تکیه؛ مکانی وسیع برای عزاداری مذهبی و روضهخوانی شیعیان.
تکیه، بهعنوان نهادی فرهنگی-مذهبی، در بافت اجتماعی گسترهٔ وسیعی از جهان اسلام نقش چندوجهی دارد. در دوره صفویه و با گسترش شیعه در ایران، کاربری تکیه با چرخش از آیینهای تصوف بهسوی برگزاری مراسم تعزیه و سوگواری در ماه محرم، دگرگون شد. در دورهٔ قاجار تکیها با گسترش کمّی و تنوع کارکردی، به کانونی برای تجمع مذهبی و محلی برای فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی بدل شد و در انسجام اجتماعی و تقویت هویت مذهبی شیعیان تأثیری پایدار بر جای نهاد. امروزه نیز تکیه با گسترش مفهومی و عملکردی، نقش اصلی در سازماندهی هیئتهای مذهبی در جوامع شیعی بهویژه در ایران، افغانستان و عراق دارد.
واژهشناسی تکیه
واژهٔ تکیه در لغتنامههای کهن عربی مانند معجم مقائیس اللغة، صحاح اللغة، لسان العرب و تاج العروس نیامده است. برخی واژه تکیه در زبان فارسی را برگرفته از کلمه «تُکاه» در زبان عربی دانستهاند که بهمعنای عصا یا هر چیزی است که بتوان بر آن تکیه کرد. برخی دیگر، تکیه را واژهای فارسی و بهمعنای «پوست» (تکّه) دانستهاند؛ درویشان در مکانهای تجمع خود از پوست بره استفاده میکردند و کمکم این مکانها، تکیه نامیده شد. بعضی معتقدند که هر بنای بلند، تکیه نامیده میشد. گروهی دیگر، تکیه را واژهای ترکی دانستهاند.[۱]
معنای لغوی
واژهٔ «تکیه» و ترکیبات همخانوادهٔ آن نظیر «تکیهدادن»، «تکیهداشتن» و «تکیهکردن»، در زبان فارسی کاربرد گستردهای دارد و بهمعنای «پشت به چیزی نهادن»، «اعتمادکردن»، «آسایشیافتن» و «آرامش بخشیدن» بهکار میرود. همچنین، «تکیه» بهصورت اسمی بهمعنای «آنچه که بر آن پشت میگذارند» نیز استفاده میشود.[۲]
تکیه از سدهٔ هشتم هجری قمری در قلمرو امپراتوری عثمانی، مکان گردآمدن صوفیان، مزار مشایخ صوفیه، اقامتگاه موقت صوفیان در سفر و مهمانپذیر رایگان در شهرهای زیارتی بوده[۵] و سبک زندگی در آنها عابدانه و همراه با گوشهگیری از اجتماع بوده است.[۶] با گسترش سرزمینهای تحت سلطهٔ دولت عثمانی، در مناطق امروزی سوریه و مصر نیز تکیه، جایگزین خانقاه و رباط شد. معماری تکیه در دولت عثمانی، بهصورت تالار دارای گنبد بود که متأثر از مکتب قسطنطنیه ساخته میشد.[۷] در عراق نیز تکیه بکتاشیه در نجف، پذیرای زائران حرم امام علی و تکیه بزرگ دیگری در کربلا، میزبان زائران حرم امام حسین بوده است.[۸] در ایران نیز همین کارکرد برای تکیه وجود داشته است؛ در اصفهان، به بقعههای محل دفن شخصیتهای مقدس و بزرگ، تکیه میگفتند. ابنبطوطه، تکیه منسوب به شیخ علی بن سهل در اصفهان را زیارتگاهی معروف، توصیف کرده که در آنجا، از تمامی مهمانان با غذا پذیرایی میشد.[۹] عبدالرحیم ضرّابی در تاریخ کاشان از احداث تکایای متعدد توسط امیر بهلول دنبلی (متوفای ۷۶۲ق) برای اسکان و پذیرایی فقیران و صوفیان یاد کرده است.[۱۰] همچنین، میرحیدر تونی (متوفای ۸۳۰ق) در شهرها تکیه میساخت و درویشی از مریدان خود را در آن ساکن میکرد. در ایران به خانقاههای حیدری، قلندری و بکتاشی، «تکیه» اطلاق میشده و انتساب عنوان «باباییِ» تکیه حیدر در اصفهان به بابا سلطان قمی توسط شاه عباس صفوی، حاکی از پیوند تکیه با لقب «بابا» است که عنوان درویشان قلندریه و حیدریه شمرده میشود.[۱۱]
