پرش به محتوا

سازمان مجاهدین خلق ایران

از ایران پدیا
نسخهٔ تاریخ ۲۵ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۲۷ توسط سیدعلیرضا سیدموسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ترور دانشمندان هسته‌ای ایران)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

سازمان مجاهدین خلق ایران؛ تشکیلات سیاسی_شبه‌نظامی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران.

سازمان مجاهدین خلق ایران (MEK ،MKO یا PMOI) که در ادبیات رسمی نظام جمهوری اسلامی ایران، سازمان منافقین نامیده می‌شود، از سازمان‌های سیاسی_شبه‌نظامی تاریخ معاصر ایران است که در سال ۱۳۴۴ش با هدف سرنگونی حکومت پهلوی تأسیس شد و پس‌از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به تقابل مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت. این سازمان در سیر تاریخی خود دگرگونی‌های ایدئولوژیک و ساختاری متعددی را پشت سر گذاشته است؛ از تلفیق آموزه‌های اسلامی با مارکسیسم در دهه‌های چهل و پنجاه، تا استقرار در عراق و هم‌پیمانی با حزب بعث در دوران جنگ هشت‌ساله و نهایتاً تبدیل شدن به یک ساختار فرقه‌ای پیرامون مسعود و مریم رجوی.

بستر تاریخی پیدایش

سازمان مجاهدین خلق ایران در فضای حوادث بعداز شهریور ۱۳۲۰ش، گسترش جریان‌های چپ و ضداستعماری، شکست تجربه‌های پارلمانی، سرکوب قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش و نارضایتی جوانان مذهبی از روش‌های معتدل‌تر نهضت آزادی ظهور یافت. بنیانگذاران سازمان که ابتدا با شعار مبارزه با فقر و استثمار فعالیت می‌کردند، تحت‌تأثیر اقدامات سرکوبگرانهٔ حکومت پهلوی و اندیشه‌های مارکسیستی، به مبارزهٔ مسلحانه روی آوردند.[۱] این سازمان به دست تعدادی از جوانان نهضت آزادی با اثرپذیری از جنبش‌های انقلابی_مارکسیستی در جهان با رویکرد مبارزه مسلحانه شکل گرفت.[۲] شکل‌گیری سازمان بر دو روند تاریخی در ایران متکی بوده است: نخست، محبوبیت اندیشه‌های انقلابی و ترقی‌خواه مارکسیستی در جهان و دوم، پیدایش نگرشی نو به اسلام و تلاش برای ارائه تفسیری روزآمد از آن با برخی اندیشه‌های مدرن غربی.[۳]

بنیان‌گذاران و حلقه نخست

در منابع، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک‌بین به‌عنوان بنیان‌گذاران اصلی معرفی شده‌اند و در برخی روایت‌ها علی‌اصغر بدیع‌زادگان نیز در شمار بنیان‌گذاران یا حلقه بسیار نزدیک اولیه قرار گرفته است. این افراد، سابقهٔ فعالیت در محیط‌های مذهبی و دانشجویی، ازجمله ارتباط با نهضت آزادی و انجمن‌های اسلامی را داشتند و دانشگاه، زندان و شبکه‌های مذهبی شهری برای آنان فضای جذب نیرو و بازاندیشی سیاسی را فراهم کرد.[۴][۵][۶]

حلقهٔ نخست سازمان، از همان آغاز به مطالعهٔ منظم اهمیت می‌داد. مطالعهٔ قرآن، نهج‌البلاغه، آثار مهدی بازرگان، ادبیات ضد امپریالیستی، نوشته‌های انقلابی جهان سوم و متون مارکسیستی در کنار هم قرار گرفت. همین ترکیب، هم قدرت جذب و هم زمینه بحران آیندهٔ سازمان را ایجاد کرد؛ زیرا زبان دینی به آنان پایگاه اجتماعی می‌داد، اما تحلیل طبقاتی و روش چریکی، سازمان را از جریان‌های مذهبی سنتی دور می‌کرد.[۷][۸]

ایدئولوژی

ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران در آغاز، بر ترکیبی از اسلام انقلابی، عدالت اجتماعی، نفی امپریالیسم و مبارزه با سرمایه‌داری وابسته، استوار بود.[۹] در این چارچوب، توحید صرفاً یک گزارهٔ کلامی محسوب نمی‌شد، بلکه معنایی سیاسی_اجتماعی داشت و به نفی سلطه، نفی استثمار و حذف فاصله‌های طبقاتی تعبیر می‌شد. براساس این تلقی، مبارزهٔ مسلحانه به‌مثابهٔ ابزاری برای تحقق جامعهٔ بی‌طبقهٔ توحیدی در نظر گرفته می‌شد.[۱۰][۱۱] این نگاه در نماد سازمان نیز تجلی یافت؛ جایی‌که ترکیب آیهٔ ۹۵ سوره نساء با نشانه‌هایی چون داس و چکش، ستاره، اسلحه و خوشه گندم حاکی از آن بود که سازمان می‌کوشد از زبان اسلام، انقلاب و عدالت اجتماعی هم‌زمان بهره‌برداری کند.[۱۲][۱۳] حاصل این تلفیق در نظام آموزشی سازمان، ساختاری بود که نه کاملاً مذهبی بود و نه مادی‌گرایانه.[۱۴]

مجاهدین، مارکسیست‌های غیرمادی‌گرا خوانده می‌شدند؛ آنان مهم‌ترین اصل مادی‌گرایی را رد می‌کردند، ولی در باقی اصول بنیادی آن با مارکسیست‌ها هم‌نظر بودند.[۱۵] یکی از اصول بنیادین سازمان مجاهدین، تحت‌تأثیر نظریه مهدی بازرگان، یکی‌بودن راه خدا و تکامل بشر به‌عنوان یک اصل مارکسیستی بود. براساس این نگرش، مجاهدین از یک‌سو با مخلوق‌دانستن این روند، آن را دینی تلقی می‌کردند و قیام‌های انبیا و امامان شیعه، مانند قیام عاشورا را با استفاده از آن تبیین می‌کردند؛ از سوی دیگر، افرادی مانند کارل مارکس و مائو تسه‌تونگ در عین مادی‌گرابودن، مؤمن تلقی می‌شدند؛ چون در راه تکامل بشر، که با راه خدا و دین یکی بود، گام برمی‌داشتند.[۱۶] به تعبیر سید روح‌الله خمینی این گروه به دین، نگاه التقاطی و تک‌بعدی داشتند.[۱۷]

منابع مطالعاتی و آثار منتشرشده

منابع مطالعاتی سازمان مجاهدین خلق شامل قرآن، نهج‌البلاغه، برخی کتاب‌های مهدی بازرگان و سید محمود طالقانی، تاریخ انقلاب‌های توده‌ای در ایران و جهان، و کتاب‌های مارکسیستی بوده است.[۱۸]

ازجمله آثار منتشرشده سازمان عبارت‌اند از:

  • متدولوژی شناخت: نخستین اثر سازمان مجاهدین خلق که تلاشی برای تبیین شیوه و متد برخورد صحیح و علمی با پدیده‌ها و هماهنگی و انطباق آن با متد برخورد قرآن بوده است. این کتاب در سال ۱۳۵۱ش به دست امام خمینی رسید و او آن را کتابی مارکسیستی با پوسته‌ای اسلامی برشمرد.
  • راه انبیا راه بشر: تألیف محمد حنیف‌نژاد براساس تئوری مهدی بازرگان در کتاب راه طی‌شده نوشته شده، با این تفاوت که صورتی مارکسیستی پیدا کرده است. در این کتاب شیوه‌های مبارزه عیناً از آثار مائو نقل شده است.
  • سیمای یک مسلمان (یا امام حسین یا راه امام حسین): نظام توحیدی موردنظر پیامبر اسلام را نوعی نظام بی‌طبقه توحیدی در راستای صلاح عامه معرفی می‌کرد.
  • مقدمه مطالعات مارکسیستی: نوشته سعید محسن، جزوه‌ای آموزشی برای اثبات ناگزیر بودن آموختن مارکسیسم برای مبارزه و این‌که درک عمیق ایدئولوژی اسلامی و مفاهیم قرآن، بدون آموختن آن میسر نخواهد بود.[۱۹]

تحول ایدئولوژیک و بازسازی بخش مسلمان سازمان

سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۵۱ش به‌تدریج با بحران‌های فکری و ایدئولوژیک روبه‌رو شد و این روند در سال ۱۳۵۴ش با اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم به اوج رسید.[۲۰] در این مقطع، در پی ضربات ساواک، فقدان بخش عمده‌ای از رهبری اولیه و بحران‌های تشکیلاتی، بخشی از کادرهای خارج از زندان به رهبری تقی شهرام و بهرام آرام، مارکسیسم را به‌عنوان ایدئولوژی رسمی سازمان اعلام کردند.[۲۱] در اعلامیه تغییر ایدئولوژی، استدلال شده بود که پس‌از سال‌ها تلاش برای تلفیق اسلام و مارکسیسم، مارکسیسم به‌عنوان فلسفه‌ای مناسب‌تر برای رهایی طبقه کارگر برگزیده شده و اسلام، به‌عنوان ایدئولوژی طبقه متوسط، برای تحقق این هدف کافی نیست.[۲۲]

این تحول با مخالفت بخشی از اعضای سازمان، به‌ویژه نیروهای مسلمان، روبه‌رو شد. مخالفان، تغییر ایدئولوژی را انحراف از آرمان‌های بنیان‌گذاران و اقدامی فرصت‌طلبانه تلقی کردند و در نتیجه، سازمان با یکی از شدیدترین بحران‌های داخلی خود مواجه شد. این بحران به تصفیه‌های درون‌سازمانی و خشونت انجامید؛ ازجمله مجید شریف واقفی، مسئول شاخه کارگری سازمان، به قتل رسید و مرتضی صمدیه لباف، معاون وی، پس‌از مجروح‌شدن دستگیر شد.[۲۳][۲۴] این ترورها به تشدید دشمنی میان جناح مسلمان و جناح مارکسیست سازمان انجامید و حکومت پهلوی نیز از شکاف ایجادشده برای تبلیغات علیه سازمان بهره‌برداری کرد. باوجود مخالفت اقلیتی از اعضا، بسیاری از اعضای کادر مرکزی و بخش قابل توجهی از بدنه سازمان به تغییر ایدئولوژی پیوستند و این جریان بعدها، در آذر ۱۳۵۷ش، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر را تشکیل داد.[۲۵]

بحران ایدئولوژیک سال ۱۳۵۴ش پیامدهای گسترده‌ای برای جایگاه سیاسی و اجتماعی سازمان داشت. این رخداد اعتماد بخش مهمی از نیروهای مذهبی و روحانی به سازمان را از میان برد و شکاف میان نیروهای مسلمان و مارکسیست را عمیق‌تر کرد. در نتیجه، سازمان پیش‌از انقلاب ۱۳۵۷ش در موقعیتی متزلزل قرار گرفت؛ به‌گونه‌ای که نه از حمایت کامل نیروهای مذهبی برخوردار بود و نه میان گروه‌های مارکسیست، هویتی یکپارچه و پذیرفته‌شده داشت.[۲۶]

در همین حال، بخشی از اعضای زندانی سازمان، ازجمله مسعود رجوی و موسی خیابانی، کوشیدند هویت اسلامی سازمان را بازسازی کنند. این بازسازی عمدتاً ماهیتی ایدئولوژیک و تشکیلاتی داشت و بر مرزبندی با جریان مارکسیست‌شده و احیای هویت اسلامی_انقلابی سازمان متمرکز بود. پس‌از آزادی زندانیان سیاسی در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ش، همین بخش مسلمان با محوریت رجوی و خیابانی فعالیت سیاسی خود را از سر گرفت و خود را ادامه‌دهنده راه بنیان‌گذاران سازمان معرفی کردند.[۲۷][۲۸] بااین‌وجود، برخی پژوهشگران معتقدند اگرچه بخش مسلمان سازمان از نظر ایدئولوژیک، خود را از جریان مارکسیست‌شده متمایز می‌دانست، اما بسیاری از ویژگی‌های تشکیلاتی پیشین، ازجمله ساختار متمرکز، مخفی‌کاری، اقتدار تشکیلاتی و گرایش به استفاده از خشونت، همچنان در آن تداوم یافت.[۲۹][۳۰]

سازمان و روحانیون شیعه

سازمان در مرحله آغازین از برخی مراکز و چهره‌های مذهبی مانند مسجد هدایت، حسینیه ارشاد، سید محمود طالقانی و فضای فکری علی شریعتی بهره اجتماعی و فکری گرفت. این ارتباط‌ها برای سازمان، سرمایه مذهبی و شبکه اجتماعی ایجاد کرد؛ اما رابطه روحانیت که بیشتر ناشی از فضای ضدپهلوی بود، پس‌از آشکار شدن گرایش‌های مارکسیستی و روش‌های خشونت‌آمیز سازمان، کاهش یافت.[۳۱][۳۲] به‌خصوص پس‌از تغییر ایدئولوژیک سازمان، بسیاری از روحانیان از حمایت خود از سازمان دست کشیدند و برخی از آنان، مانند مرتضی مطهری و عبدالرحیم ربانی شیرازی، به مبارزهٔ جدی با آنان پرداختند. مطهری در نامه‌ای به امام خمینی، سازمان مجاهدین را در دشمنی با روحانیان، همدست حکومت پهلوی و مارکسیست‌ها برشمرد و باور داشت که سازمان مجاهدین خلق، مذهب را به‌عنوان قدرتی توده‌ای مصادره می‌کند و در جهت مقاصد خود تفسیر کرده و به کار می‌بندد.[۳۳]

در منابع تأکید شده است که آیت‌الله خمینی سازمان را به‌دلیل نگاه التقاطی و تک‌بعدی به دین تأیید نکرد. وی نسبت به گروه‌هایی که نام اسلام را به کار می‌گرفتند، اما اسلام را با اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود می‌فهمیدند، موضع انتقادی داشت.[۳۴] پس‌از انقلاب اسلامی نیز اعضای سازمان مجاهدین خلق به‌دلیل این‌که نتوانسته بودند در ساختار حکومت جدید به جایگاهی دست یابند، به تقابل آشکار پرداختند، دشمنی‌ای که در ترور برخی از سران جمهوری اسلامی نمود یافت.[۳۵]

