههٔ متحد انقلاب اسلامی، سازمان نصر افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و نهضت اسلامی افغانستان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری سخنگوی این ائتلاف بود که عمر کوتاهی داشت و از هم پاشید.[۲۹۸]
شورای ائتلاف اسلامی افغانستان
در ۱۳۶۵ش تشکیل و در بهار ۱۳۶۶ش اعلام موجودیت کرد. این شورا از هشت گروه شامل سازمان نصر افغانستان، جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان، حزبالله افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان، سازمان نیروی اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان و دعوت اسلامی افغانستان تشکیل شده بود.[۲۹۹]
حزب وحدت اسلامی
در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری بهعنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعهنشین را بهدست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخههای متعدد از جمله جناحهای خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.[۳۰۰]
پانویس
- ↑ یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1373ش، ج1، ص146.
- ↑ خاوری، مردم هزاره و خراسان بزرگ، 1385ش، ص273.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص62؛ دادگی، بندهش، 1375ش، ص70؛ «تاریخچۀ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص47-49.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.
- ↑ گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص49-55.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص63-65.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص64.
- ↑ عبدلی، «هزارههای افغانستان. تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص97-108.
- ↑ «قصههای از سرزمین گزگ ولسوالی خاک افغان زابل»، چینل وادی نور.
- ↑ ابراهیمی، «قلع و قمع. گزارشی از دور جدید نسلکشی هزارهها در ارزگان»، وبسایت هفتهنامۀ راه جادۀ ابریشم.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص57-60.
- ↑ عطایی، «موزۀ از اقوام افغانستان2»، وبسایت ماهنامۀ دنیا.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص96.
- ↑ «خوست از نامیده شدن به مسکو کوچک تا منطقهای نیمهمختار با پیوندهای قوی قبیلهای در برار دولت مرکزی 13»، وبسایت کلکین.
- ↑ «هزارههای دره قراشغان ولایت لغمان»، وبلاگ الحاج عباسی.
- ↑ «ولسوالی جاغوری و 18 بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص122-123.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص61.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، 1395ش، ص27-34.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص114-118.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص127-128.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص104.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.
- ↑ «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص266.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.
- ↑ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ کاتب، نژادنامه افغان، ۱۳۷۲ش، ص۱۴۰–۱۳۵.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص32.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص100.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامه افغانستان، 1387ش، ص28.
- ↑ دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.
- ↑ دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.
- ↑ ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1386ش، ص198-203.
- ↑ «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.
- ↑ بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.
- ↑ Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.
- ↑ یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.
- ↑ کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص76-79.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۱۵۶–۱۸۹.
- ↑ گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص110-119.
- ↑ اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا.
- ↑ «قانون اساسی سابق افغانستان»، وبسایت وزارت عدلیه.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص109-115.
- ↑ ارزگانی، مختصر المنقول در تاریخ هزاره و مغول، بیتا، ص119-120.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص112-115.
- ↑ خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- ↑ بدخشی، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری.
- ↑ شریعتی سحر، «کتاب: هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز.
- ↑ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.
- ↑ «اعلام موجودیت شورای سراسری هزارهها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.
- ↑ «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششده تاریخ افغانستان»، وبسایت پنجرهای برای شناخت افغانستان.
- ↑ «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-120.
- ↑ خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.
- ↑ «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-124.
- ↑ فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.
- ↑ خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.
- ↑ فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.
- ↑ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته میشود»، آژانس خبری پژواک.
- ↑ «طرز تهیۀ نان پنجهکش»، وبسایت چیشی.
- ↑ «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وبسایت یوتیوب.
- ↑ شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص202.
- ↑ شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
- ↑ شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
- ↑ غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر..
- ↑ امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.
- ↑ «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وبسایت یوتیوب.
- ↑ «خوردن کچالوی تندوری در بامیان»، چینل دیگدان و تنور.
- ↑ شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.
- ↑ کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.
- ↑ رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.
- ↑ کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.
- ↑ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-126.
- ↑ مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.
- ↑ جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص125-126.
- ↑ ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزارهها»، وبلاگ مِچید.
- ↑ «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.
- ↑ رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121-122.
- ↑ «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.
- ↑ کریمی، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص121.
- ↑ رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.
- ↑ رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص126.
- ↑ «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.
- ↑ مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اطلاعات روز.
- ↑ «آشنایی با خوانندههای افغانستان؛ داوود سرخوش»، وبسایت آیفیلم2.
- ↑ رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وبسایت روزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48.
- ↑ محمدی شاری، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ.
- ↑ آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص48-50.
- ↑ خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۸۲–۲۸۴.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص511-523.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص522-523.
