امام خمینی، رهبر انقلاب اسلامی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، فقیه و از مراجع تقلید شیعه.


امام‌ خمینی؛ سید روح‌الله موسوی خمینی (۱۲۸۱–۱۳۶۸ش)، دانش‌آموختهٔ حوزه‌های علمیه بود که با رسیدن به جایگاه اجتهاد در علوم اسلامی، بخش قابل توجهی از شیعیان جهان برای آشنایی با احکام دین اسلام، به دیدگاه‌های فقهی او مراجعه می‌کردند. آیت‌الله خمینی با کنش‌گری فعال در عرصهٔ اجتماع و سیاست، از سال ۱۳۴۱ش که حکومت پهلوی، لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تصویب کرد به مخالفت آشکار با اقدامات حکومت پهلوی پرداخت. سرانجام در سال ۱۳۵۷ش، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید. از امام خمینی آثار متعددی در فقه، اصول، تفسیر قرآن، عرفان و اخلاق برجای مانده است.

تبار و خاندان

سید روح‌الله خمینی، فرزند سیدمصطفی[۱] و هاجرآغاخانم،[۲] در ۱ مهر ۱۲۸۱ش در شهر خمین و در خانواده‌ای به دنیا آمد که سابقه‌ای طولانی در فعالیت‌های دینی و مذهبی داشت. پدرش سیدمصطفی، از علما و مجتهدان شناخته‌شده در آن منطقه بود و نسب نیاکان او به امام موسی کاظم می‌رسد. زمانی که صدور شناسنامه برای ایرانیان اجباری شد، سید روح‌الله به‌یاد پدر، نام خانوادگی مصطفوی را برگزید.[۳] مادر خمینی، هاجر، دختر میرزا احمد خوانساری و از خانواده‌ای اهل علم بود.[۴]

برادران و خواهران

امام‌خمینی پنج خواهر و برادر داشت. مولود آغاخانم، دختر بزرگ خانواده، در ۱۲۶۶ش در نجف زاده شد و با میرزارضا نجفی ازدواج کرد و در ۱۳۰۳ش درگذشت. فاطمه‌خانم در ۱۲۷۳ش زاده شد و با باقر، از سادات امام‌زاده یوجان، ازدواج کرد.[۵] سیدمرتضی پسندیده، سومین فرزند، در ۱۲۷۵ش در خمین زاده شد و حاصل ازدواج‌های او چند پسر و دختر بود؛ وی در ۱۳۷۵ش درگذشت.[۶] ‌سیدنورالدین هندی، چهارمین فرزند، در ۱۲۷۶ش در خمین زاده شد و پس از تحصیلات حوزوی، مدتی ریاست دادگستری خمین و سپس وکالت دادگستری در تهران را بر عهده داشت؛ وی در ۱۳۵۵ش در لندن درگذشت.[۷]‌ آغازاده‌خانم، پنجمین فرزند، در ۱۲۷۹ش زاده شد و با میرزاباقرخان مستوفی ازدواج کرد که حاصل آن چهار فرزند بود.[۸]

همسر و فرزندان

سید روح‌الله خمینی در بهمن ۱۳۰۸ش در سن ۲۸ سالگی با خدیجه ثقفی، ملقب به قدس‌ایران (۱۲۹۲–۱۳۸۸ش) ازدواج کرد. صیغه ازدواج آن دو در حرم عبدالعظیم حسنی در شهر ری، جاری شد.[۹] ثمرهٔ ازدواج امام خمینی با تنها همسرش خانم خدیجه ثقفی، هشت فرزند بود: مصطفی، علی (در چهار سالگی درگذشت)، صدیقه، فریده، زهرا، سعیده (فوت در کودکی)، احمد و لطیفه (فوت در کودکی).[۱۰]

تحصیلات و جایگاه علمی

تحصیل‌ علوم دینی

روح‌الله خمینی در چهارماهگی پدرش را از دست داد و تحت تربیت عمه‌اش قرار گرفت. او در خردسالی وارد مکتب‌خانه شد و نخستین آموزگارش ملاابوالقاسم بود. پس از ادبیات عرب، دروس ابتدایی و مقدمات را نزد دایی‌اش میرزا محمدمهدی و منطق را نزد میرزا رضا نجفی، شوهر خواهرش، فرا گرفت.[۱۱] در ۱۹سالگی (۱۳۳۹ق) برای ادامۀ تحصیل به حوزه علمیه در اراک رفت و در مدرسه سپهدار حجره گرفت و منطق را نزد شیخ محمد گلپایگانی، اصول را نزد شیخ محمدعلی بروجردی و فقه را نزد شیخ عباس اراکی آموخت.[۱۲]

با انتقال حوزه اراک به قم در ۱۳۴۰ق، او نیز به قم رفت[۱۳] و مطول را نزد میرزا محمدعلی ادیب تهرانی، مکاسب را نزد سید محمدتقی خوانساری و کفایه را نزد سیدعلی یثربی کاشانی خواند. پس از دوره سطح، در درس خارج یثربی و سپس در درس خارج فقه آیت‌الله حائری شرکت کرد.[۱۴] در همین دوره با شیخ محمدرضا نجفی مسجدشاهی آشنا شد و عروض و قافیه را نزد او آموخت.[۱۵] گرایش او به فلسفه سبب حضور در درس میرزا علی‌اکبر حکمی یزدی شد و سپس چهار سال نزد سیدابوالحسن رفیعی قزوینی منظومه سبزواری را فرا گرفت.[۱۶]‌‌ آشنایی او با آیت‌الله شاه‌آبادی در ۱۳۰۷ق سبب شد شش سال در درس‌های عرفانی خصوصی او حاضر شود و بخش‌هایی از مفاتیح الغیب قونوی، منازل السائرین و شرح مصباح الانس را نزد او بخواند.[۱۷][۱۸] گرایش به عرفان او را از فقه و اصول دور نکرد و در ۱۳۵۳ق به درجه اجتهاد رسید. پس از درگذشت شیخ عبدالکریم حائری، جز مدت کوتاهی نزد آیت‌الله بروجردی، به درس کس دیگری نرفت. در همین دوره با برخی افاضل حوزه علمیه قم جلسات مباحثه تشکیل می‌داد و از همین زمان حضور اجتماعی او، به‌ویژه در مبارزات سیاسی و فرهنگی، آغاز شد.[۱۹]

تدریس علوم دینی

امام‌خمینی در طول سال‌های فعالیت علمی خود به تدریس دروس حوزوی در مقاطع مختلف پرداخت. تدریس او شامل مقدمات، سطوح عالی، خارج فقه و اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق بود و کتاب‌هایی چون جامع المقدمات، سیوطی، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایة الاصول را درس گفت. او پس از آموختن فلسفه صدرایی، تدریس علوم عقلی را در قم آغاز کرد و حدود دو دهه شرح منظومه و اسفار تدریس کرد. هم‌زمان با فلسفه، برای گروهی خاص عرفان عملی و نظری نیز درس می‌گفت. تدریس سطوح عالی اصول و فقه از عمده کارهای علمی او بود و از حدود سال ۱۳۱۲ تا ۱۳۴۳ به‌صورت مداوم ادامه یافت. پس از تبعید به نجف نیز درس خارج فقه او آغاز شد و در مدت اقامت در عراق ادامه یافت.[۲۰]‌‌‌ گزارش‌ها شمار شاگردان او را در درس خارج فقه قم بین چهارصد تا پانصد نفر[۲۱] و در اواخر تا حدود هزار و دویست نفر[۲۲] و در نجف حدود سیصد تا سیصد و پنجاه نفر ذکر کرده‌اند و گفته شده بیش از پانصد مجتهد از حوزه درس او برخاسته‌اند.[۲۳] نخستین شاگردان درس خارج اصول او افرادی چون مرتضی مطهری و حسینعلی منتظری بودند که به‌تدریج افرادی چون جعفر سبحانی، ابراهیم امینی و ابوالقاسم خزعلی به آنان پیوستند. شیوه او در تربیت شاگردان بر احترام به شخصیت آنان، پرورش روحیه تحقیق، تشویق به نقد مطالب استاد و توجه به نظم و اخلاق استوار بود و بسیاری از شاگردانش بعدها در حوزه‌های علمیه، مرجعیت، فعالیت‌های اجتماعی و نهادهای پس از انقلاب نقش‌هایی بر عهده گرفتند.[۲۴]

مرجعیت

پس از درگذشت سیدحسین بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ش مسئله آینده مرجعیت شیعیان مطرح شد و رژیم پهلوی درصدد انتقال مرجعیت به نجف یا تجزیه آن بود. امام خمینی با وجود مخالفت شخصی، به‌تدریج مرجعیت او در میان حوزویان، نخبگان سیاسی و مردم مطرح شد و سرانجام با توجه به شرایط اجتماعی و اصرار حوزویان و مردم، مسئولیت مرجعیت را پذیرفت.[۲۵] در اعلامیه‌ای که در اواسط تیرماه ۱۳۴۲ش و در زمان مذاکرات دولت با مراجع و علما منتشر شد، مرجعیت امام خمینی به‌صراحت مورد تأیید قرار گرفت؛ سید محمدهادی میلانی او را از مفاخر عالم اسلام و یکی از مراجع تقلید خواند و شهاب‌الدین مرعشی نجفی نیز او را یکی از مراجع عالم تشیع و از مفاخر عالم تشیع دانست.[۲۶] در ادامه، آیات عظام شریعتمداری، میلانی، نجفی مرعشی و آملی در اعلامیه‌ای مقام علمی و مرجعیت او را تأیید کردند.[۲۷] با آغاز نهضت اسلامی، محبوبیت او در میان حوزویان و توده مردم افزون‌تر شد و مرجعیت او نیز گسترش بیشتری یافت. گروهی از مدرسان حوزه علمیه قم، از جمله منتظری، ربانی شیرازی، فاضل لنکرانی، امینی، خزعلی و جنتی، نیز در اعلامیه‌هایی مرجعیت و اعلمیت او را تأیید کردند و این روند در شهرهای مختلف ایران و برخی کشورهای شیعه‌نشین ادامه یافت.‌[۲۸]رساله عملیه او نیز با وجود مخالفت شخصی‌اش، با اصرار شاگردان منتشر شد.[۲۹] پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرجعیت امام خمینی در قانون اساسی نیز بازتاب یافت و در کنار رهبری سیاسی، نقش او در اداره جامعه اسلامی تثبیت شد.[۳۰]

آثار

مجموعه آثار امام خمینی شامل تألیف‌ها، تعلیقه‌ها، رساله‌های فقهی و اصولی، آثار عرفانی و اخلاقی، تقریرات درسی و سخنرانی‌ها است که توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی منتشر شده است. این مجموعه در قالب نرم‌افزار و متن کامل ۷۶ عنوان کتاب در ۱۶۳ جلد، شامل موضوعات فقه، اصول فقه، اخلاق، تفسیر، فلسفه، کلام، عرفان و سیاست منتشر شده است.[۳۱] برخی از آثار مهم او درجدول زیر آمده است:

