پرش به محتوا

نفقه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ایران‌پدیا
ابرابزار
ابرابزار
 
خط ۱۷۴: خط ۱۷۴:
{{زن}}
{{زن}}
{{حقوق}}
{{حقوق}}
{{اسلام}}
ویکی ج
ویکی ج

نسخهٔ کنونی تا ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۰

خانواده ایرانی در حال خرید از فروشگاه
خانواده پاسندی در حال خرید از فروشگاه - عکاس حدیثه پاسندی

نفقه، مالی که صرف هزینه‌های ضروری زن، فرزند و خویشان می‌شود.

نفقه به معنای تأمین هزینه‌های زندگی افراد واجب‌النفقه مانند همسر و فرزندان است و در اسلام بر عهدهٔ مرد گذاشته شده، شامل خوراک، پوشاک، مسکن و درمان می‌شود؛ زن حتی اگر ثروتمند باشد وظیفه‌ای در تأمین هزینه‌ها ندارد و نفقه‌اش وابسته به تمکین اوست، همچنین نفقه والدین و فرزندان فقیر در صورت نیاز واجب می‌شود. ملاک تعیین نفقه نزد فقها یا شأن زن است یا توان مالی مرد و در حقوق کامن‌لا نفقه حقی متقابل بوده و حتی پس از طلاق نیز می‌تواند ادامه یابد.

مفهوم‌شناسی نفقه

نفقه به‌معنای کم کردن مال است.[۱] این واژه به‌معنای هزینه و خرج روزمره نیز بیان می‌شود. زمانی که از نفقه دادن صحبت می‌کنیم مراد عهده‌دار شدن معاش دیگری و پرداخت هزینه‌های او است.[۲] نفقه به‌معنی هزینه زن و فرزند هم آمده است.[۳]

نفقه در اسلام

خداوند در قرآن مجید نفقه زن و فرزندان را بر عهدهٔ شوهر قرار داده و بر او واجب کرده است تا به اندازهٔ توان در تأمین زندگی آنان بکوشد.[۴] طبق روایات پیشوایان مذهب شیعه، علاوه بر زن و فرزند نفقه به والدین هم تعلق می‌گیرد.[۵] همچنین نفقه شامل فرزندان و نوه‌ها (نتیجه‌ها و هرچه پایین‌تر روند)، پدربزرگ و مادربزرگ به بالا هم می‌شود، خواه اینان بزرگ یا کوچک و مسلمان یا کافر باشند.[۶]

مصادیق نفقه

با خواندن صیغهٔ نکاح، تمام حقوق و تکالیف بین زن و شوهر برقرار خواهد شد و هر دو مکلف به انجام آن هستند.[۷] از جمله این حقوق نفقه است که شامل همهٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به‌واسطهٔ نقصان یا مرض.[۸]

شروط پرداخت نفقه

اگر زن دارای ثروت کلانی هم باشد، هیچ الزامی ندارد که از اموال شخصی خویش مایحتاج خود یا خانواده‌اش را تأمین کند و این امر بر عهدهٔ مرد است؛[۹] اما شروطی برای وجوب پرداخت نفقه زن نیز بیان شده است:

  1. همسر دائمی باشد.
  2. زن تمکین کند، اگر زن ناشزه باشد یا طلاق بگیرد نفقه از او ساقط می‌شود.
  3. زن بدون اجازهٔ شوهر بیرون از منزل یا به سفر مستحب یا مباح نرود.[۱۰]

نفقهٔ خویشاوندان در موارد زیر واجب می‌شود:

  1. بالفعل فقیر باشد؛ یعنی در حال حاضر قادر به تأمین معاش خود نباشد.[۱۱]
  2. نفقهٔ فرزندان دختر در صورت نداشتن شغل یا شوهر؛
  3. فرزندان پسر تا سن بیست سالگی و بعد از این سن، منوط بر معلولیت یا اشتغال به تحصیل ایشان است.[۱۲]
  4. نفقه زن باید ابتدا پرداخت شده باشد[۱۳] و مرد پس از محاسبهٔ آن و مخارج خودش، اگر توانش را داشت باید نفقهٔ سایرین که بر عهدهٔ اوست بپردازد و در غیر این صورت تکلیفی ندارد.[۱۴]

