(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۴: خط ۴:
|image_alt=نماد فمینیسم
|image_alt=نماد فمینیسم
| فایل پادکست      =فمنیسم.ogg
| فایل پادکست      =فمنیسم.ogg
| حجم فایلپادکست    =3.06
| حجم فایلپادکست    =۳٫۰۶
| تاریخ پادکست      =17-10-1404
| تاریخ پادکست      =۱۷-۱۰-۱۴۰۴
| زیرنویس عنوان    =
| زیرنویس عنوان    = جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان
| عنوان اصلی        =
 
| عنوان انگلیسی    =
| عنوان اصلی        = فمینیسم
| عنوان عربی        =
| عنوان انگلیسی    = Feminism
| عنوان علمی        =
| عنوان عربی        =  
| شاخه علمی        =  
| عنوان علمی        =  
| نوع مفهوم        =  
| شاخه علمی        = [[مطالعات زنان]] / [[جامعه‌شناسی]] / [[علوم سیاسی]] / [[فلسفه اجتماعی]]
| معنای اصطلاحی      =
| نوع مفهوم        = جنبش فکری ـ اجتماعی و ایدئولوژیک
| حوزه کاربرد      =
| معنای اصطلاحی      = جنبشی اجتماعی، سیاسی و فکری که در پی تعریف، تحقق و دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و شخصی برای زنان و رفع تبعیض‌های جنسیتی است
| گستره جغرافیایی  =
| حوزه کاربرد      = مطالعات زنان، [[جامعه‌شناسی جنسیت]]، نظریه‌های اجتماعی، سیاست و حقوق
| منشأ تاریخی      =
| گستره جغرافیایی  = جهانی
| نخستین کاربرد    =
| منشأ تاریخی      = تحولات فکری، اجتماعی و سیاسی غرب در قرن‌های هجدهم و نوزدهم میلادی
| ریشه واژه        =
 
| مرتبط با          =
| نخستین کاربرد    =  
| اهمیت            =
| ریشه واژه        = از واژه لاتین Femina به‌معنای زن
| مبدع              =
| مرتبط با          = [[جنبش زنان]]، [[برابری جنسیتی]]، [[حقوق زنان]]، [[نظریه جنسیت]]، نقد [[پدرسالاری]]
| مروج              =
| اهمیت            = تأثیرگذاری گسترده بر مباحث حقوق زنان، ساختارهای اجتماعی، سیاست، فرهنگ و نظریه‌های جنسیت
| مقدس برای        =
| مبدع              =  
| مورد احترام      =
| مروج              =  
| آثار مرتبط        =
| مقدس برای        =  
| مورد احترام      =  
| آثار مرتبط        =  
}}
}}
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.
خط ۳۴: خط ۳۶:
واژه فمینیسم (به فرانسوی: Féminisme) ریشه در لاتین دارد و از واژه Femina به معنای زن گرفته شده است. این واژه نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی به کار رفت.<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.</ref> در زبان فارسی، معادل‌هایی چون زن‌گرایی، زنانه‌نگری، جنبش زنان<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=فمینیسم&f=amid فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب]</ref> و نهضت برابری‌خواهی زنان برای آن به کار می‌رود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=فمینیسم&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم].</ref>
واژه فمینیسم (به فرانسوی: Féminisme) ریشه در لاتین دارد و از واژه Femina به معنای زن گرفته شده است. این واژه نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی به کار رفت.<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.</ref> در زبان فارسی، معادل‌هایی چون زن‌گرایی، زنانه‌نگری، جنبش زنان<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=فمینیسم&f=amid فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب]</ref> و نهضت برابری‌خواهی زنان برای آن به کار می‌رود.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=فمینیسم&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم].</ref>


اولین استفاده ثبت‌شده از واژه فمینیسم به سال 1871 میلادی بازمی‌گردد که در یک متن پزشکی فرانسوی به کار رفت و برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» استفاده شده است. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست از آن برای توصیف زنانی که رفتاری مردانه داشتند، استفاده کرد. این تغییر معنایی نشان می‌دهد که در ابتدا مفهوم برابری‌خواهی زنان، بار معنایی منفی داشته است. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا اواسط قرن بیستم به طور گسترده برای اشاره به فعالان زن به کار نرفت.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1382ش، ص14.</ref>