دسته‌بندی کلی فهرست کتاب‌ها
عرفانی و اخلاقی شرح دعاء السحر، التعلیقة علی الفوائد الرضویه، مصباح الهدایة الی الخلافة و الولایه، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، سرّ الصلاة، آداب الصلاة، شرح حدیث جنود عقل و جهل، شرح چهل حدیث.
فلسفی و کلامی الطلب و الاراده، کشف اسرار، رسالة الزوراء، تعلیقه بر دیدگاه ملاصدرا در اسفار.
فقه استدلالی کتاب الطهاره (چهار جلد)، المکاسب المحرمه (دو جلد)، کتاب البیع (پنج جلد)، رسالة فی التقیه، فائدة فی لزوم التبیّن الفعلی للفجر فی اللیالی المقمره، رسالة فی فروع العلم الاجمالی، الخلل فی الصلاة، ولایت فقیه.
فقه فتوایی تعلیقة علی وسیلة النجاة، التعلیقة علی العروة الوثقی، حاشیه بر رساله ارث ملاهاشم خراسانی، نجاة العباد، زبدة الاحکام (فارسی و عربی)، مناسک حج، حاشیه بر رساله توضیح المسائل، توضیح المسائل، ملحقات توضیح المسائل، استفتائات، تحریر الوسیله.
اصول فقه انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایه، مناهج الوصول الی علم الاصول، الرسائل (شامل رسالة فی التعادل و الترجیح، رسالة فی الاجتهاد و التقلید، رسالة فی الاستصحاب، رسالة فی قاعدة لا ضرر، رسالة فی التقیه)، الفوائد الخمسه، لمحات الأصول، الفوائد.
تفسیر و حدیث تفسیر سوره حمد، تفسیر سوره توحید، تفسیر سوره قدر، تفسیر و شواهد قرآنی، آیات الاحکام فی تراث الامام‌الخمینی، تصحیح جلد غدیر از کتاب عبقات الأنوار.
پیام‌ها، نامه‌ها و سخنرانی‌ها صحیفه نور (۲۲ جلد)، صحیفه امام (۲۲ جلد)، آوای توحید، منشور روحانیت، منشور برادری، منشور استقامت، وصیت‌نامه سیاسی الهی.
آثار ادبی و استنساخ‌ها دیوان امام، اداء المفروض من شرح أرجوزة العروض (استنساخ)، گزینش و نسخه‌برداری برخی از اشعار و غزلیات دیوان‌های شاعران.[۳۲]

دیوان اشعار

از امام خمینی، مجموعهٔ شعری برجای مانده است که اشعار آن بیشتر در سبک عراقی سروده شده است. دیوان امام، نخستین بار در ۶ فصل شامل غزلیات، رباعیات، قصاید، مسمط، ترجیع‌بند و اشعار پراکنده، از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شد. آشناترین غزل این دیوان برای مردم ایران، غزلی است با مضمون عرفانی، که یک هفته پس از درگذشت امام، به‌صورت یک قطعه مستقل منتشر شد. این غزل با ابیات زیر آغاز شده است:[۳۳]

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدمچشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدمهمچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شرریکه به جان آمدم و شهره بازار شدم


زمینه‌های فکری و تکوین شخصیت

زمینه‌های خانوادگی

بر اساس منابع، خاندان امام خمینی از دیرباز در حوزه‌های علمیه و تبلیغ دین حضور داشته‌اند، بیشتر اجدادش از عالمان دینی و مبلغان مذهب بوده‌اند و شماری از آنان در این راه کشته شده‌اند. پدرش، سید مصطفی، در جریان پیگیری اصلاحات منطقه‌ای در مسیر دیدار با والی اراک کشته شد. جد نخست او، سید احمد، عالمی بود که به گسترش آموزه‌های دینی و مقابله با ناهنجاری‌های اجتماعی اشتغال داشت. از سوی مادر نیز امام خمینی به خاندانی اهل علم تعلق داشت؛ مادرش، هاجر خانم، دختر میرزا احمد خوانساری، پس از کشته‌شدن همسرش به تربیت فرزندان پرداخت. میرزا احمد خوانساری، جد مادری او، از عالمان خمین بود.[۳۴]

فضای فرهنگی و سیاسی جهان اسلام

فضای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران

فعالیت‌های سیاسی

مبارزه علیه حکومت پهلوی

سازمان‌دهی مبارزات

عضویت در شورای انقلاب اسلامی

فعالیت‌ها در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی

رهبری امام خمینی

بیعت مردمی

راهبردها و سیاست‌های کلان دوران رهبری

دیدگاه‌ها دربارهٔ دوران رهبری امام خمینی

چالش‌های سیاسی-اجتماعی

سیاست خارجی و راهبردهای منطقه‌ای

رابطه با آمریکا

مسئله فلسطین

جبهه مقاومت

دیدگاه منتقدان

منظومه فکری

منظومهٔ فکری سید روح‌الله خمینی که از مجموعهٔ بیانیه‌ها، مکتوبات، منشورات و سخنرانی‌های او قابل استخراج است، بیانگر یک گفتمان فکری–فرهنگی مشخص به شمار می‌آید. این گفتمان از یک سو در تداوم سنت فکری علمای گذشته قرار دارد؛ چهره‌هایی چون شیخ مفید، شیخ طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و صاحب جواهر که هر یک در تداوم گفتمان اجتهادی و عقلانی شیعه سهم داشته‌اند. از سوی دیگر، این منظومه با رویکردی اجتهادی به مسائل معاصر می‌پردازد. بر این اساس برخی پژوهشگران منظومهٔ فکری امام خمینی را در چهار سطح زیر دسته‌بندی کرده است:[۳۵]

  • در سطح نخست، یعنی نظام بینشی، پایه‌های معرفتی این اندیشه شکل می‌گیرد. خداشناسی توحیدی در کانون این سطح قرار دارد و در کنار آن، اسلام‌شناسی، جهان‌شناسی، انسان‌شناسی، ولایت‌شناسی و نبوت‌شناسی جای می‌گیرند. در این چارچوب، قرآن، سنت و عقل منابع اصلی شناخت دینی به شمار می‌آیند و پیوند میان دین و سیاست از رهگذر مفهوم ولایت تبیین می‌شود. انسان نیز موجودی دارای فطرت الهی و مسئولیت اجتماعی در نظر گرفته می‌شود که شناخت و تربیت او بر پایهٔ آموزه‌های دینی سامان می‌یابد.[۳۶]
  • سطح دوم به نظام منشی و رفتاری اختصاص دارد و در آن مفاهیمی مانند معنویت، اخلاق، تربیت و عبادت مطرح می‌شود. معنویت در این نگاه، پیوند انسان با خدا و زمینه‌ساز شکل‌گیری نظام اخلاقی و اجتماعی است. تربیت اسلامی نیز با هدف پرورش انسان مؤمن، مسئول و اخلاق‌مدار تعریف می‌شود. سبک زندگی، تعاملات اجتماعی و مناسک عبادی بستر تحقق ارزش‌های دینی به شمار می‌روند و نظام اخلاقی بر پایهٔ مفاهیمی چون فضیلت، عدالت، تقوا و مسئولیت تنظیم می‌گردد.[۳۷]
  • سطح سوم به نظام‌های اجتماعی مربوط می‌شود و در آن دیدگاه‌هایی دربارهٔ فرهنگ، علم، مدیریت، سیاست، اقتصاد، حقوق، قضا و امنیت بیان می‌گردد. در این سطح، فرهنگ و هویت نقش محوری در سازمان‌دهی جامعه دارند و مفاهیمی مانند مردم‌سالاری دینی، عدالت اجتماعی و استقلال سیاسی و اقتصادی از عناصر مهم نظام اجتماعی به شمار می‌آیند. نهادهایی چون حکومت، حوزه‌های علمیه، دانشگاه و رسانه نیز ارکان تحقق اهداف اجتماعی تلقی می‌شوند.[۳۸]
  • سطح چهارم به اهداف اجتماعی اسلام معطوف است. در این سطح، جهت‌گیری‌های کلان جامعهٔ اسلامی در قالب مفاهیمی مانند استقلال، آزادی، عدالت، پیشرفت و شکل‌گیری تمدن اسلامی ترسیم می‌شود. این مفاهیم به‌عنوان چارچوب‌های راهنما برای سامان‌دهی جامعه و مسیر تاریخی آن در نظر گرفته می‌شوند.[۳۹]

دیدگاه‌ها

اندیشهٔ اجتماعی خمینی بر سه پایهٔ هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی استوار است. در هستی‌شناسی، هستی را اعم از غیب و شهادت می‌داند و شناخت را بر حس و عقل بنا می‌کند. در انسان‌شناسی، انسان را مختار، تربیت‌پذیر و کمال‌جو می‌شمارد. در جامعه‌شناسی، جامعه را در طول نظام هستی تفسیر می‌کند و مصالح آن را بر فرد مقدم می‌داند.[۴۰] بر پایهٔ این مبانی، دیدگاه‌های اجتماعی او در چند محور قابل دسته‌بندی شده است:

آزادی: خمینی آزادی را برای پیشرفت فرد و جامعه ضروری می‌داند، اما آن را محدود به قانون می‌شمارد. او سلطهٔ انسان بر انسان را رد می‌کند، تفکیک قوا را لازم می‌داند، تفتیش عقاید را جایز نمی‌شمارد و بر آزادی انتخاب، انتقاد و فعالیت احزاب در چارچوب مصالح عمومی تأکید می‌کند. در مورد زنان، بر استقلال انسانی آنان و برابری حقوقی با مردان تأکید دارد و ملاک محدودیت را تنها پیدایش فساد می‌داند که در این حالت میان زن و مرد تفاوتی قائل نیست.

عدالت: عدالت در اندیشهٔ اجتماعی خمینی جایگاه محوری دارد. او آن را هدف ارسال پیامبران، امری فطری و عقلانی، صفتی الهی و ارزشی تغییرناپذیر می‌شمارد. از نگاه او، اجرای عدالت زمینه‌ساز رشد استعدادها و ایجاد محیطی امن برای شکوفایی توانایی‌هاست و همهٔ افراد جامعه در قبال آن مسئول‌اند، هرچند مسئولیت آگاهان جامعه سنگین‌تر است.

برادری و اختلاف: خمینی اختلاف را به دو نوع «روا» و «ناروا» تقسیم می‌کند. از نگاه او، اختلاف در اصولی مانند اسلام، قرآن، انقلاب اسلامی، استقلال و رفاه عمومی نارواست، اما اختلاف در غیر این موارد طبیعی است. او ریشهٔ اختلاف را گاه در اندیشه و گاه در خودخواهی می‌داند و راه مبارزه با آن را ریاضت معرفی می‌کند.

خودباوری: خمینی خودباختگی را معلول عواملی چون تصور برتری مطلق غرب، مرعوب شدن در برابر پیشرفت‌های مادی و القائات فرهنگی می‌داند. راه برون‌رفت از آن را تحول فرهنگی، بازگشت به هویت اصیل اسلامی و جایگزینی مغزهای استقلال‌طلب به جای مغزهای وابسته معرفی می‌کند.

قانون‌گرایی: خمینی بر اجرای قانون، برابری همه در برابر آن و احترام به نهادهای قانون‌گذار تأکید می‌کند و معتقد است در اسلام قانون حاکم است، نه شخص.

ظلم‌ستیزی و شهادت‌طلبی: خمینی ظلم‌ستیزی را تکلیفی دینی و همیشگی می‌داند و شهادت را مختص زمان خاصی نمی‌شمارد. او با طرح شعار «خون بر شمشیر پیروز است» و با تکیه بر مفهوم «احدی الحسنیین»، پیروزی در انقلاب یا شهادت را هر دو پیروزی می‌داند.