پیوند با آیین جوانمردی
تکیه در آغاز، برآمده از آیین جوانمردی بود و جوانمردان و عیاران، خود را پیروی امام علی میدانستند.[۱۲] تکیهها در سنت خانقاهی، پناهگاه مسافران و نیازمندان به خدمات رایگان، محسوب میشدند[۱۳] و تکیهدار بهعنوان مدیر و نگهبان تکیه، از میان جوانمردان و اهل فتوت برگزیده میشد. این افراد واجد شرایط اخلاقی و مرامی بودند که در فتوتنامهها شرح داده شده است.[۱۴] پیوند آنان با آیین جوانمردی، تکیه را به نهادی برای ارائه خدمات اجتماعی تبدیل کرد و تکیهدار را به الگوی اخلاقی و رهبر معنوی در جوامع کوچک محلی، ارتقا داد.[۱۵]
تحول کارکردی
خیمه تکیه نفرآباد از نمای درونی؛ تاسیس تکیه به دوره صفویه بازمیگردد
از اواخر دوره صفویه و با رواج تشیع، بسیاری از تکیههای وابسته به صوفیان، رو به ویرانی نهاد[۱۶] و معنا و کاربرد تکیه در کشورهای شیعهنشین مانند ایران و بهویژه در شهرهای مرکزی آن[۱۷] مانند کاشان و قزوین که پیشینهای طولانی در تشیع داشتند،[۱۸] بهتدریج دگرگون شد.[۱۹] با تضعیف نهادهای صوفیانه، تکیه که پیشتر فضایی برای اجرای سماع و رقص دراویش بود،[۲۰] در فرهنگ مذهبی شیعیان به مکان برگزاری مراسم عزاداری برای شهادت امام حسین تبدیل شد و زمینهای برای تجدید حیات ارزشهای فتوت مانند فداکاری و ظلمستیزی فراهم کرد که در فرهنگ شیعیان با مفاهیم ایثار و شهادت، بازخوانی میشد.[۲۱] همچنین با توجه به کنترل بسیاری از مساجد توسط حکومتها و نیز محدودیتهای فقهی مانند ممنوعیت حضور زنان در ایام عادت ماهانه در مساجد، تکیهها بهعنوان فضایی بدون این محدودیتها، امکان مشارکت همگانی در مراسم مذهبی را فراهم میکرد. ایجاد این اماکن نشاندهندهٔ احترام به مساجد و در عین حال پاسخ به نیازهای جامعهٔ شیعه بود.[۲۲]
در قزوین، تکیه به کانون فعالیتهای فرهنگی گسترده تبدیل شد و علاوهبر عزاداری، میزبان مناظرات ادبی، جلسات سخنوری و مشاعره در شبهای رمضان بود.[۲۳] گزارشهایی از دوران پادشاهی شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم، در قزوین نشان میدهد که در طول شبهای ماه رمضان، به پای توغهای تکیه دولت و تکیههای دیگر «سَردَم» بسته و مجالس سخنرانی و مناظرات ادبی در آنها برگزار میشد.[۲۴]
رونق و گسترش
در دوره قاجاریه و با رونق هنر تعزیه، تکیه، محل اجرای مراسم شبیهخوانی در سوگ امام حسین شد و مکان اجرای تعزیه، تکیه نامیده میشد.[۲۵] اوج شکوفایی تکیهها از دوران ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه بود. در این دوره، تنها در تهران بیش از پنجاه تکیه فعال وجود داشت که بسیاری از آنها با نامهای مرتبط با اصناف، محلات یا شخصیتهای اجتماعی شناخته میشد.[۲۶] تکیههای ویژهٔ مراسم شبیهخوانی در تهران، دارای ۳ خاستگاه متفاوت بودند:
تکیههایی که ابتدا، بقعهٔ یکی از بزرگان، مشایخ یا صالحان بوده و در صحن آن یا در محیط اطراف آن، مراسم سوگواری برگزار میکردند. این فضاها، پس از مدتی با اندکی تغییر بهصورت تکیهخانههایی برای تعزیهخوانی درآمدند، مانند تکیههای پیرزن و هفتتن.
تکیههایی که ابتدا، کاروانسرا بودهاند و گاهی در آنجا مراسم عزاداری و مذهبی نیز برپا میشده است، مانند تکیههای حمامخانه و باغ پسته بیک.