اولین استفاده ثبت‌شده از واژه فمینیسم به سال ۱۸۷۱م بازمی‌گردد که در یک متن پزشکی فرانسوی به کار رفت و برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» استفاده شده است. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست از آن برای توصیف زنانی که رفتاری مردانه داشتند، استفاده کرد. این تغییر معنایی نشان می‌دهد که در ابتدا مفهوم برابری‌خواهی زنان، بار معنایی منفی داشته است. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا اواسط قرن بیستم به‌طور گسترده برای اشاره به فعالان زن به کار نرفت.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1382ش، ص14.</ref>


در منابع تحقیقی، تعاریف متعددی از فمینیسم ارائه شده است، از جمله:
در منابع تحقیقی، تعاریف متعددی از فمینیسم ارائه شده است، از جمله:


یک [[ایدئولوژی]] که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیض‌های جنسیتی مبارزه می‌کند.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.</ref>
* یک [[ایدئولوژی]] که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیض‌های جنسیتی مبارزه می‌کند.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.</ref>
 
* یک [[جنبش اجتماعی]] سازمان‌یافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش می‌کند.<ref>Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.</ref>
یک [[جنبش اجتماعی]] سازمان‌یافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش می‌کند.<ref>Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.</ref>
* یک چشم‌انداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین [[جنسیت]]‌ها در حوزه‌های مختلف دانش می‌پردازد.<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.</ref>
 
یک چشم‌انداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین [[جنسیت]]‌ها در حوزه‌های مختلف دانش می‌پردازد.<ref>میشل، جنبش اجتماعی زنان، 1383ش، ص11.</ref>


== زمینه‌های پیدایش فمینیسم ==
== زمینه‌های پیدایش فمینیسم ==
برخی دیدگاه‌ها پیدایش فمینیسم را به‌عنوان پاسخی به نظام‌های متعدد محرومیت در جوامع غربی می‌دانند، نظام‌هایی که زنان را از کسب شخصیت حقوقی مستقل و [[مشارکت اجتماعی]] کامل باز می‌داشتند. تحولات فکری و اجتماعی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در [[اروپا]] و [[آمریکا]]، زمینه را برای ظهور فمینیسم فراهم ساخت. از این دیدگاه، فمینیسم به عنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمان‌یافته، در واکنش به مجموعه‌ای از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.]</ref>
برخی دیدگاه‌ها پیدایش فمینیسم را به‌عنوان پاسخی به نظام‌های متعدد محرومیت در جوامع غربی می‌دانند، نظام‌هایی که زنان را از کسب شخصیت حقوقی مستقل و [[مشارکت اجتماعی]] کامل بازمی‌داشتند. تحولات فکری و اجتماعی در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در [[اروپا]] و [[آمریکا]]، زمینه را برای ظهور فمینیسم فراهم ساخت. از این دیدگاه، فمینیسم به عنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمان‌یافته، در واکنش به مجموعه‌ای از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.]</ref>


=== زمینه‌های فلسفی و دینی ===
=== زمینه‌های فلسفی و دینی ===
* یونان باستان: در جوامع باستانی، مانند آتن در یونان، زنان از حقوق [[شهروندی]] محروم بودند و [[حق رأی]]، شرکت در مجامع عمومی و مالکیت مستقل را نداشتند. برخی از فیلسوفان یونانی، نظیر [[ارسطو]]، زنان را از نظر عقلانی ناقص می‌دانستند و بر برتری مرد بر زن تأکید داشتند. در مقابل، [[افلاطون]] در برخی آثار خود از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن گفته است، اما در جای دیگر، آفرینش مرد را توسط خدا ستایش کرده است.<ref>[https://journals.ihu.ac.ir/article_201521_c4466ad1cc6f92a93def93120643b559.pdf زروندی، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.]</ref>
* یونان باستان: در جوامع باستانی، مانند آتن در یونان، زنان از حقوق [[شهروندی]] محروم بودند و [[حق رأی]]، شرکت در مجامع عمومی و مالکیت مستقل را نداشتند. برخی از فیلسوفان یونانی، نظیر [[ارسطو]]، زنان را از نظر عقلانی ناقص می‌دانستند و بر برتری مرد بر زن تأکید داشتند. در مقابل، [[افلاطون]] در برخی آثار خود از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن گفته است، اما در جای دیگر، آفرینش مرد را توسط خدا ستایش کرده است.<ref>[https://journals.ihu.ac.ir/article_201521_c4466ad1cc6f92a93def93120643b559.pdf زروندی، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.]</ref>
* [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]: تفاسیر سنتی از متون مقدس یهودی-مسیحی نقش بسزایی در تثبیت جایگاه فرودست زن ایفا کرد. دتفسیرهای سنتی از متون مقدس، نقش مهمی در تعیین جایگاه فرودست زن ایفا کرده است. داستان آفرینش حوا از دنده آدم و فریب‌دادن او، اغلب به‌عنوان مبنایی برای برتری مرد و [[گناه نخستین|گناهکاری ذاتی زن]] به کار رفته است. <ref>سفر پیدایش، باب 2، ص21-23.</ref>