دین و سیاست: خمینی دین را جامع و شامل همهٔ شئون فردی و اجتماعی می‌داند و جدایی دین از سیاست را توطئه‌ای استعماری می‌شمارد. او با اشاره به سیرهٔ پیامبر و امامان، بر یکپارچگی دیانت و سیاست تأکید می‌کند و روحانیان را به حضور در صحنهٔ جامعه فرا می‌خواند.

وحدت حوزه و دانشگاه: خمینی جدایی حوزه و دانشگاه را محصول توطئهٔ قدرت‌های استعماری می‌داند و بر پیوند این دو قشر برای رسیدن به استقلال تأکید می‌کند. او شعار «اسلام منهای روحانی» را نفی می‌کند و به روحانیان توصیه می‌نماید با جوانان و اندیشمندان با روی گشاده برخورد کنند.[۴۱]

دیدگاه فلسفی

امام خمینی از شارحان حکمت متعالیه است که با تأمل در نظام فلسفی صدرایی، در تقریر و بسط معارف الهی از آن بهره برده است. فلسفهٔ او عقلی، ذوقی و شرعی است و در عین حال از اندیشه‌های پیشینیان متأثر است. او در روش و محتوا به تقریر و تکمیل فلسفه پرداخته و آن را به حکمت عرفانی تبدیل کرده است. اندیشهٔ فلسفی او در قالب یک منظومهٔ فکری مبتنی بر شش رکن هستی‌شناسی، جهان‌شناسی، معرفت‌شناسی، خداشناسی، انسان‌شناسی و معادشناسی بیان می‌شود.

هستی‌شناسی: وجود، محور اصلی نظام فلسفی خمینی است. او بر این باور است که بسیاری از مسائل الهی و اصول اعتقادی بر مسئلهٔ وجود مترتب است. در مبحث اصالت وجود، دو مرحله را طی می‌کند: اثبات اصالت وجود و اثبات اعتباریت ماهیت. او تشکیک مفهومی و تشکیک در ماهیت را باطل می‌داند و وجود را از حیث ذات دارای مراتب تشکیکی می‌شمارد. در نظر نهایی، بر اساس وحدت شخصی وجود، قائل به تشکیک در مظاهر است. او همچنین به تقسیم وجود به مستقل و رابط توجه کرده و پیامدهایی برای وجود رابط برشمرده است.

جهان‌شناسی: خمینی کل عالم طبیعت را در حرکت می‌داند و ثبات و سکون را در آن راه ندارد. او به پیروی از ملاصدرا، حرکت را بحثی فلسفی و چگونگی وجود شیء می‌داند و حرکت جوهری را می‌پذیرد. از نگاه او، اصل ذات و جوهر اشیا در حرکت است و ذات اشیا در هر آنی در حال تغییر است. او برای حرکت جوهری ثمراتی چون حدوث زمانی طبیعت، اثبات مقامات نفس، ربط حادث به قدیم، اتحاد عاقل و معقول و معاد جسمانی برمی‌شمارد. در مسئلهٔ حدوث و قدم، نظریهٔ متکلمان را نقد می‌کند و حدوث فقری و زمانی ملاصدرا را مورد توجه قرار می‌دهد. او در مسئلهٔ ربط حادث به قدیم، با تکیه بر حرکت جوهری پاسخ می‌دهد.

معرفت‌شناسی: خمینی مبانی معرفت‌شناسی خود را در آثار گوناگون به کار گرفته است. او حقیقت علم را مانند حقیقت وجود، یک حقیقت مشکک می‌داند که اختلاف میان مصادیق آن به شدت و ضعف است. ملاک علم نزد او حضور است و صورت‌های ذهنی را معلوم بالذات می‌شمارد. او به وجود ذهنی و اتحاد عاقل و معقول پرداخته و بر پایهٔ اصولی چون اصالت وجود، تشکیک در وجود و حرکت جوهری اشتدادی، اتحاد عاقل و معقول را اثبات می‌کند. از نگاه او، علم عین عالم و عالم عین علم است و مجرد، علم به مجرد دارد.

خداشناسی: خمینی به معرفت ذات الهی توجه داشته و آن را با واجب‌الوجود فلسفی منطبق می‌کند. او راه‌های اثبات خدا را به عقلی، طبیعی و کلامی تقسیم می‌کند و براهین مفهومی، جهان‌شناسی و صدیقین را از جملهٔ آن‌ها می‌شمارد. او فطرت و عشق به کمال را نیز از ادلهٔ خداشناسی می‌داند. در توحید ذاتی، بساطت ذات و نفی شریک را بررسی می‌کند و در پاسخ به شبههٔ ابن‌کمونه، بر مبنای اصالت وجود استدلال می‌کند. در توحید صفاتی، صفات خدا را عین ذات او می‌داند و در توحید افعالی، انحصار تأثیر و فاعلیت حق تعالی را تبیین می‌کند. او برای علم الهی مراتبی بیان می‌کند و آن را با روایات اهل بیت پیوند می‌زند.

انسان‌شناسی: خمینی در مسئلهٔ نفس و ارتباط آن با بدن، به دو رویکرد عقلی و نقلی توجه دارد. او تلازم میان نفس و بدن را ذاتی می‌داند و نفس را جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء می‌شمارد. او با تکیه بر قاعدهٔ «النفس فی وحدتها کل القوی»، رابطهٔ نفس با قوا را اتحادی می‌داند، نه ابزاری. عقل را اساس همهٔ فضایل می‌شمارد و آن را به نظری و عملی تقسیم می‌کند. او برای عقل نظری مراتبی چون هیولایی، بالملکه، بالفعل و بالمستفاد قائل است و غایت عقل را فنای فی‌الله می‌داند.

معادشناسی: خمینی به تناسخ، مرگ، معاد جسمانی، قیامت و بهشت و جهنم پرداخته است. او تناسخ را به‌طور مطلق باطل می‌داند و مرگ را امری وجودی و انتقال از نشئهٔ مُلکی به ملکوتی می‌شمارد. او معاد جسمانی را ضرورت همهٔ ادیان و از اصول ایمان و فطرت بشری می‌داند و بر پایهٔ مبانی حکمت متعالیه، عینیت بدن دنیوی با بدن اخروی را اثبات می‌کند. قیامت در نگاه او امری زمان‌مند نیست و دارای مراتبی است. بهشت و جهنم را ظهور اعمال نیک و بد انسان می‌داند که در آخرت به صورت باطنی و ملکوتی ظاهر می‌شود.

دیدگاه‌‌ عرفانی

عرفان نظری و عملی از برجسته‌ترین عرصه‌های فعالیت علمی امام خمینی است. او در هر دو زمینه حضور داشته و در روش و محتوا به تکمیل عرفان پرداخته است. عرفان نظری او معرفت به حق تعالی و تجلیات اسمائی و افعالی اوست و عرفان عملی را ریاضت، سلوک و رفع حجاب از وجه حقیقت می‌داند. در هستی‌شناسی، او بر وحدت وجود تأکید می‌کند و کثرات عالم را شئون و ظهورات حق می‌شمارد. مقام ذات را از هر قید و وصفی منزه می‌داند و تعینات حقی و خلقی را تبیین می‌کند. در انسان‌شناسی، انسان کامل را صورت اسم جامع «الله» و مظهر احدیت و واحدیت می‌داند. او خلافت و ولایت انسان را از مباحث مهم عرفانی می‌شمارد و خاتم ولایت مطلقه را امیرالمؤمنین و خاتم ولایت مقیده را مهدی موعود می‌داند. در سلوک سالکانه، مبنای حرکت را عشق فطری به کمال می‌داند و مسلک خود را بر پایهٔ معرفت نفس قرار داده است. شرایط سلوک را عزم، ریاضت، حضور قلب، پرهیز از حب دنیا، استقامت و خروج از انانیت می‌شمارد. فنا در نگاه او رجوع از ملک به ملکوت است و اسفار اربعه را در چهار مرحله تبیین می‌کند.

دیدگاه‌های سیاسی

اندیشهٔ سیاسی سید روح‌الله خمینی بر محور توحید و پیوند ناگسستنی دین و سیاست استوار است. از نگاه او، حاکمیت مطلق از آنِ خداوند است و نظام هستی عدالت‌محور و هدفمند آفریده شده است. او با تکیه بر جامعیت اسلام، دنیا و آخرت را به‌هم‌پیوسته می‌داند و بر این باور است که اسلام برای همهٔ شئون فردی و اجتماعی انسان برنامه دارد. به همین دلیل، جدایی دین از سیاست را نمی‌پذیرد و اجرای احکام اسلام را منوط به تشکیل حکومت می‌شمارد.

اقسام سیاست: خمینی سیاست را بر سه نوع تقسیم می‌کند: سیاست شیطانی که مبتنی بر فریب، دروغ و سلطه‌گری است و به دیکتاتوری می‌انجامد؛ سیاست نفسانی یا دنیوی که هرچند از فریب به دور است، تنها به بعد مادی انسان توجه دارد و از سعادت اخروی غافل است؛ و سیاست الهی که افزون بر نیازهای مادی، به شکوفایی ارزش‌های انسانی و معنوی می‌پردازد و ویژهٔ پیامبران و اولیاست. از نگاه او، سیاست به معنای راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف است، نه صرفاً مدیریت قدرت.

اهداف سیاست: عدالت، استقلال، آزادی و قانون از مهم‌ترین اهداف سیاست در اندیشهٔ خمینی است. او عدالت را نه فقط فضیلتی فردی، بلکه شاخصی اساسی می‌داند که تحقق بسیاری از ارزش‌ها به آن وابسته است و حکومت را ابزاری برای گسترش آن می‌شمارد. استقلال را از حقوق اولیهٔ بشر می‌داند و آن را در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی فراگیر تلقی می‌کند. آزادی را برآمده از توحید می‌شمارد و آن را تا جایی می‌پذیرد که با مصلحت اسلام، نظام و مردم ناسازگار نباشد. قانون نیز در نگاه او ضامن حقوق افراد و حکومت اسلامی، حکومت قانون است.

حکومت و دولت: خمینی حکومت را در اصل از آنِ خداوند می‌داند و حکومتی را که مشروعیت خود را از غیر خدا بگیرد، طاغوت می‌شمارد. او حکومت اسلامی را نه استبدادی و نه مشروطه به سبک رایج در دنیا می‌داند، بلکه حکومتی مبتنی بر وحی و قانون الهی معرفی می‌کند. در نگاه او، شکل حکومت چندان مهم نیست و آنچه اهمیت دارد، ماهیت و محتوای آن است. با این حال، شکل «جمهوری» را که اختیار عزل و نصب مسئولان را با مردم می‌داند، ترجیح می‌دهد. سلطنت و حکومت فردی مبتنی بر زور را مطرود می‌شمارد.

نظریه ولایت فقیه: خمینی بر این باور است که در دوران غیبت، حکومت اسلامی باید بر پایهٔ ولایت فقیه جامع‌الشرایط شکل گیرد. او فقیه را دارای علم به قانون و عدالت می‌داند و اختیارات او را در حوزهٔ سیاست و حکومت گسترده می‌شمارد. از نگاه او، پیامبر و امام و ولیّ فقیه تنها مجری قوانین الهی‌اند و آنچه حکومت می‌کند قانون الهی است. او ولایت فقیه را ضد دیکتاتوری می‌داند و معتقد است اگر فقیه بخواهد دیکتاتوری کند، خودبه‌خود از ولایت ساقط می‌شود.