میزان نفقه

دربارهٔ میزان نفقه دو نظریه مطرح است؛ ملاک مشهور نزد فقها وضعیت و شأن زن است.[۱۵] اما شیخ طوسی معتقد است که ملاک وضعیت مرد است، اگر مرد قادر باشد، باید برای زن نفقه را توسعه دهد و اگر توانایی مالی نداشته باشد، به اندازهٔ وسع به تأمین نیاز زن موظف است.[۱۶]

عدم پرداخت نفقه در قانون مدنی ایران

هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت گذشت وی از شکایت، در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می‌شود.[۱۷]

نفقه در کامن‌لا

بنا بر قانون خانواده ۱۹۳۸م حقوق کامن‌لا (Common law)[۱۸] اگر یکی از زوجین فوت کند، زوج دیگر مستحق نفقه خواهد بود که البته محدود به دوران مخصوصی به نام دوران عده نیست. در کمیت و کیفیت نفقه در حقوق کامن‌لا، به‌ویژه در آمریکا، عواملی از قبیل سن زوجین، طول مدت ازدواج و مهارت‌های شغلی زوجین مؤثر است. در کامن‌لا حتی زن موظف به پرداخت نفقه است. در این مجموعهٔ حقوقی زن و شوهر از حق یکسانی در زمینه دریافت نفقه برخوردارند؛ اما اغلب خانم‌ها نفقه را پس از انحلال نکاح دریافت می‌کنند. در برخی موارد دادگاه خانوادهٔ شوهر را ۵ تا ۱۱ سال پس از انحلال نکاح، ملزم به پرداخت نفقه به همسر نیازمند کرده است؛ با تکیه بر این استدلال که زن با خانه‌داری و مراقبت از فرزندان شانس کمتری برای برخورداری از تحصیلات عالی و مقام اجتماعی نسبت به مرد در طول دوران ازدواج داشته است.[۱۹]

پانویس

  1. ابن‌منظور، لسان العرب، 1414ق، ج10، ص358.
  2. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژۀ نفقه.
  3. معین، فرهنگ فارسی، 1382ش، ذیل واژهٔ نفقه.
  4. سورهٔ بقره، آیهٔ 233؛ سورهٔ طلاق، آیهٔ 6؛ سورهٔ نساء، آیهٔ 34.
  5. ابن‌بابویه، الخصال، 1362ش، ج1، ص248.
  6. خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2،ص319.
  7. قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1102.
  8. قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1107.
  9. محقق داماد، تحلیل فقهی حقوق خانواده، 1365ش، ص۲۸۳.
  10. خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص314.
  11. خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.
  12. قانون حمایت از خانواده، ماده 48، بند 3.
  13. قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، ماده 1203.
  14. خمینی، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص320.
  15. خمینی ، تحریر الوسیله، 1394ش، ج2، ص315.
  16. طوسی، الخلاف، 1407ق، ج5، ص112.
  17. قانون حمایت خانواده، 1391ش، ماده53.
  18. نظام‌های حقوقی کامن‌لا از انگلستان قرون وسطی سرچشمه گرفته است و امروزه به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد و در کشورها یا مناطقی که میراث قانونی خود را به انگلستان به‌عنوان مستعمرات سابق امپراتوری بریتانیا می‌رسانند، شامل می‌شود. امروزه کشورهای ایالات متحده آمریکا، مالزی، سنگاپور، بنگلادش، پاکستان، سری‌لانکا، هند، کامرون، کانادا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، زیمبابوه، هنگ کنگ و استرالیا از این نظام حقوقی استفاده می‌کنند.
  19. گواهی و هژبری، «بررسی تطبیقی نفقه در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا»، 1393ش، ص39-40.