عملکرد پیش‌از انقلاب اسلامی

نخستین اقدام پس‌از بنیان‌گذاری سازمان، تشکیل کلاس‌های آموزشی از سوی محمد حنیف‌نژاد و سعید محسن با موضوع‌های ایدئولوژی، اقتصاد، سیاست و مسائل تشکیلات در تهران بود.[۳۶] سازمان در هیچ دوره‌ای اساس‌نامه مدون نداشت و بر تدوین آن نیز اصراری نداشت. دربارهٔ شیوه سازماندهی نیز تا سال ۱۳۴۷ش، هیچ گروه تخصصی در سازمان وجود نداشت و از آن سال به‌تدریج، گروه‌های ایدئولوژی، سیاسی، اطلاعات، کارگری، روحانیت و بازار به وجود آمد.[۳۷]

در شهریور ۱۳۵۰ش، در آستانه برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، با یورش گسترده گروه‌های ضربت ساواک، بیش از ۹۰درصد اعضا و ۱۰۰درصد مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران دستگیر شدند.[۳۸] به‌دنبال حکم دادگاه نظامی، روز ۳۰ فروردین ۱۳۵۱ش چهار تن از اعضای مرکزیت سازمان به نام‌های ناصر صادق، محمد بازرگانی، علی باکری و علی میهن‌دوست تیرباران شدند؛[۳۹] اما درباره مسعود رجوی به‌دلیل رایزنی گستردهٔ برادرش کاظم رجوی که آن زمان در سوئیس استاد دانشگاه بود، برای جلب حمایت کورت والدهایم دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، پیر گرابه رئیس کنفدراسیون سوئیس و فرانسوا میتران رهبر حزب سوسیالیست فرانسه، شاه ایران ناگزیر به عقب‌نشینی شد و حکم وی به حبس ابد، تقلیل یافت.[۴۰] بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق نیز مورد شکنجه‌های ساواک قرار گرفتند. گفته می‌شود که محمد حنیف‌نژاد در اثر شکنجه بیهوش می‌شد و چشم و بینی و پاهای او آسیب دیده بود.[۴۱] در سحرگاه ۴ خرداد ۱۳۵۱ش بنیانگذاران مجاهدین؛ محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع‌زادگان به‌همراه دو عضو مرکزیت؛ محمود عسگری‌زاده و رسول مشکین‌فام در میدان تیر چیتگر توسط حکومت پهلوی تیرباران شدند.[۴۲]

رضا رضایی از کادر مرکزیت سازمان که در آذر ۱۳۵۰ش با فریب ساواک، از زندان گریخته بود[۴۳] تا روز کشته‌شدنش در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ش، نقش ویژه‌ای در رهبری و سازماندهی دوباره و عملیات نظامی مجاهدان ایفا کرد.[۴۴] پس‌از او، تقی شهرام و بهرام آرام تشکیلات سازمان در خارج از زندان را به دست گرفتند[۴۵] و با چرخش کامل به‌سوی مارکسیسم، اقدام به ترور و حذف اعضای متعهد به ایدئولوژی سازمان، ازجمله مجید شریف واقفی، کردند.[۴۶] در مهر ۱۳۵۴ش، با انتشار بیانیه‌ای هزار صفحه‌ای، تغییر ایدئولوژی در سازمان جنبه رسمی یافت.[۴۷][۴۸] در بخشی از این بیانیه، در رد ایدئولوژی اسلامی آمده است: «ما هیچ‌گاه نمی‌توانستیم و بالاخره هم نتوانستیم به چنین نتیجه‌ای دست یابیم که ایدئولوژی و تفکری که محصول ۱۳۰۰ سال پیش است، می‌تواند پاسخگوی مسائل مبارزاتی امروز ما باشد».[۴۹]

سازمان مجاهدین خلق در زمستان ۱۳۵۳ش، برای اثبات کارایی ایدئولوژی مارکسیستی، رئیس کمیته مشترک ضدخرابکاری حکومت پهلوی[۵۰] و سپس دو مستشار عالی‌رتبه آمریکایی را ترور کرد.[۵۱] در این دوره، بسیاری از اعضای زندانی سازمان نیز تحت‌تأثیر فضای خارج از زندان، به اندیشه‌های مارکسیستی گرویدند؛ اما موسی خیابانی و مسعود رجوی که رهبری اعضای زندانی را بر عهده داشتند، با توجه به جایگاه مذهب و روحانیت در ایران، همچنان با تظاهر به اسلام از منابع مالی و انسانی نیروهای مذهبی بهره می‌بردند.[۵۲]

عملکرد پس‌از پیروزی انقلاب اسلامی

با اوج‌گرفتن قیام ایرانیان و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، سران سازمان مجاهدین خلق که از شهریور ۱۳۵۰ش در زندان بودند، در آذر و دی ۱۳۵۷ش آزاد شدند و در صدد احیای سازمان و جذب اعضای جدید برآمدند.[۵۳] کسانی که به ایدئولوژی مارکسیستی و سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر نپیوسته بودند، با رهبری مسعود رجوی بر ایدئولوژی اسلامی با تفسیرهای چپ‌گرایانه و افراطی از اسلام، پایدار ماندند.[۵۴][۵۵] این گروه در چگونگی همکاری با انقلاب اسلامی، سیاست دوگانه‌ای در پیش گرفت؛ از یک سو با تربیت نیروی شبه‌نظامی و انتشار نشریه مجاهد، به سازماندهی و افزایش سطح توانایی خود پرداخت و از سوی دیگر، با مشارکت فعال در عرصه سیاسی، از امکانات قانونی برای دستیابی به سطوح بالای قدرت، بهره گرفت.[۵۶] بدین ترتیب در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، در برخی دادگاه‌ها و دادسراهای انقلاب، سپاه پاسداران، وزارتخانه‌ها، نخست‌وزیری و شورای امنیت کشور، اعضایی را جذب کرده بودند.[۵۷][۵۸]

رویارویی با نظام جمهوری اسلامی

سازمان مجاهدین خلق در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۳۵۸ش، باوجود ائتلاف با بسیاری از گروه‌ها، ناکام ماند[۵۹] و در آذر ۱۳۵۸ش در همه‌پرسی قانون اساسی به‌علت اشکالات و نقائصی که بر آن وارد می‌دانست، شرکت نکرد.[۶۰] همچنین بر اساس نظر امام خمینی مبنی بر عدم صلاحیت کسانی که به قانون اساسی رأی مثبت نداده‌اند، مسعود رجوی از نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۵۸ش بازماند.[۶۱] سازمان در اسفند ۱۳۵۸ش در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد، اما ازآنجاکه امام خمینی به مردم سفارش کرده بود که به افراد دارای انحراف عقیدتی یا اخلاقی رأی ندهند، این سازمان نتوانست در عرصه سیاسی به قدرت دست یابد. پس‌از این ناکامی، سازمان مسیر خود را تغییر داد و برای تحقق اهدافش، تبلیغات گسترده‌ای علیه نظام آغاز کرد[۶۲] و در عین حال تا نیمه‌ سال ۱۳۵۹ش می‌کوشید که در دانشگاه‌ها، مدرسه‌ها و برخی ادارات، دستاویزی برای تبلیغ به نام مجاهدین خلق داشته باشد[۶۳]

اعلام رسمی مبارزه مسلحانه

پس‌از آن‌که امام خمینی در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ش ابوالحسن بنی‌صدر را از فرماندهی نیروهای مسلح عزل کرد و عدم کفایت وی در دستور کار مجلس قرار گرفت، سازمان مجاهدین خلق در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ش طی اطلاعیه‌ای به‌صورت رسمی، مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را اعلام و عصر ۳۰ خرداد، در تهران و چند شهر بزرگ، حرکت نظامی خود را با بستن خیابان‌ها و تظاهرات و درگیری آغاز کرد.[۶۴] شورش ۳۰ خرداد، موجب ضربه به سازمان، شناسایی پی‌درپی امکانات و اعضای آن به دست مردم و سرآغاز زندگی مخفیانه اعضای سازمان مجاهدین خلق شد.[۶۵] در این دوره، آنها اقدامات تروریستی گسترده‌ای را آغاز کردند، ازجمله:

  • ترور شهروندان عادی از اقشار و اصناف مختلف مانند معلم، کارگر، کارمند، دانشجو، کاسب و راننده به اتهام داشتن ظاهر انقلابی، نصب عکس سران نظام در محل کار و ایستادگی در برابر تهدید و اخاذی. بیش از ۷۵درصد از اهداف ترورهای سازمان در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ش، شهروندان عادی بودند.[۷۰]

امام خمینی این اقدامات را نشانهٔ بی‌اعتقادی اعضای سازمان مجاهدین خلق به اصول اسلامی و بی‌نصیب‌بودن آنها از بینش سیاسی دانست؛[۷۱] همچنین با تشبیه آنان به گروه خوارج، این اعمال را مخالفت با اساس حکومت اسلامی خواند.[۷۲] پس‌از رویارویی مستقیم سازمان مجاهدین خلق با نظام جمهوری اسلامی و شکست شورش ۳۰ خرداد، مسعود رجوی و سید ابوالحسن بنی‌صدر در ۶ مرداد ۱۳۶۰ش با یک هواپیمای بوئینگ سوخت‌رسانی نظامی از فرودگاه تهران به مقصد فرانسه، گریختند.[۷۳]

استقرار در عراق و عملیات نظامی

مسعود رجوی پس‌از امضای معاهده‌ای با طارق عزیز، معاون نخست‌وزیر وقت عراق، در سال ۱۳۶۵ش به عراق رفت و به‌تدریج نیروهای نظامی سازمان در قرارگاه‌های تشکیلاتی، سازماندهی شدند و اطلاعات جبهه‌ها و تحرکات نظامی ایران را در اختیار عراق قرار می‌دادند.[۷۴] سازمان مجاهدین خلق با حمایت رژیم بعث عراق و با نام ارتش آزادی‌بخش ملی ایران، چندین عملیات نظامی را علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اجرا کردند.

  • عملیات آفتاب در ۸ فروردین ۱۳۶۷ش آغاز شد. این عملیات با شرکت ۱۵ تیپ رزمی ارتش آزادی‌بخش ملی ایران در منطقه شوش و مرز فکه انجام شد و به تصرف ۶۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران انجامید.[۷۵] در جریان این عملیات، تلفات وارده به لشکر ۷۷ خراسان ۳۵۰۰ کشته و مجروح و ۵۸۰ اسیر بیان شده و مقدار زیادی تجهیزات جنگی به غنیمت ارتش آزادی‌بخش درآمد.[۷۶]
  • آنها در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ش، عملیات چلچراغ را با هدف تصرف شهر مهران، آغاز کردند.[۷۷] در این عملیات لشکر ۱۶ رزمی قزوین، لشکر ۱۱ سپاه پاسداران و گردان‌های مختلف توپخانه و کاتیوشا به‌طور کامل از بین رفت و ۸ هزار تن از نیروهای نظامی کشته و زخمی شدند.[۷۸]
  • شش روز پس‌از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران، سازمان مجاهدین خلق در ۳ مرداد ۱۳۶۷ش عملیات فروغ جاویدان را در منطقه کرمانشاه با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و فتح تهران آغاز کرد.[۷۹] آن‌ها تا عمق ۱۵۰ کیلومتری خاک ایران پیشروی کرده، شهرهای قصرشیرین و اسلام‌آباد غرب را به تصرف خود درآورند.[۸۰] نیروهای نظامی ایران در عملیات مرصاد، با فرماندهی علی صیاد شیرازی، موفق شدند، ستون نیروهای مجاهدین را در تنگه مرصاد، در نزدیکی کرمانشاه، متوقف کنند.[۸۱] در این عملیات که با فرماندهی سپاه پاسداران، پشتیبانی هوانیروز ارتش و با حضور گسترده مردم اجرا شد، رزمندگان از سه محور وارد عمل شدند و در دو مرحله نیروهای سازمان را سرکوب کردند.[۸۲] مطابق اعلام رسمی مجاهدین، ۱۳۰۴ نفر از اعضای آن در این عملیات کشته شدند.[۸۳]

اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ش

اعدام‌های سال ۱۳۶۷ش، به مجموعه اعدام زندانیان وابسته به سازمان مجاهدین خلق و برخی گروه‌های چپ در تابستان ۱۳۶۷ش گفته می‌شود. این رویداد از وقایع چالشی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران به‌شمار می‌رود و دربارهٔ زمینه‌های وقوع، مبانی حقوقی، شمار اعدام‌شدگان و نحوهٔ اجرای احکام، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد.[۸۴][۸۵]

بنابر منابع، هم‌زمانی حمله نظامی سازمان مجاهدین خلق با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت، وضعیت امنیتی ویژه‌ای در ایران ایجاد کرد و نگرانی‌هایی دربارهٔ همکاری احتمالی برخی زندانیان وابسته به این سازمان با نیروهای مهاجم به وجود آورد.[۸۶] در پی این تحولات، سید روح‌الله خمینی حکمی دربارهٔ رسیدگی به وضعیت زندانیان وابسته به سازمان مجاهدین خلق صادر کرد. براساس این حکم، زندانیانی که همچنان بر مواضع سازمان پافشاری می‌کردند، محارب شناخته شدند و پروندهٔ آنان توسط هیئت‌های رسیدگی، بررسی شد.[۸۷] ترکیب این هیئت در تهران عبارت بود از: حسینعلی نیری، حاکم شرع وقت زندان اوین؛ مرتضی اشراقی، دادستان تهران؛ سید ابراهیم رئیسی، معاون دادستان تهران و مصطفی پورمحمدی، نمایندهٔ وزارت اطلاعات.[۸۸] در شهرستان‌ها نیز هیئت‌هایی متشکل از قاضی شرع، دادستان یا دادیار انقلاب و نمایندهٔ وزارت اطلاعات تشکیل شد.[۸۹]

دیدگاه رسمی جمهوری اسلامی ایران

در منابع رسمی جمهوری اسلامی ایران، اعدام‌های سال ۱۳۶۷ش در چارچوب قوانین کیفری وقت و احکام مربوط به محاربه و بغی تبیین شده است. در گفت‌وگوی منتشرشده با علی رازینی، تأکید شده است که برخورد قضایی با سازمان مجاهدین خلق از زمان اعلام مبارزه مسلحانه این سازمان در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ش آغاز شده بود و افرادی که در سال ۱۳۶۷ش اعدام شدند، پیش‌تر به اتهام اقدامات مسلحانه، ترور یا همکاری با سازمان محاکمه شده بودند. در این روایت، بررسی مجدد پرونده‌ها با توجه به شرایط ناشی از عملیات فروغ جاویدان و استمرار حمایت برخی زندانیان از سازمان انجام شد.[۹۰] براساس همین منابع، حکم شرعی محاربه یکی از مستندات اصلی اجرای احکام معرفی شده و استدلال شده است که در شرایط جنگی و حمله نظامی سازمان مجاهدین خلق، ادامه وفاداری تشکیلاتی برخی زندانیان، مصداق همکاری با دشمن تلقی می‌شد.[۹۱][۹۲]