حکومت جهانی اسلام: خمینی به تشکیل امت جهانی اسلام باور داشت و جمهوری اسلامی ایران را برادر ایمانی همهٔ دولت‌ها و ملت‌های اسلامی می‌دانست. او بر وحدت مسلمین و دولت‌های اسلامی در برابر استکبار و صهیونیسم تأکید می‌کرد و معتقد بود در صورت اتحاد، مسلمانان به قدرتی دست می‌یابند که کسی توان مقابله با آنان را ندارد. او وظیفهٔ اساسی حکومت و انقلاب اسلامی را نشر اسلام در جهان و ایجاد زمینه برای حاکمیت جهانی اسلام می‌دانست.

مردم و حکومت: خمینی انقلاب اسلامی را انقلابی مردمی می‌دانست و مردم را رکن اصلی تحقق آن می‌شمرد. از نگاه او، مشروعیت حکومت از خداوند است، اما مقبولیت مردمی نیز شرط عملی تشکیل حکومت است. او بر مشارکت همه‌جانبهٔ مردم در انتخابات و نظارت بر عملکرد برگزیدگان تأکید می‌کرد و حفظ وحدت را از لوازم مقابله با دشمنان بیرونی و درونی می‌دانست. در روابط مردم و حکومت، امانت‌داری و خدمت‌گزاری وظیفهٔ حکومت و مشارکت و نظارت حق و تکلیف مردم است. او حتی مخالفت سیاسی با انحراف حکومت را از جنبهٔ وظیفهٔ نظارتی مردم، تکلیفی همگانی می‌دانست، مشروط بر آنکه به دشمنی و تفرقه منجر نشود.[۴۲]

دیدگاه اقتصادی

اندیشهٔ اقتصادی سید روح‌الله خمینی بر پایهٔ مبانی اسلامی استوار است و در آن، اقتصاد نه به‌عنوان هدف، بلکه به‌مثابهٔ وسیله‌ای برای تکامل معنوی و مادی جامعه تلقی می‌شود. از نگاه او، نظام اقتصادی اسلام دارای اهداف مشخصی است که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به استقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی، ریشه‌کن کردن فقر، اولویت دادن به مستضعفان و محرومان، برآوردن نیازهای مشروع و معقول مردم، رشد تجارت و صنعت و کشاورزی، ایجاد رفاه و امنیت اقتصادی، پرهیز از وابستگی به بیگانگان و گسترش مشارکت عمومی اشاره کرد.[۴۳]

ماهیت اقتصاد اسلامی: خمینی اقتصاد اسلامی را نه سرمایه‌داری و نه کمونیستی می‌دانست و هیچ‌یک از این دو مکتب را مشروع نمی‌شمرد. از دیدگاه او، مالکیت فردی در اسلام در حد معقول و مشروع وجود دارد و گسترده است، اما محدود به رعایت حلال و حرام و موازین شرعی است. مالکیت مشروع محترم است و مالکیت غیرمشروع اعتباری ندارد. این حد مشروعیت، کنترل شدیدی در ثروت از لحاظ کمی و کیفی به وجود می‌آورد و مانع از انباشت ثروت از راه‌های نامشروع می‌شود. او همچنین بر پرداخت خمس و زکات و بخشش در راه خدا تأکید داشت که موجب می‌شود ثروت‌های مشروع نیز در دست افراد متعهد باقی نماند و در راه خیر صرف شود.[۴۴]

عدالت اقتصادی و حمایت از مستضعفان: خمینی بر عدالت اجتماعی و اقتصادی تأکید ویژه‌ای داشت و آن را یکی از اصول مکتب اسلامی می‌دانست که در تعدیل ثروت و برابری تقریبی سطح زندگی جامعه نقش دارد. او انقلاب اسلامی را انقلاب محرومان و مستضعفان می‌دانست که از سوی آنان علیه مستکبران برپا شد. از نگاه او، باید عدالت اجتماعی در همهٔ ابعاد و سطوح اقتصادی، از جمله در واگذاری و تقسیم اراضی دولتی و انفال، گسترش یابد. او همچنین بر ساده‌زیستی مسئولان تأکید داشت و زندگی سادهٔ خود او نیز نشانه‌ای از این تقید بود.[۴۵]

استقلال اقتصادی و خودکفایی: استقلال اقتصادی و خودکفایی از اهداف اولیهٔ انقلاب اسلامی در نگاه خمینی بود. او وابستگی اقتصادی به بیگانگان را نفی می‌کرد و بر توجه به خودکفایی و حصول استقلال تأکید داشت. از دیدگاه او، وابستگی اقتصادی مسئله‌ای است که بسیاری از کشورها را به دنبال خود می‌کشاند و مانع از رشد و شکوفایی واقعی می‌شود. او معتقد بود که باید خودکفایی را در دستور کار قرار داد و از وابستگی به خارج پرهیز کرد. در همین راستا، بر تقویت مراکز علمی و تحقیقاتی، تشویق مخترعان و متخصصان متعهد و تربیت نیروهای متخصص تأکید می‌کرد.[۴۶]

توسعهٔ اقتصادی در چارچوب ارزش‌های اسلامی: خمینی توسعهٔ اقتصادی را در چارچوب ارزش‌های اسلامی تعریف می‌کرد و آن را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف متعالی می‌دانست. از نگاه او، توسعهٔ جامعهٔ الهی ذاتاً با توسعهٔ جوامع غیرالهی متفاوت است. محور توسعه در اندیشهٔ او، تربیت انسان در همهٔ ابعاد و ایجاد بستر رشد بندگی و قرب الهی است. او معتقد بود که همهٔ اموری که در نظر حکومت‌های غیرالهی مقصد است، در نظر انبیا تنها راه است و هدف اساسی اسلام و جوامع الهی، تربیت انسان است. بنابراین، برنامه‌ریزان باید پیش از هرگونه تصمیم‌گیری دربارهٔ توسعه، تصویر روشنی از رشد و کمال انسان داشته باشند.[۴۷]

تأسیس نهادها و سازمان‌های مختلف

ردیف نام نهاد تاریخ تشکیل یا آغاز فعالیت هدف و وظایف اصلی
۱ شورای انقلاب اسلامی ۲۲ دی ۱۳۵۷ش سامان‌دهی امور دولت انقلابی و مشارکت در اداره کشور.
۲ کمیته‌های انقلاب اسلامی ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ش تأمین امنیت محله‌ها، حفاظت از مراکز و رسیدگی به امور عمومی.
۳ دادگاه انقلاب اسلامی ۵ اسفند ۱۳۵۷ش رسیدگی قضایی به پرونده‌های مرتبط با شرایط پس از انقلاب.
۴ بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی ۹ اسفند ۱۳۵۷ش حمایت از مستضعفان، آسیب‌دیدگان و خانواده‌های شهدا و جانبازان.
۵ کمیته امداد امام خمینی ۱۹ اسفند ۱۳۵۷ش حمایت و ارائه خدمات به نیازمندان و محرومان.
۶ بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و حساب ۱۰۰ امام ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ش تأمین مسکن برای محرومان و کمک به تحقق حق برخورداری از مسکن.
۷ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ش سازمان‌دهی نیروی مسلح برای حفاظت از انقلاب و مقابله با تهدیدهای نظامی و امنیتی.
۸ دادگاه و دادسرای ویژه روحانیت زمینه‌سازی: ۳ خرداد ۱۳۵۸؛ تشکیل رسمی: خرداد ۱۳۶۶ش رسیدگی به مسائل قضایی مرتبط با روحانیون و تخلفات مربوط به جایگاه روحانیت.
۹ مجلس خبرگان قانون اساسی افتتاح: ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ش تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
۱۰ جهاد سازندگی ۲۶ خرداد ۱۳۵۸ش محرومیت‌زدایی و توسعه فعالیت‌های کشاورزی، روستایی و عمرانی.
۱۱ بسیج مستضعفان انقلاب اسلامی زمینه‌سازی: ۴ آذر ۱۳۵۸ش؛ تصویب سازمان بسیج ملی: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ش گسترش آموزش نظامی همگانی و سازمان‌دهی نیروهای مردمی.
۱۲ سازمان نهضت سوادآموزی ۷ دی ۱۳۵۸ش مبارزه با بی‌سوادی و ارتقای سطح سواد و آگاهی بزرگسالان.
۱۳ بنیاد شهید انقلاب اسلامی ۲۵ اسفند ۱۳۵۸ش حمایت از خانواده‌های شهدا و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت.
۱۴ بنیاد ۱۵ خرداد ۱۵ خرداد ۱۳۶۰ش بزرگداشت قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و حمایت از خانواده‌های شهدا و محرومان.
۱۵ هیئت مرکزی گزینش ۱۵ دی ۱۳۶۱ش سامان‌دهی فرایند گزینش در دستگاه‌های اجرایی کشور.
۱۶ هیئت عفو و بخشودگی زندانیان ۱۹ خرداد ۱۳۶۲ش بررسی وضعیت زندانیان و پیشنهاد عفو، آزادی یا تخفیف مجازات.
۱۷ مکتب بانوان قم (جامعة الزهرا) ---- ارتقای سطح علمی، دینی و فرهنگی بانوان.
۱۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۹ خرداد ۱۳۶۳ش سیاست‌گذاری در حوزه فرهنگ و آموزش و تقویت فرهنگ اسلامی ـ ملی.
۱۹ هیئت‌های هفت‌نفره واگذاری زمین تصویب لایحه قانونی: ۲۶ فروردین ۱۳۵۹ش واگذاری زمین به کشاورزان بی‌زمین یا کم‌زمین و سامان‌دهی احیای اراضی.
۲۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام ۱۷ بهمن ۱۳۶۶ش حل اختلاف مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و مشاوره در تعیین سیاست‌های کلی نظام.
۲۱ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ۱۷ شهریور ۱۳۶۷ش تنظیم، تدوین و نشر آثار و اندیشه‌های امام خمینی و صیانت از آن‌ها.
۲۲ شورای بازنگری قانون اساسی ۵ اردیبهشت ۱۳۶۸ش بررسی و اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.[۴۸]

دستاوردهای سیاسی و اجتماعی

روح‌الله خمینی در دوران رهبری خود در پایان نظام سلطنتی، استقرار جمهوری اسلامی و شکل‌گیری ساختار سیاسی و حقوقی جدید ایران نقش محوری داشت. دورهٔ رهبری او با تغییر مبانی حقوقی حکومت، بازتعریف روابط خارجی، دگرگونی جایگاه دین در سیاست و تحولات گسترده در عرصه‌های اجتماعی، آموزشی و دفاعی همراه بود. مهم‌ترین تحولات داخلی مرتبط با این دوره عبارت‌اند از:

  • تغییر نظام سیاسی ایران: رهبری جنبش منتهی به سقوط حکومت پهلوی در ۱۳۵۷ش و پایان نظام پادشاهی در ایران؛
  • استقرار جمهوری اسلامی: برگزاری همه‌پرسی تعیین نوع نظام سیاسی در فروردین ۱۳۵۸ش و جایگزینی نظام سلطنتی با جمهوری اسلامی؛
  • تدوین چارچوب حقوقی جدید: تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۸ش و تعیین ساختارها و مبانی حقوقی نظام جدید؛
  • استقرار نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه: گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی و تعریف جایگاه رهبری در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی؛
  • شکل‌گیری فرایندهای انتخاباتی جدید: برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس در سال‌های نخست پس از انقلاب و ایجاد سازوکارهای انتخاباتی در چارچوب نظام جدید؛[۴۹][۵۰]
  • تغییر روابط نظامی با کشورهای خارجی: پایان یافتن نقش رسمی مستشاران نظامی خارجی در ساختار پیشین و افزایش مسئولیت نیروهای ایرانی در ادارهٔ امور دفاعی؛
  • تجربهٔ جنگ و تغییرات دفاعی: تجربه‌اندوزی نیروهای ایرانی در جنگ ایران و عراق و گسترش ظرفیت‌های عملیاتی و دفاعی در طول جنگ؛
  • تغییر جایگاه دین در ساختار حکومت: گسترش نقش اصول و نهادهای دینی در قوانین، ساختار سیاسی و ادارهٔ عمومی کشور؛
  • گسترش برگزاری نماز جمعه: برگزاری نماز جمعه در شهرهای مختلف پس از انقلاب و تبدیل آن به یکی از مجاری بیان مواضع سیاسی و دینی در عرصهٔ عمومی؛
  • تغییر سیاست‌های آموزش عالی: بازنگری در ساختار و محتوای دانشگاه‌ها در جریان انقلاب فرهنگی و تغییر جهت‌گیری رسمی آموزش عالی؛
  • مشارکت زنان در تحولات سیاسی: حضور زنان در جنبش انقلابی، فعالیت‌های عمومی و فرایندهای انتخاباتی پس از انقلاب؛
  • تغییر جهت‌گیری سیاست خارجی ایران: فاصله‌گیری از برخی ترتیبات سیاسی و راهبردی دورهٔ پهلوی و اتخاذ مواضع رسمی مبتنی بر استقلال سیاسی و مخالفت با سلطهٔ قدرت‌های بزرگ.[۵۱]

اثرگذاری‌های بین‌المللی

روح‌الله خمینی با طرح دیدگاه‌های خود دربارهٔ حکومت دینی، اسلام سیاسی، استقلال سیاسی و مخالفت با سلطهٔ قدرت‌های بزرگ، در شکل‌گیری مباحث سیاسی جهان اسلام و برخی تحولات خاورمیانه نقش داشت. مواضع و اقدامات او در دورهٔ رهبری جمهوری اسلامی، به‌ویژه در زمینهٔ روابط خارجی، مسئلهٔ فلسطین و حمایت از برخی جریان‌های اسلامی، بازتابی فراتر از مرزهای ایران یافت. مهم‌ترین محورهای این اثرگذاری عبارت‌اند از:

  • طرح الگوی حکومت دینی در عرصهٔ بین‌المللی: امام خمینی با تأکید بر تشکیل حکومت بر پایهٔ مبانی اسلامی و رهبری دینی، الگویی از پیوند دین و حکومت را وارد مباحث سیاسی معاصر کرد که در مطالعات مربوط به اسلام سیاسی مورد توجه قرار گرفت؛
  • تأثیر بر گفتمان اسلام سیاسی: دیدگاه‌ها و رهبری امام خمینی در جریان انقلاب ایران، در تحلیل‌ها و مواضع برخی جنبش‌ها و جریان‌های اسلامی در کشورهای دیگر بازتاب یافت؛[۵۲]
  • تغییر مناسبات با قدرت‌های بزرگ: مواضع سیاسی امام خمینی در مخالفت با نفوذ ایالات متحده و دیگر قدرت‌های خارجی، در جهت‌گیری روابط جمهوری اسلامی با آمریکا و برخی کشورهای غربی نقش داشت؛
  • حمایت از مسئلهٔ فلسطین: امام خمینی حمایت از مردم فلسطین و مخالفت با سیاست‌های اسرائیل را در شمار مواضع محوری خود قرار داد و با اعلام روز جهانی قدس، بر طرح این مسئله در عرصهٔ عمومی و روابط بین‌المللی تأکید کرد؛
  • حمایت از جریان‌های اسلامی منطقه: امام خمینی از برخی جنبش‌ها و جریان‌های اسلامی مخالف نفوذ خارجی حمایت سیاسی کرد؛ این موضع در روابط جمهوری اسلامی با شماری از نیروهای منطقه‌ای بازتاب یافت، هرچند شکل و دامنهٔ حمایت‌ها در هر مورد متفاوت بود؛
  • بازتاب منطقه‌ای دیدگاه‌ها و رهبری او: رهبری امام خمینی در انقلاب سال ۱۳۵۷ و تأسیس جمهوری اسلامی، او را به یکی از چهره‌های محوری در تحولات سیاسی خاورمیانه تبدیل کرد و واکنش‌های متفاوتی را در میان دولت‌ها، جنبش‌ها و تحلیلگران سیاسی برانگیخت؛
  • مخالفت با نظم بین‌المللی دوقطبی: امام خمینی با انتقاد از سلطهٔ قدرت‌های بزرگ و وابستگی سیاسی، دیدگاهی مبتنی بر استقلال کشورها و مخالفت با نفوذ خارجی مطرح کرد که در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی نیز بازتاب یافت؛
  • افزایش توجه بین‌المللی به تشیع سیاسی: نقش امام خمینی و روحانیت شیعه در تحولات سیاسی ایران، توجه رسانه‌ها، پژوهشگران و دولت‌های خارجی را به جایگاه تشیع در سیاست معاصر افزایش داد؛
  • تأثیر بر مباحث دین و سکولاریسم: دیدگاه‌های امام خمینی دربارهٔ نسبت دین و حکومت و تجربهٔ سیاسی مبتنی بر این دیدگاه‌ها، در مباحث دانشگاهی و سیاسی دربارهٔ اسلام سیاسی و رابطهٔ دین و دولت مورد بررسی قرار گرفت.[۵۳][۵۴]

سبک زندگی

ورزش و سلامت جسمانی: سید روح‌الله خمینی به بسیاری از رشته‌های ورزشی علاقه‌مند بود و از جمله ورزش‌هایی که خود در آنها فعالیت داشت، می‌توان به کوه‌نوردی، فوتبال در دورهٔ نوجوانی و شنا و برخی ورزش‌های باستانی و کشتی در دورهٔ جوانی اشاره کرد. با افزایش سن، کوه‌نوردی و پیاده‌روی به فعالیت‌های اصلی او تبدیل شد. او هیچ‌گاه به بهانهٔ برنامه‌ای دیگر از ورزش نمی‌گذشت و در توصیه‌های خود به فرزندان و نوه‌ها بر ضرورت تفکیک زمان درس و تفریح تأکید می‌کرد و هر یک را در جای خود لازم می‌دانست.[۵۵] او در این زمینه به تجربهٔ شخصی خود نیز اشاره می‌کرد.[۵۶] خمینی برخی تابستان‌ها به درکه تهران می‌رفت و تا پنجاه‌سالگی، عصرها با لباس روحانیت به کوه می‌رفت.[۵۷] او طی برنامه‌ای منظم، روزانه یک ساعت‌ونیم پیاده‌روی می‌کرد و افزون بر آن، حرکاتی که پزشکان برای او تجویز کرده بودند را هنگام انجام کارهای دیگر نیز انجام می‌داد.[۵۸][۵۹]

نظم و برنامه‌ریزی: برنامه روزانه خمینی شامل زمان‌های مشخصی برای عبادت، مطالعه، تدریس، استراحت، رفت‌وآمد و فعالیت جسمانی بود. این نظم در برنامه خواب و خوراک و امور آموزشی او نیز رعایت می‌شد. او بر تفکیک زمان کار و تفریح تأکید داشت و این موضوع را در توصیه‌های خود به فرزندان و نوه‌هایش مطرح می‌کرد.[۶۰]

برنامه عبادی: عبادت بخش ثابتی از برنامه روزانه خمینی بود. نمازهای روزانه، نماز شب، تلاوت قرآن، دعا و زیارت از جمله فعالیت‌های عبادی او به شمار می‌رفت. او معمولاً نماز را در اول وقت می‌خواند و در دوره‌های مختلف زندگی، از جمله دوران تبعید و بیماری، به انجام عبادات اهتمام داشت.[۶۱] در ماه رمضان نیز برنامه روزانه خود را با روزه‌داری، نماز و دعا تنظیم می‌کرد.[۶۲]

زندگی خانوادگی: خمینی در زندگی خانوادگی با همسر، فرزندان و دیگر اعضای خانواده ارتباط‌ صمیمانه داشت و هنگام دوری در نامه‌های خود با آنان درباره وضعیت خانواده و مسائل روزمره مکاتبه می‌کرد. او در تربیت فرزندان بر نقش رفتار والدین، احترام به مادر و رعایت روابط خانوادگی تأکید داشت. همچنین بخشی از وقت خود را به معاشرت و بازی با نوه‌هایش اختصاص می‌داد.[۶۳]

ساده‌زیستی و آراستگی ظاهر: زندگی شخصی خمینی‌با پرهیز از تجملات و استفاده از امکانات ساده همراه بود. در محل سکونت او، به‌ویژه در نجف، پاریس و جماران، از وسایل و امکانات محدود استفاده می‌شد. در کنار سادگی زندگی، به نظافت و آراستگی ظاهر، تمیزی لباس، استحمام و استفاده از عطر نیز توجه داشت.[۶۴]

روابط اجتماعی: روابط خمینی با اطرافیان، شاگردان، همکاران و کارکنان خانه و دفتر او بخشی از زندگی روزمره‌اش را تشکیل می‌داد. در گزارش‌های مربوط به معاشرت‌های او، به دیدار با همراهان، پیگیری وضعیت افراد بیمار یا گرفتار و ارتباط با شاگردان اشاره شده است. در برخورد با مخالفان نیز، بنا بر توصیف‌های موجود، از گفت‌وگو و مدارا در کنار مواضع قاطعانه در مسائل سیاسی استفاده می‌کرد.[۶۵]

دیدگاه‌ها دربارهٔ امام خمینی

شخصیت‌های سیاسی، اندیشمندان و روحانیان ایرانی و خارجی، دیدگاه‌های گوناگونی دربارهٔ سید روح‌الله خمینی و نقش او در تحولات سیاسی و دینی ایران بیان کرده‌اند. این دیدگاه‌ها موضوعاتی مانند رهبری انقلاب، اندیشهٔ سیاسی، ویژگی‌های شخصیتی و تأثیر انقلاب ایران بر جهان را دربر می‌گیرد. در میان اندیشمندان خارجی، میشل فوکو از جمله کسانی بود که انقلاب ایران را بررسی کرد. او در نوشته‌های خود به نقش مذهب، رهبری خمینی و شکل‌گیری جنبش انقلابی در ایران پرداخت. یرواند آبراهامیان نیز خمینی را علاوه بر جایگاه مذهبی، دارای نوآوری سیاسی دانسته و به نقش مخالفت با حکومت پهلوی، زندگی ساده و بسیج نیروهای مردمی در شکل‌گیری پایگاه اجتماعی او اشاره کرده است.[۶۶]

