عجب: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''<big>عُجب</big>'''، بزرگشماری عمل و خشنودی به آن.<br> عُجب در لغت، بهمعنای خودبینی و خودپسندی<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B9%D8%AC%D8%A8 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه عُجب.]</ref> و در اصطلاح علمای اخلاق، بزرگپنداری بهواسطه عمل<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/273 فیض کاشا...» ایجاد کرد |
علی شاهرودی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''<big>عُجب</big>'''، بزرگشماری عمل و خشنودی به آن. | '''<big>عُجب</big>'''، بزرگشماری عمل و خشنودی به آن. | ||
عُجب در لغت، بهمعنای خودبینی و خودپسندی<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B9%D8%AC%D8%A8 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه عُجب.]</ref> | عُجب در لغت، بهمعنای خودبینی و خودپسندی<ref>[https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B9%D8%AC%D8%A8 دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه عُجب.]</ref> و در اصطلاح علمای [[اخلاق]]، بزرگپنداری بهواسطه عمل<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/273 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص273.]</ref> و شادمان شدن به آن و خود را از گناهکاران قلمداد نکردن است.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_31161/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_3_%d8%b9%d8%ac%d8%a8#page61 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص61-62.]</ref> برخی گفتهاند اگر آدمی خود را بهجهت صفتی کمالی که در خود میبیند، بزرگ بپندارد، چه آن صفت کمالی را داشته باشد، چه نداشته باشد و چه آن صفت حقیقتاً کمالی باشد یا نباشد، گرفتار عُجب شده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/265 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.]</ref><br> | ||
<br> | <br> | ||
عالمان اخلاق حقیقت عُجب را اینگونه تعریف کردهاند: عُجب آن است که فرد نسبت به عمل و عملکرد خود خرسند بوده و خائف نباشد، بهگونهای که نسبت به درستی و قبولی عمل اطمینان داشته باشد و آن را نه توفیقی از جانب خداوند بلکه از جانب خود بداند.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/276 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص276.]</ref> | عالمان اخلاق حقیقت عُجب را اینگونه تعریف کردهاند: عُجب آن است که فرد نسبت به عمل و عملکرد خود خرسند بوده و خائف نباشد، بهگونهای که نسبت به درستی و قبولی عمل اطمینان داشته باشد و آن را نه توفیقی از جانب خداوند بلکه از جانب خود بداند.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/276 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص276.]</ref> | ||
==عُجب در قرآن و روایات== | ==عُجب در قرآن و روایات== | ||
در [[قرآن]] سه آیه به مقوله عُجب پرداخته است؛ آیه | در [[قرآن]] سه آیه به مقوله عُجب پرداخته است؛ آیه ۲۶ [[سوره توبه]] به گرفتار آمدن [[مسلمانان]] در غزوه حنین به ورطه [[خودبینی]] و خودپسندی اشاره کرده و آیات ۳۴ [[سوره نجم]] و ۴۹ [[سوره نساء]] به مرض خودبینی اشاره دارند. | ||
در روایات نیز عُجب بهعنوان یک رذیله اخلاقی مطرح گردیده و از آن پرهیز داده شده است. [[پیامبر اکرم | در روایات نیز عُجب بهعنوان یک رذیله اخلاقی مطرح گردیده و از آن پرهیز داده شده است. [[پیامبر اکرم]] خدا عُجب و خودبینی و خودپسندی را از عوامل هلاککننده انسان معرفی کرده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/266 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص266.]</ref> همچنین پیامبر و [[امام صادق]] عُجب را بزرگتر از گناه و گناه را بهتر از عُجب دانستهاند.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_65775/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d9%81%d8%b5%d9%84_%d8%af%d8%b1_%d9%85%d9%81%d8%a7%d8%b3%d8%af_%d8%b9%d8%ac%d8%a8_%d8%a7%d8%b3%d8%aa#page68 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص68.]</ref> ناامیدی و عجب هر دو هلاک انسان را بهدنبال دارند زیرا فرد مأیوس از رحمت خدا، سعی و طلب نمیکند و فرد گرفتار عُجب، میپندارد که رستگار گردیده و به مراد خود رسیده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/273 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص273.]</ref> همچنین عُجب با فلسفه [[عبادت]] یعنی اظهار ذلت و خواری در پیشگاه خداوند، ناسازگار است و بههمین دلیل، عبادت را باطل میکند.<ref> نراقی، جامعالسعادات، 1383ق، ج1، ص333.</ref> | ||