تکیههایی که از دوره حکومتی زندیان، مخصوص برگزاری تعزیه بنا شده و شیوه معماری آنها، تلفیقی از معماری کاروانسرا، خانقاه، میدان و زورخانه بوده است، مانند تکیه عباسآباد.[۲۷]
تبدیل نام به حسینیه
به گزارش مورخان، تبدیل تکیهها به حسینیه از دوره قاجاریه آغاز شد.[۲۸] حسینیه در اصل، فضای مختص اجتماع مردان در تکیه بود و فضای ویژه زنان را زینبیه و محل برگزاری تعزیه را عباسیه میگفتند. در گذر زمان و با تحول کارکرد تکیه، اصطلاح «حسینیه» کمکم جایگزین نام تکیه شد. همچنین در دورهٔ پهلوی اول، با ممنوعیت برگزاری مراسم عزاداری، تنها بخش مردانهٔ تکایا امکان فعالیت محدود داشت و همین امر موجب غلبه نام حسینیه شد. این تغییر تا آنجا پیش رفت که حتی بناهای تاریخی که پیشتر با عنوان تکیه شناخته میشدند، در دورههای بعد به حسینیه تغییر نام دادند و هویت اصلی معماری و کارکردی آنها در اذهان عمومی به فراموشی سپرده شد.[۲۹]
امروزه در فرهنگ عامهٔ ایران، دو واژهٔ تکیه و حسینیه گاهی بهصورت مترادف برای مکان برپایی عزاداری و شبیهخوانی بهکار میرود. در تهران و برخی شهرهای شمالی ایران، حسینیه به محل روضهخوانی و ذکر مصیبت اختصاص دارد و تکیه به محل برگزاری مجالس شبیهخوانی و تعزیه گفته میشود.[۳۰] در سمنان تمام مکانهای مختص عزاداری و شبیهخوانی، تکیه نامیده میشوند. در یزد، این اماکن با هر دو عنوان حسینیه و تکیه شناخته میشوند. در کاشان، حتی فضاهای شهری واقع در گذرهای اصلی با عنوان میدان یا تکیه نامگذاری شدهاند.[۳۱] با وجود این، مکانهای تازهتأسیس برای عزاداری در شهادت امام حسین، با عنوان حسینیه شناخته میشوند.[۳۲] حتی در فرایند بازسازیها، نام اماکنی که پیش از این تکیه خوانده میشد، به حسینیه تغییر مییابد.[۳۳]هیئتهای مذهبی نیز مفهوم و کارکردهای تکیه را در قالب حسینیه و موکب بازتعریف کرده و کارویژههای اصلی تکیه ازجمله سازماندهی اجتماعی، اجرای مراسم مذهبی و ارائه خدمات مردمی را حفظ کردهاند.[۳۴]
معماری تکیه
معماری تکیههای اهل تصوف (خانقاه) به گونهای بود که آنها بتوانند آزادانه به رقص سماع و سایر رقصهای صوفیانهٔ خود بپردازند؛ در میانهٔ این ساختمانها، فضایی بنا میشد که کرسی و تختهبند مرشد (قطب) در آن قرار میگرفت. در بنای ساختمانهای ویژهٔ اجرای تعزیه، از همین سبک معماری الهام گرفته شد.[۳۵]
تکیههای ثابت
تکیه پس از تحول معنایی و کارکردی، همچنان در بافت شهری ایران از عناصر اصلی هر محله شمرده میشد.[۳۶] بیشتر تکیههای ایران، در مرکز محله قرار گرفته و در طول سال، برای برپایی مراسم مختلف از آنها استفاده میکردند. این کارکرد چنان مهم بود که اگر در محلهای چنین بنایی وجود نداشت، تکیه موقت برپا میشد. در معماری تکیههای ثابت، به عناصر گوناگونی توجه میشد، ازجمله: سکویی در میان فضای داخلی با دو ردیف پلکان در دو سمت؛ گذرگاهی در اطراف سکو برای حضور اسبها؛ جایگاهی مخصوص تماشاگران پیرامون گذرگاه و غرفهای بهعنوان رختکن برای بازیگران شبیهخوانی. همچنین، هر تکیه دارای چند مدخل برای ورود و خروج تماشاگران و شتران و اسبان تعزیه بوده است. تکیههای فاقد سقف، هنگام اجرای تعزیه با چادری پوشانده میشدند.[۳۷] طاقنماهایی ویژه نیز در ساختمان تکیه وجود داشت که برخی از آنها مخصوص بزرگان محل و یکی از آنها نیز مخصوص سَردَم بستن بودند. طاقنمای سردم بستهشده، جایی بود که با کشکول، بوق، تسبیح، جنگافزارهای کهن، چلچراغ، قالی، قالیچه و نشانههای دیگر آراسته میشد و یک نفر در آن نشسته و به خواندن اشعار مذهبی، بهخصوص ترکیببند محتشم کاشانی، مشغول میشد.[۳۸] سکوی تکیه نیز متناسب با شکل و ابعاد زمین و نیز شرایط فضای داخلی ساختمان، طراحی میشد. بیشتر سکوها بهصورت گرد طراحی میشدند. سکوهای نعلاسبی، سهگوش و متحرک نیز گاهی در طراحی تکیه، مورد توجه بود.[۳۹] در تکیههای فاقد سکو، نمایش تعزیه را روی سقف آبانبار یا حوض میانی که با الوارهای چوبی پوشیده میشد، انجام میدادند. در برخی تکیهها، سه صحن مجزا وجود داشت که به نامهای «حسینیه»، «عباسیه» و «زینبیه» مشهور بودند. مراسم عزاداری حضرت عباس در صحن عباسیه و مراسم عزاداری امام حسین در صحن حسینیه برگزار میشد و زینبیه نیز بهطور معمول بهصورت اتاقهایی در پشت حسینیه واقع میشد.[۴۰]