منابع

  • قرآن کریم
  • ابن‌بابویه، محمد بن علی‏، الخصال‏، به‌تصحیح علی‌اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین‏، ۱۳۶۲ش‏.
  • ابن‌منظور، محمد بن مکرم‏، لسان العرب، به‌تحقیق جمال‌الدین میردامادی، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دار صادر، ۱۴۱۴ق.
  • خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیله، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۹۴ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر؛ لغت‌نامه دهخدا، پایگاه واژه‌یاب.
  • طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • قانون حمایت از خانواده
  • قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران
  • گواهی، زهرا، نسرین هژبری، «بررسی تطبیقی نفقه در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا»، فقه و حقوق خانواده (ندای صادق)، شماره ۶۱، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
  • محقق داماد، مصطفی، تحلیل فقهی حقوق خانواده، تهران، نشر علوم اسلامی، ۱۳۶۵ش.
  • معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، زرین، ۱۳۸۲ش.

ویکی ز

نفقه؛ هزینه و تأمین مایحتاج زندگی افراد واجب نفقه برای مرد.

نفقه، چیزی است که به‌طور متعارف برای گذران زندگی به آن نیاز هست. نفقه بر عهدهٔ مرد است و عدم دارا بودن مرد، تأثیری در پرداخت نفقه ندارد. نفقه زن، فرزند، پدر و مادر برعهده مرد می‌باشد، که این افراد واجب النفقه برای مرد محسوب می‌شوند؛ بنابراین زن موظف نیست که از اموال شخصی خود، مخارج زندگی‌اش را تأمین کند. در واقع نفقه از حقوق زوجه می‌باشد. مبنای تکلیف مرد در دادن نفقهٔ به زن، تمکین زن در برابر مرد است.

نفقه در لغت و اصطلاح

نفقه اسم مصدر «انفاق»[۱] و جمع آن «نفقات» و «نفاق» است[۲] و در کتاب‌های لغت معانی متعددی را برای آن بیان کرده‌اند؛ در یک جا به معنای خروج، هلاکت، نابودی، بذل، بخشش کردن و چشم پوشی کردن از چیزی بیان شده است.[۳] گروهی با توجه به موارد کاربرد نفقه، معانی مختلفی برای آن قائل شده‌اند؛ مثلاً هنگامی که این واژه در مورد حیوان به کار رود به معنای مرگ و هلاک حیوان است؛ ولی اگر این واژه در مورد معامله به کار رود، به معنای شیوع و رواج آن معامله است.[۴] باتوجه به اینکه نفقه‌ای که زوج برای همسرش خرج می‌کند، مال خویش را از ملکش خارج می‌کند و این به معنای خروج و هلاک شدن است.[۵] برخی گفته‌اند؛ نفقه از نفوق به معنای هلاکت، مشتق نشده است بلکه اسم اشیایی است که مرد برای خانواده‌اش خرج می‌کند.[۶]

نفقه در اصطلاح عبارت است از همهٔ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه‌های درمانی، بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطهٔ نقصان یا مرض.[۷]

اکثر فقها تعریف مشخصی از نفقه بیان نکرده‌اند؛ اما با توجه به عبارت‌هایی که در متون‌شان برای نفقه آورده‌اند به برآوردن نیازهای زوجه بصورت محدود را نفقه می‌گویند.[۸] ولی به مرور زمان فقها، مصادیق نفقه را گسترش دادند تا جایی که بسیاری بر این عقیده‌اند: ضابطه کلی برای نفقه چیزی است که، برای زندگی متعارف مورد نیاز است و زن در زندگی به آن احتیاج دارد.[۹] اسباب وجوب نفقه زوجیت، قرابت و ملک است.[۱۰]