- ↑ آیتی، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» 1386ش، ص50-56.
- ↑ «اشاعۀ فرهنگی و تأثیر حوزۀ علمیه نجف و قم در بیداری فرهنگی افغانستان معاصر»، وبسایت پژوهشهای تاریخی.
- ↑ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.
- ↑ «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا.
- ↑ «هزارهها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
- ↑ «درنگی بر بازیهای هزارگی»، وبلاگ جاغوری یک.
- ↑ جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ص956.
- ↑ «ولایت باستانی بامیان»، وبسایت کابلستان.
- ↑ علیآبادی، جامعه و فرهنگ افغانستان، ۱۳۹۵ش، ص 294-297.
- ↑ «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.
- ↑ «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان.
- ↑ «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وبسایت رزنامۀ افغانستان ما.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.
- ↑ حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.
- ↑ حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص50.
- ↑ «ضربالمثلهای هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره.
- ↑ «از آدم بیکار خدا بیزار»، وبسایت دیدئو.
- ↑ «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ «بیش از 45 درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، پاشگاه خبری جوان.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143-148.
- ↑ «کودکان کار در کشور»، شبکۀ اطلاعرسانی افغانستان.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص130 و 140.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص140-141.
- ↑ حسنزاده، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص77-79.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص138-139.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.
- ↑ حکیمی، «بخشی از تاریخ دره ترکمن»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ طاهری، «توزیع دهها گلخانۀ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وبسایت رونامۀ 8صبح.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص75.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص34.
- ↑ مرادی، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص141-143.
- ↑ شهرستانی، «آذوقۀ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر.
- ↑ «بامیان در تولید گوشت مرغ خود کفا شد»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانهگی به بانوان بامیان»، وبسایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری.
- ↑ «عسل داخلی در بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص145-146.
- ↑ «معادن در افغانستان (4): زغال سنگ از گذشته سیاه تا آینده روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغال سنگ»، وبسایت کلکین.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص27.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص127-128.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص88-95.
- ↑ «وضعیت فعلی هزارهها، چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.
- ↑ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.
- ↑ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز.
- ↑ شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص222.
- ↑ فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.
- ↑ فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.
- ↑ شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.
- ↑ شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.
- ↑ شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.
- ↑ شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143.
- ↑ شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.
- ↑ تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.
- ↑ «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.
- ↑ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.
- ↑ «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.
- ↑ «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-18.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص166.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص18.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.
- ↑ دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1384ش، ص 362-370.
- ↑ دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا احیای هویت، 1385ش، ص 384-395.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.
- ↑ مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص 104.
- ↑ مزاری، احیاری هویت، 1393، ص 135.
- ↑ مزاری، احیای هویت، 1393ش، ص266.
- ↑ فصیحی، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، 1403ش، ص 73-76.
- ↑ بیانی راد، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، 1404ش، ص17-19.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص627-630.
- ↑ «سالگرد قتلعام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وبسایت هزاره اینترنشنال.
- ↑ «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات.
- ↑ طنین، افغانستان در قرن بیستم، ۱۳۸۳ش، ص۴۹۳.
- ↑ بهمنی قاجار، جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان در افغانستان، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۰.
- ↑ محمدی، «سیکها و هندوها؛ اقلیتی با کولهباری از رنج»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.
- ↑ «پیکرهای هفت مسافر در جاغوری به خاک سپرده شد»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.
- ↑ دهقان، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول
- ↑ لعلی، «بیست عقرب، کنش جمعی در برابر بیدادگری»، هفتهنامهٔ جاده ابریشم، 1397، ص2.
- ↑ مشل نوف، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، هفتهنامهٔ راه ابریشم، 1395، ص2.
- ↑ «واکنشها به سربریدن هفت گروگان شکار توطیه نشوید»، وبسایت رزنامۀ ماندگار.
- ↑ «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان.
- ↑ «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار میشود»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ برهانی، «نقطه سرخط ۶۶» وبسایت اطلاعرسانی جاغوری.
- ↑ «پشت پردۀ شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.
- ↑ «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟»، خبرگزاری شفقنا.
- ↑ «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وبسایت خبرنامه.
- ↑ «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.
- ↑ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.
- ↑ «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم.
- ↑ لعلی، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامۀ صبح کابل.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۱۰۰.
- ↑ عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.
- ↑ . فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص127ـ130.
- ↑ . فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1374ش، ج3، ص117.
- ↑ . طنین، افغانستان در قرن بیستم، 1384ش، ص297.
- ↑ . عرفانی، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، 1388ش، ص23.
- ↑ . احمدی رشاد، منزلت اجتماعی هزارهها، 1402ش، ص427.
- ↑ دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص208.
- ↑ . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.