اختلاف دربارهٔ آمار

تعداد اعدام‌شدگان تابستان ۱۳۶۷ش از زمان وقوع این رویداد تاکنون محل اختلاف بوده است.[۹۳][۹۴] نبود اسناد رسمی منتشرشده، تفاوت در معیارهای شمارش، تفاوت در روش‌های مستندسازی و رویکردهای متفاوت سیاسی و حقوقی به این رویداد، از عوامل استمرار اختلاف دربارهٔ آمار اعدام‌شدگان سال ۱۳۶۷ش به‌شمار می‌رود.[۹۵][۹۶]

سازمان مجاهدین خلق، ابتدا تعداد اعدام‌شدگان را حدود ۲۸۰۰ نفر اعلام کرد، سپس این رقم را به ۳۸۰۰ نفر، ۶۴۰۰ نفر، ۱۲۰۰۰ نفر و در سال‌های بعد به ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر افزایش داد. در برخی گزارش‌ها، این تغییرات ناشی از افزوده‌شدن اسامی افرادی دانسته شده است که در عملیات فروغ جاویدان، درگیری‌های مسلحانه سال‌های پیش، یا حتی بر اثر حوادث عادی جان باخته بودند و ارتباطی با اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ش نداشتند.[۹۷]

منابع رسمی جمهوری اسلامی ایران، آمارهای منتشرشده از سوی سازمان مجاهدین خلق را فاقد پشتوانه مستند و بیش از میزان واقعی ارزیابی کرده‌اند. براساس گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بررسی فهرست اسامی منتشرشده نشان می‌دهد که شمار اعدام‌شدگان احتمالاً کمتر از ۵۰۰ نفر بوده است.[۹۸] برخی منابع، برآوردهای رسمی جمهوری اسلامی را کمتر از میزان واقعی دانسته و شمار اعدام‌شدگان را چند هزار نفر ارزیابی کرده‌اند. این برآوردها عمدتاً بر پایه گواهی بازماندگان، خانواده قربانیان، اسناد گردآوری‌شده و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی است. بااین‌حال، در این منابع نیز تصریح شده است که به‌دلیل نبود دسترسی عمومی به اسناد رسمی و فقدان فهرست جامع قربانیان، تعیین تعداد دقیق اعدام‌شدگان امکان‌پذیر نیست.[۹۹]

تحول سازمان به فرقه

اقدامات مسعود رجوی در خارج از ایران، سازمان را از یک تشکیلات سیاسی_مذهبی، به فرقه‌ای مذهبی_مافیایی فروکاست.[۱۰۰] ازدواج او با مریم قجر عضدانلو (همسر مهدی ابریشم‌چی) در ۳۰ خرداد ۱۳۶۴ش و ده سال پس‌از تغییر ایدئولوژی به‌عنوان «انقلاب یا ارتقای ایدئولوژیک» و معرفی رهبری دونفره، نشان داد این ایدئولوژی در اساس خود آماده عبور از صریح‌ترین احکام اسلامی بود.[۱۰۱] پس‌از این انقلاب ایدئولوژیک، نظام کار شورایی به‌طور رسمی و با اعلام علنی، از میان رفت و رهبری نوین مصون از اشتباه و بازخواست دانسته شد.[۱۰۲] به‌گفته برخی محققان، سازمان در این دوره تحت قوانین سختگیرانه فرقه‌ای در زمینه‌های سیاسی، خانوادگی و جنسی اداره می‌شد؛ قوانینی که براساس آن مخالفان یا منتقدان ایدئولوژی سازمان، زندانی و شکنجه می‌شدند تا از سازمان جدا نشوند.[۱۰۳][۱۰۴]

خانه‌به‌دوشی سازمان مجاهدین خلق

بعداز خاتمهٔ جنگ عراق و ایران، مجاهدین کلیهٔ نیروهای خود را در قرارگاه اشرف متمرکز کردند. مسعود رجوی از آن زمان، دیده نشده است؛[۱۰۵] اما سازمان مجاهدین با پخش پیام‌هایی منسوب به وی، مدعی زنده‌بودن او است. جمهوری اسلامی ایران تلاش‌های زیادی برای انحلال سازمان و اخراج اعضای مجاهدین یا بازگرداندن آن‌ها به ایران انجام داد. متقابلاً مجاهدین نیز دست به کمپین گسترده‌ای میان مردم عراق زدند تا حمایت‌هایی را کسب کنند؛ ازجمله این‌که ۵ میلیون و دویست هزار نفر از مردم عراق با امضای بیانیه‌ای، حمایت خودشان را از مجاهدین اعلام کرده و خواهان خلع ید از جمهوری اسلامی ایران در عراق شدند. موفق الربیعی مشاور امنیت ملّی عراق اعلام کرد که دولت عراق به اعضای گروه مجاهدین خلق اعلام کرده است که دو راه بیش‌تر ندارند، یا به ایران بازگردند یا به کشور دیگری بروند و دیگر نمی‌توانند در خاک عراق بمانند.[۱۰۶] با شروع انتقال اکثر ساکنان اشرف به یک پایگاه نظامی در نزدیکی فرودگاه بغداد با نام کمپ لیبرتی، آخرین گروه از اعضای سازمان مجاهدین خلق در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲م از قرارگاه اشرف خارج و بیشتر از ۲۰۰۰ نفر از اعضای این گروه در لیبرتی ساکن شدند.[۱۰۷] در پی وجود ناامنی در کمپ لیبرتی در سال ۱۳۹۴ش ضرورت خروج مجاهدین از عراق بیش از پیش مطرح شد و مریم رجوی در یک کارزار بین‌المللی، ترتیبات انتقال را پیش برد و مجاهدین به اروپا منتقل شدند.[۱۰۸] در نهایت در سال ۱۳۹۵ش کمپ لیبرتی تعطیل شد و آخرین افراد سازمان مجاهدین خلق ایران به کشورهای اروپایی و بیشتر به آلبانی منتقل شدند.[۱۰۹]

فعالیت سایبری و رسانه‌ای

رسانه، ابزار اصلی سازمان مجاهدین خلق برای بسیج سیاسی بود. نشریه مجاهد، بیانیه‌ها، کلاس‌های تبیین جهان، کتابچه‌ها و نوارها در دهه ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ش و سپس سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های برون‌مرزی و گردهمایی‌های آنلاین در دوره معاصر، بخش مهمی از کنش سازمان را تشکیل داده‌اند. پس‌از کاهش توان نظامی، رسانه و دیپلماسی عمومی جایگزین اصلی حضور عملیاتی شد.[۱۱۰] دربرخی از منابع خبری دولت ایران، از فعالیت سایبری سازمان و نقش آن در شبکه‌های اجتماعی با تعبیرهایی مانند لشکر سایبری یاد شده است. برخی معتقدند ساختار مستقر در آلبانی برای اثرگذاری بر سیاست ایران بیش از گذشته به رسانه، شبکه اجتماعی و ارتباطات خارجی متکی شده است.[۱۱۱]