==اقسام عُجب== | ==اقسام عُجب== | ||
عُجب بر دو قسم است: عُجبی که به تکبر میانجامد و عُجبی که برآمده از ناآگاهی است.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/282 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282.]</ref> در آیات [[قرآن]] به قسم دوم اشاره شده است.<ref>سوره کهف، آیه 140.</ref> | عُجب بر دو قسم است: عُجبی که به تکبر میانجامد و عُجبی که برآمده از ناآگاهی است.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/282 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282.]</ref> در آیات [[قرآن]] به قسم دوم اشاره شده است.<ref>سوره کهف، آیه 140.</ref> | ||
==علل و اسباب عُجب== | ==علل و اسباب عُجب== | ||
علمای اخلاق با استفاده از [[قرآن]]، علل و اسباب گوناگونی را برای عُجب شناسایی کردهاند: زیبایی، تندرستی، تنومندی، تناسب اندام، قدرت و توانمندی، کیاست و درایت، شرافت خانوادگی، انتساب به صاحبان قدرت، فراوانی فرزندان و گستردگی خاندان، ثروت، دانش، پندارهای نابهجا، عبادت و پرهیزگاری.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/282 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282-287]؛ [https://lib.eshia.ir/10341/1/276 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص276-285].</ref> | علمای [[اخلاق]] با استفاده از [[قرآن]]، علل و اسباب گوناگونی را برای عُجب شناسایی کردهاند: زیبایی، تندرستی، تنومندی، تناسب اندام، قدرت و توانمندی، کیاست و درایت، شرافت خانوادگی، انتساب به صاحبان قدرت، فراوانی فرزندان و گستردگی خاندان، ثروت، دانش، پندارهای نابهجا، عبادت و پرهیزگاری.<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/282 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282-287]؛ [https://lib.eshia.ir/10341/1/276 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص276-285].</ref> | ||
==منشأ عُجب== | ==منشأ عُجب== | ||
حب نفس منشأ تمام خطاهای انسانی و رذایل اخلاقی از جمله عُجب است.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_65775/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d9%81%d8%b5%d9%84_%d8%af%d8%b1_%d9%85%d9%81%d8%a7%d8%b3%d8%af_%d8%b9%d8%ac%d8%a8_%d8%a7%d8%b3%d8%aa#page71 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.]</ref> | حب نفس منشأ تمام خطاهای انسانی و رذایل اخلاقی از جمله عُجب است.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_65775/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d9%81%d8%b5%d9%84_%d8%af%d8%b1_%d9%85%d9%81%d8%a7%d8%b3%d8%af_%d8%b9%d8%ac%d8%a8_%d8%a7%d8%b3%d8%aa#page71 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.]</ref> | ||
==درجات عُجب== | ==درجات عُجب== | ||
علمای اخلاق عُجب را هم نسبت به جوارح (اعضای بدن) و هم جوانح (قلبی)، هم نسبت به امور پسندیده و هم امور ناپسند مؤثر میدانند و بر اساس همین دیدگاه عُجب را درجهبندی کردهاند. | علمای [[اخلاق]] عُجب را هم نسبت به جوارح (اعضای بدن) و هم جوانح (قلبی)، هم نسبت به امور پسندیده و هم امور ناپسند مؤثر میدانند و بر اساس همین دیدگاه عُجب را درجهبندی کردهاند. | ||
* عُجب به ایمان و معارف حقه و در مقابل آن عُجب به کفر و شرک و عقاید باطل؛ | * عُجب به [[ایمان]] و معارف حقه و در مقابل آن عُجب به کفر و شرک و عقاید باطل؛ | ||
* عُجب به ملکات و صفات حمیده و در مقابل آن عُجب به سیئات اخلاق و قبایح ملکات؛ | * عُجب به ملکات و صفات حمیده و در مقابل آن عُجب به سیئات اخلاق و قبایح ملکات؛ | ||
* عُجب به اعمال صالح و افعال حسن و در مقال آن عُجب به اعمال قبیحه و افعال ناهنجار.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_31161/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_3_%d8%b9%d8%ac%d8%a8#page62 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص62-63.]</ref> | * عُجب به اعمال صالح و افعال حسن و در مقال آن عُجب به اعمال قبیحه و افعال ناهنجار.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_31161/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_3_%d8%b9%d8%ac%d8%a8#page62 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص62-63.]</ref> | ||