- ↑ . ضیایی، هزارهها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.
- ↑ . محیالدین، عطارواله، ۲۰۰۳م، ص۷۸–۸۱.
- ↑ . ضیایی، هزارهها در اسکاندیناوی، 1389ش، ص120.
- ↑ . «فرارمغزها، اینبار از افغانستان»، وبسایت روزنامۀ اقتصادی تعادل.
- ↑ . عالمی، بررسی جامعهشناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، بیتا، ص219ِ؛ محرابی، وضعیت زنان در دورهٔ پس از طالبان، 1389ش، ج2، ص317؛ محمودیان، «مهاجرت افغانها به ایران: تغییر در ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، 1386ش، ص57ـ58.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص437-449.
- ↑ «بحران قتلهای هدفمند هزارهها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.
- ↑ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وبسایت کارخانهدار.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.
- ↑ دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص235-237.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص437-449.
- ↑ موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص198-203.
- ↑ جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، 1399ش، ج1، ص174-184.
- ↑ بختیاری، شیعیان افغانستان، ۱۳۸۵ش، ص۳۸۵.
- ↑ «زندگینامه حضرت آیتالله فاضلی بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
- ↑ ناصری داودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، 1390ش، ج۲، ص265-267.
- ↑ «زندگینامه حضرت آیتالله واعظزاده بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
- ↑ ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳–۲۶۶.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.
- ↑ شفایی، جریانشناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.
- ↑ «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وبسایت روزنامه افغانستان ما.
- ↑ «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید.
- ↑ «استاد محمد اکبری»، وبسایت ولسیجرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان.
- ↑ جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاست)، 1401ش، ج3، ص386.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.
- ↑ «زندگینامه مختصر استاد حسینعلی (حاج کاظم یزدانی)»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود.
- ↑ دانش، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، 1402ش، ص9.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.
- ↑ زرتشت، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورۀ آزادی» وبسایت هزاره انترنشنال.
- ↑ «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان.
- ↑ «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وبسایت عصر ایران.
- ↑ «دختری دایکندی: دستگاهی برای کمک به درمان سرطان اختراع و وارد بازارکرد»، پایگاه اطلاعرسانی دایکندی.
- ↑ «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز.
- ↑ «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.
- ↑ «همه چیز دربارۀ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه.
- ↑ حسنی، «24 کشته و 57 زخمی در حمله انتحاری بر دانشآموزان کوثر دانش»، وبسایت خبرنامه.
- ↑ «افزایش تعداد شهدای انفجار در مدرسۀ سیدالشهدا کابل به 85 نفر»، خبرگزاری فارس.
- ↑ «داغ تازۀ دشت برچی»، خبرگزاری اعتماد.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.
- ↑ دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.
- ↑ خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.
- ↑ خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.
- ↑ دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.
- ↑ پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.
منابع
- «آشنایی با خوانندههای افغانستان ۱۲؛ داوود سرخوش»، وبسایت آی فیلم ۲، تاریخ درج مطلب: ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ش.
- «آشنایی با شهر بامیان»، وبلاگ گردشگری در ولایت بامیان، تاریخ درج مطلب: ۲۴ مهر ۱۳۹۴ش.
- «آموزشگاه دخترانه کاج کابل»، همشهری آنلاین، تاریخ درج مطلب: ۸ مهر ۱۴۰۱ش.
- آهنگر، تیمور، «رشد صنعت قالین میان مردم هزاره»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ش.
- آیتی، عبدالقیوم، «نقش تشیع در فرهنگ و تمدن افغانستان از صفویه تا دوره معاصر» (پایاننامه)، قم، جامعه المصطفی العالمیه، ۱۳۸۶ش.
- ابراهیمی، خالق، «قلع و قمع؛ گزارشی از دور جدید نسلکشی هزارهها در ارزگان»، وبسایت هفتهنامهٔ راه جادهٔ ابریشم، تاریخ درج مطلب: ۱۹ مهر ۱۴۰۲ش.
- احمدی رشاد، عصمتالله، منزلتاجتماعی هزارهها، قم، صبح امید، ۱۴۰۲ش.
- احمدی، مهدی، گلشن ابرار، قم، نورالسجاد، ۱۳۸۴ش.
- ارانسکی، ای.م. مقدمة فقهاللغة ایرانی، ترجمة کریم کشاورز، تهران، پیام، ۱۳۷۹ش.
- ارزگانی، محمدافضل، المختصر المنقول فی تاریخ هزاره و مغول، قم، چاپ فروردین، بیتا.
- «از آدم بیکار خدا بیزار»، وبسایت دیدئو، تاریخ بازدید: ۵ اسفند ۱۴۰۲ش.
