ایران در دوران صفویه
پرچم ایران در دوره صفویه |
ایران در دوران صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسی، حکومت ملی و وحدت مذهبی بر مدار تشیع دوازدهامامی.
ایران در دورۀ صفویه (۹۰۷–۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی، متحد شد و هویت نوینی بر پایه تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری و تداوم این دولت بود. ایران در عصر صفویه، دارای ساختار سیاسی منسجم، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، آدابورسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، نظام مالیاتی، دادوستد و شیوه تولید بوده است. در این دوره هم جغرافیای مستقل و حاکمیت سیاسی ایرانیان احیا شد و هم دین و مذهب، حضور پررنگی در سبک زندگی ایرانیان داشت.
پیشینه
ایران پس از سقوط ساسانیان، تا قرنها دچار پراکندگی سیاسی و تغییر سلسلهها بود. اگرچه حکومتهای قدرتمندی مانند سامانیان، سلجوقیان و ایلخانان وجود داشتند،[۱] اما صفویان نخستین دودمانی بودند که توانستند دولتی نسبتاً پایدار، یکپارچه و فراگیر و دارای هویت سیاسی-مذهبی مشخص برای ایرانِ پس از ساسانیان ایجاد کنند.[۲] در این دوره، ولایت بهعنوان یک مفهوم اصیل شیعی که در تصوف نیز یک مفهوم کلیدی بود، زمینهٔ مساعدی برای نفوذ و گسترش میان مردم یافت.[۳] قزلباشان که صفویه را به قدرت رسانیده بودند، ابتدا شاه را مرشد کامل[۴] میخواندند؛ اما نهاد سلطنت، با تکیه بر سنت ایرانشهری[۵] بهتدریج مبنای مشروعیت خود را از طریقت صوفیانه به شریعت گسترش داد، بهگونهای که شاه هم مرشد طریقت و هم ظلالله و نایب امام مهدی نامیده میشد.[۶] این تلفیق فکری، در کنار رویارویی حکومت صفوی با حکومتهای سُنّی ازبکان و عثمانیان در غرب و شرق ایران، زمینهٔ ایجاد دولت متمرکز و هویت شیعی در ایران را فراهم کرد.[۷] همچنین افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان، کاهش اقتدار دولت مرکزی و رشد اندیشههای مبتنی بر عدالت اجتماعی، زمینه دیگری برای شکلگیری دولت مستقل شیعی بود.[۸]
هویت ایرانی در دوران صفویه

مذهب، زبان، تاریخ و جغرافیای مشترک و آیینها و فرهنگ عمومی، مهمترین مؤلفههای شکلدهنده به هویت ایرانی در دوره صفویه بوده است.[۹]
پیش از دوران صفویان، بیشتر مردم ایران پیرو مذاهب اهلسنت بودند. با اعلام تشیع اثنیعشری بهعنوان مذهب رسمی توسط شاهاسماعیل اول،[۱۰] ایرانیان که روح اسلام و معنی اسلام را در خاندان حضرت محمد یافته بودند،[۱۱] این مذهب را بهتدریج در بسیاری از مناطق ایران پذیرا شدند. با اینحال، جمعیت قابل توجهی از اهلسنت بهویژه در مناطق مرزی همچنان به مذهب خود باقی ماندند.[۱۲] شاهاسماعیل از علمای شیعهٔ جبلعامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران بیایند[۱۳] و این هجرت به همگرایی دین و سیاست در ایران کمک کرد.[۱۴] دولت صفوی با پیوند راهبردی میان نهاد سلطنت و نهاد فقاهت، زمینهساز گذار از ولایت محدود فقها به ولایت گسترده آنان شد.[۱۵] هرچند برخی علمای شیعه در این زمان، همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند،[۱۶] اما در این دوره، مذهب شیعه بر تمام شئون زندگی ایرانیان سایه انداخته بود، ازجمله در مراسم دینی و مذهبی، رفتارهای فردی و اجتماعی، ساخت تکایا و حسینیهها، احترام به اهلبیت، اهتمام به شعائر شیعی، عزاداری در محرم و عاشورا، زیارت قبور ائمه و امامزادگان، احترام به زائران عتبات عالیات و احترام به سادات.[۱۷]
علاوه بر مذهب شیعه دوازدهامامی، گسترۀ جغرافیایی ایرانزمین نیز یکی از ارکان هویت ملی در دوره صفویه بود.[۱۸] جغرافیای ایران در این دوره با اصطلاحاتی مانند ممالک محروسه، بلاد وسیعه فسیحه و ممالک موروث یاد میشود. در متون آن دوره، گاهی به کل قلمرو سرزمینی، ایران گفته میشد و گاهی به بخش مرکزی و هسته اصلی آن.[۱۹] قلمرو ایران در دوره صفویه بسیار گسترده بود[۲۰] و علاوه بر ایران کنونی، غرب افغانستان و ازجمله هرات و قندهار را در بر میگرفت و همچنین شامل مرو، بحرین، قفقاز و قسمتی از بلوچستانِ پاکستان میشد.[۲۱]
ساختار سیاسی
حکومت در دوران صفویه، سلطنت موروثی بود و شاه، در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسیاداری ایران قرار داشت.[۲۲] با این حال، مؤلفههای اجتماعی بر آرایش سیاسی، اثرگذار بوده و حکومت بر پایههای متکثر قدرت و شبکهٔ نسبتاً پیچیدهای از نهادها شامل دولت، ایلات، روحانیت و بازار استوار بود.[۲۳]
نظام اداری
نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود و با توجه به تغییر مذهب در کشور، قواعد فقه شیعه، جایگزین فقه اهلسنت شد. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز بهصورت غیرمتمرکز بود.[۲۴] مشاغل دربار، یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود.[۲۵] شاهان صفوی بر تمرکز ساختار اداری میکوشیدند و در اواخر دوران صفوی، تمرکزگرایی اداری افزایش یافت و قدرت والیان محلی محدود شد.[۲۶]
روابط سیاسی

روابط منطقهای ایران در دوره صفویه بر جنگ و صلح با همسایگان، حفظ استقلال و تمامیت ارضی، پاسداری از مرزهای تاریخی و جلوگیری از تجاوز، متمرکز بود. ایران در سطح فرامنطقهای، بهدنبال متحدان بینالمللی بهویژه علیه حکومت عثمانی، گسترش تجارت و حفظ روابط دوستانه با دولتهای اروپایی بود. روابط سیاسی بر آموزههای مذهب شیعه استوار بود و نسبت به اتباع اروپایی ساکن در ایران، سیاست تساهل و تسامح مذهبی إعمال میشد.[۲۷]
مهمترین ابزارهای دیپلماسی ایران در دوره صفویه عبارتاند از:
- نامهنگاری با دیگر دولتها: مانند نامهٔ شاهطهماسب اول به سلطان عثمانی و نامهٔ سلطان محمد خدابنده که در جهت جلوگیری از وقوع جنگ نگاشته شد. نامههای صفویان به اروپاییان و نیز امپراتوران مغولی هند بیشتر برای حفظ مناسبات و مراودات تجاری و جلوگیری از همپیمانی با دشمن و احتمالاً جلبنظر برای ایجاد نوعی پیوند سیاسی یا نظامی بوده است.