فلسفه وجوب نفقه

وجوب نفقه بر مرد در برابر وجوب اطاعت و تمکین بر زن سبب تعامل دوجانبه و تساوی حقوق طرفین است. کاهش توانایی کار کردن زن با تولید نسل کار دایمی بیرون سبب از بین رفتن نشاط و زیبایی زن است که اینها لازمه آسایش در زندگی است. ساختار وجودی زن با کار منزل سازگارتر است.[۱۱]

ادله وجوب نفقه

کتاب: آیه۲۳۳/سوره بقره، آیه ۳/سوره نسا، آیه ۱۹/سوره نساء، آیه ۳۴/سوره نساء، آیه ۲/سوره طلاق، آیات ۶ و۷/ سوره طلاق.

سنت: نویسنده به پنج روایت استناد کرده که یک نمونه آن روایت امام صادق در پاسخ سؤال مربوط به حق زن بر شوهرش است که فرمود: مرد باید شکم زن را سیر نموده و بدن او را بپوشاند و چنانچه زن مرتکب جهالتی شد وی را ببخشاید.

اجماع: بسیاری از فقهای شیعه بر اثبات وجوب نفقه ادعای اجماع کرده‌اند. البته به نظر نویسنده این اجماع صحیح نیست، زیرا محتمل است اجماع این فقها مستند به همان کتاب و سنت باشد که در این صورت این اجماع خود دلیل مستقلی به‌شمار نمی‌آید و اجماع مدرکی محسوب می‌شود.

شرایط وجوب نفقه: عقد دائم باشد زن مطیعه باشد.[۱۲]

انواع نفقه

  • نفقه زوجه
  • نفقه فرزندان
  • نفقه خویشان یا اقارب[۱۳]

افراد واجب النفقه

از نظر اسلام دو دسته افراد واجب‌النفقه هستند. ۱. افرادی که از طریق سبب با انفاق کننده نسبت دارند که شامل زوجه در عقد دائم می‌شود و همچنین در صورتی که پرداخت نفقه در عقد موقت، شرط شده باشد، عمل به آن واجب است. ۲. افرادی که از طریق نسب با انفاق کننده نسبت دارند؛ مانند آبا و اجداد که واجب‌النفقه هستند.[۱۴]

کسانی که بر آنها نفقه واجب است:

  1. نفقه بر خود شخص
  2. نفقه زن
  3. نفقه نزدیکان
  4. نفقه بر خویشاوندی که فقیر است
  5. نفقه بر نیازمند
  6. نفقه بر گم‌شده
  7. نفقه برای حمایت از تلف شدن اشیا
  8. نفقه برای تحصیل حق.[۱۵]

برای نفقهٔ زوجه خصوصیاتی ذکر کرده‌اند که آن را از دیگر نفقه‌های واجب متمایز می‌کند.

  1. مشروط به نیازمندی زوجه نیست و شوهر در هر حال، موظف به پرداخت آن است؛
  2. در صورت عدم پرداخت آن، حق زوجه ساقط نمی‌شود و قضای آن بر عهدهٔ شوهر ثابت می‌گردد؛
  3. نفقهٔ زوجه بر نفقهٔ دیگر خویشاوندان تقدم دارد
  4. در صورت امتناع شوهر از ادای این حق، زن می‌تواند با مراجعه به دادگاه از وی شکایت کند که در این فرض، شوهر بین پرداخت نفقه یا طلاق زن مخیر خواهد شد.[۱۶]

مبنای تکلیف مرد به دادن نفقه

در فقه امامیه سه مبنا برای نفقه مطرح شده است که عبارت‌اند از:

۱_ رابطهٔ تمکین خاص با نفقه: تمکین را شرط استحقاق زن نسبت به نفقه بدانیم و نشوز را مانع استحقاق زن بدانیم. اگر ملاک، همان فتوای مشهور فقهای امامیه باشد، پس مطابق این فتوا، وجوب نفقه مشروط به وجوب تمکین است.[۱۷]