- «استاد محمد اکبری»، وبسایت ولسیجرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان، تاریخ بازدید: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «استقبال گسترده از روز فرهنگ هزارگی در کشور»، وبسایت رزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۱ خرداد ۱۴۰۱ش.
- «اطلاعاتی دربارهٔ آقاخانها»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۵ شهریور ۱۳۸۵ش.
- «اعلام موجودیت شورای سراسری هزارهها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو، تاریخ بازدید ۱۴ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «اعلام یک روز ماتم ملی برای شهدای جنبش روشنایی»، وبسایت خبرنامه، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۵ش.
- «افزایش تعداد شهدای انفجار در مدرسهٔ سیدالشهدا کابل به ۸۵ نفر»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
- اکبری مالستانی، «شهید مزاری و اهتمام به رسمیت دادن مذهب جعفری»، وبسایت سروش صبا، تاریخ بازدید: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «انتقاد از شکار غیرقانونی حیوانات در بامیان»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، ۷ بهمن ۱۳۹۱ش.
- «بامیان در تولید گوشت مرغ خودکفا شد»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۷ جون ۲۰۲۰م.
- بامیانی، ظفر، «افزایش حیوانات وحشی و طیور در دایکندی»، وبسایت هزارهاینترنیشنال، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
- بختیاری، محمدعزیز، شیعیان افغانستان، قم، مؤسسهٔ شیعهشناسی، ۱۳۸۵ش.
- بدخشی، سراجالدین، «هزارههای اهلسنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاعرسانی جاغوری، تاریخ درج مطلب: ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۰م.
- «برفکوچ در کوتل شاتو، ارتباط دو ولسوالی پنجاب و ورس را با مرکز بامیان قطع کرد»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۲۰ دی ۱۳۹۷ش.
- «بنیاد آقاخان افغانستان چیست/ از شبکهٔ توسعه آقاخان چه میدانید؟»، خبرگزاری اطلس، تاریخ درج مطلب: ۲۵ فروردین ۱۳۹۸ش.
- بهمنی قاجار، محمدعلی، «جایگاه سیاسی و اجتماعی شیعیان افغانستان»، تهران، مؤسسهٔ مطالعات اندیشهسازان نور، ۱۳۹۲ش.
- «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۶ فروردین ۱۴۰۳ش.
- بیات، کاوه، صولتالسلطنهٔ هزاره و شورش خراسان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری جهان کتاب، ۱۳۷۰ش.
- بیانی راد، حسین، «تبارشناسی جنبشهای اجتماعی و سیاسی هزارهها»، مجلهٔ عدالت و امید، شمارهٔ ۱۶، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «بیش از ۴۵ درصد زنان ولایت بامیان کشاورز هستند»، باشگاه خبری جوان، تاریخ درج مطلب: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ش.
- «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامهٔ گلخو قسمت نوزدهم»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۱ فروردین ۱۴۰۳ش.
- «پروفایل ولایت بامیان»، ۱۳۹۸ش.
- «پشت پردهٔ شب اول و دوم اسد ۱۳۹۵ (فاجعه دهمزنگ)، بهروایت عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۳۱ تیر ۱۳۹۶ش.
- پولادی، حسن، هزارهها، ترجمهٔ علی عالمی کرمانی، تهران، عرفان، ۱۴۰۱ش.
- پیکار، نصیرالدین شاه، «بازتاب نمادین نور یزدانی در مراسم تشریفات مذهبی اسماعیلیان آسیای میانه»، وبسایت سیمای شغنان، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «پیکر قربانیان رویداد زابل، در جاغوری به خاک سپرده شد»، خبرگزاری جمهور، تاریخ درج مطلب: ۲۳ آبان ۱۳۹۴ش.
- «تاریخچه جاغوری»، وبلاگ غزنهٔ باستان، تاریخ درج مطلب: ۸ خرداد ۱۳۹۱ش.
- «تاریخچهٔ قوم هزاره»، خبرگزاری عصر اسلام، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰ش.
- «تأملی بر شعر عامیانهٔ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۳ فروردین ۱۴۰۳ش.
- «توزیع یک هزار فارم مرغداری خانهگی به بانوان بامیان»، وبسایت وزارت زراعت، آبیاری و مالداری، تاریخ درج مطلب: ۴ مرداد ۱۳۹۸ش.
- تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
- «جایگاه جامعهٔ هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز، تاریخ درج مطلب: ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ش.
- جعفری، محمدرضا، «اتصال بامیان به شمال»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش.
- جعفری، محمود، «آب ایستاده ناور»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ش.
- «جلوههای درخشان یک تاریخ، بندامیر، طبیعت خاطرهانگیز اما فراموش شده افغانستان»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدید: ۸ خرداد ۱۴۰۳ش.
- جمعی از نویسندگان، دانشنامهٔ هزاره، بنیاد دانشنامه، ۱۳۹۹ش.