* [[مسیحیت]] و [[یهودیت]]: تفاسیر سنتی از متون مقدس یهودی-مسیحی نقش بسزایی در تثبیت جایگاه فرودست زن ایفا کرد. دتفسیرهای سنتی از متون مقدس، نقش مهمی در تعیین جایگاه فرودست زن ایفا کرده است. داستان آفرینش حوا از دنده آدم و فریب‌دادن او، اغلب به‌عنوان مبنایی برای برتری مرد و [[گناه نخستین|گناهکاری ذاتی زن]] به کار رفته است.<ref>سفر پیدایش، باب 2، ص21-23.</ref>


=== زمینه‌های حقوقی و سیاسی ===
=== زمینه‌های حقوقی و سیاسی ===
خط ۶۰: خط ۶۰:


=== زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی ===
=== زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی ===
* محدودیت‌های آموزشی: دسترسی زنان به آموزش رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، محدود بود. دانشگاه‌ها اغلب پذیرش دانشجوی زن نداشتند. آموزش زنان عمدتاً به مهارت‌های مرتبط با [[خانه‌داری]]، [[همسرداری]] و [[فرزندپروری]]<nowiki/>متمرکز بود
* محدودیت‌های آموزشی: دسترسی زنان به آموزش رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، محدود بود. دانشگاه‌ها اغلب پذیرش دانشجوی زن نداشتند. آموزش زنان عمدتاً به مهارت‌های مرتبط با [[خانه‌داری]]، [[همسرداری]] و [[فرزندپروری]]<nowiki/> متمرکز بود
* محدودیت‌های شغلی: حرفه‌های تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. [[فعالیت اقتصادی]] آنان غالباً به کار بدون مزد در [[خانه]] یا مشاغل کم‌درآمد و بی‌ثبات محدود می‌شد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم می‌بخشید.
* محدودیت‌های شغلی: حرفه‌های تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. [[فعالیت اقتصادی]] آنان غالباً به کار بدون مزد در [[خانه]] یا مشاغل کم‌درآمد و بی‌ثبات محدود می‌شد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم می‌بخشید.
* [[تقسیم کار جنسیتی]]: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، [[خانواده]] و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیم‌بندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه می‌داشت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>
* [[تقسیم کار جنسیتی]]: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، [[خانواده]] و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیم‌بندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه می‌داشت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>
خط ۶۸: خط ۶۸:
* [[اومانیسم]] و [[عقل‌گرایی]]: ظهور اومانیسم و عقل‌گرایی، با تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، در ابتدا رویکرد مردمحوری را تقویت کرد. با این حال، این جنبش‌ها به‌تدریج سوالاتی را در مورد طبیعت و جایگاه زنان در جامعه مطرح نمودند.
* [[اومانیسم]] و [[عقل‌گرایی]]: ظهور اومانیسم و عقل‌گرایی، با تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، در ابتدا رویکرد مردمحوری را تقویت کرد. با این حال، این جنبش‌ها به‌تدریج سوالاتی را در مورد طبیعت و جایگاه زنان در جامعه مطرح نمودند.
* [[انقلاب فرانسه]] و ایده‌های روشنگری: شعارهای [[آزادی]]، [[برابری]] و [[برادری]] و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، با وضعیت حقوقی زنان تضاد داشت. زنان خواستار اعمال این حقوق بر خود نیز بودند.
* [[انقلاب فرانسه]] و ایده‌های روشنگری: شعارهای [[آزادی]]، [[برابری]] و [[برادری]] و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، با وضعیت حقوقی زنان تضاد داشت. زنان خواستار اعمال این حقوق بر خود نیز بودند.
* [[انقلاب صنعتی|انقلاب‌های صنعتی]]: با انتقال تولید از خانه، نقش اقتصادی سنتی زنان را کاهش دادند. از سوی دیگر، ایجاد کارخانه‌ها نیازمند [[نیروی کار ارزان]] ، از جمله زنان و [[کودک|کودکان]] بود. اگرچه این امر اغلب با [[استثمار]] همراه بود، اما فرصت‌هایی برای [[استقلال اقتصادی زنان|استقلال اقتصادی]] نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی ایجاد کرد.
* [[انقلاب صنعتی|انقلاب‌های صنعتی]]: با انتقال تولید از خانه، نقش اقتصادی سنتی زنان را کاهش دادند. از سوی دیگر، ایجاد کارخانه‌ها نیازمند [[نیروی کار ارزان]]، از جمله زنان و [[کودک|کودکان]] بود. اگرچه این امر اغلب با [[استثمار]] همراه بود، اما فرصت‌هایی برای [[استقلال اقتصادی زنان|استقلال اقتصادی]] نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی ایجاد کرد.