در میان سیاستمداران خارجی، میخائیل گورباچف اندیشه‌های خمینی را فراتر از زمان و مکان توصیف کرد. نلسون ماندلا به نقش او در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره داشت و جیمی کارتر گفت که خمینی در ایران به‌عنوان قهرمانی بزرگ شناخته می‌شود. هنری کیسینجر نیز تصمیم‌های او را عاملی برای دشوار شدن پیش‌بینی سیاست‌های ایران دانسته است.[۶۷] در میان شخصیت‌های کشورهای اسلامی، احمد بن‌بلا انقلاب ایران را در احیای اسلام در جهان عرب مؤثر دانست. بی‌نظیر بوتو به جایگاه خمینی در میان رهبران سیاسی اشاره کرد و حافظ اسد نقش او را در انقلاب ایران و دفاع از ارزش‌های اسلامی برجسته دانست. محمد حسنین هیکل نیز خمینی را شخصیتی متعلق به دورانی دیگر توصیف کرد. پژوهشگر تاریخ، یرواند آبراهامیان، خمینی را در کنار جایگاه روحانی‌اش، نوآوری سیاسی دانسته و محبوبیت او را با زندگی ساده، مخالفت با حکومت پهلوی و بسیج نیروهای مردمی مرتبط کرده است.[۶۸][۶۹]

در میان شخصیت‌های مذهبی و فکری ایران، مرتضی مطهری از جمله چهره‌هایی بود که دربارهٔ اندیشه‌های اسلامی و جایگاه خمینی در نهضت انقلاب اظهارنظر کرد. محمدعلی اراکی و سیدمحمدرضا گلپایگانی به نقش او در تحولات اسلامی و سیاسی اشاره کردند. سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی بر مبارزهٔ او با ظلم تأکید داشت و محمدتقی مصباح یزدی و عبدالله جوادی آملی به جایگاه علمی و ویژگی‌های شخصیتی او پرداختند. محمدتقی جعفری نیز از تدبیر، شهامت و ابتکار او در رهبری یاد کرده است.[۷۰] سیدعلی خامنه‌ای جایگاه خمینی را با تأکید بر تداوم و ماندگاری اندیشه و میراث او توصیف کرده و وی را حقیقتی همواره زنده دانسته است.[۷۱]

در برخی گزارش‌های رسانه‌ای، از جمله روایت خبرنگار آمریکایی روبین وودزورث، حضور امام‌ خمینی در جماران با اقتدار و آرامش توصیف شده است. نشریاتی مانند ایندیپندنت و هرالد تریبون نیز به نقش او در تحولات سیاسی ایران و تأکیدش بر ایجاد نظامی مبتنی بر اسلام پرداخته‌اند.[۷۲]

درگذشت امام خمینی

امام خمینی در شامگاه ۱۳ خرداد ۱۳۶۸ش پس از یک دوره بیماری، درگذشت. فردای روز ارتحال امام، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای که در آن زمان، رئیس‌جمهور ایران بود، وصیت‌نامه امام را در حضور مسئولان کشوری و لشکری، قرائت کرد. در همان روز، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که وظیفهٔ انتخاب رهبر را بر عهده داشتند، با اکثریت آراء، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای را به رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران برگزیدند.

تشییع جنازه

مردم ایران که مرجع دینی و رهبر سیاسی خود را از دست داده بودند از سراسر کشور به تهران آمدند تا در مراسم وداع با امام شرکت کنند. جمعیت تشییع‌کننده، بیش از ۱۰ میلیون نفر تخمین زده شده است و پرجمعیت‌ترین مراسم تشییع در جهان شمرده می‌شود.[۷۳] پیکر امام خمینی در ۱۵ خرداد ۱۳۶۸ش به مصلای تهران آورده شد و پس از اقامه نماز میت در ۱۶ خرداد، با همراهی میلیون‌ها عزادار تا بهشت زهرا تشییع و در آن‌جا دفن شد. محل خاک‌سپاری در طی زمان گسترش یافت و امروزه حرم امام خمینی، یکی از مکان‌های زیارتی ایرانیان و دیگر علاقمندان او است.

در پی درگذشت نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران، افزون بر پاپ ژان پل دوم، رهبر مسیحیان کاتولیک جهان، بسیاری از سران کشورهای مختلف، سازمان‌های بین‌المللی، احزاب و گروه‌ها با نامه‌های رسمی به آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت و به مردم ایران تسلیت گفتند.

آیت‌الله خامنه‌ای، امام خمینی را یک حقیقت همیشه زنده دانسته است که نامش، پرچم انقلاب اسلامی ایران و راه او راه این انقلاب و اهداف او اهداف این انقلاب است.[۷۴] از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، امام خمینی الگوی کامل یک مسلمان و نمونه بارز یک رهبر اسلامی است که قوّت ایمان را با عمل صالح، ارادهٔ پولادین را با همّت بلند، شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیّت، ابّهت و صلابت رهبری را با رقّت و عطوفت و بسیاری از خصال نفیس و کمیاب را با هم داشت.[۷۵]


کنش‌گری اجتماعی

زمانی که سید روح‌الله به قم رفت، آیت‌الله سیدحسن مدرّس (۱۲۴۹–۱۳۱۶ش)، نمایندهٔ مجلس بود. در آن دوره، سید روح‌الله، دیدارهایی با آیت‌الله مدرس در محل مجلس شورای ملی داشت؛ اما در جریان به سلطنت رسیدن رضا پهلوی، از شیوهٔ استادش، آیت‌الله حائری یزدی، پیروی می‌کرد و حرکت‌های هماهنگ جمعی را ترجیح می‌داد و حفظ موجودیت حوزه علمیه را مهم‌تر می‌دانست.[۷۶] با آزادی نسبی که پس از رضا شاه در ایران فراهم شد، آیت‌الله خمینی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۲۳ش اولین بیانیهٔ سیاسی خود را صادر کرد و در پیامی به ملت ایران، از قیام برای خدا سخن گفت و آن را تنها راه اصلاح، نامید و هشدار داد که اگر قیام برای خدا انجام نشود و آموزه‌های دین، احیا نشود، آیین و شرف جامعه مسلمان به تاراج خواهد رفت.[۷۷]

با درگذشت آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی (۱۲۴۶–۱۳۲۵ش)، مرجع تقلید شیعیان، امام خمینی برای جانشینی آیت‌الله سیدحسین طباطبائی بروجردی (۱۲۵۴–۱۳۴۰ش) و دعوت از او برای هجرت به قم و پذیرش مسئولیت حوزه علمیه، تلاش بسیاری کرد. او حتی با داشتن درجه اجتهاد در علوم دینی، مدتی در درس فقه آیت‌الله بروجردی شرکت کرد تا جایگاه علمی آیت‌الله بروجردی در حوزه علمیه قم، تثبیت شود.[۷۸] ارائهٔ طرحی برای سامان‌دهی امور حوزهٔ علمیهٔ قم (۱۳۲۸ش)، صدور بیانیه در محکومیت پایه‌گذاری دولت اسرائیل (۱۳۲۷ش) و رایزنی‌های گسترده برای جلوگیری از اعدام نواب صفوی و دیگر اعضای گروه فداییان اسلام (۱۳۳۴ش) از مهم‌ترین تلاش‌های آیت‌الله خمینی در دوره زعامت پانزده‌سالهٔ آیت‌الله بروجردی بر جامعه شیعیان بود.[۷۹]

پس از درگذشت آیت‌الله بروجردی، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی امام خمینی، ژرفا و گستردگی بیشتری یافت. در سال ۱۳۴۱ش، تصویب لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی از طرف دولت که موجب تضعیف جایگاه اسلام و قرآن در قوانین رسمی کشور ایران می‌شد، با مخالفت شدید آیت‌الله خمینی روبرو شد و حتی سفر محمدرضا شاه به قم نیز نتوانست از شدت این مخالفت بکاهد. آیت‌الله خمینی با نگارش و صدور بیانیه‌ای که جمعی از علمای بزرگ قم نیز آن را امضا کردند، انقلاب سفید شاه را انقلاب سیاه نامید و خواستار تغییر دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی شد.[۸۰]

مراحل مبارزه امام خمینی تا پیروزی انقلاب اسلامی

سرآغاز مبارزه و دوران تبعید (۱۳۴۱-۱۳۴۳ شمسی)

مجموعه اقدامات امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش، آغاز یک مبارزهٔ اجتماعیِ سخت و طولانی با حکومت پهلوی بود.[۸۱] در عاشورای ۱۳۴۲ش، اعتراض به پیروی محمدرضا پهلوی از سیاست اسرائیل و ایالات متحده آمریکا موجب زندانی شدن او به‌مدت ۱۰ ماه شد. در سال ۱۳۴۳ش نیز سخنرانی علیه اعطای کاپیتولاسیون به مستشاران نظامی آمریکایی، موجب شد که وی توسط حکومت پهلوی، ابتدا به ترکیه و سپس به عراق تبعید شود؛ اما او در طول چهارده سال دوری از میهن و وطن، همواره رهبری خیزش مردمی بر ضد حکومت پهلوی را بر عهده داشت.

رهبری نهضت از تبعیدگاه (۱۳۴۴-۱۳۵۷ شمسی)

امام خمینی با استقرار در شهر نجف، از سال ۱۳۴۴ش دروس حوزوی خود را در مسجد شیخ انصاری آغاز کرد و در درس فقه اسلامی، ایدهٔ برپایی حکومت اسلامی را تبیین کرد و مسئله ولایت فقیه را نیز در همین چارچوب تشریح کرد.[۸۲] سخت‌گیری‌های حکومت عراق، موجب شد تا امام خمینی در نیمه سال ۱۳۵۷ش به کشور فرانسه مهاجرت کند. امام در دهکده نوفل‌لوشاتو در حومه پاریس مستقر شد و روزانه در مصاحبه با خبرنگاران رسانه‌های جهان، وضعیت اجتماعی ایران و اهداف نهضت اسلامی ایرانیان را تشریح و تبیین می‌کرد.[۸۳] این رویکرد، موجب شتاب فزاینده انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی شد و سرانجام با خروج محمدرضا شاه از ایران و سست شدن پایه‌های حکومت پهلوی، امام خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ش پیروزمندانه به ایران بازگشت.

بازگشت پیروزمندانه و تبیین اهداف حکومت اسلامی

امام خمینی در فرودگاه مهرآباد تهران، کوتاه سخن گفت و سپس راهی مزار شهیدان انقلاب در بهشت زهرا شد. سخنرانی آیت‌الله خمینی در بهشت زهرا و میان انبوه طرفداران، به‌روشنی بر تغییر حکومت و برپایی دولت اسلامی تأکید می‌کرد.[۸۴] مردم ایران با پذیرش رهبری امام خمینی به‌عنوان یک مرجع دینی، بزرگ‌ترین تحول را در تاریخ سیاسی ایران پدیدآوردند. کار بزرگ امام خمینی آن بود که تنها نظام شاهنشاهی را به جمهوری مبدل نکرد، بلکه ساختار سلطنتی را به نظام «امامت» و «امت»[۸۵] و مردم‌سالاری دینی تبدیل کردند.[۸۶] امام خمینی در آغاز ورود به ایران، زمینه‌سازی برای تشکیل شورای انقلاب و دولت موقت را انجام داده بود.

امام خمینی و برپایی جمهوری اسلامی

استقرار نظام و تأسیس نهادهای انقلابی

با سقوط نهادهای اصلی نظام شاهنشاهی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ش، امام خمینی مردم را به آرامش دعوت کرد تا نظم در کشور حکم‌فرما شود. دولت موقت با رهنمودهای امام خمینی، انتخابات مجلس خبرگان، تدوین قانون اساسی و همه‌پرسی قانون اساسی را برگزار کرد تا سرانجام در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ش، برقراری نظام جمهوری اسلامی از سوی ایرانیان به‌صورت رسمی اعلام شد.