- جمعی از نویسندگان، کتاب همایش بینالملی ارزگان (تاریخ، فرهنگ، اجتماع و سیاسی)، قم، صبح امید دانش، ۱۴۰۱ش
- جوادی، غلامسخی، «هزاره جات، سرزمین آب خیز کشور»، وبلاگ قلم، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ش.
- جویا، زهرا، «نخستین جشنوارهی فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۱۷ تیر ۱۳۹۶ش.
- «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز، تاریخ بارگذاری: ۸ آبان ۱۴۰۰ش.
- حکیمی، یاسا، «بخشی از تاریخ درهٔ ترکمن»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ درج بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ش.
- حسنزاده، ابراهیم، «تحلیلی پیرامون اقتصاد هزارستان»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید ۲۳ بهمن ۱۴۰۲ش.
- حسنی، فریدون، «۲۴ کشته و ۵۷ زخمی در حمله انتحاری بر دانشآموزان کوثر دانش»، وبسایت خبرنامه، تاریخ بازدیدی: ۱۸ مهر ۱۴۰۱ش.
- خاوری، تقی، مردم هزاره و خراسان بزرگ، چ۱، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، ۱۳۸۵ش.
- خسروشاهی، هادی، نهضتهای اسلامی افغانستان، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وابسته به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۹ش.
- خواتی، شفق «اسماعیلیه در افغانستان»، وبسایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «خوردن کچالوی تندوری در بامیان» وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ش.
- «خوست: از نامیدهشدن به مسکو کوچک تا منطقهای نیمه مختار با پیوندهای قوی قبیلهای در برار دولت مرکزی ۱۳»، وبسایت کلکین، تاریخ درج مطلب: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
- دادگی، فرنبغ، بندهش، تهران، توس، ۱۳۷۵ش.
- «داغ تازهٔ دشت برچی»، خبرگزاری اعتماد، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ش.
- دانش، سرور، «نگاهی به ویژگیهای فرهنگی و شخصیتی دولتآبادی»، مجلهٔ عدالت و امید، شمارهٔ ۹، ۱۴۰۲ش، ص۹.
- «درِّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۳۱ خرداد ۱۳۹۳ش.
- «دُرِّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۰ خرداد ۱۴۰۴ش.
- «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومهٔ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند، تاریخ درج مطلب: ۱۵ فبروری ۲۰۰۹م.
- دلجو، عباس، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «دلنوشتههای فعالان شبکههای اجتماعی برای شکریه»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۱ آبان ۱۳۹۴ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد، شناسنامهٔ احزاب و جریاناتسیاسی افغانستان، قم، مؤلف، ۱۳۷۱ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد، شناسنامه افغانستان، تهران، عرفان، ۱۳۸۷ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد، «مبارزات سیاسی شیعیان در افغانستان»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۸۸ش.
- دولتآبادی، بصیراحمد، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، قم، مرکز نویسندگان افغانستان، ۱۳۸۵ش.
- «دومین جشنوارهٔ گل بادام در دایکندی برگزار شد»، وبسایت رادیو کلید، تاریخ درج مطلب: ۱۲ فروردین ۱۳۹۷ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامهٔ دهخدا، تهران، دانشگاهتهران، ۱۳۷۷ش.
- دهخدا، علیاکبر، لغتنامهٔ دهخدا، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۵ اردیبهشت ۱۴۰۱۴ش.
- دهقان، صادق، «شب شعر تبسم»، وبلاگ چنداول، تاریخ درج مطلب: ۶ دی ۱۳۹۴ش.
- رجاء، نوروز، «صنایع دستی زنان با رکود مواجه است»، وبسایت روزنامهٔ افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۱۳ فروردین ۱۳۹۶ش.
- رزاق مأمون، «چشمانداز یک دولت اسماعیلی در کنار افغانستان»، وبلاگ اسماعیلیان افغانستان، تاریخ بازدید: ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ش
- «رسانههای شیعیان افغانی»، وبسایت مجله ویستا، تاریخ بازدید: ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- زرتشت، مهدی، «شیرین هزاره؛ روایت دلتنگی و اسطورهٔ آزادی» وبسایت هزاره انترنشنال، تاریخ درج مطلب: ۵ آذر ۱۳۹۱ش.
- «زندگینامه حضرت آیت الله العظمی فاضلی بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مهر ۱۴۰۲ش.
- «زندگینامه حضرت آیت الله العظمی واعظزاده بهسودی»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۲۱ مهر ۱۴۰۲ش.
- «زندگینامهٔ مختصر استاد حسین علی (حاج کاظم یزدانی)»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۱۷ مهر ۱۴۰۲ش.
- «سالگرد قتلعام یکاولنگ؛ با تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، دسترسی به عدالت میسر نیست»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ درج مطلب: ۱۹ دی ۱۴۰۳ش.