* جنبش الغای بردگی: زنان در [[جنبش ضدبرده‌داری]] در [[آمریکا]] و [[بریتانیا]]، مهارت‌های سازمان‌دهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف به عنوان یک زن در جامعه، بسیاری از آن‌ها را به مبارزه برای [[رهایی]] خود سوق داد.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>
* جنبش الغای بردگی: زنان در [[جنبش ضدبرده‌داری]] در [[آمریکا]] و [[بریتانیا]]، مهارت‌های سازمان‌دهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف به عنوان یک زن در جامعه، بسیاری از آن‌ها را به مبارزه برای [[رهایی]] خود سوق داد.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>


خط ۹۹: خط ۹۹:
* '''ابزار اصلی''': [[اینترنت]]، [[شبکه‌های اجتماعی]]، [[هشتگ]]‌ها.
* '''ابزار اصلی''': [[اینترنت]]، [[شبکه‌های اجتماعی]]، [[هشتگ]]‌ها.
* '''محرک‌های اصلی''': مقابله با [[آزار جنسی]]، [[خشونت علیه زنان]]، [[عدالت جنسیتی]] در [[فضای مجازی]]، توجه به مسائل [[تراجنسیتی]]‌ها.
* '''محرک‌های اصلی''': مقابله با [[آزار جنسی]]، [[خشونت علیه زنان]]، [[عدالت جنسیتی]] در [[فضای مجازی]]، توجه به مسائل [[تراجنسیتی]]‌ها.
* '''جنبش‌های شاخص''': [[جنبش من هم|MeToo#]] برای مقابله با آزار و سوءاستفاده جنسی، طرف‌داران «[[زن، زندگی، آزادی]]» در [[ایران]].
* '''جنبش‌های شاخص''': MeToo# ([[جنبش من هم]]برای مقابله با آزار و سوءاستفاده جنسی، طرف‌داران «[[زن، زندگی، آزادی]]» در [[ایران]].
* '''مفاهیم''': فراجنسیتی‌گرایی، [[فمینیسم اینترسکشنال]] (تقاطعی)، نقد [[فرهنگ تجاوز|فرهنگ رِیپ]] (تجاوز).<ref>مهدی‌پور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.</ref>
* '''مفاهیم''': فراجنسیتی‌گرایی، [[فمینیسم اینترسکشنال]] (تقاطعی)، نقد [[فرهنگ تجاوز|فرهنگ رِیپ]] (تجاوز).<ref>مهدی‌پور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.</ref>


خط ۱۵۷: خط ۱۵۷:
اندیشه فمینیستی، نهادهای سنتی ازدواج و خانواده را نه ساختارهایی طبیعی، بلکه برساخته‌های اجتماعی می‌داند که در خدمت تثبیت و بازتولید مناسبات نابرابر قدرت جنسیتی عمل کرده‌اند. این نقد بر سه محور اساسی استوار است:
اندیشه فمینیستی، نهادهای سنتی ازدواج و خانواده را نه ساختارهایی طبیعی، بلکه برساخته‌های اجتماعی می‌داند که در خدمت تثبیت و بازتولید مناسبات نابرابر قدرت جنسیتی عمل کرده‌اند. این نقد بر سه محور اساسی استوار است:
* نقد تاریخی-حقوقی: فمینیست‌ها با استناد به اسناد حقوقی در جوامع غربی نشان می‌دهند که [[ازدواج]] برای قرن‌ها شخصیت حقوقی و [[استقلال اقتصادی زن]] را سلب و او را در وجود [[شوهر]] محو می‌کرد.
* نقد تاریخی-حقوقی: فمینیست‌ها با استناد به اسناد حقوقی در جوامع غربی نشان می‌دهند که [[ازدواج]] برای قرن‌ها شخصیت حقوقی و [[استقلال اقتصادی زن]] را سلب و او را در وجود [[شوهر]] محو می‌کرد.
* نقد کارکردی-اقتصادی: [[ازدواج سنتی]] اغلب بر اساس [[تقسیم کار جنسیتی]] است که در آن [[کار خانگی]] زنان به‌عنوان کاری طبیعی و غیردستمزدی تعریف می‌شود. این امر [[وابستگی اقتصادی زنان]] تمرکز منابع را در دست مردان نگه می‌دارد.
