حسین صبوری (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
ایجاد لینک داخلی |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات مفهوم | {{جعبه اطلاعات مفهوم | ||
| تصویر = | | تصویر =بلخ.jpg | ||
| زیرنویس تصویر = | | زیرنویس تصویر =نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ | ||
|image_alt= | |image_alt=نمایی از شهر مزار شریف، مرکز ولایت بلخ | ||
| فایل پادکست =بلخ.ogg | | فایل پادکست =بلخ.ogg | ||
| حجم فایلپادکست =2/58 | | حجم فایلپادکست =2/58 | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ||
* مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[علوم عقلی]]، گواه این امر است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> | * مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند [[ابوسهل بلخی]]<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[علوم عقلی]]، گواه این امر است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> | ||
* نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | * نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
* تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | * تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
=== مکتب عرفانی بلخ === | === مکتب عرفانی بلخ === | ||
[[پرونده:بلخ1.jpg|جایگزین=مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ|بندانگشتی|مینیاتوری ابراهیم ادهم مبدع مکتب عرفانی بلخ]] | |||
بلخ که در متون تاریخی از آن با نام «ام البلاد» یا مادر شهرهای [[خراسان بزرگ]] یاد میشود، بستری مناسب برای رشد جریانهای فکری و معنوی فراهم آورده بود. زندگینامهٔ [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی۱۶۱ یا ۱۶۲ق) نشاندهندهٔ تحولی عمیق در [[سبک زندگی]] از الگوی اشرافی به شیوهای زاهدانه در چارچوب اسلامی است و او با تأکید بر کار و تلاش برای کسب [[روزی حلال]]، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> مکتب عرفانی بلخ که از طریق ابراهیم ادهم شکل گرفت، دارای ویژگیهای زیر بود: | بلخ که در متون تاریخی از آن با نام «ام البلاد» یا مادر شهرهای [[خراسان بزرگ]] یاد میشود، بستری مناسب برای رشد جریانهای فکری و معنوی فراهم آورده بود. زندگینامهٔ [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم بلخی]] (متوفی۱۶۱ یا ۱۶۲ق) نشاندهندهٔ تحولی عمیق در [[سبک زندگی]] از الگوی اشرافی به شیوهای زاهدانه در چارچوب اسلامی است و او با تأکید بر کار و تلاش برای کسب [[روزی حلال]]، الگویی نوین در سلوک عرفانی پدیدآورد.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1073378/ابراهیم-ادهم-عارف-و-زاهد-قرن-دوم-هجری-قمری «ابراهیم ادهم؛ عارف و زاهد قرن دوم هجری قمری»، خبرگزاری مهر.]</ref> مکتب عرفانی بلخ که از طریق ابراهیم ادهم شکل گرفت، دارای ویژگیهای زیر بود: | ||
* تأکید بر حفظ تعادل میان [[عبادت]] و [[معیشت]]؛ | * تأکید بر حفظ تعادل میان [[عبادت]] و [[معیشت]]؛ | ||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۱: | ||
=== گسترش سبک زندگی شیعی === | === گسترش سبک زندگی شیعی === | ||
[[پرونده:بلخ7.jpg|جایگزین=کتاب مَن لایَحْضُرُهُ الفَقیهُ|بندانگشتی|کتاب مَن لایَحْضُرُهُ الفَقیهُ تدوینشده توسط شیخ صدوق در ۳۸۱ق در بلخ. ]] | |||
بلخ در خراسان بزرگ، سهم قابل توجهی در توسعه و انتقال معارف شیعی در سدههای نخستین هجری داشته است. بیش از ۱۰۰ [[محدث]] شیعه در این منطقه بین قرن دوم تا پنجم هجری فعالیت داشتهاند. حوزهٔ حدیثی بلخ از قرن دوم هجری شکل گرفت و در قرن سوم، همزمان با حضور [[امام رضا]] در خراسان، به اوج فعالیت خود رسید. این محدثان با ایجاد حلقههای علمی و برگزاری مجالس حدیث، نقش مهمی در انتقال و حفظ احادیث [[اهلبیت]] ایفا کردند. بررسیها نشان میدهد که دستکم ۲۵ اثر روایی مهم توسط علمای بلخ در این دوره تألیف شده که برخی از آنها در منابع معتبر حدیثی شیعه مانند [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق که مرکز تجمع شیعیان بود، نقش بسزایی در گسترش معارف و سبک زندگی شیعی در این منطقه ایفا کرد. استقبال گرم علمای بلخ و درخواست ابوعبدالله محمد بن حسن علوی برای تألیف کتاب «من لا یحضره الفقیه» نشان از نفوذ و اثرگذاری عمیق شیخ صدوق در این دیار دارد. تألیف این اثر فقهی و نیز کتاب «آمالی» در بلخ، به تقویت بنیانهای علمی شیعیان منطقه انجامید و سبک زندگی مبتنی بر احکام و معارف [[اهل بیت]] را میان مردم نهادینه ساخت.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref> | بلخ در خراسان بزرگ، سهم قابل توجهی در توسعه و انتقال معارف شیعی در سدههای نخستین هجری داشته است. بیش از ۱۰۰ [[محدث]] شیعه در این منطقه بین قرن دوم تا پنجم هجری فعالیت داشتهاند. حوزهٔ حدیثی بلخ از قرن دوم هجری شکل گرفت و در قرن سوم، همزمان با حضور [[امام رضا]] در خراسان، به اوج فعالیت خود رسید. این محدثان با ایجاد حلقههای علمی و برگزاری مجالس حدیث، نقش مهمی در انتقال و حفظ احادیث [[اهلبیت]] ایفا کردند. بررسیها نشان میدهد که دستکم ۲۵ اثر روایی مهم توسط علمای بلخ در این دوره تألیف شده که برخی از آنها در منابع معتبر حدیثی شیعه مانند [[کتب اربعه]] مورد استناد قرار گرفته است.<ref>مهدی، «نقش کلیدی در نشر معارف شیعه در خراسان بزرگ»، ۱۳۹۱ش، ص۱۸۴–۱۸۶.</ref> [[شیخ صدوق]] با سفر به بلخ و اقامت در روستای ایلاق که مرکز تجمع شیعیان بود، نقش بسزایی در گسترش معارف و سبک زندگی شیعی در این منطقه ایفا کرد. استقبال گرم علمای بلخ و درخواست ابوعبدالله محمد بن حسن علوی برای تألیف کتاب «من لا یحضره الفقیه» نشان از نفوذ و اثرگذاری عمیق شیخ صدوق در این دیار دارد. تألیف این اثر فقهی و نیز کتاب «آمالی» در بلخ، به تقویت بنیانهای علمی شیعیان منطقه انجامید و سبک زندگی مبتنی بر احکام و معارف [[اهل بیت]] را میان مردم نهادینه ساخت.<ref>حسینزاده شانهچی و کمالی سرپلی، «جستاری در نقش شیعیان بلخ در فرهنگ و تمدن اسلامی - تا پیش از یورش مغولان-»، ۱۳۹۰ش، ص۱۹۵–۱۹۹.</ref> | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۸: | ||
=== دشت شادیان === | === دشت شادیان === | ||
[[پرونده:بلخ4.png|جایگزین=دشت شادیان در السوالی مارمل بلخ|بندانگشتی|دشت شادیان در السوالی مارمل بلخ]] | |||
کوه، تنگه و دشت شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب [[مزارشریف]] بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشود. در جنوب این کوه، روستای تاریخی شادیان قرار دارد که بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی را در خود جای داده است. این مکان در متون کهن با نام «شادیاخ» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> '''تنگه شادیان''' از دیرباز بهعنوان مسیر ارتباطی حیاتی بین شهر مزارشریف و ولسوالی چهارکنت ایفای نقش کرده است. این تنگه که در دل کوهپایهها جای گرفته، بهعنوان سنگری استوار در برابر تهاجمات دشمنان نیز کاربرد داشته است. قدمت این اثر تاریخی به حدود ۱۰۰۰ سال میرسد و معماری آن بازتابی از هنر دفاعی دوران سامانیان است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> '''دشت شادیان''' (یا ارژن/ارزنه) در جنوب مزارشریف گسترده شده و با پیوند به دامنههای کوه شادیان، یکی از زیباترین مناظر طبیعی بلخ را شکل میدهد. این دشت پهناور هر بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد خود رو پوشیده میشود و بهویژه در چهل روز جشنوارهٔ نوروزی و روز [[سیزدهبهدر|سیزدهبدر]]، میزبان هزاران [[خانواده]] از مزارشریف و گردشگرانی از سراسر ولایت بلخ است. شاعران معاصر بلخ بارها در اشعار خود از زیباییهای این دشت الهام گرفتهاند. اسدالله عفیف باختری آن را نماد بخشش دل خوانده، محمدصادق عصیان از رقص باشکوهتر از پیش در آن سخن گفته، و شهباز ایرج آرزو کرده است دلش مانند شقایق در این دشت چادر بزند. عبدالوهاب مجیر از بیقراری غزلخوان در شادیان میگوید، ابراهیم امینی آن را به شعر پریشان تشبیه کرده و نورمحمد نورنیا از خشکیدن خاطرات بهاری در نبود یار در این دشت سروده است. این اشعار گواهی بر جایگاه عمیق دشت شادیان در خیال شاعران و هویت فرهنگی مردم بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> | کوه، تنگه و دشت شادیان در ۱۷ کیلومتری جنوب [[مزارشریف]] بهعنوان یکی از جاذبههای گردشگری بلخ شناخته میشود. در جنوب این کوه، روستای تاریخی شادیان قرار دارد که بقایای آثار باستانی از دورههای زردشتی و بودایی را در خود جای داده است. این مکان در متون کهن با نام «شادیاخ» یاد شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> '''تنگه شادیان''' از دیرباز بهعنوان مسیر ارتباطی حیاتی بین شهر مزارشریف و ولسوالی چهارکنت ایفای نقش کرده است. این تنگه که در دل کوهپایهها جای گرفته، بهعنوان سنگری استوار در برابر تهاجمات دشمنان نیز کاربرد داشته است. قدمت این اثر تاریخی به حدود ۱۰۰۰ سال میرسد و معماری آن بازتابی از هنر دفاعی دوران سامانیان است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/79471/ «سفر به تنگه شادیان؛ دهلیز ارتباطی بین بلخ و ولسوالی چهارکنت»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> '''دشت شادیان''' (یا ارژن/ارزنه) در جنوب مزارشریف گسترده شده و با پیوند به دامنههای کوه شادیان، یکی از زیباترین مناظر طبیعی بلخ را شکل میدهد. این دشت پهناور هر بهار با شقایقهای سرخ و گلهای زرد خود رو پوشیده میشود و بهویژه در چهل روز جشنوارهٔ نوروزی و روز [[سیزدهبهدر|سیزدهبدر]]، میزبان هزاران [[خانواده]] از مزارشریف و گردشگرانی از سراسر ولایت بلخ است. شاعران معاصر بلخ بارها در اشعار خود از زیباییهای این دشت الهام گرفتهاند. اسدالله عفیف باختری آن را نماد بخشش دل خوانده، محمدصادق عصیان از رقص باشکوهتر از پیش در آن سخن گفته، و شهباز ایرج آرزو کرده است دلش مانند شقایق در این دشت چادر بزند. عبدالوهاب مجیر از بیقراری غزلخوان در شادیان میگوید، ابراهیم امینی آن را به شعر پریشان تشبیه کرده و نورمحمد نورنیا از خشکیدن خاطرات بهاری در نبود یار در این دشت سروده است. این اشعار گواهی بر جایگاه عمیق دشت شادیان در خیال شاعران و هویت فرهنگی مردم بلخ است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۲۴۲.</ref> | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۵: | ||
=== دره تاشقرغان === | === دره تاشقرغان === | ||
[[پرونده:بلخ8.png|جایگزین=تنگه تاشقرغان|بندانگشتی|تنگه تاشقرغان از جاذبههای طبیعی در ولایت بلخ]] | |||
تنگه تاشقرغان، یکی از شگفتیهای طبیعی و تاریخی شمال افغانستان محسوب میشود. این تنگهٔ استراتژیک که همچون دیواری عظیم از صخرههای غولپیکر تشکیل شده، چهار ولایت شمالی کشور را به مرکز و شمال شرق افغانستان متصل میسازد. منطقه تاشقرغان (خلم) دارای سابقهای کهن است که در متون تاریخی به دورههای باستانی بازمیگردد. نام این منطقه از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) تشکیل شده و به موقعیت دفاعی طبیعی آن اشاره دارد. نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول که نواحی خلم را آبیاری میکند، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است. این تنگه با دیوارههای سنگی بلند و خاک چسبندهای که خاصیت نگهداری آب دارد، منظرهای خیرهکننده خلق کرده و موقعیت جغرافیایی خاص آن در دل رشتهکوههای هندوکش، این مکان را به یکی از جاذبههای مهم طبیعی افغانستان تبدیل کرده است. تاشقرغان با حفظ آثار تاریخی خود علیرغم آشوبهای متعدد، همچنان بهعنوان یکی از میراث ارزشمند فرهنگی افغانستان شناخته میشود. این منطقه نه تنها گذرگاهی حیاتی، بلکه نمادی از پیوند طبیعت و تاریخ در این سرزمین است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> | تنگه تاشقرغان، یکی از شگفتیهای طبیعی و تاریخی شمال افغانستان محسوب میشود. این تنگهٔ استراتژیک که همچون دیواری عظیم از صخرههای غولپیکر تشکیل شده، چهار ولایت شمالی کشور را به مرکز و شمال شرق افغانستان متصل میسازد. منطقه تاشقرغان (خلم) دارای سابقهای کهن است که در متون تاریخی به دورههای باستانی بازمیگردد. نام این منطقه از ترکیب واژههای ترکی «تاش» (سنگ) و «قرغان» (نگهبان) تشکیل شده و به موقعیت دفاعی طبیعی آن اشاره دارد. نهر تاریخی «ظلمآباد» با ۱۶ کیلومتر طول که نواحی خلم را آبیاری میکند، گواهی بر تمدن دیرپای این منطقه است. این تنگه با دیوارههای سنگی بلند و خاک چسبندهای که خاصیت نگهداری آب دارد، منظرهای خیرهکننده خلق کرده و موقعیت جغرافیایی خاص آن در دل رشتهکوههای هندوکش، این مکان را به یکی از جاذبههای مهم طبیعی افغانستان تبدیل کرده است. تاشقرغان با حفظ آثار تاریخی خود علیرغم آشوبهای متعدد، همچنان بهعنوان یکی از میراث ارزشمند فرهنگی افغانستان شناخته میشود. این منطقه نه تنها گذرگاهی حیاتی، بلکه نمادی از پیوند طبیعت و تاریخ در این سرزمین است.<ref>[https://fa2.ifilmtv.ir/News/Content/58540/ «تاشقرغان تنگه ای اسرارآمیز در دل کوههای هندوکش + تصاویر»، وبسایت آی فیلم ۲.]</ref> | ||
| خط ۱۵۸: | خط ۱۶۲: | ||
=== مزار شریف === | === مزار شریف === | ||
[[پرونده:بلخ9.jpg|جایگزین=سر درب ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). |بندانگشتی|شعر نظامی گنجوی در کتیبهای بر سر درب ورودی جنوبی روضه سخی (زیارتگاه منسوب به امام علی). ]] | |||
شهر مزار شریف بهعنوان مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینه تاریخی عمیق و جایگاه ویژه مذهبی-فرهنگی در شمال افغانستان شناخته میشود. این شهر که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به [[امام علی]] شکل گرفت، امروزه به یکی از مهمترین قطبهای زیارتی، فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. مزار شریف با مساحت ۴۸کیلومتر مربع، ساختار شهری منسجمی دارد که شامل ۱۲ ناحیه شهری با بیش از ۳۲۸ گذر و محله میشود. توسعه کویهای مسکونی مدرن از دهه ۱۳۶۰ خورشیدی آغاز شد و امروزه ترکیبی از بافت سنتی و مدرن را نمایش میدهد. این شهر دارای ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری است که نشاندهندهٔ حیات پویای مذهبی و اقتصادی آن است. | شهر مزار شریف بهعنوان مرکز ولایت بلخ، شهری با پیشینه تاریخی عمیق و جایگاه ویژه مذهبی-فرهنگی در شمال افغانستان شناخته میشود. این شهر که در ۱۴۸۰م با کشف آرامگاه منسوب به [[امام علی]] شکل گرفت، امروزه به یکی از مهمترین قطبهای زیارتی، فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل شده است. مزار شریف با مساحت ۴۸کیلومتر مربع، ساختار شهری منسجمی دارد که شامل ۱۲ ناحیه شهری با بیش از ۳۲۸ گذر و محله میشود. توسعه کویهای مسکونی مدرن از دهه ۱۳۶۰ خورشیدی آغاز شد و امروزه ترکیبی از بافت سنتی و مدرن را نمایش میدهد. این شهر دارای ۳۴۳ مسجد، ۹۳ حسینیه و بیش از ۱۲ هزار مرکز تجاری است که نشاندهندهٔ حیات پویای مذهبی و اقتصادی آن است. | ||
| خط ۲۳۵: | خط ۲۴۰: | ||
==== کشت زعفران ==== | ==== کشت زعفران ==== | ||
[[پرونده:بلخ2.jpg|جایگزین= کاشت و تولید زعفران در بلخ|بندانگشتی|افزایش کاشت و تولید زعفران در بلخ]] | |||
ولایت بلخ در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیر ۵۰درصدی در کشت [[زعفران]] نسبت به سال گذشته بوده است. به گزارش رسانهها این افزایش مرهون عوامل متعددی از جمله برنامههای آموزشی کشاورزان، توزیع پیاز زعفران مرغوب، و دسترسی بهتر به کودهای شیمیایی است. بر اساس اعلام مدیر ترویج اداره زراعت بلخ، علاوه بر ۲۰ قطعه نمایشی رسمی که توسط دولت ایجاد شده، بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان بهصورت خودجوش راهاندازی شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> | ولایت بلخ در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیر ۵۰درصدی در کشت [[زعفران]] نسبت به سال گذشته بوده است. به گزارش رسانهها این افزایش مرهون عوامل متعددی از جمله برنامههای آموزشی کشاورزان، توزیع پیاز زعفران مرغوب، و دسترسی بهتر به کودهای شیمیایی است. بر اساس اعلام مدیر ترویج اداره زراعت بلخ، علاوه بر ۲۰ قطعه نمایشی رسمی که توسط دولت ایجاد شده، بیش از ۱۰۰ قطعه کشت نمایشی توسط کشاورزان بهصورت خودجوش راهاندازی شده است. هر قطعه نیم جریبی قادر به تولید حدود ۵۰۰ گرم زعفران است که در مجموع به ۳۰ تا ۴۰ کیلوگرم زعفران در سطح ولایت منجر شده است.<ref>[https://tolonews.com/fa/business/افزایش-۵۰-درصدی-در-کشت-زعفران-در-بلخ «افزایش ۵۰ درصدی در کشت زعفران در بلخ»، وبسایت طلوع نیوز.]</ref> | ||
| خط ۵۴۳: | خط ۵۴۹: | ||
===== آیینهای روز نوروز ===== | ===== آیینهای روز نوروز ===== | ||
[[پرونده:بلخ3.jpg|جایگزین=برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف|بندانگشتی|برافراشتن جَنْدَه (عَلَم) در زیارتگاه سخی در مزار شریف]] | |||
مراسم روز نوروز در مزارشریف با برافراشتهشدن جهنده زیارت سخی (حرم منسوب به [[امام علی]]) آغاز میشود. این رویداد که نماد تجدید بیعت با [[امامت]] امام علی است، هزاران نفر از سراسر افغانستان را بهسوی این شهر میکشاند. مردم مزارشریف با آمادهسازی مهمانخانهها، تزیین خیابانها و چراغانی پارک روضه، میزبان مشتاقان این مراسم معنوی و ملی هستند. | مراسم روز نوروز در مزارشریف با برافراشتهشدن جهنده زیارت سخی (حرم منسوب به [[امام علی]]) آغاز میشود. این رویداد که نماد تجدید بیعت با [[امامت]] امام علی است، هزاران نفر از سراسر افغانستان را بهسوی این شهر میکشاند. مردم مزارشریف با آمادهسازی مهمانخانهها، تزیین خیابانها و چراغانی پارک روضه، میزبان مشتاقان این مراسم معنوی و ملی هستند. | ||
| خط ۶۴۱: | خط ۶۴۸: | ||
=== مسجد کبود (زیارت سخی) === | === مسجد کبود (زیارت سخی) === | ||
[[پرونده:بلخ5.jpg|جایگزین=زیارت سخی|بندانگشتی|زیارت سخی؛ مرقدی منسوب به امام علی در شهر مزار شریف. ]] | |||
[[مسجد کبود]] یا زیارت سخی در شهر مزار شریف، مرقدی منسوب به امام علی است که بهعنوان مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان شناخته میشود. این مکان مقدس، سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان است و نقش محوری در حیات مذهبی و فرهنگی شمال این کشور دارد. بر اساس منابع تاریخی، قبر منسوب به امام علیدر دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) در منطقه بلخ کشف و به دستور وی بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حمله مغولان (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) بازسازی و با معماری تیموری، گنبد و بارگاهی باشکوه بر آن احداث شد. در دورههای بعد، حاکمان ازبک و بارکزایی با افزودن موقوفات، مدرسه علمیه، [[کتابخانه]] و مراکز قرآنی، بر رونق این مکان افزودند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref> | [[مسجد کبود]] یا زیارت سخی در شهر مزار شریف، مرقدی منسوب به امام علی است که بهعنوان مهمترین بنای دینی-تاریخی افغانستان شناخته میشود. این مکان مقدس، سالانه میزبان هزاران زائر از داخل و خارج افغانستان است و نقش محوری در حیات مذهبی و فرهنگی شمال این کشور دارد. بر اساس منابع تاریخی، قبر منسوب به امام علیدر دوران سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱–۵۵۲ق) در منطقه بلخ کشف و به دستور وی بنایی بر آن ساخته شد. این بنا در حمله مغولان (۶۱۷ق) ویران شد، اما در دورهٔ سلطان حسین بایقرا (۸۶۱–۹۱۱ق) بازسازی و با معماری تیموری، گنبد و بارگاهی باشکوه بر آن احداث شد. در دورههای بعد، حاکمان ازبک و بارکزایی با افزودن موقوفات، مدرسه علمیه، [[کتابخانه]] و مراکز قرآنی، بر رونق این مکان افزودند.<ref>گوگهدی، تاریخچه مزار شاه اولیاء، ۱۳۲۵ش، ص۳۵–۵۶.</ref> | ||
| خط ۶۷۸: | خط ۶۸۶: | ||
==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ||
===== '''نماد فرهنگی و تمدنی''' ===== | ===== '''نماد فرهنگی و تمدنی''' ===== | ||
معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
===== '''نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی''' ===== | ===== '''نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی''' ===== | ||
معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
=== مسجد نهگنبد (حج پیاده) === | === مسجد نهگنبد (حج پیاده) === | ||
[[پرونده:بلخ6.jpg|جایگزین=مسجد نُهگنبد یا مسجد حاجی پیاده|بندانگشتی|مسجد نُهگنبد یا مسجد حاجی پیاده در ۳ کیلومتری جنوب شهر بلخ. ]] | |||
مسجد تاریخی نهگنبد در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، یکی از شاخصترین آثار معماری دوران اسلامی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس اسناد تاریخی، این بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. | مسجد تاریخی نهگنبد در سه کیلومتری جنوب شهر بلخ، یکی از شاخصترین آثار معماری دوران اسلامی در افغانستان محسوب میشود. بر اساس اسناد تاریخی، این بنا به احتمال در فاصله سالهای ۱۰۷ تا ۱۷۹ق توسط خاندان برمکی ساخته شده است. باستانشناسان فرانسوی در کاوشهای سال ۱۳۹۵ش دریافتند که این مسجد بر روی بقایای نیایشگاه بودایی نوبهار بلخ احداث شده و حتی تکههای سفال متعلق به دورهٔ هخامنشی نیز در محوطه آن یافت شده است. | ||
# '''ویژگیهای معماری:''' این مسجد با پلان مربعشکل به ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه تنها بقایای آن باقی مانده است. ستونهای میانی با قطر ۱۵۲ سانتیمتر و ستونهای متصل به دیوار به صورت جفتی طراحی شده بودند. تزئینات گچبری با نقوش گیاهی و استفاده از رنگ لاجوردی از ویژگیهای بارز این بنا محسوب میشود. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. | # '''ویژگیهای معماری:''' این مسجد با پلان مربعشکل به ابعاد حدود ۲۰×۲۰ متر، دارای نه گنبد و ۱۶ ستون خشتی بود که امروزه تنها بقایای آن باقی مانده است. ستونهای میانی با قطر ۱۵۲ سانتیمتر و ستونهای متصل به دیوار به صورت جفتی طراحی شده بودند. تزئینات گچبری با نقوش گیاهی و استفاده از رنگ لاجوردی از ویژگیهای بارز این بنا محسوب میشود. متخصصان معماری، سبک این بنا را تلفیقی از هنر ساسانی، بودایی و گندهارا میدانند. | ||