- «سرور دانش حزب عدالت و آزادی افغانستان را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید، تاریخ درج مطلب: ۲ آبان ۱۴۰۱ش.
- سرور، الهه، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وبسایت رادیو نوروز، تاریخ درج مطلب: ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ش.
- «سنتها و رسوم مذهبی اسماعیلیان بدخشان»، مجلهٔ ماهنامهٔ فرهنگی و هنری چشمانداز، شمارهٔ ۱۱، بهمن ۱۳۸۶ش.
- «سیما سمر بار دیگر نامزد جایزه صلح نوبل شد»، وبسایت عصر ایران، تاریخ درج مطلب: ۱۲ مهر ۱۳۸۹ش.
- شاهی، مریم، «رونمایی از نماد زنانه موسیقی در سومین جشنواره دمبوره بامیان»، وبسایت یورو نیوز، تاریح درج مطلب: ۲۶ اوت ۲۰۱۹م.
- «شب شعر شکریه تبسم در کابل برگزار میشود»، خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آبان ۱۳۹۴ش.
- شریعتی سحر، حفیظالله، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
- شریعتی سحر، حفیظالله، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
- شریعتی سحر، حفیظالله، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ش.
- شریعتی سحر، حفیظالله، «کتاب هزارههای اهلسنت افغانستان»، وبسایت بامیان نیوز، بازدید: ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ش.
- «شروع مرحله دوم مقاومت در برابر طالبان از زبان استاد محقق»، وبسایت آپارات، تاریخ بازدید ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «شش سال پس از حمله به جنبش روشنایی؛ تنها قبرستانی در کابل باقی مانده است»، وبسایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
- «ششمین سالیاد شهدای جنبش روشنایی؛ بزرگترین جنبش مدنی افغانستان چگونه سرکوب شد؟» خبرگزاری شفقنا، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
- شفایی، امانالله، جریانشناسی تاریخ افغانستان معاصر، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش.
- شهرستانی، شاهعلیاکبر، «آذوقهٔ مواشی در هزارجات»، وبلاگ هزاره کلچر، تاریخ درج مطلب: ۴ آوریل ۲۰۲۰م.
- شهرستانی، شاهعلیاکبر، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل»، وبلاگ هزاره کلچر، تاریخ درج مطلب: ۴ آوریل ۲۰۲۰م.
- «شیعیان و هزارههای کویته»، خبرگزاری اطلس، تاریخ بارگذاری: ۲۶ اردیبهشت، ۱۳۹۸ش.
- «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۳۹۱ش.
- «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۰ خرداد ۱۳۹۷ش.
- «صنایع دستی چیست؟»، وبسایت پرسیا، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آذر ۱۳۹۷ش.
- «ضربالمثلهای هزارگی»، وبلاگ آرمان هزاره، تاریخ بازدید: ۴ آبان ۱۴۰۲ش.
- «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی/روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان، تاریخ درج مطلب: ۳۰ آذر ۱۴۰۰ش.
- ضیایی، محمدرضا، هزارهها در اسکاندیناوی، کابل، مقصودی، ۱۳۸۹ش.
- طاهری، الیاس، «توزیع دهها گلخانهٔ سبیزجات برای زنان دیکندی»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۱۴ آذر ۱۳۹۹ش.
- «طرز تهیهٔ نان پنجهکش»، وبسایت چیشی، تاریخ بازدید ۱۰ فروردین ۱۴۰۳ش.
- طنین، ظاهر، افغانستان در قرن بیستم، تهران، عرفان، ۱۳۸۴ش.
- عادلی، ملکه، «انواع لباسهای هزارگی در بامیان»، وبسایت رادیوبامیان، تاریخ بازدید: ۱۶ بهمن ۱۴۰۲ش.
- عالمی، محمدعیسی، بررسی جامعهشناختی پیامدهای فرهنگی بازگشت مهاجران به افغانستان، قم، جامعه المصطفی العالمیه، ۱۳۸۷ش.
- عباسی، علی، «هزارههای دره قراشغان ولایت لغمان»، وبلاک الحاج عباسی، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
- عبدلی، حسین، «هزارههای افغانستان؛ تبارشناسی و پراکندگی جمعیتی»، وبسایت سکوی نشر دانش، تاریخ بازدید: ۴ خرداد ۱۴۰۳ش.
- عرفانی، محمد، «مهاجرت؛ فرصتها و چالشها»، قم، طرح نو، سال ششم، شمارهٔ ۲۲، ۱۳۸۸ش.
- «عسل داخلی در بامیان جایگزین عسل خارجی شده است»، آژانس خبری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۲ دسامبر ۲۰۱۵م.
- عطایی، رضا، «موزهٔ از اقوام افغانستان۲»، وبسایت ماهنامهٔ دنیا، تایخ بازدید: ۶ خرداد ۱۴۰۳ش.