* نقد کارکردی-اقتصادی: [[ازدواج سنتی]] اغلب بر اساس [[تقسیم کار جنسیتی]] است که در آن [[کار خانگی]] زنان به‌عنوان کاری طبیعی و غیردستمزدی تعریف می‌شود. این امر [[وابستگی اقتصادی زنان]] تمرکز منابع را در دست مردان نگه می‌دارد.
* نقد ایدئولوژیک: فمینیست‌ها معتقدند ایدئولوژی [[عشق رمانتیک]] و [[تقدس خانواده]]، نابرابری‌های ساختاری درون این نهادها را پنهان و طبیعی جلوه می‌دهد.<ref>آل‌بویه و جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، 1403ش، ص24.</ref>
* نقد ایدئولوژیک: فمینیست‌ها معتقدند ایدئولوژی [[عشق رمانتیک]] و [[تقدس خانواده]]، نابرابری‌های ساختاری درون این نهادها را پنهان و طبیعی جلوه می‌دهد.<ref>آل‌بویه و جمشیدی، «فمینیسم و غیراخلاقی بودن ازدواج»، 1403ش، ص24.</ref>


خط ۲۳۳: خط ۲۳۳:
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان چپ‌چین}}
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
{{فمینیسم}}
{{زن}}
{{جنبش زنان در ایران}}
ویکی ج
'''<big>فمینیسم</big>'''؛ جنبش هوادار برابری مطلق زن و مرد.<br>
واژه فمینیسم (Feminism) از ریشه لاتین «Femina» گرفته شده که در زبان آلمانی و فرانسوی معادل «Feminin» به‌معنای زن یا جنس مؤنث است. این واژه در زبان فارسی به هواداری از حقوق و آزادی زنان، آزادی‌خواهی زنان، زن‌وری، زن‌گرایی و مؤنث‌گرایی معنا می‌شود.<ref>عمید، فرهنگ عمید، ذیل واژه فمینیسم.</ref>
==پیدایش فمینیسم==
اصطلاح فمینیسم نخستین بار در سال 1871 میلادی و در یک متن پزشکی به زبان فرانسه برای تشریح گونه‌ای وقفه در رشد اندام‌ها و ویژگی‌های جنسی بیماران مرد که از خصوصیات زنانه اندام خود رنج می‌بردند به‌کار رفت و پس از یک سال، نویسنده‌ای فرانسوی این واژه را در جزوه‌ای با عنوان «مردزن» درباره زنانی که در ظاهر رفتاری مردانه دارند به‌کار برد. گرچه در فرهنگ پزشکی معنای فمینیسم، خصوصیات زنانه یافتن مردان بود؛ اما در اصطلاح سیاسی این واژه در توضیح خصوصیات مردانه یافتن زنان به‌کار رفت.<ref>فریدمن، فمینیسم، 1386ش، ص6. </ref> فرهنگ انگلیسی آکسفورد سال 1895م را به‌عنوان سال ظهور واژۀ «فمینیسم» بیان می‌کند.<ref> Oxford English Dictionary (feminism).</ref>
==اندیشه فمینیسم==
فمینیسم سیستم ایده‌ها و اعمال سیاسی است که بر اصل برابری زنان و مردان دلالت دارد.<ref>Lengermann, Niebrugge "Feminism".2010 p. 223. ISBN 978-1-4051-8353-6</ref> این مفهوم به نظریه‌ای اشاره دارد که معتقد است به زنان بنا بر زن بودن ایشان ستم شده است یا در موقعیت نابرابر بوده‌اند.<ref>علاسوند، زن در اسلام، 1395ش، ص407. </ref> فمینیست‌ها استراتژی محوری خود را بر مبنای برابری زن و مرد، جلوگیری از ظلم و ستم علیه زنان و تولید قواعد فراملیتی به‌منظور ایجاد اتحاد بین زنان قرار دادند که با هنجارشکنی‌های خاصی چـون انکار ولایت و سرپرستی مرد بر خانواده، ازدواج همجنس‌گرایان زن (لزبین‌ها)، اشتغال زنان در تمامی سطوح شغلی و نکوهش نقش‌های همسری و مادری زنان همراه بود.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/2064/%D9%88%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC .فرهمند و بختیاری، واگردهای فمینیستی در ازدواج، 1385ش، شماره 31، ص86.]</ref>
در تعریفی دیگر فمینیسم به اعتقاد و حمایت از برابری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جنسیت که به‌ویژه از طریق فعالیت سازمان‌یافته و از طرف حقوق و منافع زنان ابراز می‌شود، اطلاق می‌گردد.<ref>[https://www.merriam-webster.com/dictionary/feminism Webster Dictionary (Feminism)]</ref>
==جریان‌شناسی فمینیسم==
جنبش فمینیسم را می‌توان بر مبنای مقاطع تاریخی به سه موج مجزا تقسیم‌بندی کرد و بر اساس گرایش‌های عقیدتی و سیاسی به انواع گوناگونی چون فمینیسم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم رادیکال، سوسیال فمینیسم و فمینیسم پست‌مدرن دسته‌بندی کرد.