تکیههای موقت
در دههٔ اول محرم، شمار فراوانی از تکایای موقت در نواحی شهری و روستایی ایران برپا میشود. فرایند احداث این تکایا، معروف به تکیهبستن، شامل محصورکردن محدودههایی در مجاورت معابر و نصب دیوارهای موقت است. بر این دیوارها، تصاویر مذهبی، پارچهنوشتههای حاوی متون دعا، زیارتنامهها، احادیث و مراثی که مشهورترین آنها ترکیببند محتشم کاشانی است، نصب و کف محوطه نیز فرش میشود. در این تکایای موقت، بسته به سطح تمایل و توان مالی برگزارکنندگان، نشانهها و ادوات آیینی از قبیل علم، کتل و ظروف پذیرایی قرار داده میشود. دستههای سینهزنی و عزاداری در مسیر حرکت، لحظاتی در مجاورت یا درون این تکایا توقف میکنند. همچنین ساکنان محله، نذوراتی مانند غذا، شربت و چای را میان عزاداران توزیع میکنند.[۴۱]
سقانفار در تکیههای شمال ایران
در استانهای گیلان و مازندران، تکیههای متعددی از دورهٔ قاجار با معماری بومی و استفاده از مصالح منطقهای نظیر چوب و سفال برجای مانده این بناها بهطور کامل با شرایط آبوهوایی و سبک زندگی منطقه تطبیق یافته است. شکل بیشتر این تکیهها در روستاها، چهارگوش و با پلان مستطیلشکل بوده و بهطور عمده با سقفی سفالپوش پوشانده شده است. تزئینات داخلی برخی از آنها شامل نقوش گلوگیاه، جانوران و در مواردی صحنههای روایی است.[۴۲] ویژگی منحصربهفرد تکیههای مازندران، وجود بنایی الحاقی به نام سقانفار است. این سازه چوبیِ چهارپایه، که با نردبان به آن دسترسی مییابند، بازتاب مستقلی از زندگی روستایی و کشاورزی منطقه است. سقانفارها بهعنوان زیارتگاهی عمومی و مکانی برای نذر و برپایی سفرهٔ ابوالفضل ساخته میشدند و نقوش روی آنها اغلب صحنههایی از زندگی روزمره، اساطیر و عناصر طبیعت را به تصویر میکشید.[۴۳] سقانفار، با بهرهگیری از هنرهای ظریف تزئینی، تجلیگاه معماری و باورهای آیینی منطقه است. ستونهای مزین به نقوش هندسی، سرستونهای منبتکاریشده و حکاکیهای ظریف بر روی چوب از جمله نقش اژدهایی که دهانش بهسوی خورشید گشوده شده، جلوههایی از هنر اصیل ایرانی را به نمایش میگذارند. همچنین، عناصری چون «نال» (تیر افقی بالای سرستون)، «پلور» (تیر مورب سقف)، «پتک» (قطعه چوبی تزئینی) و «هلا» (تیرکهای سقف) با دقت در ساختار بنا به کار رفته است. نگارههای رنگارنگ و کتیبههای حکشده بر بدنهٔ سقانفار، از تصاویر خورشید، دیو، جبرئیل و رستم و دیو سفید تا صحنههایی از زندگی روستایی و حتی اشعار محتشم کاشانی همگی راوی فرهنگ، اعتقادات و سبک زندگی مردم این دیار است.[۴۴]
تکیهخانه در افغانستان
تکیهخانه در افغانستان اغلب دارای معماری متمایزی از سایر بناها است. تکیهخانه به تناسب جمعیت منطقه، بزرگ بوده و اغلب دارای دو یا چندین درب ورودی در دو سمت برای مردان و زنان است. تکایا را در برخی مناطق با پرده به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم میکنند و در برخی موارد نیز قسمت مردانه و زنانه کاملاً مجزا است.[۴۵] برخی از تکیهخانههای قدیمی دارای حیاط، شبستان، کتابخانه، مطبخ و غسالخانه بودند. امروزه در شهرها برخی از تکیهخانهها دارای کتابخانه، پارکینگ، مطبخ (آشپزخانه)، مسلخ (کشتارگاه) و تحویلخانه (انبار) هستند.[۴۶]
تکیههای مشهور ایران
براساس نتایج آماری تهیهشده در ۱۳۷۵ش، در مجموع، ۱٬۸۰۷ تکیه ثابت و ۸٬۷۵۲ حسینیه در سطح کشور وجود داشته است.[۴۷] برخی از این تکیهها برجایمانده از دوره قاجار است و البته بسیاری از تکایای مشهور آن دوره، اکنون وجود ندارند.