- عظیمی، خانعلی، «بررسی تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی ارزگان از برآمدن امیرعبدالرحمان تا برافتادن طالبان»، (پایاننامه)، ۱۳۸۸ش.
- علیآبادی، علیرضا، جامعه و فرهنگ افغانستان، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی بینالمللی الهدی، ۱۳۹۵ش.
- «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبح، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ش.
- غبار، میرغلاممحمد، «جغرافیای تاریخی افغانستان»، کابل، مطبعهٔ دولتی، ۱۳۶۸ش.
- «غزلهای هزارگی آقای علیمدد پاطو»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۴ فروردین ۱۴۰۳ش.
- غفاری، عبدالله، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه، تاریخ درج مطلب: ۲۵ مرداد۱۳۹۰ش.
- «فرار مغزها، این بار از افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اقتصادی تعادل، تاریخ درج مطلب: ۳ آبان ۱۳۹۴ش.
- فرهنگ، سیدمحمدحسین، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، قم، مؤسسهٔ آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۰ش.
- فرهنگ، میرصدیق، افغانستان در پنج قرن اخیر، قم، محمدوفایی، ۱۳۷۴ش.
- «فریاد روشنایی؛ سرودههای فارسیزبانان برای شنبه سیاه کابل»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۱ شهریور ۱۳۹۵ش.
- فصیحی، امانالله، «گفتمان عدالتخواهی در افغانستان»، معرفت فرهنگی اجتماعی، سال شانزدهم، شماره ۱۵، تابستان ۱۴۰۳ش.
- «هزارههای اهلسنت: بخش فراموششدهٔ تاریخ افغانستان»، وبسایت پنچرهای برای شناخت افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۹ اسفند ۱۴۰۲ش.
- فیاض مجاهد، آمنه، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی، تاریخ بازدید: ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ش.
- قاسمی، وحید، موسیقی اصیل هزاره، ترجمهٔ رامین انوری، کابل، ۱۳۹۶ش.
- «قانون اساسی سابق افغانستان»، وبسایت وزارت عدلیه، تاریخ بازدید: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
- «قصههای از سرزمین گزگ ولسوالی خاک افغان زابل»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
- کاتب، فیضمحمد، سراج التواریخ، کابل، دارالسلطنه کابل، ۱۸۶۲م.
- کاتب، فیضمحمد، نژادنامه افغان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۷۲ش.
- «کار ساخت بخش دوم سرک گردندیوال به یک شرکت خصوصی امضا شده است»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ش.
- کانفیلد، رابرت، «هزاره»، ترجمه و تلخیص معصومه ابراهیمی، وبسایت دانشنامه ایران زمین، تاریخ بازدید: ۱۸ شهریور ۱۴۰۱ش.
- کریمی، یاسین، «مقامها و دستگاههای موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچچیز، تاریخ درج مطلب: ۲ مهر ۱۳۹۵ش.
- «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وبسایت روزنامه افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: ۲۲ آبان ۱۳۹۰ش.
- «کوتل حاجیگک بعد از پنج ماه باز شد»، آژانس خبری پژواک، تاریخ درج مطلب: ۱۶ آوریل ۲۰۱۲م.
- «کودکان کار در کشور»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
- گریفیتز، جان. سی، افغانستان کلید یک قاره، ترجمهٔ ذ.غ. تهران، انتشارات گل محمد تخاری، بیتا.
- «گونههای جانوری افغانستان»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ بازدید: ۹ خرداد ۱۴۰۳ش.
- «لباسهای سنتی زنان و مردان هزاره»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ش.
- لعلی، اسماعیل، «پنج سال پس از جنبش روشنایی؛ ما به تنهایی عادت نداریم، گورهای ما همه دستهجمعی است»، وبسایت روزنامهٔ صبح کابل، تاریخ درج مطلب: ۲ مرداد ۱۴۰۱ش.
- محبی، «نیمنگاهی به هنر موسیقی و موسیقی هزارگی»، وبلاگ خط سوم، تاریخ درج مطلب: ۱۸ فروردین ۱۳۹۶ش.
- محرابی، سکینه، وضعیت زنان در دورهٔ پساز طالبان، مجموعه مقالات همایش زنان در افغانستان؛ فرصتها، چالشها و راهکارها، قم، جامعهٔ المصطفی، ۱۳۸۹ش.
- محمدی شاری، شوکت، «عید مردگان»، خبرگزاری فرهنگ، تاریخ د رج مطلب: ۲۹ فروردین ۱۴۰۲ش.
- محمدی، عارف، «سیکها و هندوها؛ اقلیتی با کولهباری از رنج»، وبسایت روزنامهٔ ۸ صبج، تاریخ درج مطلب: ۱۱ فروردین ۱۳۹۹ش.