===موج نخست فمینیسم===
این موج در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم همراه با جنگ جهانی اول در جهت حمایت از حقوق زنان فعال شد و بر اموری مانند ارتقاء برابری در حقوق مالی، ازدواج، حقوق والدینی و حق مالکیت زنان تمرکز داشت. از نویسندگان مهم این موج، «مری آستل»،<ref>Mary Astel.</ref> «مری ولستون کرافت»<ref>Mary Wollstonecraft.</ref> و «جان استوارت میل»<ref>John Stuart Mil.</ref> هستند که تأثیر مهمی بر این موج از فمینیسم داشتند. مهم‌ترین اثر فمینیستی در این دوره که در سال 1865م منتشر شد رساله «انقیاد» زنان اثر جان استوارت میل است.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص105-102.</ref>
===موج دوم فمینیسم===
عامل زمینه‌ساز موج دوم را می‌توان در رکود موج اول در سال‌های 1920-1960م جستجو کرد. فمینیست‌های این دوره برخلاف موج اول، گرایش‌های تندتری داشتند. این موج با شعار «زنان بدون مردان» و بروز رفتارهای مردانه در سطح وسیعی توسط زنان همراه بود که زنان را از پذیرش نقش‌هایی چون مادری و همسری بر حذر می‌داشت و بر رقابت زنان با مردان در صحنة کار و فعالیت اجتماعی تأکید می‌کرد. تقبیح ازدواج و تشویق زنان به شرکت گسترده در فعالیت اقتصادی نیز از دیگر موارد مورد توجه در این دوره بود.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص111-110. </ref> کتاب «جنس دوم»<ref>The second sex. </ref> از سیمون دوبوار<ref>Simone de Beavoir</ref> و «راز و رمز زنانه»<ref>The Feminine Mystique. </ref> از بتی فریدن<ref>Betty Friedan. </ref> از مهم‌ترین کتب در این دوره است.
===موج سوم فمینیسم===
تحولاتی چون شکل‌گیری جامعه جدید پسامدرن یا پساصنعتی و تحولات پیچیده در سرمایه‌داری و تغییر آن به سرمایه‌داری بی‌سازمان و ظهور نظریات انتقادی جدید مانند پسامدرنیته، ساختارگرایی که از نیمه دوم دهه 1970م و به‌طور خاص از 1980م تا 1990م در غرب شکل گرفت سبب شد تا فمینیسم نیز به‌عنوان جزئی از فرهنگ غرب دچار تحول و دگرگونی شود و فمینیسم موج سوم با تمرکز بر نهادهای فرهنگی و دانشگاهی، نشر کتب و مقالات متعدد و در نهایت تلاش برای ارائه و جایگزینی علوم با صبغه زنانه، به دست زنان شکل گرفت.<ref>رودگر، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها، نقد، 1394ش، ص63. </ref>
==انواع فمینیسم==
===فمینیسم لیبرال===
فمینیسم لیبرال<ref>Liberal Feminism.</ref> از اصول و نظریات مکتب لیبرالیسم سر برآورده که عملاً مؤثرترین و مستدل‌ترین صورت فمینیسم دانسته شده است.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، میانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص121.</ref> لیبرالیست‌ها در پی تعمیم اصول لیبرالیستی مانند برابری حقوق، استقلال، آزادی و فردگرایی برای زنان به‌منزلة شهروندان جامعه‌اند. از نظر اینان تفاوت در جسمانیت مانع برابری مردان و زنان در حقوق نیست و نابرابری جنسی که زنان در جامعه با آن رو به رو هستند، بر خلاف اصول لیبرالیسم است.<ref>علاسوند، زن در اسلام، 1395ش، ص421. </ref> هدف و آرمان مهم فمینیست‌های لیبرال تحقق جامعة دوجنسیتی است که در آن هیچ چیز به جنس خاصی تعلق ندارد و همة فرصت‌های اجتماعی برای زنان و مردان، مساوی است.<ref>عظیم‌زاده اردبیلی و ذبیحی بیگدلی، میانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، 1396ش، ص124.</ref>
===فمینیسم رادیکال===