در این دوره، امام خمینی، هم به‌عنوان مرجع دینی و هم به‌مثابه رهبر انقلاب اسلامی ایران، پاسخ‌گوی نیازها و خواسته‌های جامعهٔ ایران بود. طبق بیان جوادی آملی امام خمینی در حقیقت جایگاه رهبری را از جایگاه العلما ورثه الانبیاء در جایگاه نیابت مطرح کرد. برجستگی اصلی امام خمینی در این بود که امام زمان را در همه ابواب این نظام و کشور توسعه داد. همانگونه که خود امام خمینی نایب و وارث امام زمان بود، امام فعلی جامعه هم نایب و وارث امام زمان است.[۸۷]

در این جایگاه، سررشتهٔ بسیاری از امور، مانند مباحث مربوط به سیاست داخلی و سیاست خارجی، به او ختم می‌شد. وی اگرچه خواستار واگذاردن امور به دیگران و نظارت کلی بر آنها بود؛ اما رهنمودهایش همواره کارگشا بود.[۸۸] در همین چارچوب، او در فرمان‌های جداگانه‌ای، نهادهای اجتماعی نوپدیدی مانند کمیته‌های انقلاب اسلامی، کمیته امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهضت سوادآموزی، سازمان بسیج مستضعفین و شورای عالی انقلاب فرهنگی را بنیان نهاد.

فرماندهی کل قوا در دوران جنگ تحمیلی

پیروزی انقلاب و سقوط شاه ایران، توازن قدرت در منطقه را از میان برد. برهم خوردن موازنات منطقه‌ای، صدام حسین، رئیس‌جمهور عراق را بر آن داشت تا از این موقعیت بهره گیرد و جایگاه خود را در منطقه تثبیت کند. او با لغو یک‌جانبهٔ قرارداد ۱۹۷۵م الجزایر پیرامون مرز اروندرود، و درخواست تخلیهٔ جزایر سه‌گانهٔ ایرانی در خلیج فارس، تهاجم نظامی گسترده‌ای را به ایران آغاز کرد. با آغاز جنگ تحمیلی، امام خمینی در اولین واکنش، مردم را به آرامش و خون‌سردی دعوت کرد و با کوچک نشان دادن حملهٔ دشمن، سبب دل‌گرمی مردم و مسئولان ایران شد.[۸۹]

وی همزمان، دستور بسیج عمومی داد تا مردم وارد نبرد با دشمن متجاوز شوند. او برای ایجاد ساختار و سازمان دفاعی برای مقاومت، به تشکیل شورای دفاع مبادرت ورزید و برای اداره کردن جبهه‌های جنگ، به‌عنوان فرمانده کل قوا فرامینی را صادر کرد.

امام خمینی بر این باور بود که انقلاب اسلامی ایران در دنیا به دنبال صلح و آرامش است، اما در برابر تجاوز دشمن نباید سر تسلیم فرود آورد. امام با بیان نظریهٔ حق و باطل / اسلام و کفر و نیز تبیین مفهوم «صدام، عامل آمریکا»، مرزهای اعتقادی و ارزشیِ دفاع مقدس را ترسیم کرد. از سوی دیگر، امام می‌کوشید تا از این موقعیت پیش‌آمده برای رهایی مردم عراق از حکومت بعثی، بهره بگیرد.[۹۰]

ابعاد جهانی رهبری و سیاست خارجی

امام خمینی علاوه بر مسائل داخلی ایران، توجه شایانی به ابعاد جهانی انقلاب اسلامی ایران داشت؛ در یکی از مهم‌ترین اقدامات، او در سال ۱۳۶۷ش نامه‌ای خطاب به میخائیل گورباچف، رئیس‌جمهوری شوروی نوشت و در جایگاه یک روحانی مسلمان، کوشید تا با نقد اندیشه کمونیسم، به تبیین مبانی توحیدی بپردازد. او در این نامه از پایان عصر کمونیسم خبر داد و با توصیف عملکرد نادرست حکومت کمونیستی، شکست حتمی آن را پیش‌بینی کرد.[۹۱]

او همچنین در مرداد ۱۳۵۸ش که مصادف با رمضان بود، با هدف آشکار ساختن توطئه یهودیان صهیونیست که ذیل پروتکل‌های یهود، انگارهٔ سرزمین موعود را بهانه‌ای برای اشغال فلسطین وبه‌ویژه بیت‌المقدس و مسجدالاقصی ساخته بودند، آخرین جمعه ماه رمضان هر سال را به‌عنوان روز قدس اعلام کرد و از مسلمانان جهان خواست تا در این روز، همبستگی جهانی خود را در پشتیبانی از حقوق قانونی مردم فلسطین اعلام کنند.[۹۲]

دستاوردهای دانشی امام خمینی

آیت‌الله خمینی در علوم دینی مانند فقه و اصول فقه، سرآمد بود و عالمان و دانشمندان بزرگی از مجالس و محافل درس او سر برآوردند. او در دانش‌هایی مانند فلسفه اسلامی و عرفان نظری نیز صاحب‌نظر و دارای تألیفات است. وی در دوران تدریس در قم، در مدرسه فیضیه جلسات درس اخلاق برپا می‌کرد که از استقبال طلاب حوزه علمیه قم برخوردار بود. آیت‌الله خمینی، در حوزه علمیه قم، چندین دوره فقه، اصول فقه، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی را تدریس کرد و در حوزه علمیه نجف نیز ۱۳ سال فقه و علوم دینی را در عالی‌ترین سطوح تدریس کرد.[۵۳]

حاصل تأملات و مطالعات علمی امام خمینی، مجموعه‌ای از آثار مکتوب به قلم خود او است که عبارت‌اند از: کشف اسرار؛ تحریر الوسیله؛ شرح چهل حدیث؛ ولایت فقیه؛ جهاد اکبر؛ مناسک حج؛ آداب الصلاة؛ سرّ الصلاة؛ تفسیر سوره حمد؛ طلب و اراده؛ شرح دعای سحر؛ کتاب البیع (پنج جلد)؛ کتاب الطهاره (چهار جلد)؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل؛ مصباح الهدایه الی الخلافة و الولایة؛ مناهج الوصول الی علم الاصول (دو جلد)؛ تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس؛ انوار الهدایه فی التعلیقة علی الکفایة (دو جلد)؛ رسائل (شامل چند رساله در علم اصول مثل «لاضرر و لا ضرار»، استصحاب، تعادل و تراجیح، اجتهاد و تقلید، و تقیه).

نظریه ولایت مطلقه فقیه که نظریه‌ای فقهی ـ سیاسی و مبتنی بر باورهای تشیع است، مهم‌ترین نظریهٔ امام خمینی است. وی تلاش کرد حکومت جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن را بر اساس همین نظریه شکل دهد. از نگاه امام خمینی حکومت، فلسفهٔ عملی تمامی فقه است.[۹۳] نگاه حکومتی او به فقه سبب شد تا ضمن تأکید بر حفظ چارچوب فقه سنتی، به نوآوری در اجتهاد معتقد شود. نظریهٔ نقش زمان و مکان در اجتهاد و برخی فتاوای تأثیرگذار او، نتیجهٔ همین رویکرد است. اصطلاح «اسلام ناب محمدی» را او در همین چارچوب به‌کار می‌برد.