==پیامدها و آسیبهای عُجب== | ==پیامدها و آسیبهای عُجب== | ||
عُجب منجر به تباهی اعمال نیک،<ref>پاینده، نهجالفصاحه، ص285.</ref> حلول کبر در وجود آدمی، فراموشی گناهان و منتگذاری بر خدا به واسطه اعمال،<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/275 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص275.]</ref> فساد عقل،<ref>نهج¬البلاغه، ص397؛ تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص388.</ref> هلاکت<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/313 کلینی، الکافی، ج2، ص313.]</ref> و تنهایی<ref>ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص6.</ref> میشود. همچنین موجب کوری و کری قلب شده و مانع استفاده از فیوضات و مواهب الهی میشود.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_65776/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d9%81%d8%b5%d9%84_%d8%af%d8%b1_%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86_%d8%a2%d9%86%da%a9%d9%87_%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3_%d8%b9%d8%ac%d8%a8_%d8%ad%d8%a8_%d9%86%d9%81%d8%b3_%d8%a7%d8%b3%d8%aa_#page71 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.]</ref> | عُجب منجر به تباهی اعمال نیک،<ref>پاینده، نهجالفصاحه، ص285.</ref> حلول کبر در وجود آدمی، فراموشی گناهان و منتگذاری بر خدا به واسطه اعمال،<ref>[https://lib.eshia.ir/71448/6/275 فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص275.]</ref> فساد عقل،<ref>نهج¬البلاغه، ص397؛ تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص388.</ref> هلاکت<ref>[https://lib.eshia.ir/11005/2/313 کلینی، الکافی، ج2، ص313.]</ref> و تنهایی<ref>ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص6.</ref> میشود. همچنین موجب کوری و کری قلب شده و مانع استفاده از فیوضات و مواهب الهی میشود.<ref>[http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_65776/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8/%d8%b4%d8%b1%d8%ad_%da%86%d9%87%d9%84_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b9%db%8c%d9%86_%d8%ad%d8%af%db%8c%d8%ab_/%d9%81%d8%b5%d9%84_%d8%af%d8%b1_%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86_%d8%a2%d9%86%da%a9%d9%87_%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3_%d8%b9%d8%ac%d8%a8_%d8%ad%d8%a8_%d9%86%d9%81%d8%b3_%d8%a7%d8%b3%d8%aa_#page71 امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.]</ref> | ||
==فرق عُجب با تکبر== | ==فرق عُجب با تکبر== | ||
در | در [[تکبر]]، پای غیر در میان است و متکبر خود را با دیگری مقایسه و از او برتر و بالاتر میبیند؛ اما در عُجب، پای دیگری در میان نیست و مُعجِب، به خود میبالد و از خود خشنود است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/265 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.]</ref> | ||
==تفاوت عُجب با دِلال (إدلال)== | ==تفاوت عُجب با دِلال (إدلال)== | ||
دِلال در لغت بهمعنای کرشمه و غمزه و ناز است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/265 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.]</ref><br> | دِلال در لغت بهمعنای کرشمه و غمزه و ناز است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10341/1/265 نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.]</ref><br> | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۸: | ||
* نراقی، احمد، معراجالسعاده، قم، هجرت، چاپ سوم، 1375ش. | * نراقی، احمد، معراجالسعاده، قم، هجرت، چاپ سوم، 1375ش. | ||
* نراقی، محمدمهدی، جامعالسعادات، قم، مؤسسه مطبوعاتی ایرانیان، 1383ق. | * نراقی، محمدمهدی، جامعالسعادات، قم، مؤسسه مطبوعاتی ایرانیان، 1383ق. | ||
{{اخلاق}} | |||
{{گناهان در اسلام}} | |||
نسخهٔ کنونی تا ۲ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۸
عُجب، بزرگشماری عمل و خشنودی به آن.