- پیماننامههای سیاسی و قراردادهای تجاری: مانند معاهدات سیاسی صفویان با دولت عثمانی و قراردادها تجاری با برخی دولتهای اروپایی.
- سفیران و هیئتهای نمایندگی.[۲۸]
ساختار اجتماعی
جامعه ایرانی در دوران صفویه از جمعیت قابل توجهی برخوردار بوده است. هرچند در قرن ۱۰ق/۱۶م بهدلیل جنگهای مکرر با عثمانیان و ازبکان، ناآرامیهای داخلی و شیوع بیماریهای واگیردار، رشد جمعیت با چالش روبرو بود،[۲۹] اما برخی سیاحان اروپایی جمعیت ایران در دوران صفوی را تا حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد کردهاند. جیمز موریهٔ انگلیسی در برآوردی محتاطانهتر، جمعیت ایران را حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده است که از این تعداد، ۱ میلیون نفر شهرنشین بودهاند.[۳۰] از اوایل قرن ۱۱ق/۱۷م، جمعیت ایران روندی روبه رشد یافت. در این دوره، جمعیت ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر و جمعیت اصفهان به حداقل ۶۰۰ هزار نفر رسید. در اواخر دوره صفویه، خشکسالی، قحطی، طاعون و زلزله از میزان جمعیت ایران کاست، بهگونهای که در دهه ۱۱۲۰ق/۱۷۱۰م، جمعیت ایران به ۹ میلیون نفر کاهش یافت.[۳۱]
طبقات اجتماعی

منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، جامعهٔ ایران را در چهار طبقه اصلی، دستهبندی کردهاند:
- درباریان و دیوانسالاران
- عالمان و دانشمندان
- بازرگانان و پیشهوران
- کارگران و کشاورزان
شاه در رأس این هرم قرار داشت و در قاعدهٔ زیرین آن، مردم عادی شامل دهقانان روستایی، صنعتگران، دکانداران و بازرگانان کوچک شهرها جای میگرفتند. میان شاه و مردم، لایههای متعددی ازجمله فرماندهان نظامی، مقامات دیوانی و طیف گستردهای از روحانیون با درجات و مسئولیتهای گوناگون وجود داشت. ارکان اصلی دولت صفوی یعنی دیوان اربعه در میانهٔ هرم قرار داشتند و فشار سلسلهمراتب اجتماعی در نهایت بر دوش کشاورزان و پیشهوران سنگینی میکرد.[۳۲]
زنان
زنان در همهٔ طبقات اجتماعی عصر صفوی حضور داشتند، اما موقعیت آنان در بیشتر موارد بر پایهٔ موقعیت اجتماعی مردان تعیین میشد و تقریباً همگی زیر سلطه مردان بودند. زنان افزونبر خانهداری، در کارهای تولیدی مانند قالیبافی، گلیمبافی و جاجیمبافی نیز اشتغال داشتند. با این حال، بیشتر آنان فاقد قدرت تصمیمگیری در زمینههای مختلف زندگی اجتماعی بودند. زنان این دوره به شش دسته تقسیم میشدند:
- زنان متأهل طبقۀ مرفه؛
- زنان علمآموز، هنرمند و صنعتگری که در شهرها به تحصیل، کارهای ظریف دستی و فعالیتهای صنعتی سازمانیافته میپرداختند؛
- زنان روستایی که در جامعهٔ قومی و قبیلهای زندگی میکردند؛
- زنان دارای ازدواج موقت؛
- کنیزان؛
- روسپیها.[۳۳]

زنان ایرانی در دوره صفویه، ضمن حفظ حس زنانگی خود بهویژه در نوع پوشش، حضوری مؤثر در جامعه داشتند و حریم امن خویش را محترم میدانستند و مردان نیز مجبور به رعایت آن بودند.[۳۴] نقش زنان در حیطههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از میان نوشتههای سفرنامهنویسان قابل بررسی است.[۳۵] زنان درباری در عرصه سیاسی و تغییر مواضع قدرت در حکومت حضور چشمگیر داشتند[۳۶] که این میزان اثرگذاری با مقام و نَسَب زنان و ازدواجهای سیاسی و جنگ بر سر قدرت فرزندان، رابطه مستقیم داشته است.[۳۷]
اغلب زنان بهندرت در فعالیتهای اجتماعی امکان حضور مییافتند،[۳۸] اما در مؤلفههایی مانند فضای داخلی، چیدمان و تزئینات مسکن، نوع ساخت و معماری منزل و حتی حفظ حریم خانه، عدم استفاده از زیباییهای جسمانی زن در تزئینات بناها و مجسمهها، آراستن بدن شامل نوع پوشاک، چگونگی آرایش، طرح و نوع زینتها و پیروی از مد؛ شیوههای گذران اوقات فراغت و تفریح مثل تماشای مسابقات چوگان، حضور در تفریحگاههای عمومی، شرکت در مراسم حکومتی، شرکت در مراسمهای آیینی و ملی همچون مراسم محرم[۳۹] و ازدواج و ختم، کاملاً مورد توجه بودهاند.[۴۰] برخی از زنان این دوره، در امر وقف[۴۱] و فعالیتهای ادبی، آثاری از خود بر جای گذاشتهاند.[۴۲] فعالیتهای علمی و تعلیمی بانوان در خاندانهای عالمان شیعه و آثار بازمانده از آنان، نشاندهندهٔ سنت بنیادین آموزش میان آنان است.[۴۳]
تأمین معیشت خانواده در فرهنگ ایرانی، برعهدهٔ مردان است و به این دلیل، کارکردن زنان در شهرها، شایع و عمومی نبود. بااینحال، برخی زنان در شغلهایی مانند خیاطی، کفشگری، پزشکی و داروسازی فعالیت میکردند. کمکرسانی به مردم و رسیدگی به احوال مستمندان با استفاده از ثروت شخصی، کمک به برگزاری مجالس عزاداری بر امام حسین و پرداخت هدایا به واعظان، از دیگر فعالیتهای اقتصادی زنان بوده است. کمک به اقتصاد خانواده نیز در مناطق روستایی و عشایری ازجمله بافت پارچههای خیمهای و لباس نمود بیشتری داشت.[۴۴]
اقلیتهای دینی

اقلیتهای دینیِ ایران شامل زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان (ارامنه، نسطوریان و کاتولیکها) بودند. رفتار شاهان صفوی با اقلیتها اگرچه در آغاز با سختگیری مذهبی، همراه بود، اما در هیچ دورهای آزار و اذیت گسترده و همگون نسبت به همه اقلیتها گزارش نشده است.[۴۵]
خانواده
خانواده در این دوره عمدتاً به شکل خانواده گسترده وجود داشت و نظام خانواده در این دوره مردسالار و پدرسالار بوده است. الگوهای خانواده گسترده، پدرسالار، کامل و ناقص، ازدواج دائم و موقّت، تکهمسری و چندهمسری رایج بودند. ازدواجهای درونگروهی (خویشاوندی و همکیشی) نسبت به ازدواجهای بیرونی اولویت داشت[۴۶] و وظیفهٔ اصلی خانواده، فرزندآوری، تربیت دینی و اجتماعی فرزندان و تعیین پایگاه اجتماعی بود.[۴۷]
فرهنگ
منابع تاریخی و سفرنامههای عصر صفوی، ایرانیان را مردمی مهماننواز، باهوش، کنجکاو، روشناندیش، توانمند در گفتوگوهای علمی و عقلی، پایبند به اخلاق و آداب دینی بهویژه در حجاب و عفت، توصیف کردهاند. ایرانیان از ستم و طمع بیزار بودند و رعایت عدالت را بهویژه برای پادشاهان ضروری میدانستند. آنها در رفتار با اقلیتهای دینی و مذهبی، مدارای نسبی نشان میدادند؛ مؤدب، نرمخو، زودآشتی، واقعبین و معتدل بودند؛ نه به خوشیها دل میبستند و نه از سختیها افسوس میخوردند.[۴۸] سفرنامهنویسان عصر صفوی، روحیه سلحشوری، ظلمستیزی، وطندوستی و بیگانهستیزی ایرانیان را ستودهاند.[۴۹] در کنار این صفات، بهندرت به برخی ناهنجاریهای اجتماعی مانند خشونت در منازعات محلی نیز اشاره شده است.[۵۰]
بر پایه سفرنامههای دوران صفوی، هویت فرهنگی ایران در آن زمان از دو بخش اصلی شکل میگرفت: نخست هویت دینی مبتنی بر تشیع اثنیعشری و دوم ایرانگرایی تاریخی که شامل زبان فارسی، هنر، آداب و میراث باستانی در کنار باورهای دینی بود. افزون بر این، درهمتنیدگی دین و سیاست و تأکید بر ظاهر و نمودهای بیرونی باورها نیز از دیگر ویژگیهای برجسته این هویت به شمار میرفت.[۵۱] در همین چارچوب، در ایران دوره صفوی، سه زبان فارسی، ترکی و عربی رایج بود. زبان فارسی بهعنوان زبان شعر و ادب و زبان رسمی ایرانیان شناخته میشد. زبان عربی جایگاه زبان مذهبی را داشت و زبان ترکی بهعنوان زبان دربار و سپاهیان استفاده میشد.[۵۲] همچنین گرایش به تشیع اثنیعشری، در نامگذاری اشخاص با نام، لقب و کنیه امامان شیعه بهویژه امام علی و امام حسین بازتاب یافت.[۵۳]
پوشاک

پوشاک مردان و زنان در عهد صفویان با اثرپذیر از فرهنگ ایرانی و آموزههای مذهب شیعه، شکل ویژهای به خود گرفت.[۵۴] پوشاک مردان شامل قبا، شال، رو پیراهن یا پیراهن زیرقبا، زیرشلواری، نیمتنه چسبان و سرپوش یا دستاری از ابریشم زربفت بود.[۵۵] کفشهای مردان و زنان، از جنس چرم و به رنگهای مختلف بود.[۵۶] لباس زنها اما زروزیور بیشتری داشت؛[۵۷] پیراهنها اغلب رنگارنگ، گلدار و زربفت ابریشمی بود. بر روی آن، قبای جلوباز بلندی تا مچ پا میپوشیدند و کمربندی به کمر میبستند. کلاه کوچک، چارقد، شلوار پنبهدوزی شده، و جوراب ساقهکوتاه پارچهای ازجمله پوشاکی بودند که زنان در فصل زمستان از آنها استفاده میکردند. زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، چادر بزرگ سفید یا بنفشرنگی به سر میکردند که تمام بدن آنان را میپوشاند و فقط جلوی صورت بازمیماند تا بتوانند پیش روی خود را ببینند.[۵۸]
تفریحات
پرداختن به تفریح و سرگرمی در عصر صفویه، محدود به یک طبقه نبود و تمام اقشار اجتماعی بهگونهای در بازی، ورزش و تفریحات سهیم بودند. تنها استثنا، تفریحاتی مانند شکار بود که در انحصار شاه و درباریان قرار داشت و جنبهٔ ورزشی و نظامیاش مانند تمرین رزمآوری و حفظ آمادگی بدنی بر جنبه تفننی آن غلبه داشت.[۵۹] برخی تفریحات و سرگرمیهای دوره صفوی عبارت است از: جانوربازی، گنجفه، گلیاپوچ، شکار، چوگان، کُشتی، شمشیربازی، زوبیناندازی، تیراندازی با کمان، سوارکاری، قپقاندازی، شطرنج، تختهنرد، نقاشی، نقالی و قصهگویی، شعر و شاعری، موسیقی، تخممرغبازی، چراغان و آتشبازی، مهمانیهای سلطنتی یا مجالس بزم، نوشیدن قهوه، مصرف موادمخدر و افیونی، رمالی و پیشگویی، رقص و دستافشانی و پایکوبی، بندبازی یا رسنبازی.[۶۰]
هنر

ایران در دوره صفوی در بسیاری از زمینههای هنری، وارثِ هنر تیموریان بود.[۶۱] معمولاْ خاندان سلطنتی و اعضای طبقات بالای جامعه، متقاضی آثار هنری بودند و زمینههای شکوفایی آن را فراهم میکردند و شوق و ذوق هنرمندان را برمیانگیختند و با حمایت خود، اغلب نوع هنر و گونهٔ اشیای تولید شده را تعیین میکردند. هنر دوره صفوی در معماری میدان نقشجهان، مسجد شیخ لطفالله، عالیقاپو، قیصریه اصفهان، چهلستون، سیوسهپل، پل خواجو، بقعه شیخ صفیالدین، حرمهای امامان و امامزادگان در کربلا، سامرا، نجف، مشهد و قم و نیز در نقاشی، عکاسی، خطاطی/خوشنویسی، زرافشانی، موسیقی،[۶۲] تذهیب، صحافی و تجلید، جلوهگر شده است.[۶۳]
صنایع دستی

صنایع دستی در دوره صفویه، بسیار متنوع بوده است، ازجمله: نجاری مانند ساخت درهای منبتکاری شده، ستونهای چوبی کاخ چهلستون و صندوقهای آرامگاهها؛ قالیبافی و بافت سجاده با نقوش گلدانی، درختی و شکاری که قالیهای اردبیل از شاهکارهای جهانی آن است؛ منسوجات مانند پارچههای زربفت، مخمل و ترمه در کارگاههای یزد، کاشان و اصفهان؛ اسلحهسازی شامل فولاد دمشق با تیغههای موجدار و تزئین با طلا و نقره؛ سفالسازی شامل کاشیهای هفترنگ مساجد و سفالینههای زرینفام و آبیوسفید با اثرپذیری از نقوش چینی.[۶۴]
جشنها

ایرانیان در دوران صفویه، انواع جشنهای مذهبی، ملی و باستانی، سلطنتی و مردمی را برگزار میکنند.