- محمودیان، حسن، «مهاجرت افغانها به ایران: تغییر در ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی و انطباق با جامعه مقصد»، مجلهٔ نامه انجمن جمعیتشناسی ایران، شمارهٔ ۴، ۱۳۸۶ش.
- «مختهٔ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۴ فروردین ۱۴۰۳ش.
- مجیدی، عبدالطیف، «لباس هزارگی»، وبسایت مجلهٔ خامک، تاریخ درج مطلب: ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ش.
- مددی، علی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وبسایت روزنامهٔ اطلاعات روز، تاریخ درج مطلب: ۷ آبان ۱۴۰۲ش.
- مرادی، اسدالله، «ولسوالی پنجاب»، وبلاگ اسدالله مرادی، تاریخ درج مطلب: ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ش.
- مزاری، عبدالعلی، احیای هویت، کابل، امیری، ۱۳۹۳ش.
- مشل نوف، مجیب، «گزارش تظاهرات بیست عقرب درنیویورک تایمز»، ترجمهٔ عالمی کرمانی، هفتهنامهٔ راه ابریشم، شماره ۱۹، ۲۱ آبان ۱۳۹۵ش.
- مصاحب، غلامحسین، دایرةالمعارف فارسی، تهران، کتابهای جیبی، ۱۳۷۴ش.
- «معادن در افغانستان: زغالسنگ از گذشتهٔ سیاه تا آیندهٔ روشن، نگاه امیدوارانه طالبان به معادن زغالسنگ»، وبسایت کلکین، تاریخ درج مطلب: ۱۵ آذر ۱۴۰۱ش.
- «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۱۰ خرداد ۱۴۰۳ش.
- موسوی، سیدعسکر، هزارههای افغانستان، ترجمهٔ عزیز طغیان، قم، اشک یاس، ۱۳۷۹ش.
- «موسیقی محلی بامیان در آستانهٔ فراموشی»، شبکهٔ اطلاعرسانی افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ آّبان ۱۳۹۰ش.
- «موقعیت جغرافیایی تبرغنک»، وبلاگ تبرغنک، تاریخ ۲۵ دی ۱۳۸۸ش.
- ناصری، اسپیلو، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزارهها»، وبلاگ مِچید، تاریخ درج مطلب: ۸ مهر ۱۳۹۰ش.
- ناصری داوودی، عبدالمجید، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم، نشر المصطفی، ۱۳۹۰ش.
- «نخبگان سیاسی زن؛ ۱۰ چهره تأثیرگذار بر سیاست افغانستان»، خبرگزاری بانوان افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۹ دی ۱۳۹۵ش.
- «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ بارگذاری: ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ش.
- «هزاره ها؛ اهمیت و جایگاه، تبار، جغرافیای بومی، ساختار اجتماعی و… ۲»، وبسایت مجمع فرهنگی و اجتماعی بابه بهسود، تاریخ درج مطلب: ۹ میزان ۱۴۰۳ش.
- «همه چیز دربارهٔ جنایت هولناک میرزاولنگ افغانستان»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ش.
- «واکنشها به سربریدن هفت گروگان «شکار توطیه نشوید»، وبسایت رزنامهٔ ماندگار، تاریخ درج مطلب: ۱۸ آبان ۱۳۹۴ش.
- وحیدی، محمدحسین، «اسماعیلیه»، وبسایت تخصصی شیعهشناسی، تاریخ درج مطلب: ۵ خرداد ۱۳۹۸ش.
- «وضعیت فعلی هزارهها، چالشها، فرصتها و چشمانداز آینده»، وبسایت هزاره اینترنشنال، تاریخ بازدید: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲ش.
- «ولایت پکتیکا در افغانستان، از گذشته تا امروز»، خبرگزاری صدا و سیما، تاریخ درج مطلب: ۱۳ تیر ۱۴۰۰ش.
- «ولسوالی جاغوری و ۱۸ بند آبگردان»، وبسایت یوتیوب، تاریخ بازدید: ۱۲ خرداد ۱۴۰۳ش.
- یزدانی، حسینعلی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، تهران، محمدابراهیم شریعتی افغانستانی، ۱۳۷۳ش.
- «یک مرکز فرهنگی و تجاری مخصوص زنان در بامیان به بهرهبرداری سپرده شد»، خبرگزاری زنان افغانستان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ آذر ۱۴۰۲ش.
- «یوناما قتل هفت غیرنظامی را در ولایت زابل محکوم کرد»، خبرگزاری صدای افغان، تاریخ درج مطلب: ۲۰ آبان ۱۳۹۴ش.
- Adelkhah, Fariba; Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007.
- Bright, William. International Encyclopedia of Linguistics. Oxford: Oxford University Pres, 1992.
- Muslim peoples, ed, Richard v. Weeks, U.S.A, 1984.