فمینیسم رادیکال<ref>Radical Feminism.</ref> از آموزه‌های مارکسیسم تأثیر پذیرفته است و اختلاف‌های موجود میان دیدگاه‌های اندیشمندان این گرایش موجب شده است که فمینیسم رادیکال را گسترده‌ترین نوع فمینیسم بدانند.<ref>ریتزر، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، 1391ش، ص491.</ref>
این دسته معتقدند تبعیض‌ها و نابرابری‌های جنسی به‌علت حاکم بودن «نظام مردسالاری» است. آن‌ها مردسالاری را یک نظام جهان‌شمول می‌دانند که در آن، زنان زیر سلطۀ مردان قرار دارند. نظام مردسالاری در هر جامعه با نوعی تقسیم کار جنسی تقویت و تحکیم می‌شود. فمینیست‌های رادیکال معتقدند که باید دربارۀ هر یک از وجوه زندگی زنان که در حال حاضر «طبیعی» به‌شمار می‌آید، تردید کرد و آن را از نو بررسی کرد و در پی یافتن راه‌های تازه برای تمام امور زندگی بود.<ref>آبوت و والاس، 1380ش، ص 293-297.</ref>
===فمینیسم مارکسیستی===
پیروان «فمينيسم ماركسيستي»<ref>Marxism Feminism.</ref> با تأكيد بر مادرسالار بودن جوامع اوليه بشري، معتقدند كه پيدايش مالكيت خصوصي در جوامع، سبب اسارت زنان شده است و تا زماني كه نظام بورژوازي وجود دارد، اين اسارت وجود خواهد داشت. با توجه به تقسيم جامعه به دو عرصۀ عمومي (بازار) و خصوصي (خانواده) توسط نظام سرمايه‌داري، اولين شرط رهايي زنان خانه‌دار از بند اسارت مردان، بازگشت آنان به فعاليت‌هاي عمومي است. نئوماركسيست‌هاي مكتب فرانكفورت تا حدود زيادي از نظريات فمينيست‌هاي ماركسيست عدول کرده‌اند. آنان معتقدند كه در چارچوب نهاد خانواده، به‌دليل روابط عاطفي و شخصي و اعتماد بين افراد خانواده، از خودبيگانگي تا حدودی كاهش مي‌يابد.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/download/285850 سجادی، «فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم»، 1384ش، ص14.] </ref>
===فمینیسم سوسیالیست===
فمینیست‌های سوسیالیست<ref>Socialist Feminism.</ref> به فراتاریخی بودن مردسالاری اعتقاد دارند اما این مسئله در نظام‌های سرمایه‌داری شکل خاصی به خود می‌گیرد؛ ایشان جنس، طبقه، نژاد، سن و ملیت را از عوامل ستم‌آفرین می‌دانند.<ref>آبوت و والاس، «تولید دانش فمینیستی»، 1380ش، ص297- 300. </ref> از طرفی این دسته مانند مارکسیست‌ها بر این باورند که مناسبات طبقاتی و ارتباطات جامعۀ سرمایه‌داری برای فهم سرکوب زنان اهمیت دارند اما برخلاف مارکسیست‌ها سرکوب را صرفاً ناشی از طبقه نمی‌دانند که با از بین رفتن سرمایه‌داری و نظام طبقاتی از بین برود؛ بلکه این نظریه‌پردازان به ارتباط متقابل بین فضاهای عمومی سرمایه‌داری و مناسبات دولتی و فضاهای خصوصی و خانواده اشاره کرده‌اند و معتقدند که زنان با مواظبت از بچه‌ها و همسران و انجام دادن کارهای خانگی به تولید و بازتولید کمک می‌کنند و در نتیجه هم سرمایه‌داری و هم مردان از کار مجانی زنان منتفع می‌شوند.<ref>[http://www.jwss.ir/article_12444_c7c66a9ed1456ba378b2a0873401c2d8.pdf صادقی فسائی، «ضرورت نظریه پردازی در حوزه ی مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، ص206.]</ref>
===فمینیسم پست‌مدرن===
فمینیسم پست‌مدرن<ref>Postmodern Feminism </ref> از گرایش‌های متأخر فمینیسم است که پس از دهۀ هفتاد میلادی پدیدار شد. این گرایش تحت تأثیر آموزه‌های پست‌مدرن شکل گرفته است و با تأکید بر اصل تفاوت انسان‌ها و به‌ویژه تفاوت‌های میان زنان  مردان، تردید در روایت‌های کلان و مفروضات پیشینی مربوط به حقیقت و نفی مبانی معرفت‌شناختی و متافیزیکی هویت مدرنیستی، بر این باور است که نمی‌توان زن را با قالب مشخصی تعریف کرد و یک ساختار فرهنگی- اجتماعی ثابت برای وی در نظر گرفت. گفتنی است که این طیف از سوی جریان‌های فمینیستی رادیکال و لیبرال مورد نقد قرار گرفته‌اند.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/download/285850 سجادی، «فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم»، 1384ش، ص15.]</ref>