تکیهگاه آقامرتضیعلی در محله هرندی تهرانتکیههای وابسته به اصناف و مشاغل: تکیهٔ زرگرها، تکیهٔ دباغخانه، تکیهٔ قاطرچیها، تکیهٔ اسماعیل بزاز، تکیهٔ خشتیها؛
تکیههای منتسب به گروههای قومی و جغرافیایی: تکیهٔ عربها، تکیهٔ خلجها، تکیهٔ کرمانیها، تکیهٔ قمیها، تکیهٔ بربریها، تکیهٔ افشارها؛
تکیههای نامگذاری شده بر اساس محلات و اماکن شهری: تکیهٔ پامنار، تکیهٔ چالحصار، تکیهٔ درخونگاه، تکیهٔ عودلاجان، تکیهٔ سرپولک، تکیهٔ سرتخت، تکیهٔ عباسآباد، تکیهٔ ملکآباد؛
تکیههای مرتبط با شخصیتهای اجتماعی و مذهبی: تکیهٔ پهلوان شریف، تکیهٔ رضا قلیخان، تکیهٔ سادات اخوی، تکیهٔ لوطی علیخان، تکیهٔ منوچهرخان، تکیهٔ لوردزخان، تکیهٔ آقابهرام، تکیهٔ حاجیوکیل؛
تکیههای با نامهای نمادین و مذهبی: تکیهٔ چهلتن، تکیهٔ هفتتن، تکیهٔ خداآفرین؛
تکیهٔ سادات اخوی: مکانی که در آن برای رشد کودکان شمع روشن میکردند و هر سال با بلندشدن قد کودک، شمع بلندتری جایگزین میشد؛
تکیهٔ عباسآباد (حاج میرزا آغاسی): محل برگزاری تعزیههای دولتی؛
تکیهٔ عزتالدوله: اختصاصیافته به بانوان و متعلق به خواهر ناصرالدین شاه؛
تکیهٔ دولت: نماد باشکوه معماری و مرکز اصلی اجرای تعزیه در پایتخت.[۴۸]
تکیههای اصفهان
تکیه آقا حسین خوانساری؛ یادگار دوره صفوی در تخت فولاد اصفهان
در دوران قاجار، تکیه در اصفهان معنای متفاوت پیدا کرد و به آرامگاه زاهدان و نامآوران در گورستان تخت فولاد اطلاق شد که بهطور معمول محل تجمع و عبادت بود. علاوهبر این گورستان، در برخی محلات دیگر اصفهان نیز تکایایی وجود داشت، از جمله تکیهٔ والهیه در چهارباغ که آرامگاه محمدکاظم واله اصفهانی (شاعر و ادیب) است.