- جشنهای مذهبی در عید قربان، عید فطر، عید غدیرخم،[۶۵] نیمه شعبان و ایام ولادت اهلبیت؛[۶۶]
- جشنهای ملی و باستانی مانند چهارشنبهسوری، جشن نوروز، میرنوروزی،[۶۷] سپندارمذگان، آبریزگان، جشن گلسرخ یا گلریزان؛[۶۸]
- جشنهای سلطنتی مانند جشن تاجگذاری، استقبال مردم از شاهان هنگام ورود آنها به شهرها، استقبال از شاهان فاتح جنگ، جشن خلعت و جشن شاطری.[۶۹]
- جشنهای مردمی و عمومی که ریشه در باورها و سنتهای قدیمی ایرانی داشتند، بدون نظارت مستقیم دولت و عمدتاً در محلهها و خانههای مردم برگزار میشدند، ازجمله: حنابندان، خالکوبی، جشن برفبارون،[۷۰] ختنهسوران،[۷۱] و مراسم عروسی که با آیینهای متنوعی برگزار میشد.[۷۲]
سوگواریهای مذهبی

آیینهای سوگواری برای امامان، بهویژه در ماه محرم و نیز شهادت امام علی در بیستویکم رمضان، در دوران صفویه به اوج رسید. روضهخوانی در عاشورا بر اساس کتاب روضة الشهدا از ملاحسین واعظ کاشفی و سایر مقتلنامهها خوانده میشد. مراسم زنجیرزنی، پوشیدن لباس سیاه، سیاهکردن صورت و سیاهپوشی کوچهها و خیابانها نیز در این دوره توسط سیاحان گزارش شده است. دستههای عزاداری با ابزارها و آلات خاصی همانند عَلَم، کُتَل، توغ و بیرق، زینت داده میشد و آیینهای جدیدی در عزاداری مانند تیغزنی، قفلزنی، سنگزنی، قمهزنی، نخلگردانی، شمایلگردانی، نقارهزنی و ساخت حجله به یاد قاسم بن حسن تثبیت شده و رواج یافته بود. همچنین افزونبر سقاخانه که در فرهنگ ایرانی رایج بود، برپایی تکیه و حسینیه نیز در دوره میانه صفویه شایع شد. حکومت نیز از گسترش آیینهای عزاداری مذهبی در ایران حمایت میکرد.[۷۳]
تعلیم و تربیت

در ایران عصر صفوی، نظام تعلیم و تربیت رسمی گسترش چشمگیری یافت[۷۴] و مراکز آموزشی در شهرهای مختلف توسعه پیدا کردند؛ بهگونهای که اصفهان و تبریز به مهمترین کانونهای علمی و آموزشی تبدیل شدند.[۷۵] مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی، امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه را فارغ از پایگاه طبقاتی آنها فراهم میکرد.[۷۶] مدارس با کمک متولیان، مدرسان، طلاب و خدمه اداره میشدند[۷۷] و هزینههای این مراکز عمدتاً از طریق سنت وقف تأمین میشد.[۷۸] آموزش معمولاً از مکتبخانه آغاز میشد[۷۹] و سپس در مدارس با محوریت علوم دینی و آموزههای شیعه دوازدهامامی ادامه مییافت.[۸۰] شیوههای آموزشی بر پایهٔ املا، مباحثه و پرسش و پاسخ بود و به فلسفه، ریاضیات، نجوم و طب، نسبت به علوم دینی توجه کمتری میشد.[۸۱]
فضای علمی این دوره تحتتأثیر دو جریان فکری «اصولی» و «اخباری» قرار داشت که هرکدام برداشت متفاوتی از دانش دینی ارائه میکردند.[۸۲] رشد آموزش شیعی در ایرانِ صفوی تا حد زیادی به مهاجرت علمای جبلعامل و دیگر سرزمینهای عربی وابسته بود.[۸۳] این دانشمندان در شهرهای مختلف ایران به تدریس، نگارش کتاب و تربیت شاگردان پرداختند و در گسترش علوم دینی نقش مهمی ایفا کردند. آثار علمی فقیهانی چون محقق کرکی، شیخ بهایی و مقدس اردبیلی در این دوره رواج فراوان داشت.[۸۴]
در این عصر، برای طلاب امکاناتی مانند حجرههای اقامت، کمکهزینه از محل موقوفات و برخی امکانات رفاهی فراهم بود.[۸۵] پایان فرایند آموزش نیز با دریافت اجازهنامه علمی همراه میشد که نشاندهندهٔ صلاحیت علمی و توانایی تدریس یا اجتهاد فرد بود.[۸۶] با وجود علاقه جامعه ایرانی به دانش، ضعف ارتباطات و محدود بودن ارتباط علمی با اروپا باعث شد ایرانِ صفوی از تحولات علمی رنسانس اروپا فاصله بگیرد و ارتباط علمی بیشتر به حضور محدود پزشکان، مهندسان و متخصصان خارجی در ایران منحصر شود.[۸۷]
تعلیم و تربیت غیررسمی هم در ایران دوران صفوی، همچنان باقی بود و شامل زورخانه، تکایا و قهوهخانهها میشد که بر تمرکز مردم به آموزههای مذهب تشیع توجه میشد. زورخانه مکانی برای بازگویی و پیوند آموزههای تشیع و پهلوانی بود. قهوهخانهها نیز محل گردهم آمدن و عاملی مؤثر در جهت تعاملات اجتماعی و اهرمی برای دیدن و دیده شدن مردم خصوصاْ طبقه متوسط بود؛ فضایی عمومی، اجتماعی و فرهنگی و ادبی که در آن انواع سرگرمیها و بازیها از قبیل شطرنج، گنجفه، بازی پیچاز و آس تخممرغبازی، نقالی و قصهخوانی، شاهنامهخوانی، ابومسلمخوانی، مشاعره و نقد شعر، نقاشی و نظایر آن انجام میشده است.[۸۸]
بهداشت و درمان
ایرانیان بسته به منطقه، سطح سواد و میزان تدین خود، از چهار نظام درمانی برای مداوا استفاده میکردند: طب سنتی؛ طب با رویکرد اسلامی؛ درمانهای عامیانه و تجربی؛ درمانهای ماورایی و طب نوین کیمیایی.[۸۹] افزونبر روشهای طبیعی درمانگری، اسلوب درمانگری ماورایی نیز نزد ایرانیان جایگاه قابلقبولی داشت؛[۹۰] ازجمله دعانویسی و تعویذ و رُقیَه، چشمزخم، طلسم و جادو و علوم غریبه، روح و جن و پریدرمانی، زیارت و توسل و تربتدرمانی، نذردرمانی، صدقه، نیایشدرمانی، استشفا به قرآن، استخاره برای درمان، استشفا به نیروی شاهی، اجرام آسمانی و روشهای خرافی.[۹۱]
ساختار اقتصادی

اقتصاد ایران در دوران صفویه با تکیه بر ثبات سیاسی، تمرکزگرایی، امنیت شهرها و راهها، صادرات ابریشم و استفاده از نیروی متخصص ارامنه، رشد یافت.[۹۲]
پایههای اقتصادی ایران در عصر صفوی بر کشاورزی، زمینداری و دامداری استوار بود و آب مورد نیاز بخش کشاورزی از قنات و کاریز، پایاب، آبانبار و چاه تأمین میشد.[۹۳] زمین به انواع تیول، اراضی ممالک یا ایالات، خاصه/خالصه یا سلطنتی، موقوفات، عامه مردم، سیورغال، موات، اربابی و رعیتی تقسیم میشد.[۹۴] ناظران شاه از مردم مالیات زمین را میگرفتند[۹۵] و این مالیات شامل سه نوع مالوجهات، تسعیر و طرح بود.[۹۶]