===فمینیسم اسلامی===
طرح مباحث فمینیستی در جهان اسلام از اواخر قرن نوزدهم و در پی نفوذ فرهنگ مدرن در کشورهای اسلامی صورت گرفت.<ref>[https://hawzah.net/fa/Article/View/65641/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C?SID=137093 اسحاقی، تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی، 1384ش.]</ref>  فمینیسم اسلامی مفهومی مبتنی بر برداشتی برابری‌خواهانه میان زن و مرد در اسلام است.<ref>کرمی و محبوبی شریعت‌پناهی، فمینیسم اسلامی: مفاهیم و امکان‌ها، 1392ش، ص2.</ref> به‌طور کلی فمینیسم اسلامی را می‌توان برآیند فعالیت دو گروه دانست؛ نخست افرادی که توجه به اسلام را به‌عنوان یک سیاست راهبردی برای توسعۀ مفاهیم فرهنگی غرب و مقابله با اصول‌گرایی در کشورهای اسلامی برگزیده‌اند و گروه دوم دسته‌ای از روشنفکران مسلمان که آشنایی با فرهنگ مدرن، آنان را با یک چالش اساسی دربارۀ رابطۀ میان تجدد و سنت مواجه ساخته است. آنان از یک‌سو به‌دلیل داشتن پیوندی عاطفی با [[دین]] و از سوی دیگر به‌دلیل پذیرش بن‌مایه‌های فرهنگ مدرن به‌عنوان محصول عقل بشری، اصلاحات در [[دین]] را با ترازوی فرهنگ مدرن ضروری می‌دانند.<ref>حسین‌زاده و عباسیان، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، 1394ش، ص213.</ref>
==پانویس==
{{پانویس}}
==منابع==
* اسحاقی، سید حسین، «تأملی بر پیکره و پیامدهای فمینیسم اسلامی»، مجله رواق هنر و اندیشه، 1384ش، شماره 44. 
* آبوت، پاملا و  والاس، کلر ، تولید دانش فمینیستی، جامعه‌شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم‌عراقی، تهران، نی، ۱۳۸۵ش.
* حسین‌زاده، ابوالحسن، و عباسیان، حسین، «نقد و بررسی مبانی فکری و شاخصه‌های فمینیسم اسلامی»، دوفصلنامه علمی- پژوهشی انسان پژوهی دینی، سال دوازدهم، شماره 34، 1394ش.
* رودگر، نرگس، فمینیسم: تاریخچه، نظریات، گرایش‌ها، نقد، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، چاپ دوم، 1394ش. 
* سجادي، سيدمهدي، «فمينيسم در انديشه پست مدرنيسم»، مطالعات راهبردي زنان، 
* دوره 8  ، شماره 29 ، 1384ش.
* صادقی فسائی، سهیلا، «ضرورت نظریه‌پردازی در حوزۀ مسائل زنان از تحقیق تا نظریه»، مطالعات راهبردی زنان، دوره 13، شماره 50، 1389ش. 
* عظیم‌زاده اردبیلی، فائزه، و ذبیحی بیگدلی، عاطفه، مبانی حقوق خانواده در اسلام و غرب، تهران، دانشگاه امام صادق علیه السلام، چاپ اول، 1396ش. 
* علاسوند، فریبا، زن در اسلام، قم، هاجر، 1395ش. 
* عمید، حسن، فرهنگ عمید، تهران، امیرکبیر، چاپ نخست، 1342ش.
* فرهمند، مریم، و بختیاری، آمنه، «واگردهای فمینیستی در ازدواج»، کتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، 1385ش.
* فریدمن، جین، فمینیسم، ترجمة فیروزه مهاجر، تهران، آشیان، چاپ سوم، 1386ش. 
* کرمی، محمدتقی، محبوبی شریعت‌پناهی، نسیم‌السادات، «فمینیسم اسلامی، مفاهیم و امکان‌ها، مجله مطالعات راهبردی زنان»، 1392ش، شماره 597.
* ( Lengermann, Patricia; Niebrugge, Gillian (2010). "Feminism". In Ritzer, G.; Ryan, J.M. The Concise Encyclopedia of Sociology. John Wiley & Sons. p. 223. ISBN 978-1-4051-8353-6)).
* Oxford English Dictionary, Clarendon press, 1989. 
* www.merrian  Webster. com
ویکی ز
[[رده:حقوق زنان]]
[[رده:برابری جنسیتی]]
[[رده:نظریه‌های اجتماعی]]
[[رده:مطالعات زنان]]
[[رده:جنبش‌های زنان]]
[[رده:فمینیسم]]