تکیههای شیراز
در شیراز تا دورهٔ قاجار، تکایای صوفیان از رونق برخوردار بود، از جمله تکیهٔ چهلتنان (حاوی آرامگاه بسحاق اطعمه) و تکیهٔ هفتتنان. در عهد قاجار، حتی آرامگاههای شاعران بزرگی مانند سعدی و حافظ نیز با نام تکیه شناخته میشدند.[۴۹]
تکیههای شمال ایران
در مناطق شمال ایران، هر محله برای رسمیتیافتن، تکیهٔ مخصوص خود را برپا میکرد. گزارشهای جهانگردان از دوره قاجار به وجود ۳۶ تکیه در شهر رشت اشاره دارند.[۵۰] تکیههای قدیمی در شهرهای رودسر، لاهیجان و لنگرود همچنان پابرجا است.[۵۱] روستاها نیز تکیههای بسیاری دارند، ازجمله تکیه مُقْریکلا در بندپی بابل،[۵۲] تکیه کلهبست پازَوار در بابلسر[۵۳] و تکیه فیروزکلا در آمل.[۵۴]مازندران بهتنهایی دارای ۱۱۳۵ تکیه است و جهانگردان به نقش بیبدیل این فضاها در شکلدهی به سبک زندگی، مناسک جمعی و هویت فرهنگی مردم این خطه اشاره کردهاند.[۵۵]
در استان یزد، تکیهها بهدلیل پیوند با دیگر فضاهای شهری و همچنین حفظ عناصر معماری مذهبی کهن ایران، از اهمیت ویژهای برخوردارند.[۵۸] از جمله این تکیهها میتوان به تکیهٔ شاهولی در تفت و تکیهٔ امیرچخماق اشاره کرد. برخلاف تکیهٔ دولت تهران و مشابه تکایای شمال ایران، نقشهٔ کف این بناها بهطور معمول به شکل چهارگوش یا هشتضلعی است. تکیهٔ امیرچخماق دارای مناره و طاقنماهای دو طبقهای است که بهعنوان الگو و نمونهای برای ساخت دیگر تکایای شهر مورد استفاده قرار گرفته است.[۵۹]
تکیههای کرمانشاه
نمای داخلی تکیه معاون الملک کرمانشاه
یکی از زیباترین و باشکوهترین تکیههای ایران، بهویژه از لحاظ تزئینات نقاشی و تصاویر مذهبی، تکیه معاونالملک در کرمانشاه است. این بنا به دلیل هنرنمایی در تزئینات و معماری، از نمونههای منحصر بهفرد در کشور محسوب میشود.[۶۰]
تکیهخانه
تکیه در افغانستان، تکیهخانه نامیده میشود و بلخ و هرات از مراکز مهم شکلگیری و گسترش خانقاه محسوب میشد که خاستگاه تکیه بوده است. تیموریان، بهویژه تیمور، شاهرخ، حسین بایقرا و وزیر صوفیمسلک او، امیر علیشیر نوایی، در بنای تکیه و خانقاه اهتمام داشتند.[۶۱] بر اساس گزارشهای تاریخی قرن نوزدهم میلادی، برخی تکیهها در غزنی و کابل به قهوهخانه شبیه بودند[۶۲] و بیشتر آنها بهخصوص در شهر کابل، مزار مشایخ صوفی بودهاند.[۶۳] تغییر کاربری تکیهها در مناطق شیعهنشین افغانستان بهعنوان محل عزاداری و روضهخوانی، از اواخر دورهٔ صفویه و بهخصوص با ورود قزلباشان به افغانستان آغاز شده و تا امروز ادامه یافته است.[۶۴] امروز تکیهخانه در افغانستان نسبت به مسجد گستردهتر است و برخی روستاها که مسجد ندارند یک و گاهی چند تکیهخانه دارند.[۶۵] در افغانستان بیشتر تکیهخانهها بهنام بنیانگذار یا بهنام منطقه و محل مشهور است؛ مانند تکیهخانه آقای حجت؛ یا تکیهخانه غزنیچیها، کشمیریها، تکیهخانه میرزاجان، تکیهخانهٔ عمومی، تکیهخانهٔ چنداول و تکیهخانهٔ قلعهٔ شاده.[۶۶] تکیهخانهها به دو نوع عمومی و خصوصی تقسیم میشوند، ولی محل آن محدود به مکان خاصی نیست و از خانه، فضای آزاد، مساجد و مکاتب (مدارس) نیز بهعنوان تکیهخانه استفاده میشود.[۶۷] هزینههای تکیهخانهها از نذورات، هدایا، اشخاص، واقفین و کمکهای مردمی تأمین میشود[۶۸] و مردم با توجه به اعتقاد راسخی که به تکیهخانه دارند، هدایا و نذورات نقدی و غیر نقدی زیادی به آن تقدیم میکنند. این نذورات زیر نظر متولی و مسئولین تکیه جمعآوری و در ایام عزاداری هزینه میشود.[۶۹]
تکیهخانه در افغانستان دارای پنج رکن اصلی است:
تکیهدار که از شخصیتهای معتبر محلی بوده و مسئولیت استقبال از عزاداران را بر عهده دارد؛
فراشان به سرپرستی سرفراش که امور اجرایی از جمله تزیین فضای تکیهخانه، پذیرایی، تأمین امنیت و هماهنگی مراسم را مدیریت میکنند؛
عزاداران که بهعنوان مشارکتکنندگان فعال در مراسم حاضر میشوند.