تجارت در دوران صفویه، رونق یافت و پس از اخراج پرتغالیها در سال ۱۰۳۲ق/۱۶۲۳م، عمده تجارت ایران، در بندرعباس و هرمز بود.[۹۷] در این دوره، ایران با کمپانی هند شرقی هلند، انگلستان، فرانسه، روسیه، ایتالیا، عثمانی، هند و آسیای مرکزی قرارداد تجاری منعقد کرد.[۹۸] شهر تبریز[۹۹] و اصفهان بهعنوان پایتخت صفویه نقش پررنگی در صادرات ایران داشت. پارچههای زری، مخمل و تافته،[۱۰۰] مروارید، ابریشم و سنگهای قیمتی، اجناس صادراتی ایران در این دوره بود.[۱۰۱] ابریشم که مهمترین کالای صادراتی ایران بود، در گیلان، مازندران، گنجه، شیروان، خراسان و قراباغ تولید میشد. شاهعباس با در اختیار گرفتن ایالات ابریشمخیز شمالی مانند گیلان و مازندران و کوچاندن ارامنه به آن نواحی، تولید را برای پاسخ به تقاضای عثمانی و اروپا افزایش داد. ایران ابریشم را بهصورت خام و مصنوعاتی همچون قالی صادر میکرد.[۱۰۲]
در پایان دوران صفویه، با ظهور قدرتهای جدید اروپایی و روابط نابرابر با نظام سرمایهداری، ایران از بازارهای طبیعی خود محروم شد.[۱۰۳] ضعف نهادهای مدنی، ناامنی تجارت را بهدنبال داشت[۱۰۴] و کسری تراز بازرگانی خارجی موجب کمبود نقدینگی شد.[۱۰۵]
نظام پولی

نظام پولی ایران بر پایهٔ سکههای طلا، نقره و مس استوار بود. فلز مورد نیاز برای ضرب سکه عمدتاً از راه تجارت خارجی از طریق عثمانی و بازرگانان هندی و ارمنی تأمین میشد. در این دوران، ضرابخانه یکی از ارکان اصلی نظام پولی بهشمار میرفت. مدیریت ضرابخانه، نظارت بر ضرب سکه و حفظ سلامت و ارزش آن برعهدهٔ فرد مورد اعتماد پادشاه با عنوان معیرالممالک قرار داشت.[۱۰۶] تعداد ضرابخانههای ایران در دوره صفویه برای سکههای نقره، ۵۸ ضرابخانه و برای سکههای طلا، ۲۴ ضرابخانه بوده است.[۱۰۷]
نگارخانه
-
لباس زنان زرتشتی شاردن در ایران صفوی
-
تصویر منسوب به محمدباقر مجلسی از علمای دوره صفویه
-
صحنه نبرد نیروهای ایرانی و پرتغالی در خلیج فارس
-
بر نیزه کردن سر عثمانیان پس از بازپسگیری تبریز
-
پرچم یا علی ولیالله مدد در دست لشکریان شاه اسماعیل در جنگ صفویان با شیبک خان
-
نقاشی از تصرف هرمز توسط امامقلی خان و سپاهش، بهتاریخ ۱۶۹۷ میلادی
-
توزیع هدایای سال نو توسط شاه سلطان حسین، نقاشی شده توسط محمد علی بن محمد.
پانویس
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۶.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۳۹.
- ↑ جلالی شیجانی، «تشیع عرفانی و تأثیر آن بر ظهور صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۹.
- ↑ اسماعیلی، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، ۱۳۹۵ش، ص۳۹.
- ↑ اسماعیلی، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، ۱۳۹۵ش، ص۱۳۳–۱۳۶.
- ↑ اسماعیلی، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، ۱۳۹۵ش، ص۴۱–۴۲.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۸۲–۸۳.
- ↑ وطندوست، تحول انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار و تأثیر آنها بر ساخت دولت در ایران، ۱۴۰۳ش.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۵۵.
- ↑ مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، ۱۳۷۴ش، ص۱۳۲.
- ↑ رشیدی، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان.
- ↑ کشاورز و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، ۱۴۰۰ش، ص۱۸. سعیدیان جزی و کشاورز، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، ۱۴۰۱ش، ص۶۰۹-۶۱۰.
- ↑ نوروزی و رمضانی، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، ۱۳۹۴ش، ص۱۲۷-۱۴۲. کردی و کردی، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، ۱۳۹۲ش، ص۶۵.
- ↑ اکبری، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، ۱۴۰۳ش، ص۹۵-۹۶.
- ↑ رجبی، «آراء فقیهان عصر صفوی درباره تعامل با حکومتها»، ۱۳۸۸ش، ص۵۹-۶۸.
- ↑ نیکزاد طهرانی و حمزه، «تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، ۱۳۹۵ش، ص۱۲۸.
- ↑ گودرزی، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، ۱۳۸۶ش، ص۲۷.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۹۴–۱۹۵.
- ↑ فریدی مجید، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی براساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، ۱۴۰۳ش، ص۳۳.
- ↑ بابایی و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۳.
- ↑ دارا و طلوعی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسۀ دورههای صفویه، قاجار»، ۱۴۰۱ش، ص۸۱.
- ↑ اکبری و سینائی، «دولت صفویه و بازپیکربندی جامعه ایران؛ تحول و میراثِ نهادی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۳.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶.
- ↑ میرمحمدصادق، «صفویان (نظام اداری)»، ۱۴۰۰ش، ص۷۳۲.
- ↑ فراهانی و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، ۱۴۰۱ش، ص۳۵۶-۳۵۷.
- ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۱۵.
- ↑ کشاورز و چلونگر، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، ۱۴۰۰ش، ص۴۲۲-۴۲۸.
- ↑ کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و تأثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱.
- ↑ «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات.
- ↑ کجباف و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و تأثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۴۱ و ۵۶-۵۷.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۳-۱۴۴ و ۱۶۲.
- ↑ کشاورز و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، ۱۳۹۶ش، ص۱۴۴-۱۴۵.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۷۱.
- ↑ احمدی گسمونی، بررسی وضعیت زنان در عهد صفویه از منظر سفرنامهنویسان خارجی، ۱۳۹۴ش.
- ↑ احسانی، بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهٔ صفوی (907ق ـ 1135ق)، ۱۳۹۸ش.
- ↑ نامداری الوار، «جایگاه اقتصادی و فرهنگی زنان ایرانی در جامعه عصر صفوی»، ۱۳۹۸ش.
- ↑ احسانی، بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهٔ صفوی (907ق ـ 1135ق)، ۱۳۹۸ش.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۸۱-۱۹۷.
- ↑ شرلی، سفرنامه برادران شرلی، ۱۳۸۷ش، ص۷۶.
- ↑ حیدریان، «زنان واقف در عصر صفوی»، ۱۳۸۸ش، ص۱۱۹.
- ↑ احسانی، بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهٔ صفوی (907ق ـ 1135ق)، ۱۳۹۸ش.
- ↑ کرمی و مخبردزفولی، «آموزش زنان در دورهی صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، ۱۳۹۹ش، ص۵۶۱.
- ↑ قاضیخانی و بارانی، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیر ایرانی عصر صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۹۷-۱۹۸.
- ↑ مسیحی و حقپرست، «مقایسه شیوه تعامل با اقلیتهای دینی در حکومت امام علی و حاکمان صفوی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۱۹-۱۲۶.
- ↑ پالیزبان، نظام خانواده در ایران دوره صفوی، ۱۴۰۱ش.
- ↑ نورالهی، بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی، ۱۳۹۲ش.
- ↑ عابدیشهری و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفویه از نگاه شاردن»، ۱۴۰۰ش، ص۱۵۷-۱۶۶.
- ↑ رجبی دوانی، «هویت ملی، هویت اسلامی و هویت انقلابی»، وبسایت افق حوزه.
- ↑ عباسی، نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، ۱۳۹۱ش، ص۶۵–۹۵.
- ↑ هاشمی و ایمانیخوشخو، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، ۱۳۹۵ش، ص۳.
- ↑ ولیزاده، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، ۱۴۰۲ش، ص۱۰۶.
- ↑ موسوی، بررسی گرایش به شیعه اثنیعشری درنامگذاری اشخاص درایران روزگار صفویه، ۱۴۰۱ش، ص۱ و ۷.
- ↑ «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.
- ↑ افشار، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، ۱۳۸۳ش، ص۲۰۷.
- ↑ فیگویروا، سفرنامه فیگویروا، ۱۳۶۳ش، ص۴۷۶.
- ↑ حاج آقایی وفایی، پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی، ۱۳۹۶ش.
- ↑ «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۵۵–۶۰.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی ب اساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۶۰–۱۳۶.
- ↑ زکی، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ۱۳۶۳ش، ص۹–۱۱.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۵۶–۳۳۶.
- ↑ «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وبسایت تمدن.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۳۵۶–۳۶۵.
- ↑ پورعلی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، ۱۴۰۲ش، ص۱۱۷-۲۱۲۳.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۲۷–۳۶.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۲۲–۲۴.
- ↑ عباسی، نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، ۱۳۹۱ش، ص۱۳۶–۱۴۸.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۳۹–۴۹.
- ↑ احمدپور، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، ۱۳۹۷ش، ص۵۲–۵۴.
- ↑ عباسی، نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، ۱۳۹۱ش، ص۱۷۱.
- ↑ ثواقب، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (1135-907ق./1722-1501م.)»، ۱۴۰۴ش.
- ↑ کشاورز و چلونگر، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۱۷۰-۱۷۸.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۸۹–۱۹۰؛ جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۸۹ش، ج۲، ص۸۰۷–۸۲۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۴۷.
- ↑ جاوری، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۴.
- ↑ گلشنی، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتبخانه کتابهای درسی و مقررات انضباطی آن»، ۱۳۵۰ش، ص۸۵-۹۸.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۹۱.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۰–۱۹۱.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۱۹۲–۱۹۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۰۳.
- ↑ عظیمی، «استنساخ کتابهای فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانههای ایران»، ۱۴۰۲ش، ص۲۱۰.
- ↑ اسماعیلی، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، ۱۳۹۵ش، ص۲۹۱.
- ↑ اسماعیلی، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، ۱۳۹۵ش، ص۳۰۰–۳۰۴.
- ↑ ثواقب، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، ۱۴۰۱ش، ص۱۱۲-۱۱۳.؛ ثواقب، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳.
- ↑ کشاورز و چلونگر، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، ۱۴۰۳ش، ص۲۱۵.
- ↑ بهشتی، تاریخ درمانگری در ایران عصر صفوی با تأکید بر نقش دین و علمای اسلامی، ۱۴۰۲ش، ص۳۵-۳۷.
- ↑ بهشتی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، ۱۴۰۱ش، ص۳۴۳.
- ↑ بهشتی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، ۱۴۰۱ش، ص۳۲۴.
- ↑ یوسفنیا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، ۱۳۹۳ش، ص۱۴۱.
- ↑ بیاتی، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، ۱۴۰۰ش، ص۳۴.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۸۷–۲۹۱.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۹۰–۲۹۱.
- ↑ جعفری و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، ۱۳۹۷ش، ص۲۵۵.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۹۱–۲۹۲.
- ↑ شریعتی، بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی، ۱۳۹۰ش، ص۵.
- ↑ عونالهی، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، ۱۳۸۷ش، ص۱۶۳.
- ↑ قاسمی، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، ۱۳۸۷ش، ص۱۷.
- ↑ نوایی و غفاریفرد، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، ۱۳۸۱ش، ص۲۹۱–۲۹۲.
- ↑ شریعتی، بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی، ۱۳۹۰ش، ص۶.
- ↑ سلیم، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۴.
- ↑ خرمی و کریمیموغاری، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن 17 با رویکرد نهادی»، ۱۳۹۴ش، ص۱۴۳.
- ↑ بنکدار، «بحرانهای اقتصادی عصر صفوی»، وبسایت دنیای اقتصاد.
- ↑ فولادی، بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه، ۱۴۰۱ش، ص۱.
- ↑ سیدموسوی، بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی، ۱۳۹۸ش.
منابع
- احسانی، طاهره، بررسی جایگاه و نقش زنان در دورهٔ صفوی (۹۰۷ق ـ ۱۱۳۵ق)، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان اصفهان، مرکز پیامنور اصفهان، ۱۳۹۸ش.
- احمدپور، پریان، گونهشناسی تفریحات و سرگرمیهای دورهٔ صفوی براساس دادههای باستانشناختی، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه شهرکرد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۷ش.
- احمدی گسمونی، فاطمه، بررسی وضعیت زنان در عهد صفویه از منظر سفرنامهنویسان خارجی، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه باقرالعلوم، دانشکده تاریخ و مطالعات سیاسی، ۱۳۹۴ش.
- اسماعیلی، محبوبه، بررسی نهادهای کنترل اجتماعی در عصر صفویه در زمان شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس با تمرکز بر پایتختها، رساله دکتری، دانشگاه الزهرا، دانشکده ادبیات، زبانها و تاریخ، ۱۳۹۵ش.
- افشار، ایرج، «پوشاک ایرانیان از آغاز تا امروز»، هنر، سال ۲۴، شماره ۶۱، ۱۳۸۳ش.
- اکبری، سارا و سینائی، وحید، «دولت صفویه و بازپیکربندی جامعه ایران؛ تحول و میراثِ نهادی»، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال ۱۷، شماره ۳، شماره پیاپی ۶۷، ۱۴۰۱ش.
- اکبری، محمد، «نقش کارکردی دولت صفوی در تکوین و تحول نظریه ولایت فقیه در تشیع امامی»، شیعهشناسی، دوره ۲۲، شماره ۸۷، ۱۴۰۳ش.
- بابایی، سوسن و همکاران، غلامان خاصه؛ نخبگان نوخاسته دوران صفویه، تهران، مرکز، ۱۳۹۳ش.
- بنکدار، تیرداد، «بحرانهای اقتصادی عصر صفوی»، وبسایت دنیای اقتصاد، تاریخ درج مطلب: ۱ دی ۱۳۹۵ش.
- بهشتی، سیدمهدی و همکاران، «تاریخ اجتماعی روشهای درمانگری ماوراییِ ایرانیانِ روزگارِ صفوی»، شیعهپژوهی، سال ۹، شماره ۲۳، ۱۴۰۱ش.
- بهشتی، سیدمهدی، تاریخ درمانگری در ایران عصر صفوی با تأکید بر نقش دین و علمای اسلامی، رساله دکتری، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ، ۱۴۰۲ش.
- بیاتی، سمیه، «بررسی مسئله تأمین آب و مالیات آن در عصر صفویه»، پارسه، سال ۱۲، شماره ۳۴، ۱۴۰۰ش.
- پالیزبان، امیر، نظام خانواده در ایران دوره صفوی، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان اصفهان، مرکز پیامنور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
- پورعلی، سیدمرتضی، «مطالعه تطبیقی مراسم و اعیاد ملی و مذهبی نزد مذهب شیعه در دربار صفوی و قاجار و مقایسه آنها با رسوم اهل تسنن»، پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر، سال ۱، شماره ۳، ۱۴۰۲ش.
- «پوشاک مردم ایران در دورههای مختلف تاریخی»، وبسایت بیتوته، تاریخ بازدید: ۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
- ثواقب، جهانبخش، «تعاملات علمی و فنی ایران و اروپا در عصر صفویه»، تاریخ روابط خارجی، سال ۲۳، شماره ۸۸، ۱۴۰۰ش.
- ثواقب، جهانبخش، «موقعیت علمی ایران در عصر صفویه از نگاه سیاحان اروپایی»، علم و تمدن در اسلام، سال ۴، شماره ۱۴، ۱۴۰۱ش.
- ثواقب، جهانبخش، «مراسم ازدواج و عروسی مردمی ایرانیان در عصر صفویه (۱۱۳۵–۹۰۷ق. /۱۷۲۲–۱۵۰۱م)»، فرهنگ مردم ایران، مقالات آماده انتشار، ۱۴۰۴ش.
- جاوری، محسن، «تعلیم و تربیت اسلامی و مدارس دوره صفوی در اصفهان»، همایش فاضل سراب و اصفهان عصر وی، اصفهان، دانشگاه اصفهان، ۱۳۸۲ش.
- «جمعیت ایران در بستر تاریخ»، وبسایت جامجم نشریات، تاریخ درج مطلب: ۳۱ فروردین ۱۳۹۶ش.
- جعفری، علیاکبر و همکاران، «بررسی مالیات و تأثیر آن بر زندگی روستاییان در دوره صفویه»، پژوهشهای تاریخی اسلام و ایران، سال ۱۲، شماره ۲۲، ۱۳۹۷ش.
- جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۹ش.
- جلالی شیجانی، جمشید، «تشیع عرفانی و تأثیر آن بر ظهور صفویه»، شیعهشناسی، سال ۱۶، شماره ۶۲، ۱۳۹۷ش.
- حاج آقایی وفایی، فاطمه، پوشاک ایرانیان در عصر صفویه از دیدگاه سفرنامهنویسان اروپایی، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه تبریز، پردیس خودگردان، ۱۳۹۶ش.
- حیدریان، زهرا، «زنان واقف در عصر صفوی»، فرهنگ، سال ۲۲، شماره ۷۰، ۱۳۸۸ش.
- خرمی، آزاده و کریمیموغاری، زهرا، «بررسی عملکرد اقتصادی ایران در عصر صفوی و مقایسه آن با اروپای قرن ۱۷ با رویکرد نهادی»، اقتصاد و برنامهریزی، سال ۲۰، شماره ۲، ۱۳۹۴ش.
- دارا، جلیل و طلوعی، هادی، «تحلیل ساخت سیاسی دولت در ایران؛ مقایسهٔ دورههای صفویه، قاجار»، جامعهشناسی تاریخی، سال ۱۳، شماره ۲، ۱۴۰۱ش.
- رجبی، محمدحسین، «فقیهان عصر صفوی دربارة تعامل با حکومتها»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال ۵، شماره ۹، ۱۳۸۸ش.
- رجبی دوانی، محمدحسن، «هویت ملی، هویت اسلامی و هویت انقلابی»، وبسایت افق حوزه، تاریخ بازدید: ۶ خرداد ۱۴۰۵ش.
- رشیدی، طاهره، «رسمی شدن مذهب شیعه در زمان صفویه»، وبسایت تبیان، تاریخ درج مطلب: ۲۱ تیر ۱۳۹۴ش.
- زکی، محمدحسن، تاریخ صنایع ایران بعد از اسلام، ترجمه محمدعلی خلیلی، تهران، اقبال، ۱۳۶۳ش.
- سعیدیان جزی، مریم و کشاورز، زهراسادات، «تکالیف کارکردی زنان شیعه عصر صفوی در ساختار کنش اجتماعی بر اساس متغیرهای الگویی سایبرنتیک»، زن در فرهنگ و هنر، دوره ۱۴، شماره ۴، ۱۴۰۱ش.
- سلیم، محمدنبی، «سیاست اقتصادی صفویه و تأثیر آن بر سقوط دولت»، پژوهشهای علوم تاریخی، سال ۱۰، شماره ۲، شماره پیاپی ۱۸، ۱۳۹۷ش.
- سیدموسوی، سیدعلی، بررسی ضرابخانههای ایران در دورهٔ صفوی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه نیشابور، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۸ش.
- شرلی، آنتونی، سفرنامه برادران شرلی، تهران، نگاه، ۱۳۸۷ش.
- شریعتی، علیاشرف، بررسی وضعیت تجارت خارجی ایران در دوره شاه عباس اول صفوی، پایاننامه کارشناسیارشد، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده تاریخ، ۱۳۹۰ش.
- عابدیشهری، سیدجواد و همکاران، «اخلاق اجتماعی ایرانیان در دورة صفویه از نگاه شاردن»، پژوهشهای اخلافی، سال ۱۱، شماره ۳، ۱۴۰۰ش.