پانویس

  1. ↑ مرادی‌نیا، خاندان امام‌خمینی، ۱۳۹۳ش، ص۸۴؛
  2. ↑ مرادی‌نیا، خاندان امام‌خمینی، ۱۳۹۳ش، ص۱۱۶–۱۱۹.
  3. ↑ مرتضوی، ضیا، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۹.
  4. ↑ مرادی‌نیا، خاندان امام‌خمینی، ۱۳۹۳ش، ۶۱-۶۳.
  5. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۴، ص۱۰۵-۱۰۶.
  6. ↑ پسندیده، خاطرات آیت‌الله پسندیده، ۱۳۸۴ش، ص۱۲۳.
  7. ↑ مرادی‌نیا، خاندان امام‌خمینی، ۱۳۹۳ش، ص۹۷.
  8. ↑ پسندیده، خاطرات آیت‌الله پسندیده، ۱۳۸۴ش، ص۷۴.
  9. ↑ ثقفی، بانوی انقلاب خدیجه‌ای دیگر، ۱۳۹۳ش، ج۱، ص۵۵.
  10. ↑ روحانی، نهضت امام خمینی، 1383ش، ج1، ص44.
  11. ↑ پسندیده، خاطرات آیت‌الله پسندیده، ۱۳۸۴ش، ص۲۱۶-۲۱۷.
  12. ↑ مرادی‌نیا، منزل به منزل با خمینی، ۱۳۸۵ش، ص۳۳.
  13. ↑ روحانی، نهضت امام خمینی، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص۳۹-۴۰.
  14. ↑ پسندیده، خاطرات آیت‌الله پسندیده، ۱۳۸۴ش، ص۲۱۶-۲۱۷.
  15. ↑ بهجت،‌‌ استادان امام، ۱۳۸۵ش، ص۱۰۷.
  16. ↑ مرادی‌نیا، منزل به منزل با خمینی، ۱۳۸۵ش، ص۳۷-۳۸..
  17. ↑ مرادی‌نیا، محمدجواد، منزل به منزل با خمینی، ۱۳۸۵ش، ص۴۲-۴۳.
  18. ↑ انصاری، حدیث بیداری، زندگی‌نامۀ امام خمینی از تولد تا رحلت، ۱۳۸۹ش، ص۷.
  19. ↑ بهجت،‌‌ استادان امام، ۱۳۸۵ش، ص۲۲.
  20. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۳، ص۲۹۵-۲۹۷.
  21. ↑ هاشمی رفسنجانی، امام‌خمینی به روایت هاشمی رفسنجانی، ۱۳۸۵ش، ص۲۵۵.
  22. ↑ بنی‌فضل، خاطرات، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص ۴۳.
  23. ↑ محتشمی‌پور، خاطرات سیاسی، ۱۳۷۶ش، ج۱، ۵۰۳–۵۰۵.
  24. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۶، ص۳۱۵.
  25. ↑ فراتی، «مرجعیت امام خمینی»، پرتال جامعه علوم انسان.
  26. ↑ صالحی، امام و مرجعیت،۱۳۷۲ش، ۲۲ و ۲۵.
  27. ↑ «سند حمایت مراجع و علما از مرجعیت امام خمینی در سال 1342»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  28. ↑ نوری، آیینه‌داران حقیقت، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۴۱۷.
  29. ↑ روحانی، حاج‌آقامجتبی تهرانی شاگرد دلباخته امام، ۱۳۹۱ش، ص۳۰.
  30. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۹، ص۲۲۵.
  31. ↑ مجموعه آثار حضرت امام خمینی سلام الله علیه - نسخه ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
  32. ↑ مرتضوی، ضیا، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۳، ص۱۹۵-۱۹۹.
  33. ↑ امام خمینی، دیوان امام، 1392، ص142.
  34. ↑ مرتضوی، ضیا، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۹.
  35. ↑ خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۵ش، ص۳۳.
  36. ↑ خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۵ش، ص۵۰-۵۴.
  37. ↑ خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۵ش، ص۵۵-۵۷.
  38. ↑ خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۵ش، ص۵۸-۶۱.
  39. ↑ خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۵ش، ص۶۵-۶۸.
  40. ↑ عباسی، «سیری در اندیشه‌های اجتماعی امام خمینی قدس‏ سره»، ۱۳۸۷ش، ص۱۰۶-۱۱۰.
  41. ↑ عباسی، «سیری در اندیشه‌های اجتماعی امام خمینی قدس‏ سره»، ۱۳۸۷ش، ص
  42. ↑ «اندیشه های سیاسی امام خمینی»، پرتال امام خمینی. دانشنامه امام‌خمینی، ج۱، ص۸۵-۳۱۱.
  43. ↑ کریمی، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، 1380ش، ص۶۷-۷۳.
  44. ↑ کریمی، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، 1380ش، ص۶۷-۷۳.
  45. ↑ کریمی، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، 1380ش، ص۶۷-۷۳.
  46. ↑ کریمی، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، 1380ش، ص۶۷-۷۳.
  47. ↑ کریمی، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، 1380ش، ص۶۷-۷۳.
  48. ↑ «نهادهایی که با فرمان مستقیم امام خمینی تشکیل شدند کدامند؟»، پرتال امام خمینی.
  49. ↑ «رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران»، پرتال امام خمینی.
  50. ↑ «زندگی نامه»، پرتال امام خمینی.
  51. ↑ فرازی، «دستاوردهای انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)»، ۱۳۸۳ش، ص۱۱۲-۱۲۸.
  52. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج21، ص289.
  53. ↑ ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ «سید روح‌الله موسوی خمینی»، در وب‌سایت ویکی‌شیعه.
  54. ↑ «تاثیرات حضرت امام (ره) بر جهان غرب»، وب‌سایت پرسمان دانشجویی.
  55. ↑ ستوده، پابه‌پای آفتاب، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۳۳۰.
  56. ↑ رجایی، برداشت‌هایی از سیره امام‌خمینی، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۳۱.
  57. ↑ سبحانی‌نیا و علی‌عسکری، مهر و قهر، ۱۳۷۹ش، ص۱۷۷.
  58. ↑ ستوده، پابه‌پای آفتاب، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۱۰۹.
  59. ↑ «امام خمینی به کدام ورزش ها علاقه داشتند؟»، وب‌سایت تابناک.
  60. ↑ رجایی، برداشت‌هایی از سیره امام‌خمینی، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۴-۹.
  61. ↑ ستوده، پابه‌پای آفتاب، ج۲، ص۲۹۶-۲۹۷.
  62. ↑ رجایی، برداشت‌هایی از سیره امام‌خمینی، ۱۳۹۲ش، ج۳، ص۵۵.
  63. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۱، ص۵۴۳-۵۴۴.
  64. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۱، ص۵۴۰-۵۴۱.
  65. ↑ مرتضوی، دانشنامه امام خمینی، ۱۴۰۰ش، ج۱، ص۵۴۹-۵۵۰.
  66. ↑ حبیبی، «امام خمینی رحمه الله علیه از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی»، 1395ش، ص۳۲-۳۵.
  67. ↑ «امام خمینی(ره) از دید چهره‌‌های سرشناس جهان»، وب‌سایت مشرق.
  68. ↑ «امام خمینی(ره) از نگاه شخصیت‌های ایران و جهان»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  69. ↑ «امام خمینی(ره) از دید چهره‌‌های سرشناس جهان»، وب‌سایت مشرق.
  70. ↑ «امام خمینی(ره) از نگاه شخصیت‌های ایران و جهان»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  71. ↑ «امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری»، پرتال امام خمینی.
  72. ↑ «امام خمینی(ره) از نگاه شخصیت‌های ایران و جهان»، خبرگزاری رسمی حوزه.
  73. ↑ «سید روح‌الله موسوی خمینی»، در وب‌سایت ویکی‌شیعه.
  74. ↑ خامنه‌ای، «پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی»، در وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.
  75. ↑ خامنه‌ای، «پیام به ملت ایران در آغاز مسئولیت رهبری»، در وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
  76. ↑ «زندگی‌نامه امام خمینی»، در سایت جامع امام خمینی.
  77. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج1، ص21-23.
  78. ↑ پاکتچی و دیگران، «خمینی، روح‌الله»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  79. ↑ پاکتچی و دیگران، «خمینی، روح‌الله»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  80. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج1، ص153.
  81. ↑ «سید روح‌الله موسوی خمینی»، در وب‌سایت ویکی‌شیعه.
  82. ↑ «سید روح‌الله موسوی خمینی»، در وب‌سایت ویکی‌شیعه.
  83. ↑ «زندگی‌نامه امام خمینی»، در سایت جامع امام خمینی.
  84. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج6، ص16.
  85. ↑ «بیانات آیت‌الله جوادی آملی در همایش تفسیر تسنیم»، وب‌سایت مناهج.
  86. ↑ خامنه‌ای، «دیباچه صحیفه امام»، صحیفه امام، 1389ش، ج1، صفحه ذ.
  87. ↑ «بیانات آیت‌الله العظمی جوادی آملی در همایش تفسیر تسنیم»، وب‌سایت مناهج.
  88. ↑ پاکتچی و دیگران، «خمینی، روح‌الله»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  89. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج13، ص221-224.
  90. ↑ پاکتچی و دیگران، «خمینی، روح‌الله»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی.
  91. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج21، ص220-226.
  92. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج9، ص267.
  93. ↑ امام خمینی، صحیفه امام، 1389ش، ج21، ص289.

منابع

  • اشراقی، عاطفه، مصاحبه چاپ‌شده در پابه‌پای آفتاب، تدوین امیررضا ستوده، تهران، پنجره، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش.
  • «امام خمینی از دیدگاه مقام معظم رهبری»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ش.
  • «امام خمینی(ره) از نگاه شخصیت‌های ایران و جهان»، خبرگزاری رسمی حوزه، تاریخ درج مطلب: ۱۳ خرداد ۱۳۹۱ش.
  • «امام خمینی(ره) از دید چهره‌‌های سرشناس جهان»، وب‌سایت مشرق، تاریخ درج مطلب: ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ش.
  • «امام خمینی به کدام ورزش ها علاقه داشتند؟»، وب‌سایت تابناک، تاریخ درج مطلب: ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، دیوان امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، «نامه عاشقانه امام خمینی به همسرشان»، پرتال امام خمینی، تاریخ درج مطلب: ۲۶ مهر ۱۳۹۱ش.
  • «اندیشه های سیاسی امام خمینی»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ش.
  • انصاری، حمید، حدیث بیداری، زندگی‌نامۀ امام خمینی از تولد تا رحلت، تهران،‌ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • بنی‌فضل، مرتضی، خاطرات، چاپ‌شده در صحیفه دل، به کوشش حمید بصیرت‌منش و احمد میریان، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
  • بهجت،‌‌ محمدقاسم، استادان امام، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • «بیانات آیت‌الله العظمی جوادی آملی در همایش تفسیر تسنیم»، وب‌سایت مناهج، تاریخ درج مطلب: ۷ اسفند۱۴۰۳ش.
  • پسندیده، سیدمرتضی، خاطرات آیت‌الله پسندیده، گفته‌ها و نوشته‌ها، تهران، مؤسسه تنظیم آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۴ش.
  • «تاثیرات حضرت امام (ره) بر جهان غرب»، وب‌سایت پرسمان دانشجویی، تاریخ درج مطلب: ۱۳ آبان ۱۳۸۹ش.
  • ثقفی، خدیجه، بانوی انقلاب خدیجه‌ای دیگر، به کوشش علی ثقفی، بانوی انقلاب خدیجه‌ای دیگر، ص تهران، مؤسسه تنظیم، چاپ اول، ۱۳۹۳ش.
  • حبیبی، «امام خمینی رحمه الله علیه از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی»، مجله پاسدار اسلام، شماره ۴۱۱، 1395ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «پیام به ملت ایران در آغاز مسئولیت رهبری»، در وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۸ خرداد ۱۳۶۸ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی»، وب‌سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای، ۱۰ خرداد ۱۳۶۹ش.
  • خامنه‌ای، سیدعلی، «دیباچه صحیفه امام»، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • خسروپناه، عبدالحسین، منظومه فکری امام خمینی، تهران، سازمان انتشارات، ۱۳۹۵ش.
  • رجایی، غلام‌علی برداشت‌هایی از سیره امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۹۲ش.
  • روبین وود زورث، زیباترین تجربه من، ترجمه خدیجه مصطفوی، تهران،‌ ضریح آفتاب، ۱۳۹۳ش،
  • روحانی، سیدحمید، حاج‌آقامجتبی تهرانی شاگرد دلباخته امام، مجله ۱۵ خرداد، شماره ۳۴، ۱۳۹۱ش.
  • روحانی، سیدحمید، نهضت امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۳ش.
  • «رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ش.
  • «زندگی نامه»، پرتال امام خمینی، تاریخ درج بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ش.
  • «زندگی‌نامه امام خمینی»، در سایت جامع امام خمینی، تاریخ بازدید: ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ش.
  • ستوده، امیررضا، پابه پای آفتاب، تهران، پنجره، ۱۳۸۲ش.
  • سبحانی‌نیا، محمدرضا و علی‌عسکری، سعیدرضا، مهر و قهر، اصفهان، مرکز فرهنگی شهید مدرس، ۱۳۷۹ش.
  • سجادی، عبدالقیوم، «امام خمینی(ره) و جنبشهای اسلامی معاصر»، مجله علوم سیاسی، شماره ۵، 1378ش.
  • «سند حمایت مراجع و علما از مرجعیت امام خمینی در سال 1342»، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۲ خرداد ۱۴۰۰ش.
  • «سید روح‌الله موسوی خمینی»، وب‌سایت ویکی‌شیعه، تاریخ بازدید: ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ش.
  • صالحی، سیدعباس، امام و مرجعیت، مجله حوزه، شماره ۵۶–۵۷، ۱۳۷۲ش.
  • عباسی، محمد، «سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی قدس‏ سره»، مجلۀ معرفت، شماره ۱۲۷، ۱۳۸۷ش.
  • فراتی، عبدالوهاب، «مرجعیت امام خمینی»، مجلۀ حضور، شماره ۳۵، ۱۳۸۰ش، در پرتال جامعه علوم انسانی، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ش.
  • فرازی، صادق، «دستاوردهای انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)»، مجله حصون، شماره ۲، ۱۳۸۳ش.
  • قادرى، علی، خمينى روح‌الله: زندگى‌نامه امام خمينى بر اساس اسناد و خاطرات و خيال، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، ۱۳۷۸ش.
  • کریمی، حسین، «توسعه اقتصادی از دیدگاه حضرت امام خمینی»، پژوهشنامه انقلاب اسلامی(دانشگاه اصفهان)، شمارۀ ۵-۶، 1380ش.
  • مجموعه آثار حضرت امام خمینی سلام الله علیه - نسخه ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، تاریخ بازدید: ۲۰ مهر ۱۴۰۵ش.
  • مرادی‌نیا، محمدجواد، خاندان امام‌خمینی، تهران، دانشگاه آزاد، چاپ اول، ۱۳۹۳ش.
  • مرادی‌نیا، محمدجواد، منزل به منزل با خمینی، تهران،‌ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ ش
  • مرتضوی، ضیا، دانشنامه امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰ش.
  • «نهادهایی که با فرمان مستقیم امام خمینی تشکیل شدند کدامند؟»، پرتال امام خمینی، تاریخ بازدید: ۲۱ مهر ۱۴۰۵ش.
  • نوری، حسین، آیینه‌داران حقیقت، مصاحبه‌های مجله حوزه، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۸۲ش.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، امام‌خمینی به روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، تهیه و تنظیم عبدالرزاق اهوازی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵ش.