زن در یونان باستان
![]() زنان یونانی در دوره باستان در حال ریسیدن پشم و کار با دستگاه بافندگی، جزئیاتی از یک لکیتوس سفالی، حدود ۵۵۰–۵۳۰ پیش از میلاد، موزه هنر متروپولیتن. | |
| مشخصات مفهوم | |
|---|---|
| شاخه علمی | تاریخ جامعهشناسی |
| نوع مفهوم | جامعهشناسی تاریخی |
| معنای اصطلاحی | بررسی ابعاد حقوقی، اجتماعی و خانوادگی زنان در یونان باستان |
| حوزه کاربرد | تاریخ مطالعات زنان |
| گستره جغرافیایی | یونان باستان |
| اهمیت و ارتباط | |
| مرتبط با | خانواده ازدواج طلاق |
زن در یونان باستان؛ جایگاه خانوادگی، اجتماعی و حقوقی زن در یونان باستان.
زنان در یونان باستان، برخلاف اوج شکوفایی علمی و فرهنگی این تمدن، از جایگاهی فرودست برخوردار بودند؛ زنان آتنی از ارث و حق رأی محروم بودند و تحتکنترل کامل مردان قرار داشتند، درحالیکه زنان اسپارتی از آزادی، حق مالکیت و جایگاه اجتماعی بهتری برخوردار بودند. ازدواج معمولاً بدون دخالت دختر و بر پایهٔ جهیزیه و دارایی انجام میشد، طلاق در اختیار مرد بود و کشتن نوزادان ضعیف و دختران مجاز شمرده میشد. اشتغال زنان عمدتاً به پایگاه اجتماعی آنان وابسته بود و بیشتر آنان به خانهداری، پرستاری یا کار در مزارع و فروشگاهها اشتغال داشتند. باوجود این، برخی زنان همچون آکسیوتئا فیلیوس با پوشش مردانه از مرزهای جنسیتی عبور کرده و به تحصیل فلسفه پرداختند.
کرامت زنان
در بیشتر مناطق یونان باستان، خدایان مؤنث مورد پرستش و تجلیل قرار میگرفتند. این خدایان مادینه که اغلب همسر نداشتند، متعلق به دورانی بودند که اختیار خانواده در دست مادر بوده و نسب فرزند از طرف مادر تعیین میشده است.[۱] باوجود اینکه آتنا الههٔ خرد، جنگ و صنایع دستی،[۲] هرا الههٔ ازدواج، زنان و زایمان، هستیا الههٔ کانون خانواده و خانه،[۳] آرتمیس الههٔ عفت و پاکدامنی و ایزدبانوی زنان باردار، پرسفونه الههٔ عالم اموات و مسئول هدایت روح مردگان و دمتر الههٔ باروری، جوانه، کشاورزی، برداشت و خلاقیت[۴] خدایان مادینه بودند؛ اما دیدگاهها نسبت به زن متفاوت بود. بسیاری از آتنیها؛ زنان را حیوان و منشأ همهٔ آشوبها و پلیدیها دانسته و معتقد بودند، آنها قادر به کنترل تمایلات جنسی خود نیستند و تواناییهای جسمی و مالی مردان را نابود میکنند. اورپید نمایشنامهنویس قرن پنجم پیشاز میلاد در یونان؛ اهمیت زن را منحصر در تولیدمثل دانسته و معتقد بود اگر زن نمیبود، انسان از همهٔ بدبختیها نجات مییافت. برخی نیز زن را نیروی اهریمنی و غیرقابل تربیت میدانستند.[۵] سیموندیس، شاعر و لطیفهسرای یونانی، زنان را موجوداتی پلید میدانست که همه چیز مردان، اعم از قدرت جسمی و جنسی آنها و نیز خوراک و ثروت آنها را تحلیل میبرند. او اما جامعهٔ بدون زنان را نیز ناممکن میدانست.[۶] یونانیان بر مبنای این عقیده که نیروی تولیدمثل تنها از آن مرد است[۷] و زن جز حمل طفل و پرستاری وی وظیفهای ندارد، منزلت انسانی مرد را بالا میبردند؛[۸] سقراط، سلوک با زن را نوعی زجر و ریاضت دانسته[۹] و ارسطو؛ سلطه مردها بر زنان را امر ذاتی میدانست.[۱۰] او معتقد بود که زن عقلی ناقص داشته و بهتنهایی نمیتواند در امور مهم تصمیمگیری کند. به همین دلیل، او موافق با محدودیتهای حقوقی زنان در یونان باستان بود.[۱۱] برخی دیگر، زنان را مادران شهروندان دانسته و از آن جهت برای آنها منزلت و احترام قائل بودند.[۱۲]
جایگاه زنان در تمدن و دولتشهرهای یونان
تمدن باستانی یونان در قرن پنجم پیشاز میلاد به اوج خود رسید و در قالب کلانشهرهای متعدد شکل گرفت. سقراط، افلاطون و ارسطو، شالودههای علوم و فنون یونانی را پایهریزی کردند. ویل دورانت، دور بودن زنان از نقشآفرینی در شکلگیری این تمدن را از شگفتیهای آن دانسته و پنهانکردن زن پاکدامن و نام او را از شعارهای اصلی این تمدن میشمارد.[۱۳]
جامعهٔ یونان باستان از دو قشر شهروند رسمی (مردان و نجیبزادگان) و شهروند غیررسمی (زنان، بردهها و سربازان) تشکیل میشد.[۱۴] شیوهٔ رفتار با زنان در یونان باستان یکسان نبود و هر دولتشهر دیدگاه خاص خود را داشت. آتن و اسپارت از مهمترین کلانشهرهای یونان بودند، اما وضعیت زنان در آنها تفاوت چشمگیری داشت؛ چنانکه زن اسپارتی در نقطهٔ مقابل زن آتنی قرار میگرفت.[۱۵]
زنان آتنی همچون بردگان از حقوق شهروندی محروم بودند[۱۶] و در تمام مراحل زندگی تحتکنترل مردان قرار داشتند.[۱۷] آنان حق عقد قرارداد نداشته و اقامه دعوی در محکمه برایشان ممکن نبود. پساز مرگ شوهر نیز از ارث او سهمی نمیبردند.[۱۸] قوانین آتن به زنان اجازه نمیداد در شغلی مشارکت کنند که درآمد آن بیشتر از تأمین غذای چند روزه یک خانواده باشد. زنان، بهویژه زنان عادی، حق رأی نداشته و سهمی در ادارهٔ جامعه نداشتند. در مسابقات المپیک، زنان تنها مجاز به شرکت در مسابقهٔ ارابهرانی بودند و آن هم در صورتی تحقق مییافت که خود دارای اسب باشند. ازجمله وظایف اجتماعی زنان، نقش آنان در مراسمی مانند ازدواج، برخی جشنها و مراسم مذهبی بود. برای نمونه، تسموفوریا[۱۹] رویدادی مذهبی بود که زنان متأهل اجازهٔ حضور در آن را داشتند و مردان از شرکت در آن منع میشدند. در جشنوارهٔ هالوا[۲۰] نیز زنان به نکوداشت و حفظ کشت و زراعت میپرداختند. آثار برجایمانده بیانگر آن است که زنان در حفظ حیات مذهبی آتن نقشی پررنگ ایفا میکردند.[۲۱] آنان همچنین در مراسم سوگواری و خاکسپاری حضور داشتند و وظیفه داشتند مردگان را برای دفن آماده کرده و در مراسم تشییع شرابافشانی کنند. در روزهای سوم و نهم دفن میت، زنان غذا و نوشیدنی برای سازندگان آرامگاه مردگان تهیه میکردند.[۲۲]
اما در اسپارت، زنان اجازه داشتند همچون مردان ورزش کنند و حتی به این کار تشویق میشدند.[۲۳] دختران و زنان اسپارتی در کنار پسران از ارث بهره میبردند، از حق مالکیت زمین برخوردار بودند و جایگاه اجتماعی و اقتصادی مناسبی داشتند. برخی محققان، زنان اسپارتی را آزادترین زنان دوران کلاسیک دانستهاند؛ زیرا از استقلال فکری برخوردار بودند، در مکانهای عمومی حضوری نسبتاً فعال داشتند و در جشنوارهها و مسابقات ورزشی شرکت میکردند. با این وجود وظیفهٔ اصلی آنان خانهداری و مراقبت از فرزندان بود.[۲۴] زنان اسپارتی هرچند از حق رأی در مجلس محروم بودند، اما در تصمیمگیریهای پشتپرده نفوذ داشتند. ارسطو به نقش سیاسی آنان انتقاد جدی داشت و معتقد بود همین امر موجب سقوط اسپارت شد.[۲۵] اسپارتها برای داشتن جامعهای سالم و جنگجویانی نیرومند دغدغهٔ جدی داشتند و به همین دلیل، نوزادان ضعیف و معلول را از بین میبردند.[۲۶]
حقوق زنان
اقتصادی
زنان در یونان باستان از سه گونه دارایی برخوردار بودند: هدیه، جهیزیه و ارث. هدیه شامل لباس و جواهراتی بود که از همسر یا سایر بستگان دریافت میکردند. جهیزیه نیز در اواخر دوران باستان بهصورت یک هنجار اجتماعی در ازدواج مطرح شد.[۲۷] برخی پژوهشگران رواج جهیزیه را ناشی از عدم تمایل مردان به ازدواج دانستهاند[۲۸] و بیش از هر چیز به جهیزیهٔ زن و دارایی مرد توجه میشد؛ دختری که جهیزیه نداشت، احتمال ازدواجش نیز کم بود.[۲۹]
ارث زنان محدودیتهای شدیدی داشت؛ زنان نه سهمی در مالکیت مزرعه یا زمینهای خانوادگی داشتند و نه اجازهٔ ادارهٔ آنها را. فرزندان متولدشده نیز به خانواده و همسر او تعلق داشتند.[۳۰] زنانی که برادر داشتند، از پدر خود ارثی نمیبردند و تمام دارایی دختر که از ثروت خانوادگی به دست میآمد، در حکم جهیزیهٔ او محسوب میشد. همین موضوع سبب میشد مردان دختران خود را تنها به پسرانی بدهند که مایل بودند بهعنوان پسرخوانده در خانواده بمانند، یا دختران را به وابستگان نزدیک مانند برادرزادهها و خواهرزادهها بسپارند تا دارایی درون خانواده حفظ شود.[۳۱]
تحصیل و تربیت
در برخی مناطق یونان باستان و بهویژه میان بعضی خانوادههای شهرنشین، دختران همچون پسران به مدرسه میرفتند و خواندن، نوشتن و حساب کردن را میآموختند. پساز دروس پایه، نوبت به ادبیات، شعر و موسیقی میرسید و ورزش نیز جایگاهی ویژه داشت. در مدارس دخترانه، تأکید بیشتر بر آموزش رقص، ژیمناستیک و مهارتهای موسیقایی بود تا از آنها در رقابتها، اعیاد و جشنهای دینی بهره بگیرند. هدف نهایی از تحصیل دختران در یونان باستان، آمادهسازی آنان برای ایفای نقش در خانه و خانواده بود.[۳۲] بااینحال، برخی دختران و زنان یونانی با شجاعت، از حد تعیینشده برای خود فراتر رفتند و تحصیلاتشان را ادامه دادند. برای نمونه، آکسیوتئا فیلیوس زیر نظر افلاطون به آموختن فلسفه پرداخت و بر پایهٔ برخی منابع، برای این کار، خود را در پوشش مردانه پنهان میکرد.[۳۳] به گزارش ویل دورانت، آتنیان بر این باور بودند که تحصیلات، زنان را از اجرای نقشهای جنسیتیشان بازمیدارد.[۳۴] ازاینرو، پسران به مدارس میرفتند و از شانزدهسالگی به تربیت جسمی خود برای توانمندی در جنگ میپرداختند؛ اما دختران عمدتاً در خانه تحصیل میکردند و خانهداری و علوم مربوط به آن را از مادر یا دایهٔ خود میآموختند.[۳۵] آموزش دختران و پسران جوان بر عهدهٔ زنان بود، هرچند پسران پساز رسیدن به سنی خاص به آموزگار سپرده میشدند.[۳۶]
اشتغال
کار و اشتغال زنان در یونان باستان بهصورت چشمگیری به پایگاه اجتماعی آنان وابسته بود:
- زنان متأهل بیشتر در خانه به سر میبردند و به تربیت فرزندان و گاه بافندگی مشغول بودند.
- گروه دوم زنانی بودند که در صورت دریافت مزد بالاتر از سوی مردان، با آنان همراه میشدند و در جشنها و مهمانیها همراهیشان میکردند. این زنان که به هتایرای معروف بودند، تنها ملازمان جنسی مردان نبودند، بلکه از نظر فکری و اجتماعی نیز در کنار آنان حضور داشتند. هرچند این گروه نقش همسر را برای مردان ایفا میکردند، در صورت بارداری، فرزندانشان نامشروع خوانده میشدند. آنان برخلاف زنان متأهل، آزادانه در جامعه فعالیت داشتند و از هنرهایی همچون رقص، موسیقی و آواز و نیز مباحث فلسفی و فکری بهرهمند بودند.
- گروه سوم زنانی بودند که بیشتر اسیران جنگی محسوب میشدند و بهعنوان برده، دایه یا پرستار در جامعهٔ یونان به کار مشغول بودند. آنان از هیچ حقی برخوردار نبوده و زیر سایهٔ ارباب یا خانم خود زندگی میکردند.[۳۷]
- گروه چهارم نیز زنان مستمندی بودند که از سر اجبار در مزارع یا فروشگاهها در کنار مردان کار میکردند. ازجمله مشاغل این گروه میتوان به مهمانخانهداری، پرستاری شب، آشپزی، سبزیفروشی، عطرفروشی و سایر انواع فروشندگی اشاره کرد.[۳۸]
جایگاه زن در خانواده
مراحل زندگی: در یونان باستان، زندگی زنان بزرگسال، از اوایل یا اواسط نوجوانی آنها شروع شده و آنها را با پیوند ازدواج از خانوادهٔ پدری بهسمت خانوادهٔ همسر، انتقال میداده است. زندگی برای بیشتر زنان در سه مرحله متمرکز بود: کوره: دختر جوان؛ پوره: عروس تا تولد اولین فرزند؛ ژین: زن.[۳۹]
ازدواج: در هنگام ازدواج، سن مرد معمولاً دو برابر سن زن بود و همین امر موجب تسلط طبیعی مرد بر زن میشد.[۴۰] بیشتر دختران در انتخاب همسر دخالتی نداشتند و ازدواج آنان به خواست پدران انجام میگرفت. قدرت بدنی و اندام متناسب در انتخاب همسر ایدهآل برای دختران نقشی پررنگ داشت.[۴۱] در فرهنگ این دوره، هیچ نقشی برای یک زن جوان مجرد تعریف نشده بود؛ به همین دلیل، دختران در بسیاری از موارد مجبور به ازدواج بودند و در غیر این صورت، به هیچ جایگاهی در جامعه دست نمییافتند.[۴۲] بااینحال زنان در خانه مورد احترام بودند و در اموری که با سلطهٔ شوهران مخالف نبود، نظر میدادند و تدبیر امور داخلی خانه از قبیل طبخ غذا، ریسندگی، بافندگی و پرورش فرزندان را بر عهده داشتند.[۴۳]
نقش مادری: مادری دارای مقام نسبتاً ارجمندی بود و جشنوارههایی برای گرامیداشت مادر، عمدتاً در پیشگاه الههٔ همسری و مادر خدایان، برگزار میشد. احترام به مادر و نفوذ او در خانواده در فرهنگ یونان باستان به چشم میخورد. جشنوارههای گرامیداشت مادر بیشتر بر هرا الههٔ همسری یا سیبل، ایزدبانوی زمین و مادر اعظم خدایان متمرکز بود. زنان در این جشنوارهها بیشترین سهم را داشتند. مادران یونانی همچنین در افسانهها و اشعار نویسندگان آن دوران حضور داشتند و به یونانیان کمک میکردند تا جایگاه خود را در جهان درک کنند.[۴۴] در آن دوران، بسیاری از زنان متأهل، برای امور خانهداری و مدیریت انجام کارهای روزمرهٔ زندگی، به اندازهٔ تمکن مالی همسر خود، برده در اختیار داشتند.[۴۵]
فرزندآوری: به گزارش ویل دورانت، در آتن هرچند بیفرزندی نکوهیده بود، اما فیلسوفان یونان برای داشتن نسلی نیرومند و عموم مردم برای پیشگیری از پراکندهشدن ثروت خود، در پی محدودسازی زادوولد بودند.[۴۶] داشتن فرزند از مهمترین رویدادهای زندگی بود که تضمینی برای دریافت کمک و مراقبت در دوران پیری، حفظ میراث خانوادگی و تأمین شهروندان آینده بهشمار میرفت. ناباروری موجب سرشکستگی اجتماعی شده و زمینه را برای طلاق و فروپاشی زندگی فراهم میکرد.[۴۷] در برخی مناطق یونان ازجمله آتن، زن پساز زایمان فرزند خود را نزد شوهر میبرد و در صورت خوشامد پدر، بچه زنده میماند و در غیر این صورت، سرنوشت نوزاد مرگ بود. در برخی مناطق، نوزاد توسط شورایی بررسی میشد و در صورتی که میپنداشتند میتواند سربازی دلیر یا زنی مفید برای جامعه باشد، او را نگه میداشتند و در غیر این صورت او را میکشتند. به همین دلیل، بیشتر نوزادان معلول و دارای مشکلات جسمانی کشته میشدند و نوزادان دختر نیز در بیشتر موارد بهعنوان سرباری برای خانواده شناخته میشدند.[۴۸]
طلاق: مردان یونانی بهطور کامل اختیار داشتند که حتی بدون هیچ دلیلی و تنها در صورت ناخشنودی از همسر خود، او را پیش روی شاهدان طلاق داده و به خانوادهٔ پدریاش بازگردانند. در این صورت، زن هیچ حقی نسبت به فرزندان خود نداشت و تنها اجازه داشت جهیزیهٔ خود را ببرد. پساز طلاق نیز دارایی زن دوباره تحتکنترل پدر یا برادر او قرار میگرفت و زن هیچ حقی دربارهٔ آنها نداشت. بر مبنای منابع تاریخی، طلاق در اختیار مرد بود و او میتوانست همسرش را به هر دلیلی طلاق دهد، اما باید جهیزیهٔ او را نیز بازمیگرداند[۴۹] اگر زنی مرتکب زنا میشد، نهتنها طلاق داده میشد، بلکه جهیزیهاش نیز به مرد واگذار میشد. اگر زن خواهان طلاق بود، باید موافقت شوهرش را جلب میکرد تا حکم طلاق جاری شود.[۵۰]
پوشش زنان
از منظر یونانیان باستان؛ زن و حتی نام وی باید در خانه پنهان میماند[۵۱] و در خانهٔ شوهر اجازه نداشتند بدون دلیلی موجه در شهر بگردند.[۵۲] به گزارش ویل دورانت؛ زنان در صورتی به جشنهای مذهبی و تماشاخانهها میرفتند که با رعایت حجاب، کاملاً پوشیده بودند؛ اما زنان اسپارتی معمولاً سرشان را میپوشاندند و صورتشان باز بوده است. زنان در یونان باستان بههنگام حضور در اجتماع، صورت و اندام خود را تا روی پا میپوشاندند. پارچهای بهعنوان روبندهٔ صورت زنان مورد استفاده قرار میگرفت و دارای دو منفذ بود که جلوی چشمان زن قرار میگرفت. در برخی از مناطق یونان نیز زنان صورت خود را نمیپوشاندند، اما پوشش بدن برای حضور زن در اجتماعات الزامی بود.[۵۳]
اخلاق جنسی زنان
در یونان باستان، خانهنشینی زنان نشانهٔ نجابت آنان بود[۵۴] و بر عفت دختران تأکید میشد؛ اما پسران چندان مقید به اخلاق جنسی نبودند و رابطهٔ فرازناشویی مردان متأهل نیز خیلی ناپسند تلقی نمیشد. فاحشگی رسمیت داشت و مدارسی به دختران فاحشه، فنون مربوطه را آموزش میدادند.[۵۵] هرچند مجازات همجنسگرایی محرومیت از حقوق سیاسی بود، یونانیها آن را پذیرفته بودند؛ تنها روسپیها بهدلیل رقابت و برخی مردم آن را تقبیح میکردند. افلاطون در رسالهٔ مهمانی، عشق دو مرد به یکدیگر را شریفتر از عشق میان زن و مرد میداند و چنین انحرافی میان زنان نیز وجود داشت.[۵۶] دختران نیز عمدتاً به یکدیگر عشق میورزیدند و روسپیان پستتر، محور داستانهایی دربارهٔ عشق زنان به یکدیگر بودند.[۵۷] ارسطو ترس از افزایش جمعیت را عامل اصلی تمایل یونانیان به همجنسگرایی میداند؛ اما ویل دورانت بر ناتوانی زنان در جذب شوهران خود تأکید داشته و معتقد است خانهٔ آنان به جای پناهگاه، خوابگاه بهشمار میرفت.[۵۸] مردان با توجه به بیبندوباری جنسی در جامعه، هرگز زنان و دختران خود را آزاد نمیگذاشتند؛ آنان عمدتاً در حرمسرایی بودند که هیچ مردی حق ورود به آن را نداشت.[۵۹]
پانویس
- ↑ «خداشناسی خدایان در فرهنگ یونان باستان انواع خدایان»، دائرۀالمعارف طهور.
- ↑ «لیست کاملی از خدایان و الهههای یونانی»، وبسایت راسخون.
- ↑ «10 چهرۀ مؤنث مهم در اسطورهشناسی یونانی»، وبسایت گروه انتشاراتی مجید.
- ↑ «لیست کاملی از خدایان و الهههای یونانی»، وبسایت راسخون.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص342.
- ↑ «جایگاه زن در یونان قدیم»، وبسایت انتشارات حوزه مشق.
- ↑ فاضلی، «جایگاه زنان در یونان باستان»، وبسایت روزنامه اعتماد.
- ↑ کارترای، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان قدیم»، وبسایت انتشارات حوزه مشق.
- ↑ کاظمی، «همه چیز در مورد یونان باستان»، وبسایت تاریخ ما.
- ↑ کارترای، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ فاضلی، «جایگاه زنان در یونان باستان»، روزنامه اعتماد.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایتپرسمان دانشگاهیان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن،1337ش، ج2، ص341.
- ↑ Thesmophoria
- ↑ Haloa
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، ج2، 1336ش، ص90.
- ↑ «رازگشایی از زندگی زنان در دوران باستان!»، خبرآنلاین.
- ↑ فاضلی، «جایگاه زنان در یونان باستان»، وبسایت روزنامه اعتماد.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایتپرسمان دانشگاهیان.
- ↑ «۱۰ نکته عجیب و شگفتآور در مورد زندگی در یونان باستان»، وبسایت تحلیلی خبری عصر ایران.
- ↑ Bloomfield, “women and propety in Ancient Athens”, 2010.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص339-338.
- ↑ Bloomfield, “women and propety in Ancient Athens”, 2010.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1376ش، ج3، ص186.
- ↑ کارترای، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ «رازگشایی از زندگی زنان در دوران باستان!»، خبرآنلاین.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص342.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص322.
- ↑ فاضلی، «جایگاه زنان در یونان باستان»، وبسایت روزنامه اعتماد.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1336ش، ج2، ص330-345.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «رازگشایی از زندگی زنان در دوران باستان!»، خبرآنلاین.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص342-341.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ کارترای، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص342.
- ↑ «مادر بودن در یونان باستان چگونه بود؟» وبسایت صاحب خبران.
- ↑ کارترای، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص320.
- ↑ کینگ، «تنظیم خانواده در یونان و رُم باستان»، وبسایت تاریخچۀ جهان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص340.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ «تاریچه حجاب در دوران باستان»، وبسایت هایحجاب.
- ↑ «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص334-333.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص337-336.
- ↑ «همجنسگرایی در فرهنگ یونان باستان»، دائرۀالمعارف طهور.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص337-336.
- ↑ دورانت، تاریخ تمدن، 1337ش، ج2، ص342-340.
منابع
- «تاریخچه حجاب در دوران باستان»، وبسایت هایحجاب، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ش.
- «جایگاه زن در یونان باستان»، وبسایت پرسمان، تاریخ درج مطلب: ۷ فروردین ۱۳۹۹ش.
- «جایگاه زن در یونان قدیم»، وبسایت انتشارات حوزه مشق، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ش.
- «خانه و خانواده در عصر طلایی یونان باستان»، دائرهٔ المعارف طهور، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ش.
- «خداشناسی خدایان در فرهنگ یونان باستان انواع خدایان»، دائرهٔ المعارف طهور، تاریخ بازدید: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ش.
- دورانت، ویلیام، تاریخ تمدن، ترجمهٔ احمد آرام و دیگران، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۶ش.
- «رازگشایی از زندگی زنان در دوران باستان!»، خبرآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۱۸ مهر ۱۴۰۱ش.
- فاضلی، محمود، «جایگاه زنان در یونان باستان»، وبسایت روزنامه اعتماد، شماره ۵۷۲۵، تاریخ درج مطلب: ۲۴ اسفند ۱۴۰۲ش.
- کارترای، مارک، «زن در یونان باستان»، وبسایت تاریخچهٔ جهان، تاریخ درج مطلب: ۲۷ جولای ۲۰۱۶م.
- کاظمی، انی، «همه چیز در مورد یونان باستان»، وبسایت تاریخ ما، تاریخ بازدید: ۲۹ خرداد ۱۴۰۲ش.
- کینگ، آرین، «تنظیم خانواده در یونان و رُم باستان»، وبسایت تاریخچهٔ جهان، تاریخ بازدید: ۲۹ خرداد ۱۴۰۲ش.
- «لیست کاملی از خدایان و الهههای یونانی»، وبسایت راسخون، تاریخ بازدید: ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ش.
- «مادر بودن در ایران باستان چگونه بود؟»، خبرگزاری صاحب خبران، تاریخ بازدید: ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
- «همجنسگرایی در فرهنگ یونان باستان»، دائرهٔ المعارف طهور، تاریخ بازدید: ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ش.
- «۱۰ چهرهٔ مؤنث مهم در اسطورهشناسی یونانی»، وبسایت گروه انتشاراتی مجید، تاریخ درج مطلب: ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ش.
- «۱۰ نکته عجیب و شگفتآور در مورد زندگی در یونان باستان»، وبسایت تحلیلی خبری عصر ایران، تاریخ درج مطلب: ۱۹ تیر ۱۴۰۳ش.
- Bloomfield, Leonard, “women and propety in Ancient Athens”, womenintheancientworld, 2010.