عُجب در لغت، بهمعنای خودبینی و خودپسندی[۱] و در اصطلاح علمای اخلاق، بزرگپنداری بهواسطه عمل[۲] و شادمان شدن به آن و خود را از گناهکاران قلمداد نکردن است.[۳] برخی گفتهاند اگر آدمی خود را بهجهت صفتی کمالی که در خود میبیند، بزرگ بپندارد، چه آن صفت کمالی را داشته باشد، چه نداشته باشد و چه آن صفت حقیقتاً کمالی باشد یا نباشد، گرفتار عُجب شده است.[۴]
عالمان اخلاق حقیقت عُجب را اینگونه تعریف کردهاند: عُجب آن است که فرد نسبت به عمل و عملکرد خود خرسند بوده و خائف نباشد، بهگونهای که نسبت به درستی و قبولی عمل اطمینان داشته باشد و آن را نه توفیقی از جانب خداوند بلکه از جانب خود بداند.[۵]
عُجب در قرآن و روایات
در قرآن سه آیه به مقوله عُجب پرداخته است؛ آیه ۲۶ سوره توبه به گرفتار آمدن مسلمانان در غزوه حنین به ورطه خودبینی و خودپسندی اشاره کرده و آیات ۳۴ سوره نجم و ۴۹ سوره نساء به مرض خودبینی اشاره دارند.
در روایات نیز عُجب بهعنوان یک رذیله اخلاقی مطرح گردیده و از آن پرهیز داده شده است. پیامبر اکرم خدا عُجب و خودبینی و خودپسندی را از عوامل هلاککننده انسان معرفی کرده است.[۶] همچنین پیامبر و امام صادق عُجب را بزرگتر از گناه و گناه را بهتر از عُجب دانستهاند.[۷] ناامیدی و عجب هر دو هلاک انسان را بهدنبال دارند زیرا فرد مأیوس از رحمت خدا، سعی و طلب نمیکند و فرد گرفتار عُجب، میپندارد که رستگار گردیده و به مراد خود رسیده است.[۸] همچنین عُجب با فلسفه عبادت یعنی اظهار ذلت و خواری در پیشگاه خداوند، ناسازگار است و بههمین دلیل، عبادت را باطل میکند.[۹]
اقسام عُجب
عُجب بر دو قسم است: عُجبی که به تکبر میانجامد و عُجبی که برآمده از ناآگاهی است.[۱۰] در آیات قرآن به قسم دوم اشاره شده است.[۱۱]
علل و اسباب عُجب
علمای اخلاق با استفاده از قرآن، علل و اسباب گوناگونی را برای عُجب شناسایی کردهاند: زیبایی، تندرستی، تنومندی، تناسب اندام، قدرت و توانمندی، کیاست و درایت، شرافت خانوادگی، انتساب به صاحبان قدرت، فراوانی فرزندان و گستردگی خاندان، ثروت، دانش، پندارهای نابهجا، عبادت و پرهیزگاری.[۱۲]
منشأ عُجب
حب نفس منشأ تمام خطاهای انسانی و رذایل اخلاقی از جمله عُجب است.[۱۳]
درجات عُجب
علمای اخلاق عُجب را هم نسبت به جوارح (اعضای بدن) و هم جوانح (قلبی)، هم نسبت به امور پسندیده و هم امور ناپسند مؤثر میدانند و بر اساس همین دیدگاه عُجب را درجهبندی کردهاند.
- عُجب به ایمان و معارف حقه و در مقابل آن عُجب به کفر و شرک و عقاید باطل؛
- عُجب به ملکات و صفات حمیده و در مقابل آن عُجب به سیئات اخلاق و قبایح ملکات؛
- عُجب به اعمال صالح و افعال حسن و در مقال آن عُجب به اعمال قبیحه و افعال ناهنجار.[۱۴]
پیامدها و آسیبهای عُجب
عُجب منجر به تباهی اعمال نیک،[۱۵] حلول کبر در وجود آدمی، فراموشی گناهان و منتگذاری بر خدا به واسطه اعمال،[۱۶] فساد عقل،[۱۷] هلاکت[۱۸] و تنهایی[۱۹] میشود. همچنین موجب کوری و کری قلب شده و مانع استفاده از فیوضات و مواهب الهی میشود.[۲۰]
فرق عُجب با تکبر
در تکبر، پای غیر در میان است و متکبر خود را با دیگری مقایسه و از او برتر و بالاتر میبیند؛ اما در عُجب، پای دیگری در میان نیست و مُعجِب، به خود میبالد و از خود خشنود است.[۲۱]
تفاوت عُجب با دِلال (إدلال)
دِلال در لغت بهمعنای کرشمه و غمزه و ناز است.[۲۲]
در عُجب، مُعجِب خود را میبیند و مُنعِم را نادیده میگیرد؛ اما در دِلال، فرد نعمتها را از جانب خدا میداند اما میپندارد که وی به واسطه اعمالش حقی بر گردن خدا دارد و میبایست این نعمت به او داده شود و از او سلب نگردد. دِلال شعبهای از عُجب و بدترین آن است.[۲۳] چنین توقعی مایه سرخوشی بیش از حد و مانع آدمی در رسیدن به کمال است.[۲۴]
درمان عُجب
عُجب ریشه در جهل آدمی دارد و درمان عُجب به آگاهی یافتن و معرفت نسبت به خالق و ریشهیابی علل و اسباب گرفتار آمدن در عُجب است.[۲۵] پس اگر کسی از اعمال خود خشنود باشد اما آنها را نعمتی از جانب خدا بداند و از تباه شدن اعمالش بیمناک باشد، به چنین حالتی عُجب یا دِلال نمیگویند.[۲۶]
پانویس
- ↑ دهخدا، لغتنامه، ذیل واژه عُجب.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص273.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص61-62.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص276.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص266.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص68.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص273.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، 1383ق، ج1، ص333.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282.
- ↑ سوره کهف، آیه 140.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص282-287؛ نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص276-285.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص62-63.
- ↑ پاینده، نهجالفصاحه، ص285.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص275.
- ↑ نهج¬البلاغه، ص397؛ تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص388.
- ↑ کلینی، الکافی، ج2، ص313.
- ↑ ابنشعبه حرانی، تحفالعقول، ص6.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص71.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.
- ↑ نراقی، معراجالسعاده، 1375ش، ص265.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص64.
- ↑ فیض کاشانی، محجه البیضاء، 1383ق، ج6، ص274.
- ↑ نراقی، جامعالسعادات، 1383ق، ج1، ص326-344.
- ↑ امام خمینی، چهل حدیث، 1373ش، ص62.
منابع
- قرآن
- ابنشعبه حرانی، حسن بن علی، تحفالعقول، تصحیح: علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1363ق.
- امام خمینی، روحالله، چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ چهارم، 1373ش.
- پاینده، ابوالقاسم، نهجالفصاحه، تهران، دانش، 1382ش.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، تصحیح: مهدی رجائی، قم، دارالکتب الإسلامی، 1410ق.
- سیدرضی، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، 1414ق.
- فیض کاشانی، محسن، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء (العلوم)، تصحیح و تعلیق: علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1383ق.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، بهتصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1407ق.
- نراقی، احمد، معراجالسعاده، قم، هجرت، چاپ سوم، 1375ش.
- نراقی، محمدمهدی، جامعالسعادات، قم، مؤسسه مطبوعاتی ایرانیان، 1383ق.