۲- رابطهٔ عقد با نفقه: طبق مبنای دوم یعنی عقد در برابر نفقه، زن در اثر عقد مستحق نفقه می‌شود و نشوز مانع استحقاق نفقه است و چنانچه زن با ارائهٔ قبالهٔ ازدواج، تقاضای نفقه نماید، شوهر ملزم به پرداخت می‌باشد، مگر این که نشوز زن را اثبات نماید. اما این نظر قابل تأمل است، اگر عقد صحیح مبنای استقرار نفقه شوهر باشد، پس چرا ضمانت اجرای، یعنی محروم شدن زن از نفقه، بطلان این عقد نباشد؟! نشوز را باید در مقابل تمکین قرارداد نه در مقابل عقد صحیح و بعد بگوییم چون عقد، صحیح بین زن و مرد منعقدشده پس زن مستحق نفقه است و حالا که تمکین نمی‌کند، مستحق نفقه نیست.[۱۸]

۳ـ رابطهٔ ریاست شوهر با نفقه: برخی از نویسندگان قانون مدنی با تفسیری عام از تمکین، آن را همان اظهار اطاعت زوجه نسبت به زوج دانسته و معتقدند ترتیب قانون مدنی از این که ابتدا در ماده ۱۱۰۵ ق.م. ریاست شوهر را اثبات نموده و بلافاصله در ماده ۱۱۰۶ ق.م. نفقه را برای زن اثبات نموده است، بیانگر این است که قانون‌گذار خواسته است ریاست شوهر و الزام به دادن نفقه را از توابع هم دانسته و به عنوان دو تعهد متقابل معرفی نماید.[۱۹]

اثبات تمکین از طرف زوجه

اگر زن نفقه را مطالبه نماید از جهت بار اثباتی قضیه که چه کسی مدعی یا مدعی علیه است، مطابق مبانی مختلف احکام متفاوتی خواهد داشت. مطابق مبنای اول (رابطه تمکین خاص با نفقه) زن، گذشته از رابطهٔ زوجیت باید تمکین خود را نیز اثبات نماید. اثبات چنین امری برای زن مشکل خواهد بود.[۲۰]

مطابق مبنای دوم (رابطهٔ عقد با نفقه) به مجرد عقد، نفقه بر عهده شوهر، واجب می‌شود. اگر مرد، مدعی نشوز زن باشد، باید به عنوان مدعی آن را اثبات نماید. در واقع مطابق مبنای دوم، بار اثباتی قضیه از دوش زن برداشته شده است.[۲۱]

اما مطابق مبنای سوم (رابطهٔ ریاست شوهر با نفقه)، ریاست زوج یکی از قواعد و آثار احکام بر نکاح در عقد دائم است که به محض انعقاد نکاح، این آثار بار می‌شود و زن ریاست شوهر را پذیرفته و با ورود در منزل شوهر به‌طور عملی در مواردی که قانون قرار داده، باید از شوهر اطاعت کند، خود را مطیع شوهر قرار دهد. به این ترتیب، نفقه بر شوهر واجب می‌شود مگر این که شوهر، نشوز زن را در عدم اطاعت وی اثبات کند. پس شوهر باید برای نشوز زن دلیل اقامه نماید.[۲۲]

شرایط پرداخت نفقه زن

  • عقد دائم: نفقه برای عقد ازدواج دائم می‌باشد و در عقد موقت زن مستحق نفقه نمی‌باشد.
  • عدم نشوز زن: همین که زن حاضر به ایفای وظایف زناشویی باشد، مستحق نفقه خواهد بود و در صورت امتناع از وظائفی که قانوناً بر عهده اوست، مستحق نفقه نخواهد بود.
  • نفقه زن در زمان عده بر عهده شوهر است.
  • نفقه زن در صورت طلاق ساقط می‌شود.
  • ارتداد سبب سقوط نفقه می‌شود.[۲۳]
  • در اینکه هزینه درمان زوجه، جزء نفقه به‌شمار می‌رود، اختلاف است. برخی قائل به تفصیل شده و گفته‌اند: داروهایی که نیاز به آنها متعارف است و در مداوای بیماری‌های جزئی و رایج به کار می‌رود، جزء نفقه محسوب می‌گردد؛ امّا داروهایی که در بیماری‌های صعب‌العلاج و نامتعارف کاربرد دارد، بویژه در صورتی که تأمین آنها مستلزم پرداخت مبلغی زیاد باشد، جزء نفقه به‌شمار نمی‌رود.[۲۴]