خاتم مجلس که بهعنوان سخنران پایانی، اختتامیه مراسم را انجام میدهد.[۷۰]
عناصر نمادین در تکیهخانه
تکیهخانه دارای نمادهایی است که آن را از دیگر محلها متمایز میکند؛ همانند نصب پارچههای سیاه، تصاویر مربوط به مرقد امامان و پرچمنوشتههای سیاه، سرخ و سبز.[۷۱] علم و منبر نیز عناصر نمادین اصلی در تکیهخانه هستند؛ علَم بهنشانهٔ علم حضرت عباس، چوب بلندی است که در بالای آن به یاد دستان بریده عباس، پنجهای قرار دارد. در طول دهه اول محرم، مردم پارچههایی که گاهی مقداری پول در آن است، به علم میبندند.[۷۲] منبر نیز محل قرار گرفتن سخنرانان است. پلههای منبر بیانگر منزلت سخنرانان و نوحهخوانها محسوب میشود. برای مثال ذاکران باتجربه یا طلاب مبتدی روی پلهٔ اول منبر مینشینند. بالاترین پلهٔ منبر جایگاه ختمکنندهٔ مجلس است.[۷۳]
عزاداری در تکیهخانه
تکیهخانه علاوه بر عزاداری، در گذشته کاربرد مکتب (مدرسه) نیز داشته است؛ اما امروزه برگزاری مراسم دعا و سخنرانی در روزهای پنجشنبه و جمعه، برپایی کلاسهای آموزش روخوانی قرآن، مجالس ختم و برنامههای دیگر، کارکردهای تکیهخانه در طول سال است.[۷۴] تکیهخانه در ایام محرم محل اصلی برگزاری مراسم سوگواری در شهادت امام حسین است. چند روز پیش از فرارسیدن ماه محرم دیوارها و سقف تکیهخانه بهطور کامل سیاهپوش شده و با پارچهنوشتههای حاوی شعائر حسینی آراسته میشود.[۷۵] مراسم عزاداری در تکیهخانه معمولاً با منقبتخوانی آغاز میشود.[۷۶] مردم از اول تا سیزدهم محرم را به عزاداری در تکیهخانه میپردازند و نقشها و وظایف گوناگونی را ایفا میکنند.[۷۷] گاهی در فاصله میان برنامهها فرد یا افرادی برخاسته و با خواندن چند بیت شعر جمعیت را به فرستادن صلوات ترغیب میکنند.[۷۸] در قدیم از شب هفتم، دستههای سینهزن از تکیهخانهای به تکیهخانه دیگر رفته و در آنجا سینهزنی و عزاداری میکردند. در کابل به این رسم، مجرایی میگویند.[۷۹]علمکشی در شب هفتم برگزار میشود. علم را بیرون از تکیهخانه آماده کرده و به آن گُل و گلاب میزنند. سپس طی مراسمی، علم را به نزدیکی تکیه میآورند. علم را با ذکر «این علم از کیست که بیصاحب است / این علم از عباس ماه بنیهاشم است» وارد مجلس کرده و آن را در جای مخصوص خود در وسط تکیهخانه، قرار میدهند.[۸۰] بیشتر تکیهخانهها، گهوارهای به یاد کودک شیرخواره امام حسین تهیه کرده و روی آن را با پارچههای سبز و سفید سوراخ شده (به نشانه اصابت تیر) میپوشانند. روز یا شب نهم آن را با خواندن اشعاری میان جمعیت میآورند و همزمان، سخنران روضهٔ علیاصغر را میخواند.[۸۱] در برخی از تکایا، روزها مجالس زنانهخوانی برگزار میشود. ذکر صلوات، نوحهخوانی و سخنرانی، محتوای این مجالس را تشکیل میدهد.[۸۲]
پذیرایی در تکیهخانه
در پایان مراسم عزاداری، پذیرایی از عزاداران صورت میگیرد. تکیهخانهای که توان مالی بهتری دارد، از روزهای نخست، عزاداران را اطعام میکند. برخی تکایا از روز هفتم، و تکایایی هم که توان مالی کمتری دارند، روزهای نهم یا فقط روز عاشورا برنامه اطعام دارند. در تکیهخانهها اغلب ابتدا مردان پذیرایی میشوند و بعد زنان و کودکان. در گذشته، برخی تکایا به دلیل محدودیت، فقط از مردان پذیرایی میکردند.[۸۳]
جمع کردن تکیهخانه
جمع کردن تکیهخانه، عملی نمادین است که اغلب در پایان مراسم در شب سیزدهم انجام میگیرد. فراشان و عزاداران علَم را از جایگاه خود به علمخانه انتقال داده و بهجای آن، علَم کوچکتری در کنار منبر قرار میدهند. در روز سیزدهم، فراشان تکیهخانه اقدام به جمعآوری سیاهپارچهها و پارچهنوشتهها از تکیهخانه میکنند. این کار همراه با مراسم روضهخوانی است و در پایان، تمام فراشان اطعام میشوند.[۸۴]
تکیه در کشورهای دیگر