افشاگری دربارهٔ برنامه هسته‌ای ایران

افشاگری‌های شورای ملی مقاومت ایران، بازوی سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران، دربارهٔ برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، از مرداد ۱۳۸۱ش با اعلام وجود تأسیسات غنی‌سازی نطنز و مجتمع آب‌سنگین اراک آغاز و زمینه‌ساز آغاز بازرسی‌های گسترده‌تر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) شد.[۱۱۲] سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد با هدف جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هسته‌ای و خدمت به عالی‌ترین مصالح خلق و میهن خود و صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی، در ۳۴ سال گذشته دست به ۱۳۳ رشته افشاگری زده است.[۱۱۳] در ۱۴ اوت ۲۰۰۲م، نماینده شورای ملی مقاومت ایران در ایالات متحده اعلام کرد که ایران در حال احداث یک مجتمع بزرگ غنی‌سازی اورانیوم در نطنز و کارخانه تولید آب‌سنگین در اراک است.[۱۱۴][۱۱۵] همچنین در سال ۲۰۰۹م، این سازمان ادعاهای تازه‌ای پیرامون برنامهٔ هسته‌ای ایران ارائه داد.[۱۱۶] در مهر ۱۳۹۹ش برابر با سپتامبر ۲۰۲۰م سازمان دو سایت سرخه‌حصار در تهران و مریوان در آباده و فعالیت‌های آن‌ها برای تولید سلاح هسته‌ای را افشا کرد.[۱۱۷] این افشاگری‌ها نوعی فعالیت اطلاعاتی یا جاسوسی علیه کشور ایران دانسته می‌شود که در عمل به افزایش فشار خارجی، بی‌اعتمادی بین‌المللی و فضای تحریمی علیه ایران کمک کرده است.[۱۱۸]

انتشار این اطلاعات موجب افزایش توجه جامعه بین‌المللی به برنامه هسته‌ای ایران شد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) خواستار دسترسی به این تأسیسات شد. بازرسان آژانس در سال ۲۰۰۳م از مراکز نطنز و اراک بازدید کردند و آژانس گزارش‌ داد که ایران برخی فعالیت‌ها و مواد هسته‌ای را مطابق تعهدات پادمانی خود پیش‌تر اعلام نکرده بود. پس‌از انتشار گزارش‌های آژانس، مذاکراتی میان ایران و سه کشور اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) آغاز شد که به توافق سعدآباد (۱۳۸۲ش) و سپس توافق پاریس (۱۳۸۳ش) انجامید. براساس این توافق‌ها، ایران به‌طور داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم را برای مدتی تعلیق کرد، اما اختلاف طرفین دربارهٔ دامنه تعهدات و ادامه فعالیت‌های هسته‌ای موجب توقف این روند شد.[۱۱۹][۱۲۰]

تحریم‌های بین‌المللی

در سال ۲۰۰۶م، پس‌از گزارش‌های متوالی آژانس و تصویب قطعنامه شورای حکام، پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد. براساس گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، افشاگری سال ۲۰۰۲م شورای ملی مقاومت ایران، خاستگاه مناقشه هسته‌ای ایران بود.[۱۲۱] پس‌از آن، در فاصله سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰م، شورای امنیت سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌های ۱۶۹۶،[۱۲۲] ۱۷۳۷،[۱۲۳] ۱۷۴۷،[۱۲۴] ۱۸۰۳[۱۲۵] و ۱۹۲۹[۱۲۶] مجموعه‌ای از تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران اعمال کرد. این تحریم‌ها محدودیت‌هایی در زمینه انتقال فناوری هسته‌ای، فعالیت‌های بانکی، سرمایه‌گذاری، تجارت تسلیحاتی و فعالیت اشخاص و نهادهای مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران ایجاد کردند. تحریم‌های مصوب شورای امنیت و سپس تحریم‌های یک‌جانبه ایالات متحده و اتحادیه اروپا آثار قابل توجهی بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت.[۱۲۷] مطالعات اقتصادی نشان داده‌اند که تشدید تحریم‌ها با کاهش سرمایه‌گذاری خارجی، محدود شدن دسترسی ایران به نظام مالی بین‌المللی، افزایش هزینه مبادلات تجاری، کاهش درآمدهای نفتی و فشار بر رشد اقتصادی همراه بوده است.[۱۲۸] همچنین، گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نشان می‌دهد که محدودیت‌های بانکی و مالی، دسترسی ایران به سرمایه خارجی و شبکه پرداخت‌های بین‌المللی را به‌طور چشمگیری کاهش داد و بر تجارت خارجی و سرمایه‌گذاری اثر منفی گذاشت.[۱۲۹]

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۹ش چند تن از استادان دانشگاه، پژوهشگران و مدیران مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران، ازجمله مسعود علی‌محمدی، مجید شهریاری، داریوش رضایی‌نژاد، مصطفی احمدی روشن و محسن فخری‌زاده در عملیات‌های ترور کشته شدند.[۱۳۰][۱۳۱] نظام جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز، اسرائیل را مسئول اصلی این ترورها معرفی کرد و در برخی موارد، سازمان مجاهدین خلق را نیز به همکاری با سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) متهم ساخت.[۱۳۲]

در فوریه ۲۰۱۲م، شبکه NBC News به نقل از دو مقام ارشد آمریکایی که هویت آنان فاش نشد، گزارش داد عملیات ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق انجام شده و این افراد از سوی موساد آموزش، تجهیز و پشتیبانی شده بودند. براساس همین گزارش، دولت ایالات متحده از این عملیات‌ها آگاه بود، اما در آن‌ها مشارکت مستقیم نداشت. در گزارش NBC آمده است که عملیات‌ها عمدتاً با استفاده از موتورسیکلت، نصب بمب‌های مغناطیسی بر خودروها و عملیات‌های هدفمند شهری انجام می‌شد.[۱۳۳] سازمان مجاهدین خلق مشارکت در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران را رد کرده و گزارش NBC News را نادرست توصیف کرده است. دولت اسرائیل نیز مطابق رویه معمول خود، مسئولیت رسمی این عملیات‌ها را نپذیرفته و دربارهٔ جزئیات آن اظهار نظر نکرده است.[۱۳۴]

برخی پژوهشگران و روزنامه‌نگاران حوزه اطلاعات و امنیت، ازجمله رونن برگمن، عملیات ترور دانشمندان هسته‌ای را در چارچوب راهبرد بلندمدت اسرائیل برای کند کردن پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران تحلیل کرده‌اند. در این تحلیل‌ها تأکید شده است که هدف عملیات‌ها، حذف نیروهای کلیدی، ایجاد اختلال در پروژه‌های فنی و افزایش هزینه‌های امنیتی برنامه هسته‌ای ایران بوده است.[۱۳۵] مقام‌های جمهوری اسلامی ایران این ترورها را بخشی از جنگ اطلاعاتی و امنیتی علیه ایران دانسته و اعلام کرده‌اند که سازمان مجاهدین خلق در شناسایی برخی اهداف و انتقال اطلاعات به سرویس‌های اطلاعاتی خارجی نقش داشته است.[۱۳۶][۱۳۷]

وضعیت فعلی و بین‌المللی

این سازمان پس‌از انتقال اعضای خود از عراق، از سال ۲۰۱۶م مرکز اصلی فعالیت خود را در مجموعه اشرف ۳، در آلبانی مستقر کرده است.[۱۳۸] فعالیت‌های کنونی این سازمان عمدتاً شامل برگزاری نشست‌های سیاسی، فعالیت رسانه‌ای، لابی‌گری در کشورهای غربی و حمایت از جریان‌های مخالف جمهوری اسلامی است.[۱۳۹] رهبری سازمان به‌صورت رسمی با مریم رجوی ادامه یافته است. وی از سال ۱۹۸۵م به‌عنوان دبیرکل سازمان و رئیس برگزیده شورای ملی مقاومت ایران معرفی شده و در سال‌های اخیر چهره اصلی سیاسی و بین‌المللی سازمان محسوب می‌شود. در مقابل، مسعود رجوی، رهبر تاریخی سازمان، از زمان حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳م در انظار عمومی ظاهر نشده است. تاکنون هیچ سند رسمی و قابل راستی‌آزمایی دربارهٔ مرگ یا محل اقامت وی منتشر نشده است. شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق اعلام می‌کنند که وی زنده است و به‌دلایل امنیتی در انظار عمومی حضور ندارد؛ در مقابل، بسیاری از تحلیلگران و گزارش‌های پژوهشی احتمال می‌دهند که وی درگذشته باشد.[۱۴۰] از منظر حقوقی، سازمان مجاهدین خلق پیش‌تر در فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده و اتحادیه اروپا قرار داشت، اما پس‌از بازنگری‌های قضایی، در سال ۲۰۰۹م از فهرست اتحادیه اروپا و در سال ۲۰۱۲م از فهرست وزارت امور خارجه آمریکا خارج شد. جمهوری اسلامی ایران همچنان این سازمان را یک گروه تروریستی می‌داند.[۱۴۱][۱۴۲]

دربارهٔ میزان نفوذ و پایگاه اجتماعی این سازمان، ارزیابی‌ها متفاوت است. سازمان مدعی برخورداری از شبکه‌ای از هواداران در داخل و خارج ایران است، اما بسیاری از پژوهشگران و ناظران مستقل معتقدند که سازمان مجاهدین خلق به‌دلیل سابقه همکاری با حکومت عراق در دوران جنگ ایران و عراق، ساختار تشکیلاتی بسته و سوابق فعالیت مسلحانه، از پایگاه اجتماعی گسترده‌ای در داخل ایران برخوردار نیست.[۱۴۳]

بازنمایی و تصویرپردازی در ایران

دربارهٔ سازمان مجاهدین خلق، مجموعه‌ای گسترده از آثار پژوهشی، خاطرات، اسناد و کتاب‌های انتقادی تولید شده است. از منابع پژوهشی می‌توان به آثار آبراهامیان، بهروز، جعفریان، فوزی و دارابی اشاره کرد. از منابع اسنادی و نزدیک به جمهوری اسلامی، مجموعه سه‌جلدی «سازمان مجاهدین خلق: پیدایی تا فرجام» و کتاب‌هایی مانند «از مجاهدین تا منافقین» اهمیت دارند. همچنین خاطرات اعضای سابق یا افراد مرتبط با سازمان مانند لطف‌الله میثمی، محمدمهدی جعفری، مصطفی ملایری و دیگران برای فهم تجربه زیسته درون یا پیرامون سازمان نیز منتشر شده است.[۱۴۴]

در سینما و تلویزیون ایران، سازمان مجاهدین خلق معمولاً در قالب روایت‌های امنیتی، تاریخی یا خانوادگی بازنمایی شده است. آثار قدیمی‌تر مانند «توهم»، «پناهنده» و «روز شیطان» بیشتر به ترور، نفوذ و خشونت سیاسی می‌پردازند. آثار جدیدتر مانند «سیانور»، «ماجرای نیمروز»، «ماجرای نیمروز: رد خون» و «سرهنگ ثریا» به تغییر ایدئولوژی، درگیری‌های دهه ۱۳۶۰ش، عملیات فروغ جاویدان و تجربه خانواده‌های درگیر با اردوگاه اشرف پرداخته‌اند.[۱۴۵]

در تلویزیون، سه‌گانه «ارمغان تاریکی»، «پروانه» و «نفس» به کارگردانی جلیل سامان با داستان‌هایی پیرامون سازمان ساخته شده است. سریال تلویزیونی «شاهرگ» به کارگردانی سید جلال دهقانی نیز داستان پر چالش دیگری از تاریخ منافقین و بمب‌گذاری‌های آنان را در قالب درام و خرده داستان‌هایی به جریان گذاشته است. در سریال دو نیمه ماه نیز به موضوع روابط درون‌سازمانی و اقدامات خرابکارانه اعضای سازمان در ایران پرداخته شده است. مستند «به نام خلق» نیز بر روایت اعضای سابق سازمان از شکل‌گیری تا دوره معاصر تمرکز دارد.[۱۴۶]

پانویس

  1. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱:‎ ۶۰۲-۶۰۳.
  2. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۶۸۰.
  3. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۱:‎ ۶۰۳.
  4. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۲۳.
  5. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۶۶۳-۶۶۴.
  6. مهرآبادی، بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در 1354، ۴۵.
  7. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷)، ۶۶۱-۶۷۱.
  8. آبراهامیان، اسلام رادیکال: مجاهدین ایرانی، ۱۰۷-۱۱۵.
  9. دارابی، جریان‌شناسی سیاسی در ایران، ۱:‎ ۴۰۴.
  10. آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، ۶۰۵.
  11. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی ایران بعد از انقلاب، ۱:‎ ۱۱۱.
  12. دارابی، جریان‌شناسی سیاسی در ایران، ۱۰۰.
  13. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷)، ۳۸۱-۳۸۲.
  14. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۶۸۶.
  15. آبراهامیان، اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی، ۱:‎ ۱۲۷.
  16. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۶۸۷-۶۸۸.
  17. خمینی، صحیفه امام، ۱۰:‎ ۴۵۹-۴۶۰.
  18. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱:‎ ۲۶-۳۵.
  19. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۶۹۷-۶۹۹.
  20. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۳۴۶.
  21. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۴۱۶-۴۲۳.
  22. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۷۰۰.
  23. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۷۰۱-۷۰۲.
  24. کوشکی، تبار ترور، ۱۰۲-۱۰۵.
  25. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۴۰۵-۴۰۶.
  26. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران، ۴۱۶-۴۲۸.
  27. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱۲۶-۱۳۵.
  28. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران، ۴۵۱-۴۶۰.
  29. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱۳۰-۱۳۵.
  30. دارابی، جریان‌شناسی سیاسی در ایران، ۱۰۱.
  31. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۳۴۴-۳۴۵.
  32. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۱۱۲.
  33. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۷۰۴-۷۰۷.
  34. خمینی، صحیفه امام، ۸:‎ ۱۴۴.
  35. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۷۰۸.
  36. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱:‎ ۲۶-۳۵.
  37. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱:‎ ۵۷-۵۸.
  38. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱:‎ ۳۷-۳۹.
  39. حق‌شناس، «برگی از تاریخ: انعکاس مبارزات سازمان مجاهدین از 1350 تا 1355 در نشریه باختر امروز»، باختر امروز، ۵.
  40. «اسناد منتشرنشده ساواک دربارهٔ برادران رجوی چه می‌گویند؟»، وب‌سایت مرکر اسناد انقلاب اسلامی.
  41. «برای رهایی 75 مبارز انقلابی از زندان‌های شاه متحدا مبارزه کنیم»، وب‌سایت آرشیو اسناد اپوزیسون ایران.
  42. «روزنامه اطلاعات شماره 5»، وب‌سایت دانش‌سرای مشروطه.
  43. رضایی، «شرح فرار من»، باختر امروز، ۱.
  44. مجاهدین خلق ایران، «چهره یک انقلابی»، باختر امروز، ۱.
  45. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۴۲۲-۴۲۳.
  46. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۴۱۶-۴۲۱.
  47. احمدی روحانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، ۱:‎ ۱۴۳.
  48. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۳۴۶.
  49. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۷۰۰.
  50. مهرآبادی، بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق در 1354، ۱:‎ ۷۶-۷۷.
  51. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۳۴۵-۳۴۶.
  52. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۴۵۱-۴۶۰.
  53. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۴۶۵-۴۶۶.
  54. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۲۶.
  55. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۴۰۵-۴۰۶.
  56. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۴۵۱.
  57. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۳۹۵.
  58. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۳۸.
  59. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۴۱۳.
  60. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در یران، ۱:‎ ۴۱۳.
  61. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۴۲.
  62. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۴۱۳.
  63. فوزی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، ۱:‎ ۴۰۶-۴۰۷.
  64. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۹۰.
  65. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۲:‎ ۵۷۹.
  66. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۹۸.
  67. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۹۳.
  68. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۹۴.
  69. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۹۹-۲۰۶.
  70. حق‌بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۱۶۰.
  71. خمینی، صحیفه امام، ۱۴:‎ ۵۰۳-۵۰۴ و ۵۱۹.
  72. خمینی، صحیفه امام، ۱۵:‎ ۲۲۴-۲۲۵.
  73. هاشمی رفسنجانی، عبور از بحران، ۱:‎ ۲۱۸-۲۱۹.
  74. راستگو، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، ۱:‎ ۲۲۲-۲۲۳.
  75. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۲:‎ ۵۷۹.
  76. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۲۷۵.
  77. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۲۸۱.
  78. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۲۸۴.
  79. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۳۰۴-۳۰۵.
  80. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۳۱۸-۳۱۹.
  81. صدر شیرازی، عملیات مرصاد و سرنوشت منافقین، ۱:‎ ۳۰۶-۳۲۷.
  82. هاشمی رفسنجانی، پایان دفاع آغاز بازسازی، ۱:‎ ۲۴۰.
  83. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۳۲۶-۳۲۹.
  84. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  85. «آنچه دربارهٔ اعدام‌های دهه ۶۰ باید بدانید»، وب‌سایت رویداد24.
  86. رازینی، «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  87. «آنچه دربارهٔ اعدام‌های دهه ۶۰ باید بدانید»، وب‌سایت رویداد24.
  88. «آنچه دربارهٔ اعدام‌های دهه ۶۰ باید بدانید»، وب‌سایت رویداد24.
  89. رازینی، «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  90. رازینی، «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  91. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  92. رازینی، «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  93. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  94. «اعدامهای دهه شصت؛ در زندانهای ایران چه گذشت؟»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  95. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  96. رازینی، «اعدام تروریست‌های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  97. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  98. زادبر، «اعدام‌های 67، آنچه بود؛ آنچه نبود»، وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  99. «آنچه دربارهٔ اعدام‌های دهه ۶۰ باید بدانید»، وب‌سایت رویداد24.
  100. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران، ۱:‎ ۴۶۷.
  101. راستگو، مجاهدین خلق در آیینه تاریخ، ۱:‎ ۱۰۹.
  102. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۱۴۳.
  103. آبراهامیان، اسلام رادیکال مجاهدین ایرانی، ۱:‎ ۲۸۴-۲۹۳.
  104. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۲۵۴-۲۶۸.
  105. «مجاهدین خلق از عراق به کجا خواهند رفت؟»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  106. «عراق: اعضای مجاهدین خلق باید از این کشور بروند»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  107. «آخرین گروه از اعضای سازمان مجاهدین خلق به اردوگاه 'آزادی' منتقل شدند»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  108. «خروج آخرین اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق»، خبرگزاری دویچه وله.
  109. «از بغداد تا تیرانا: پایان سی سال حضور مجاهدین خلق در عراق»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  110. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۲:‎ ۳۷۴-۳۸۷.
  111. «لشکر سایبری منافقین در شبکه‌های اجتماعی ما چگونه فعالیت می‌کند؟»، خبرگزاری تسنیم.
  112. “Information on Two Top Secret Nuclear Sites of the Iranian Regime (Natanz & Arak)”, iranwatch.
  113. «سازمان مجاهدین خلق دست داشتن در ترور عوامل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد»، وب‌سایت ایران اینترنشنال.
  114. Stolberg, “Group Says Iran Has 2 Undisclosed Nuclear Laboratories”, The New York Times.
  115. “Information on Two Top Secret Nuclear Sites of the Iranian Regime (Natanz & Arak)”, iranwatch.
  116. «سازمان مجاهدین خلق: دو مرکز مخفی اتمی دیگر در ایران را شناسایی کرده‌ایم»، وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  117. «سازمان مجاهدین خلق دست داشتن در ترور عوامل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی را تکذیب کرد»، ایران اینترنشنال.
  118. «راشا تودی بررسی کرد؛ نقش فرقه منافقین در تحریمها علیه ملت ایران»، خبرگزاری مهر.
  119. kerr, “Iran’s Nuclear Program: Tehran’s Compliance with International Obligations”, Congress.
  120. “Information on Two Top Secret Nuclear Sites of the Iranian Regime (Natanz & Arak)”, iranwatch.
  121. kerr, “Iran’s Nuclear Program: Tehran’s Compliance with International Obligations”, Congress.
  122. Aisi, Robert G (25 July 2006). "UNSC Resolution 1696 (2006)"" (PDF). United Nations (به انگلیسی).
  123. “UNSC Resolution 1737 (2006)”, United Nations.
  124. “UNSC Resolution 1747 (2007)”, United Nations.
  125. “UNSC Resolution 1803 (2008)”, United Nations.
  126. “UNSC Resolution 1929 (2010)”, United Nations.
  127. kerr, “Iran’s Nuclear Program: Tehran’s Compliance with International Obligations”, Congress.
  128. Salehi Esfahani, “The Iranian Economy in the Twentieth Century: A Global Perspective”, Explore JSTOR.
  129. “Iran: Lifting of Sanctions Will Lower Oil Prices and Boost Domestic Economy If Managed Well”, World Bank Group.
  130. “Who was Mohsen Fakhrizadeh”, reuters.
  131. “Attacks on Iranian nuclear scientists”, reuters.
  132. “Attacks on Iranian nuclear scientists”, reuters.
  133. “Attacks on Iranian nuclear scientists”, reuters.
  134. “Israel teams with terror group to kill Iran's nuclear scientists, U.S. officials tell NBC News”, nbc news.
  135. Bergman, Rise and Kill First: The Secret History of Israel's Targeted Assassinations, 563-585.
  136. “Attacks on Iranian nuclear scientists”, reuters.
  137. “Who was Mohsen Fakhrizadeh”, reuters.
  138. حق بین، از مجاهدین تا منافقین، ۱:‎ ۳۱۰.
  139. “Mujahadeen-e-Khalq (MEK)”, Council on Foreign Relations.
  140. “The Mojahedin-e-Khalq (MEK) or People's Mojahedin Organization of Iran (PMOI)”, congress.
  141. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۳:‎ ۳۸۶.
  142. “The Mojahedin-e-Khalq (MEK) or People's Mojahedin Organization of Iran (PMOI)”, congress.
  143. “The Mojahedin-e-Khalq (MEK) or People's Mojahedin Organization of Iran (PMOI)”, congress.
  144. جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، ۱-۳:‎ بخش کتابشناسی.
  145. «۱۲ روایت سینمایی از چهار دهه خیانت منافقین»، خبرگزاری آنا.
  146. «سریال‌هایی که پرونده منافقین را ورق می‌زنند»، باشگاه خبرنگاران جوان.

منابع