موارد نفقه زوجه

تمام وسایلی که زن با توجه به درجه تمدن، محیط زندگی، وضع جسمی و روحی خود بدان نیازمند است. (اعم از خوراک، پوشاک، مسکن، خادم، دارو و…) و تشخیص اینکه کدام وسیله را باید از ارکان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاک ثابتی ندارد.[۲۵]

ویژگی‌های نفقه زن

نفقه زن در مقام مقایسه با نفقه خویشاوندان نسبی دارای مزایایی به شرح زیر است:

  1. نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است.
  2. زن می‌تواند نفقه زمان گذشته خود را مطالبه کند و برای وصول آن در دادگاه اقامه دعوی نماید.
  3. نفقه زن مشروط به فقر یا تمکن مرد نیست.
  4. نفقه زوجه یک تکلیف یک جانبه است و در حقوق ایران زن هیچ‌گاه مکلف به دادن نفقه شوهر خود نیست.
  5. طلب زن بابت نفقه یک طلب ممتاز است و در صورت ورشکستگی یا فوت شوهر و عدم کفایت اموال او برای پرداخت دیون، بر سایر بدهی‌ها مقدم خواهد شد.[۲۶]

ضمانت اجرای نفقه

در خصوص راه‌های دریافت نفقهٔ زن از شوهر، در صورت خودداری شوهر از پرداخت آن، از دو طریق می‌شود اقدام کرد:

الف) شکایت کیفری: هر کس با داشتن استطاعت مالی، نفقهٔ زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیهٔ سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند، به حبس تعزیری درجه شش (بیش از ۶ ماه تا ۲ سال) محکوم می‌شود.[۲۷]

ب) دعوای حقوقی: زن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به محکمه رجوع کند. در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.[۲۸]

موارد سقوط نفقه زوجه

  1. نشوز: در لغت به معنای قیام کردن و در اصطلاح به زنی که تن به اطاعت همسرش ندهد. نشوز در اصطلاح حقوق و حکم آن: تکلیف مرد به دادن نفقه موکول به تمکین زن از اوست. چنان‌که در ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی آمده است: هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.
  2. ارتداد: یکی دیگر از موارد سقوط نفقه زوجه ارتداد است و علما اتفاق دارند در صورتی که زوجه مسلمان مرتد شود نفقه‌اش ساقط می‌گردد.
  3. فوت مرد: هرگاه زنی که شوهرش فوت کرده از شوهر خود حامله نباشد، فقها بالاتفاق معتقدند که نفقه در ایام عده بر ذمه زوج نیست. ولی در صورت حمل، بین فقها دو قول وجود دارد: الف) در ایام حمل نفقه زوجه از سهمیه جنین پرداخت می‌گردد. ب) به زوجه‌ای که حامله است و شوهرش وفات یافته، نفقه تعلق نمی‌گیرد.
  4. طلاق بائن زنی که با طلاق بائن یا با فسخ نکاح میان او و شوهرش جدایی حاصل شده و ایام عده را می‌گذراند از آنجا که رابطه زوجیت او با شوهرش کاملاً قطع شده و حملی از وی نیز ندارد، لذا نفقه وی بر عهده شوهرش نمی‌باشد.[۲۹]