- عباسی، زهرا، نگاه ناظران اروپایی به اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در عصر صفوی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت معلم، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۱ش.
- عظیمی، حبیبالله، «استنساخ کتابهای فقهی در دوره صفویه اول درایران با استناد به نسخ خطی کتابخانههای ایران»، کتابداری و اطلاعرسانی، سال ۲۶، شماره ۱۰۳، ۱۴۰۲ش.
- «علت شکوفایی هنر و فرهنگ در دوران صفویه»، وبسایت تمدن، تاریخ بازدید: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ش.
- عونالهی، سیدآقا، تاریخ پانصدساله تبریز از آغاز دوره مغولان تا پایان دوره صفویان، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۷ش.
- فراهانی، محمدمتین و همکاران، «نقش شاهان صفویه در ایجاد و تحول ساختار و نظام سیاسی-حکومتی در ایران»، پژوهشهای روابط بینالملل، سال ۱۲، شماره ۳، شماره پیاپی ۴۶، ۱۴۰۱ش.
- فریدی مجید، فاطمه، «مرزهای ایران صفوی و امپراتوری عثمانی بر اساس نقشههای تاریخی با تأکید بر آناتولی (آسیای صغیر)»، نامه فرهنگستان، سال ۲۷، شماره ۹۱، ۱۴۰۳ش.
- فولادی، حامد، بررسی نظام پولی ایران در عصر صفویه، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه پیام نور استان اصفهان، مرکز پیام نور اصفهان، ۱۴۰۱ش.
- فیگویروا، دن گارسیا سیلو، سفرنامه فیگویروا، تهران، نو، ۱۳۶۳ش.
- قاسمی، زهرا، «تجارت خارجی ایران از آغاز سلطنت شاه عباس صفوی تا پایان دورهٔ صفویه»، حافظ، سال ۵، شماره ۵۲، ۱۳۸۷ش.
- قاضیخانی، حسین و بارانی، محمدرضا، «سبک زندگی زن ایرانی از نگاه سفرنامهنویسان غیرایرانی عصر صفوی»، تاریخ اسلام، سال ۱۵، شماره ۱، ۱۳۹۳ش.
- کجباف، علیاکبر و همکاران، «تبیین و تحلیل وضعیت جمعیت و تأثیر کشاورزی برآن در دوره صفویه»، پژوهشهای تاریخی، سال ۵۴، سال ۱۰، شماره ۳، پیاپی ۳۹، ۱۳۹۷ش.
- کردی، زینت خاتون و کردی، طاهره، «نقش سادات و علما در حقوق شهروندی عصر صفویه»، حقوق ملل، سال ۳، شماره ۱۰، ۱۳۹۲ش.
- کرمی، سمیه و مخبردزفولی، فهیمه، «آموزش زنان در دورهٔ صفویه؛ زنان بیوت علمای شیعه»، پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، سال ۵۳، شماره ۲، ۱۳۹۹ش.
- کشاورز، زهراسادات و همکاران، «تبیین و تحلیل نقش طبقات اجتماعی در فرایند تمدّنی دولت صفویه»، تاریخ اسلام و ایران، سال ۲۷، شماره ۳۴، ۱۳۹۶ش.
- کشاورز، زهراسادات و چلونگر، محمدعلی، «تفسیر و تحلیل نقش آیین عزاداری عاشورا در فرایند تمدنی دولت شیعی صفویه»، شیعهشناسی، سال ۱۶، شماره ۶۳، ۱۳۹۷ش.
- کشاورز، زهراسادات و چلونگر، محمدعلی، «نقش ابزارهای سیاست خارجی در فرایند تمدنی دولت صفویه با تأکید بر ابزار دیپلماسی»، سیاست، دوره ۵۱، شماره ۲، ۱۴۰۰ش.
- کشاورز، زهراسادات و همکاران، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تأکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال ۹، شماره ۱۸، ۱۴۰۰ش.
- کشاورز، زهراسادات و چلونگر، محمدعلی، بازخوانی مقدماتی تمدنی تشیع در عصر صفویه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۴۰۳ش.
- گلشنی، عبدالکریم، «تشکیلات آموزشی ایران در دوره صفویه مکتبخانه کتابهای درسی و مقررات انضباطی آن»، خرد و کوشش، سال ۳، شماره ۹، ۱۳۵۰ش.
- گودرزی، حسین، «بازآفرینی مفهوم «ایران» در دوره صفویه و رابطه آن با هویت ملی»، مطالعات ملی، سال ۸، شماره ۱، ۱۳۸۶ش.
- مسیحی، عباس و حقپرست، زهرا، «مقایسهٔ شیوهٔ تعامل با اقلیتهای دینی در حکومت امام علی و حاکمان صفوی»، شیعهپژوهی، سال ۲، شماره ۲، ۱۳۹۴ش.
- مطهری، مرتضی، خدمات متقابل ایران و اسلام، قم، صدرا، ۱۳۷۴ش.
- موسوی، سیدموفق، بررسی گرایش به شیعه اثنیعشری درنامگذاری اشخاص درایران روزگار صفویه، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه پیامنور استان قم، مرکز پیامنور قم، ۱۴۰۱ش.
- میرمحمدصادق، سیدسعید، «صفویان (نظام اداری)، دانشنامه جهان اسلام، جلد ۲۹ (شیفته - صفین)، ۱۴۰۰ش.
- نوایی، عبدالحسین و غفاریفرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگ ایران در دوران صفویه، تهران، سمت، ۱۳۸۱ش.
- نورالهی، ایوب، بررسی نهاد خانواده در اصفهان عصر صفوی، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه باقرالعلوم، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۱۳۹۲ش.
- نوروزی، جمشید و رمضانی، شهرام، «علل تعاملات سلاطین صفوی با علمای شیعه و نتایج آن»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال ۵، شماره ۱۹، ۱۳۹۴ش.
- نیکزاد طهرانی، علیاکبر و حمزه، حسین، «تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، شیعهپژوهی، سال ۲، شماره ۶، ۱۳۹۵ش.
- وطندوست، مسعود، تحول انگارههای اجتماعی ایرانیان در دورههای گذار و تأثیر آنها بر ساخت دولت در ایران، رساله دکتری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی، ۱۴۰۳ش.
- ولیزاده، حیدر، «تکوین مفهوم ایران در عصر صفوی (با تأکید بر گفتمان شیعی)»، رساله دکتری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، پژوهشکده اندیشه سیاسی، انقلاب و تمدن اسلامی، ۱۴۰۲ش.
- هاشمی، سیدضیاء و ایمانیخوشخو، محمدجواد، «مطالعه ابعاد هویت فرهنگی ایران در دوران صفویه و قاجاریه در سفرنامههای سفرنامهنویسان خارجی»، مطالعات ملی، سال ۱۷، شماره ۳، ۱۳۹۵ش.
- یوسفنیا، زهرا، «بررسی عوامل بالندگی اقتصادی ایران در عصر شاه عباس اول صفوی»، تاریخنامه خوارزمی، سال ۲، شماره ۲، ۱۳۹۳ش.