اصطلاح تکیه در شبهقاره رواج ندارد و گاهی با اثرپذیری از ادبیات فارسی، بهکار رفته است. در این منطقه، بهطور معمول به جای تکیه از عنوان امامباره استفاده میشود. برای نمونه، وجود صدها حسینیه و تکیه با نام امامباره در روستاهای پاراچنار شبهقاره، گزارش شده است.[۸۵]
در آلبانی و یونان، اصطلاح تکیه به آرامگاه اولیا و صالحان اطلاق میشود. این بناها در مناطقی که گروههای اخوت (تصوف) فعالیت دارند، بهعنوان مکانهای زیارتی و عبادت مورد استفاده قرار میگیرند.[۸۶]
در ترکیه، قوانین محدودکنندهای بر فعالیت تکیهها حاکم است، اما برگزاری مراسم سماع در تکیههای طریقت مولویه، یکی از جاذبههای گردشگری در این کشور است.[۸۷]
در فلسطین، سوریه و لبنان، تکیهها با پشتیبانی سلاطین عثمانی و شخصیتهایی مانند خاصکی سلطان و فاطمه خاتون احداث شد و موقوفات گستردهای به آنها اختصاص یافت. این بناها در شهرهای قدس، صفد، غزه، حمص و حلب بهعنوان مراکز تصوف و محل برگزاری مراسم مذهبی مانند سماع و نواختن دف و طبل، فعال بودند.[۸۸] تکیهٔ سلطان سلیم در دمشق و تکیهٔ مولویه در طرابلس (معروف به «الدرویشیه») علاوهبر کارکرد مذهبی، گاه به عنوان کاروانسرا نیز استفاده میشدند.[۸۹]
در عراق، تکیهها بهعنوان مراکز پذیرایی از زائران مزارات ائمه، مانند نجف و کربلا، فعالیت داشتند و درویشان ساکن در تکیه مجاور حرم امام حسین، مسئول روشنایی بقعه بودند.[۹۰] امروزه این کارکرد به مضیفها و موکبها منتقل شده است و این نهادها مسئولیت ارائه خدمات به میلیونها زائر بهویژه در پیادهروی اربعین را بر عهده دارند.[۹۱]
در قاهره پایتخت مصر تکیههای متعددی با موقوفات گسترده وجود داشت که بهطور عمده به صوفیان ایرانی و ترک اختصاص داشتند. ویژگی اصلی تکیههای قاهره، وجود آرامگاه دراویش در آنها بود. همچنین، این تکیهها بیشتر همراه با مسجد و سقاخانه (سبیل) ساخته میشدند و کانونهای فرهنگیمذهبی در زندگی شهری قاهره بودند.[۹۲]
پانویس
↑بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، دانشنامهٔ جهان اسلام، ۱۳۷۵ش، ج۱، ۲۸۱۲.
↑شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۳؛
سلطان زاده، روند شکلگیری شهر و مراکز مذهبی در ایران، ۱۳۶۲ش، ص۱۸۲.
↑احمدپناهی سمنانی، آداب و رسوم مردم سمنان، ۱۳۷۴ش، ص274.
↑فلاحزاده، تاریخ اجتماعی ـ سیاسی تئاتر در ایران (تعزیه)، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵؛
شهیدی، پژوهشی در تعزیه و تعزیهخوانی، از آغاز تا پایان دورهٔ قاجار در تهران، ۱۳۸۰ش، ص۲۴3.
↑معتمدی، عزاداری سنتی شیعیان در بیوت علما و حوزههای علمیه و کشورهای جهان، ۱۳۷۹ش، ج2، ص441.
↑هاشمی گلپایگانی، بوی جوی مولیان: ابنیه و آثار تاریخی اسلام در ماوراءالنهر، 1379ش؛ سمرقندی، قندیّه و سمریّه، 1368ش، ص36؛ گلمبک، معماری تیموری در ایران و توران، 1375ش، ج1، ص310 و 314؛ بلز و بلوم، هنر و معماری اسلامی، 1391ش، ص45.
↑الفینستون، افغانان: جای، فرهنگ، نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1376ش، ص542، 544 و 551.
↑جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص119؛ انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل1390ش، ص147.
↑فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص122؛ «محرم در افغانستان»، پایگاه تخصصی تحلیلی جامعه و فرهنگ ملل.
↑رهیاب، بلخاب: تاریخ، فرهنگ و اجتماع، 1401ش، ج2، ص298؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص110.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص149.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص147؛ جوادی، «مراسم عاشورا در کابل»، 1393ش، ص116.
↑انوری، «معرفی مراسم تکایای شهر کابل»، 1390ش، ص151.