پانویس

  1. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، 1412ق، ص816.
  2. فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، 1414ق، ص618.
  3. ابن منظور، لسان العرب، 1414ق، ج10، ص357.
  4. جوهری، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، 1376ق، ج4، ص1560.
  5. قرشی، قاموس قرآن، 1412ق، ج7، ص97.
  6. ابن عابدین، الدر المختار و حاشیه ابن عابدین (رد المحتار)، 1412ق، ج3، ص 572.
  7. صادقی،«ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش6، ص 110.
  8. شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، 1387ق، ج6، ص4-5.
  9. محقق حلی، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، 1419ق، ج2، ص293.
  10. سجادی، ‏فرهنگ معارف اسلامی، 1373ش، ج‏3، ص2029
  11. حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 1
  12. حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 3
  13. صفایی؛ امامی؛ مختصر حقوق خانواده، 1386ش، ص 398
  14. نجفی، جواهرالکلام، بی‌تا، ص301
  15. جلالی‌زاده، مبادی و اصطلاحات علم فقه، 1387ش، ص231.
  16. بستان، خانواده در اسلام، 1390ش، ص147.
  17. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 115.
  18. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 116.
  19. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 116.
  20. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 118.
  21. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 119.
  22. صادقی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»،1397 ش، ص 120.
  23. موسوی خمینی، تحریرالوسیله، بی‌تا، ج۲، ص۳۱۴–۳۱۴
  24. نجفی، جواهرالکلام، بی‌تا، ج31، ص335- 338؛ موسوی خمینی، تحریرالوسیلة، بی‌تا، ج2، ص316- 317.
  25. حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 7
  26. حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 9
  27. لطفی، حقوق خانواده، 1393ش، ج1، ص 259
  28. لطفی، حقوق خانواده، 1393ش، ج1، ص 260
  29. حسینی و بجنوردی، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، 1388، ص 8

منابع

  • ابن عابدین، محمد امین بن عمرو بن عبدالعزیز، الدر المختار و حاشیه ابن عابدین (رد المحتار)، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم، ۱۴۱۲ق - ۱۹۹۲م.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق،
  • بستان (نجفی)، حسین، خانواده در اسلام، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰ش.
  • جلالی‌زاده، جلال، مبادی و اصطلاحات علم فقه، تهران، ‏ احسان‏، چاپ اول، ۱۳۸۷ش.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، بیروت، دارالعلم، للملایین، چاپ اول، ۱۳۷۶ق.
  • حسینی، سید محمد و موسوی بجنوردی، سیده شهناز، نفقه زوجه در فقه و حقوق با رویکردی بر نظریات امام خمینی (س)، نشریه پژوهشنامه متین، تابستان ۱۳۸۸، شماره ۴۳.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات الفاظ القرآن، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • سجادی، جعفر، ‏فرهنگ معارف اسلامی (۳جلد)، تهران‏، کومش‏، چاپ سوم، ۱۳۷۳ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، مکتبة المرتضویة، ۱۳۸۷ق.
  • صادقی، محمد مهدی، «ارتباط نفقه و تمکین در قانون مدنی»، علمی تخصصی حقوقی دانشگاه اصفهان، بهار ۱۳۹۷ش.
  • صفایی، سیدحسین؛ امامی، اسدالله؛ مختصر حقوق خانواده، تهران، نشر میزان، چاپ چهاردهم، زمستان ۱۳۸۶ش.
  • فیومی، احمدبن محمد، المصباح المنیرفی غریب الشرح الکبیر للرافعی، قم، مؤسسه دارالهجرة، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • قرشی بنابی، علی اکبر، قاموس قرآن، ‏ تهران، دارالکتب الإسلامیة، چاپ ششم، ‏۱۳۷۱ش. ‏
  • لطفی، اسدالله، حقوق خانواده، تهران، خرسندی، چاپ دوم، ۱۳۹۳ش.
  • محقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، دارالتفسیر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش- ۱۴۱۹ق.
  • موسوی خمینی، سیدروح الله، تحریرالوسیلة، مؤسسه مطبوعات دارالعلم، قم، بی‌تا.
  • نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، (۴۳جلدی)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

ویکی ج