مجموعهای از گروههای انسانی با ویژگیهای زبانی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی متمایز که در چارچوب سرزمین ایران زندگی کرده و در عین تنوع، هویت ملی مشترک ایرانی را شکل میدهند
شکلدهندهٔ تنوع فرهنگی ایران و در عین حال عامل تقویت هویت ملی، همبستگی اجتماعی و پیوند تاریخی ایرانیان
زیرنویس عنوان
گروههای متنوع و متکثر انسانی با هویت مشترک ایرانی
اقوام ایرانی؛ گروههای متنوع و متکثر انسانی با هویت مشترک ایرانی.
ایران مجموعهای از اقوام مختلف شامل فارس، ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، عرب، گیلک، مازنی و سیستانی را در خود جای داده است. هر یک از این قومها با ویژگیهای زبانی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی متمایز، بخشی از هویت پیچیده و چندلایه این سرزمین را شکل میدهند. اقوام ایرانی با وجود این تنوع، قرنها در چارچوب یک سرزمین مشترک و تحت حکومتهای متمرکز یا غیرمتمرکز تاریخی، زیستهاند. مهمترین عوامل وحدتبخش و شکلدهنده هویت ملی و فراگیر در ایران، اشتراک در تاریخ و سرنوشت مشترک از دوران باستان تا انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، زبان و ادبیات فارسی به عنوان زبان مشترک و حامل فرهنگ، دین اسلام و مذهب تشیع به عنوان کانون اصلی هویتساز، سرزمین و جغرافیای مشترک و اعیاد و مناسک ملی-مذهبی مشترک مانند نوروز، محرم و عید فطر بودهاند. این مشترکات، همزیستی مسالمتآمیز و انسجام اجتماعی را در طول تاریخ برای اقوام ایرانی ممکن ساخته است. در دوران معاصر، نظام جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر قانون اساسی، بر برابری حقوقی همه اقوام، احترام به تنوع فرهنگی در چارچوب وحدت ملی و مبارزه با هرگونه تبعیض و نژادپرستی پای فشرده است. با این حال، چالشهایی مانند تبعیضات تاریخی، محرومیت نسبی برخی مناطق، جهانیشدن و رسانههای نوین میتوانند بر این انسجام تأثیر بگذارند. از منظر صاحبنظران، آینده همبستگی ملی ایران در گرو تدوین و اجرای سیاستهای عادلانه توسعهای، تقریب مذاهب، مدیریت هوشمندانه فضای مجازی و ترویج گفتوگوی سازنده بین اقوام در پرتو اصول اسلامی و منافع ملی است، بهگونهای که تنوع قومی نه بهعنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای غنای فرهنگی و تقویت اقتدار ملی شناخته شود.
تعریف
قوم را مجموعهای از افراد یا گروههای انسانی دانستهاند که بر اثر گسترش یک یا چند خانواده پیوسته به وجود آمدهاند. عموماً این مجموعه دارای نژاد، زبان، فرهنگ، دین، مذهب، زیستبوم،[۱] پیشینهٔ تاریخی و آدابورسوم مشترک هستند که این نوع اشتراکها قومیت را تشکیل میدهند.[۲] امروزه اصطلاح قوم بیشتر در دو حوزه دانشی شامل مطالعه اقوام یا قومشناسی (به انگلیسی: Ethnology) و مردمنگاری (به انگلیسی: Ethnography)، مورد توجه است.[۳]
هویت قومی، ملیت و هویت ملی ازجمله واژههای مرتبط با قوم و قومیت شمرده میشوند. ملیت به رابطهٔ حقوقی و قانونی فرد با یک ملت یا دولت اشاره دارد و بیانگر عضویت رسمی در یک کشور است.[۴] هویت قومی به احساس تعلق و شناسایی با گروهی خاص بر اساس اشتراکات نژادی، زبانی، فرهنگی یا تاریخی اشاره دارد. این نوع هویت بر پایه ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مشترک میان اعضای یک گروه شکل میگیرد. هویت ملی نیز بیانگر احساس تعلق و یگانگی با یک واحد سیاسی است که در آن فرد خود را بخشی از جامعهای بزرگتر میداند. شکلگیری این هویت علاوه بر حضور فیزیکی در یک جغرافیای سیاسی، نیازمند پذیرش قلبی و روانی نظام سیاسی حاکم است و اقوام مختلف را در خود جای داده است.[۵]
تعهد به هویت ملی ارتباط مستقیمی با احساس هویت قومی دارد و میتوانند مکمل یکدیگر باشند.[۶] هویت ملی در میان اقوام ایرانی از جایگاه مستحکمی برخوردار است و ایرانیان ضمن تعلق خاطر به هویت قومی، به هویت ملی مشترک نیز پایبند هستند. در این چارچوب، زبان محلی، اقتصاد منطقهای، تنوع مذهبی و خردهفرهنگهای قومی، فرصتی برای تقویت همبستگی ملی شمرده میشوند.[۷]
تاریخچه
نقشبرجستهای هخامنشی از سده پنجم پیش از میلاد که در آن یک سرباز مادی در پشت سر یک سرباز پارسی به تصویر کشیده شده است.
در پی مهاجرت گروههای مختلف آریایی از مناطق شمالی به فلات ایران، آنها در مناطق مختلف این سرزمین پهناور، پراکنده شدند و بهتدریج با ساکنان بومی درآمیختند. آریاییها به سه گروه متمایز مادها، پارسها و پارتها تقسیم شدند و همچون مثلثی، بخشهای غرب، جنوب و شرق فلات ایران را در سیطره خود گرفتند. پژوهشگران سیر تمدنی آریاییها و تشکیل جوامع منسجم فرهنگی و سیاسی آنها را تا هزاره پنجم پیش از میلاد و دوران نوسنگی، بررسی کردهاند. آریاییها در هزاره چهارم پیش از میلاد با ویژگیهای جسمانی ممتاز همچون اندام درشت و متناسب، پوست روشن، چهرههای زیبا، موهای روشن و همچنین تواناییهای نظامی چشمگیر، تمدن پیشرفته و سبک زندگی مستقر از اقوام همجوار خود متمایز بودند. جوامع آریایی، اقتصاد و معیشت خود را بر دامداری و کشاورزی استوار کردند. مادها که در گسترهای وسیع از شمال زاگرس تا دشتهای مرکزی ایران سکونت داشتند، اولین حکومت آریایی را برپا کردند. بررسی دقیق گزارشها و کتیبههای مربوط به اقوام ایرانی در دوران باستان نشان میدهد که روابط میان اقوام ایرانی بیشتر مبتنی برهمترازی بوده و تمامی اقوام از جایگاه و موقعیتی کمابیش برابر برخوردار بودهاند.[۸]
ورود اسلام به ایران
با ورود اسلام به ایرانزمین، اقوام ایرانی کاملاً از این آیین اثر پذیرفتند[۹] و بهویژه آموزههای اسلام دربارهٔ عدالت و برابری قومی، نژادی و زبانی، اقوام ایرانی را به سوی اسلام جذب کرد.[۱۰] در آن زمان، حکومت ساسانی با نارضایتی عمیق ایرانیان روبرو بود و دین زرتشت نیز بهدلیل فساد موبدان، دیگر مورد اعتقاد قلبی مردم ایران نبود. ایرانیان با پذیرش دین اسلام، برای پیشرفت این دین تازه، تلاش فراوانی کردند و تاریخ، ادبیات، سیاست و تمدن اقوام ایرانی با اسلام درآمیخت.[۱۱]
نگارهای از شیخ صفیالدین اردبیلی جد بزرگ پادشاهان صفوی در کنار مریدان
حکومت صفوی با رسمیتبخشیدن به مذهب تشیع دوازدهامامی (۹۰۷ق)[۱۲] این مذهب را به عامل مهمی در وحدت ملی ایرانیان تبدیل کرد و مرزهای فرقهای و قومی را تحتالشعاع قرار داد. این اقدام پاسخ به نیاز جامعه ایرانی به هویتی مستقل در مقابل امپراتوری عثمانی و ازبکان بود. مهاجرت علمای شیعه جبلعامل از لبنان به ایران، هویت شیعی را در تاروپود جامعه ایرانی تنید.[۱۳] حکومت ایران در این دوره میکوشید تا مشارکت و همراهی اقوام مختلف را با سیاستهای مسالمتآمیز و مبتنی بر تفاهم، جلب کند.[۱۴]
مبارزان نهضت مشروطه در تبریز؛ ستارخان و باقرخان نیز در میان آنها هستند.
حکومت قاجار از حمایت برخی اقوام بهویژه آذربایجانیها و ایجاد پیوندهای دینی و فرهنگی با آنها، علیه اقوام دیگر استفاده میکردند. این الگو نوعی بازی قدرت و استفاده ابزاری از تنوع قومی برای تثبیت سلطه بهشمار میآید.[۱۵] رویکردهای سرکوبگرانه برای تحکیم قدرت مرکزی و جلوگیری از شورشهای قومی، بیتوجهی به حقوق از دسترفته اقوام[۱۶] منجر به ایجاد و تشدید شکافهای قومی در ایران شده و زمینه را برای ناآرامیها و شورشهای قومی علیه قاجار فراهم ساخت؛ بهطوری که اقوام مختلف در جنبش مشروطیت نقشآفرینی کردند.[۱۷]
دوران معاصر
جشن کشف حجاب در قم در دوره رضا شاه
حکومت پهلوی (۱۳۰۴–۱۳۵۷ش) اگرچه خواستار شکلگیری یک دولت ملی و فراگیر بود، اما گفتمان برتریطلبانه رضاخانی با شعار «یک ملت، یک نژاد، یک زبان» به همبستگی اقوام ایرانی ضربه زد.[۱۸] صاحبنظران، حکومت پهلوی را در ایجاد پیوند میان مؤلفههای هویت ملی، باورهای دینی و مدرنیته ناکام میدانند. محمدرضا پهلوی با شعار باستانگرایی، به تقابل با نهادهای مذهبی دامن زد و در پی سرکوب نظاممند خردهفرهنگهای قومی برآمد.[۱۹]
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر اصل کرامت انسانی از تمرکز بر قومیت خاص فاصله گرفته و به سمت مشارکت همهجانبه اقوام ایرانی در پیشرفت و آبادانی ایران حرکت کرده است.[۲۰]
تنوع زبانی و گویشی اقوام ایرانی
گوناگونی زبانها و گویشها از ویژگیهای بارز جامعه ایرانی است؛ بهطوری که امروزه ۷۵ زبان و گویش مختلف در ایران وجود دارد.[۲۱] این تنوع زبانی، بازتابدهندهٔ پیشینه تاریخی پربار و غنای فرهنگی این سرزمین دانسته میشود. امروزه استان آذربایجان غربی دارای بیشترین گوناگونی گویشهای محلی در میان استانهای ایران است.[۲۲] گویش، فرم خاصی از یک زبان با ویژگیهای واژگانی، دستوری و آوایی است. یک گویش میتواند شامل چندین لهجه باشد.[۲۳]
زبان اما چارچوب کلیتری است که گویشهای مختلف را دربرمیگیرد و ممکن است بهعنوان نماد هویت ملی یا سیاسی یک کشور عمل کند. گویشها نشاندهندهٔ تنوع فرهنگی درون یک خانوادهٔ زبانیاند. زبانهای فارسی، تاتی، کردی، لری، بلوچی، مازندرانی و گیلکی، خانواده زبانهای ایرانی را تشکیل میدهند و هر کدام دارای انواع گویش هستند. لهجهٔ تهرانی بهعنوان لهجهٔ معیار زبان فارسی در ایران شناخته شده و در رسانههای ملی استفاده میشود.[۲۴]
گونههای مختلف گویشها و لهجهها در زبان اقوام ایرانی عبارت است از:
لهجههای تهرانی، اصفهانی، شیرازی و کرمانی در زبان فارسی؛
لهجههای رشتی، لاهیجانی، رودسری، و آستانهای در زبان گیلکی؛[۲۵]
لهجههای تبریزی، قرهداغی، یامچی، ارومیه، مراغه، اردبیل، زنجان و همدان در زبان ترکی؛[۲۶]
گویشهای کرمانجی، سورانی، زازاکی و گورانی در زبان کردی؛[۲۷]
گویشهای رخشانی (راسکری)، سراوانی، لاشاری، کریمی، ساراوی و مکرانی در زبان بلوچی؛[۲۸]
گویشهای خرمآبادی، چگنی، بروجردی، ملایری، سیلاخوری، گاپلهای، بالاگریوهای، تویسرکانی، ملکی، بویراحمدی، کهگیلویهای و ممسنی، بختیاری، شولی، لیراوی، بهمئی و یاسوجی در زبان لری.[۳۰]
دستهبندی اقوام ایرانی
مهمترین عامل در تنوع قومی ایرانیان، زیستبوم است. فلات ایران دارای مناطق کویری، کوهستانی جلگهای و جنگلی است. این تنوع اقلیم سبب تفاوتهای فرهنگی و اقتصادی شده است.[۳۱] اقوام ایرانی به فارس، ترک، کُرد، لُر، بلوچ، ترکمن، عرب، گیلکی، مازنی و سیستانی تقسیم شدهاند.[۳۲]
فارس
فارسها اصلیترین گروه قومی ایران هستند و عمدتاً در مناطق مرکزی و بخشهایی از شمال شرق ایران سکونت دارند. آنها جمعیت غالب بسیاری از کلانشهرهای ایران ازجمله تهران، اصفهان، مشهد، شیراز، کرج، اراک، یزد، کرمان و بخشهایی از استانهای سمنان، بوشهر، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، قزوین و همدان را تشکیل میدهند.[۳۳] فارسها پیرو مذهب شیعه دوازده امامی هستند؛ هرچند در برخی مناطق مرزی، اقلیتهای سنیمذهب نیز به این زبان سخن میگویند.[۳۴]
ترک
زنان و مردان ایل قشقایی در فضای داخلی سیاهچادر عشایریمجید شهریاری؛ دانشمند برجسته هستهای ایران و از نخبگان علمی اهل زنجان.
ترکها دومین گروه قومی بزرگ ایران محسوب میشوند و عمدتاً در شمال غرب کشور از استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و اردبیل تا زنجان و قزوین ساکن هستند و حضور آنها تا همدان و غرب گیلان نیز گسترش یافته است. جمعیت قابل توجهی از ترکها در شهرهای بزرگی مانند تهران، قم و اراک نیز زندگی میکنند. این قوم از جایگاه اجتماعی ممتازی در ایران برخوردار بوده و نخبگان آن در عرصههای سیاسی، فکری، مذهبی، علمی و فرهنگی نقش برجستهای ایفا کردهاند. اگرچه ترکها در زبان با فارسها متفاوت هستند؛ اما در مذهب شیعه با اکثریت ملت ایران اشتراک دارند.[۳۵] پیشینه حضور ترکها در فلات ایران به پیش از میلاد مسیح بازمیگردد. هونها و ساواران از گروههای اولیه ترکان هستند که در شمالغربی ایران و قفقاز ساکن شدند.[۳۶]
بیشتر ترکهای ایران به گویش ترکی آذربایجانی سخن میگویند. زیرشاخههای زبان ترکی رایج در ایران شامل ترکی قشقایی، ترکی خلجی، ترکی شاهسونی، ترکی افشاری و ترکی سنقری است.[۳۷]
زن آذربایجانی با پوشش محلی در سیویکمین جشنواره فرهنگی ورزشی عشایر آذربایجان شرقی، ۲ خرداد ۱۴۰۵شلباس محلی زنان در اقوام ترک شامل سرپوش، چارقد گلدار، پیشانیبند، پیراهن و روپوش چاکدار است. زنان جوان کلاه برک و زنان مسنتر سربند یایلیق استفاده میکنند. در مناطق عشایری، پیراهن و دامن بلند با چارقد رواج دارد. رنگهای بهکار رفته در لباسها اغلب روشن و گلدار و از جنس ترمه و ابریشم هستند. مردان از لباس چیندار استفاده میکردند که دوزملی آرغالیخ نامیده میشد. کلاههای متنوعی مانند پاپاخ و سرداری استفاده میشده است.[۴۰]
تِشلَّه، باش یا گوت (سروته)، اشی یه شیک، جول لایا آتدی، پلع وَسته، یومورتا ساواش دیرماق، گیردکان دیقیراتماخ (گردوبازی)، آشیق اویناماق، جولییا آتماق (جولا آتدی)، ماراقویماق، چاققیشد یرماق (تخممرغبازی)، فییش قویماق (کمربندبازی) و آراداووردی اسامی بازیهای محلی ترکها است.[۴۳]
تصویری از گروه موسیقی عاشیقلر، تله کابین تبریز. نوروز ۱۳۹۰شموسیقی آذربایجان دارای سبکهای متنوعی مانند موسیقی محلی (عاشیقی)، سنتی (مقامی)، موسیقی تشریفاتی و سبک بزمی است. سازهای مهم موسیقی ترکی شامل تار آذری، قوپوز (چگور)، بالابان، ناقارا و باغلاما است.[۴۴] موسیقی آذربایجان از اوزانها (نیاکان عاشیقها) آغاز شده و با هنر عاشیقها به اوج رسیده است.[۴۵]
رقص لزگی از شناختهشدهترین انواع رقص آذری است. این رقص با ریتم آرام آغاز شده و بهتدریج سرعت میگیرد. پوشش سنتی اجراکنندگان شامل لباسهای تیره و روشن، کلاه پشمی و چکمههای بلند است که نشاندهندهٔ عناصر فرهنگی منطقه است. این رقص بهصورت فردی، گروهی یا همراه با ابزارهایی مانند چوب و شمشیر اجرا میشود.[۴۶]
کرد
مردان کرد با لباس سنتی در جشن نوروز در روستای بیساران استان کردستان
قوم کرد سومین گروه جمعیتی از ملت ایران محسوب میشوند. در حال حاضر، کردهای ایران بهطور عمده در غرب کشور ازجمله استان کردستان، جنوب آذربایجان غربی و برخی از مناطق استانهای کرمانشاه و ایلام زندگی میکنند.[۴۷] کردها بخشی از اقوام آریایی هستند که از حدود چهار هزار سال پیش در مناطق کردنشین امروزی سکونت داشتهاند.[۴۸]زبان کردی با لهجههای کرمانجی، سورانی، زرزا، گورانی و کلهر از لحاظ ساختار و ریشه، جزو شاخههای زبانهای ایرانی هندواروپایی بهشمار میآید.[۴۹] بخشی از کردهای ایران بهویژه در استان کردستان پیرو مذهب شافعی و بخشی دیگر ازجمله در استان کرمانشاه و استان ایلام پیرو مذهب شیعه هستند.[۵۰] طریقتهای قادریه، نقشبندیه، اهل حق و یزیدیها، از جمله طریقتهای کُردزبانان در ایران هستند.[۵۱]
موسیقی کردی از اصیلترین گونههای موسیقی ایرانی بهشمار میرود و در آن سازهایی مانند نی، سورنا، نایه، دهل، تنبک، تنبور و کمانچه بهکار میرود. مقامهای موسیقی کردی نیز شامل بیت (بالوره)، سوز و مقام، سیاه چمانه، هوره، حیران، لاووک (لاوژه)، گورانی و چمری است.[۶۳]
هه لپرکی، رقص سنتی کردها است که رقصی رزمی و نماد وحدت مردم کرد بهشمار میآید.[۶۴]
لر
زنان و مردان لر در کنار سیاهچادر عشایر
قوم لر در غرب و جنوبغربی ایران زندگی میکنند و بیشتر آنها عشایر کوچنشین هستند.[۶۵]زبان لری، نزدیکترین زبان به فارسی محسوب میشود و قوم لر بیشترین تجانس مذهبی، زبانی و فرهنگی را با حکومتهای مرکزی در ایران داشته است.[۶۶] لرها عموماً پیرو مذهب شیعه هستند.[۶۷] قوم لر در یک دستهبندی کلان، به دو شاخه لر بزرگ و لر کوچک، تقسیم میشود. لر بزرگ عمدتاً در استانهای کهگیلویه و بویراحمد، فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، بخشی از اصفهان، بخشی از خوزستان و قسمتی از لرستان پراکندهاند. طوایف لر کوچک نیز در استان لرستان، پشتکوه (استان ایلام)، جنوب کرمانشاه، استان همدان و شهرستان اندیمشک در خوزستان زندگی میکنند. لرستان کوچک به دو منطقه پیشکوه در استان لرستان امروزی و پشتکوه در استان ایلام تقسیم میشود. لر بزرگ نیز به دو شاخه بختیاری و لرهای کهگیلویه و بویراحمد یا بهطور کلی لرهای سربند و لرهای زیربند تقسیم میشود. لر بزرگ که بخش عمدهای از قوم لر را تشکیل میدهد، زیرگروههای مختلفی دارد که مهمترین آنها ایلاتی چون بختیاری، بویراحمد، ممسنی، طیبی، چرام و لیراوی هستند.[۶۸]
زنان لر از سرپوشهایی به نام تَرَه، گلونی، کَت، هراتی و عرقچِن، از نوعی پیراهن به نام جومه از کت مخملی به نام کلنجه و جلیقه استفاده میکنند.[۷۳]مردان لر از کلاه نمدی، شال، ستره (قبای بلند و رسمی)، گیوه، کپنک (قبای پشمی) و چوغا (بالاپوش) در پوشش خود استفاده میکنند.[۷۴]
استان لرستان ۱۵درصد از صنایعدستی ایران را به خود اختصاص داده است و قدمت برخی از صنایعدستی عشایر لرستان به بیش از ۴۵۰۰ سال میرسد.[۷۵] صنایعدستی مردمان لر شامل سیاهچادر، قالی، گلیم، ماشته، هور و جاجیم است.[۷۶]
موسیقی لری، با قدمتی دیرینه، از تنوع بالایی برخوردار است و به دو دسته کلی آوازی و سازی تقسیم میشود.[۷۹]
رقص لری، با نامهای دَسگِرِته، باختِه،[۸۰] چووپی، یا بازی، رقصی جمعی و زنجیروار است که با هدایت «سرچووپی» (رهبر رقص) و دستمال رنگی او انجام میشود.[۸۱]
بلوچ
زنان و مردان بلوچ با لباس محلی
بیشتر مردم بلوچ در استان سیستان و بلوچستان زندگی میکنند؛ اما گروههایی از این قوم در خراسان، هرمزگان، یزد، بندرلنگه و استان گلستان نیز سکونت دارند.[۸۲] در متون دوره هخامنشی و کتیبه بیستون، از قوم بلوچ با نامهای گدوزیا و گدروچ یاد شده و در شاهنامه نیز، بارها به این قوم اشاره شده است. بسیاری از پژوهشها بر ریشه ایرانی و آریایی قوم بلوچ تأکید دارند.[۸۳] مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن میگویند که دارای شش گویش اصلی به نامهای رخشانی (سرحدی)، راوانی، لاشاری، کیچی، ساحلی و سلیمانی است.[۸۴] اکثر مردم بلوچ مسلمان و پیرو مذهب حنفی هستند.[۸۵]
مردم بلوچ ماه رمضان را با آداب و رسوم متنوع، بسیار گرامی میدارند و در پایان این ماه، عید فطر را نیز با شکوه فراوان برگزار میکنند.[۸۶]
بلوچها مراسم عزاداری در ماه محرم را پرشور برگزار میکنند و بهویژه آش نذری دلگ عاشوری (هفت دهلی) را به این مناسبت تهیه میکنند.[۸۷]
بلوچها بهمناسبت درگذشت اقوام و نزدیکان، مراسم سوگواری ویژهای با نام پرسه برگزار میکنند.[۸۸]
مردان بلوچ از پاک (عمامه) و مُسر (دستمال شبیه عمامه)، کلاه سوپی (ویژه مسجد و زمان عبادت) و چکندوز (کلاه دستدوز اعیانی)، لنگ (پارچهای دور گردن)، جامگ (پیراهن گشاد) و گنجپراک (زیرپیراهن)، پاجاکم (شلوار گشاد چیندار) و سرینبند (کمربند پارچهای/ نخباف برای شلوار)، شال (کت مخصوص زمستان) و کُرو (جوراب پشمی برای زمستان) در پوشش خود استفاده میکنند. بهعنوان کفش نیز از سواس و پوزا، دوبند و کوش استفاده میکنند.[۸۹]
زنان بلوچ از جامک و پاجامک، سریک (نوعی روسری از چادر بزرگتر) و تکو (نوعی چارقد) در پوشش خوداستفاده میکنند. پوشاک زنان از پارچههای مرغوب نخی و ابریشمی و با رنگهای مختلف تهیه میشود. همچنین لباسهای زنان بلوچ با سوزندوزی، بلوچدوزی، پریواردوزی و آیینهدوزی تزیین میشود.[۹۰]
سوزندوزی بلوچی، شهرتی جهانی دارد. سفالگری، حصیربافی، سکهبافی، زرگری و قالیبافی نیز از دیرباز میان قوم بلوچ رواج داشته است.[۹۱]
رقص بلوچی دارای تنوعی از جمله دوچاپی، سهچاپی، لنکی، کوپکو و لیوا است. معروفترین این رقصها، دوچاپی است که نمادی از همبستگی بلوچها بهشمار میرود. رقص با چرخیدن و کفزدن منظم شروع میشود و با افزایش سرعت ریتم موسیقی، سرعت چرخیدن نیز بیشتر میشود.[۹۴]
ترکمن
چهار مرد ترکمن از بخش راز و جرگلان در استان خراسان شمالی
ترکمنهای ایران بیشتر در جنوب شرقی دریای خزر و در ترکمنصحرا و اطراف رودخانهٔ اترک و گرگانرود سکونت دارند. سکونتگاه قوم ترکمن در ایران، بخش شمالی استان گلستان و منطقهٔ راز و جرگلان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی است. از شهرهای مهم ترکمنها در ایران میتوان بندر ترکمن، گنبد کاووس، کلاله، آققلا، گمیشان، مراوهتپه و اینچهبرون را نام برد.[۹۵] ترکمنها که شاخهای از اقوام ترکتبار محسوب میشوند، از دیرباز در دشتهای پهناور پاییندست رود سیحون و میان دریاچه خوارزم بهصورت کوچنشینی زندگی میکردند.[۹۶] قوم ترکمن از چند ایل بزرگ به نامهای آتا، آلعلی (علی ایلی و آلیلی)، اِرساری (ایرساری، ارزاری و ارسالی)، تَکَه، چاودور (چُودُور)، ساریق (ساریک و سالور)، سقر (ساقار و قره)، یمیرلی (ایمیرلی و یمرهلی)، یموت و کوکلان (گوکلان) تشکیل شده است که هرکدام شامل دهها تیره و طایفه کوچک و بزرگ هستند. بعضی از ایلات ترکمن در قرون گذشته بهواسطهٔ رشد یکجانشینی و زراعت به دو گروه بزرگ چَمُور یا چومِر (که شامل زارع و دامدار و صیاد و بازرگان بودهاند) و چاروا یا کوچگر (که شامل دامدار و شترچران بودهاند)، تقسیم شدهاند.[۹۷] زبان ترکمنی شاخهای از گروه زبانهای ترکی اُغُزی محسوب میشود.[۹۸] ترکمنها مسلمان واغلب پیرو مذهب حنفی هستند و بسیاری نیز به طریقت نقشبندیه گرایش دارند.[۹۹]
ذکر خنجر و آیین پرخوانی از سنتهای کهن ترکمنی است.[۱۰۱] آققویون نیز جشنی است که در سن شصتوسه سالگی مردان ترکمن و به یاد طولعمر حضرت محمد برگزار میشود.[۱۰۲]
زنان ترکمنی با لباس سنتی در جشنوار اقوام بندر ترکمنلباس سنتی زنان ترکمن که نماد اصالت و هویت این قوم است شامل پیراهنهای بلند رنگارنگ، چهارقدهای زیبا و روسریهای سنتی میشود.[۱۰۳] قیرمیز کؤینک، پیراهن ابریشمی قرمز با سوزندوزیهای ظریف است که با نیمتنه بلند چابیت تکمیل میشود. زنان از شلوار گشاد بالاق با دمپای سوزندوزی شده استفاده میکنند. سرپوشها دختران، بوریک (عرقچین تزیینشده) و سرپوش زنان متأهل کلاه مخروطی توپبی با روسری ابریشمی یاشماق بر سر میگذارند.[۱۰۴]
بازیهای محلی قوم ترکمن عبارت است از: آراکسیر، آِی ترک گون ترک، چیلیک، ساقچی (اشک)، سویت قازان، قرهگوردم (گیزگن پچک)، قویون توتموش، کبهبام، یوزئک (انگشتر)، قاتیق با شیر، هگال، بش داش، آطآط، دوزوم، کوشت، سارجه قاوون، یارالیه، لنگه، مازالاق، قوشاق آتدیر و ساقچی.[۱۰۷]
قالی ترکمنصنایعدستی ترکمن شامل قالی و قالیچه ترکمنی، لباس محلی ترکمن، زیورآلات سنتی، نمدمالی، سوزندوزی، صنایع چوبی، ابریشمبافی و پلاس ترکمنی با نام اوی دیمه است.[۱۰۸]
موسیقی ترکمنی در چهار دستگاه اصلی تشنید، نوایی، قیرقلار و مخمّس اجرا میشود. سبکهای موسیقی ترکمنی به چهار گروه اصلی سبک سالیر-ساریق، سبک یموت-گوگلان، سبک دامانا و سبک آخال تکه تقسیم و در سه قالب مختلف سازی، آوازی و تلفیقی اجرا میشود.[۱۰۹]
رقص آیینی ترکمنها بهویژه ذکر خنجر با لباسهای سرخ سنتی و چکمههای چرمی اجرا میشود. حرکات چرخشی نمادین، آواهای خاص و استفاده از خنجر، ویژگیهای این رقص است.[۱۱۰]
عرب
رژه عشاير عرب خوزستان در مراسم بزرگداشت هفته دفاع مقدس، ۱ مهر ۱۳۸۸ش
عربزبانان ایران در جنوب و جنوب غربی ایران، بهویژه بخشهایی از استان خوزستان[۱۱۱] و بیشتر در شهرستانهای مرزی دشت آزادگان، خرمشهر، آبادان، شادگان و ماهشهر سکونت دارند.[۱۱۲] تاریخ عربزبانان ایران با تاریخ خاندانهای حاکم بر ایران و حکومتهای اسلامی درهم آمیخته است و آنها همواره تعلق سرزمینی خود را نشان دادهاند.[۱۱۳] عربهای ایران به زبان عربی و لهجه نزدیک به لهجهٔ عراقی سخن میگویند و البته بهدلیل آمیختگی با زبان فارسی در خوزستان، دچار تغییراتی شده است. گویش اعراب ساکن در مناطق شمالی خوزستان بهدلیل ارتباط با بختیاریها دچار تغییرات بیشتری شده است.[۱۱۴] عربهای خوزستان، عمدتاً شیعه دوازدهامامیاند.[۱۱۵] ساختار قوم عرب در خوزستان، بر اساس سلسلهمراتب ایلی شکل گرفته است. کوچکترین واحد اجتماعی، بیت است که چندین بیت با نیای مشترک، یک حموله را تشکیل میدهند. چند حموله در کنار هم عشیره را میسازند. از اتحاد چند عشیره، طایفه پدید میآید و چند طایفه، قبیله را تشکیل میدهند. یک قبیله لزوماً متشکل از افراد همتبار نیست و گاهی بر اساس اتحاد سیاسی-اجتماعی شکل میگیرد. قبایل عرب خوزستان عمدتاً در منطقهای میان اروندرود و خلیج فارس تا شوش پراکندهاند و هویت قبیلهای خود را حفظ کردهاند. برخی از مهمترین این قبایل شامل بنیکعب (خرمشهر، شادگان، جزیره مینو و اطراف اهواز)، باوین (سماغیله تا اهواز، ویس و رزگان)، آلکثیر (شهرستان اهواز)، بنیمالک (ساحل غربی کارون)، بنیطرف (دشت آزادگان و حوالی هویزه)، بنیحروان (کنارههای کرخه و کارون)، الخمیس (راموز و شادگان)، بنیلام (امتداد رود کرخه)، بنیصالح (شمال شویب، با پیشه کشاورزی)، بنیتمیم (بین هویزه و اهواز) و سلامت (مرکز خوزستان، شرق رود گرگر) است.[۱۱۶]
اجرای رسم یزله توسط اعراب خوزستانرسم سنتی یزله یا هوسه،[۱۱۷] رسم گرگیعان در شب میلاد امام حسن مجتبی،[۱۱۸] آیین فصل برای قطع چرخه انتقامگیری پس از قتل با تعیین فصیله بهعنوان خونبها، از سنتهای فرهنگی رایج در طوایف عرب خوزستان است.[۱۱۹]
لباس اعراب خوزستان شامل پوشش اصلی عبایه برای زنان[۱۲۰] و دشداشه یا ثوب برای مردان است. اعراب خوزستان برای محافظت از سر و صورت در برابر تابش آفتاب و گرد و خاک، از پارچهای به نام کوفیه یا چفیه استفاده میکنند که با حلقههای سیاه رنگی به نام عِقال بر روی سر محکم میشود.[۱۲۱]
بازیهای محلی عربزبانان در استان خوزستان شامل عظیمالغطا، اچعاب، طمت اِخریزه، شگ و شگ، عصیت برأس، اِمحیبس، حصالطلیه، لعبه و بلم است.[۱۲۴]
فرمهای رایج موسیقی در عربهای ایران شامل ابوذیه، موال، هوسه (یزله) و چوبیه است. بهطور کلی، موسیقی سنتی عرب شامل دو نوع سازی و آوازی است. مهمترین فرمهای آوازی شامل قصیده، لیالی، موال، توشیح و فرمهای ساز مانند تقسیم و نوبه میشود. گروههای نوازنده و خواننده که با سازهای عربی در خوزستان فعالیت میکنند، به «الخُشابه» معروف هستند. سازهای اصلی شامل رباب، کاسوره، لازومه، زنجاری و طبله (دمبک) است. سچابیق یا زنگهای مضاعف نیز توسط زنان کولی عربزبان خوزستان استفاده میشود.[۱۲۵]
قوم گیلک که امروزه در جلگه مرکزی، سواحل شرقی و ارتفاعات جنوب غربی استان گیلان سکونت دارند[۱۲۷] بازماندگان اقوام اولیهای مانند کاسپیها، کادوسیها و آماردها هستند.[۱۲۸] پیشینهٔ قوم گیلک به شش هزار سال پیش بازمیگردد. شواهد تاریخی نشان میدهد که این قوم پیش از آریاییها در ایران سکونت داشتهاند. آثار کشفشده در این ناحیه ثابت کرده است که تمدن قوم گیلک حتی از تمدنهای سومر، بابل، کلده و آشور نیز قدیمیتر است.[۱۲۹] اکثر مردم گیلان از قوم گیلک هستند و به دو زبان گیلکی و فارسی تسلط دارند. زبان گیلکی شامل گویشهای تالشی، هرزندی، گورانی، گیلکی، مازندرانی و برخی از زبانهای تاتی و سمنانی است که از نظر تاریخی به زبان پارتی در دوره اشکانی وابسته هستند. علاوه بر گیلکی، زبانهای تالشی، تاتی و ترکی نیز در این استان رواج دارند.[۱۳۰] بیشتر مردم گیلان از پیروان مذهب شیعه اثنیعشری هستند. با این حال، در برخی نواحی استان، جمعیت اهلسنت نیز وجود دارد و تعداد محدودی از افراد نیز به ادیانی مانند مسیحیت، یهودیت و زرتشت گرایش دارند.[۱۳۱]
استان گیلان دارای حدود ۱۴۰ بازی محلی است ازجمله: لپهبازی، پیتگلهبازی، غشبازی، گلمشته، عروسبازی، بیجبیج، آهوچره، برمومبازی، گلپا گلپا، بیزه، سوکسوک، آویزان، لبگود، خورشبازی، گدگد، جفتتاک، اشکل، ورفبازی، آپاربازی، دوبنا، تاببندی، حساببله، کلاهپران، شیریندودو، عروسگولی، آبخوربازی، آتیمار، آسبازی، آغوزبازی، آکلهماربازی، آنیمانی، آونخوتی، اُتوماتو، اَردهبشو، رشتهبیه، اسیربازی (قلعهبازی)، افلاطونی، القرهقوش، انزلیدی، انگوری، ایعنبر دو عنبر، بازآمدی، بایمبایم، برو بیا، بزن و بگیر، بهچنچن، بیستویک، بیلیبیلی مرغونهبکن، پاچوبازی، پلنگبازی، پنبهریسه، پوبوکبازی، پوچمغز، پیتچوماقبازی، پیچاسبازی، تابکش، تختهبره، تعقیب، توپتوپ، توپچی، توپگیر و تهرونیبازی.[۱۳۷]
مازنی
زنان و مردان مازنی در حال اجرای آیین نوروزخوانی در شهر ساری
مازندران یا طبرستان که امروز در شمال ایران قرار دارد[۱۳۸] در گذشته تاریخی خود، با مردمان جنگجویی شناخته میشد که در برابر امپراتوریهای آشوریان، مادها، هخامنشیان، سلوکیان و ساسانیان ایستادگی کردهاند. با ورود اسلام به ایران، مازندران بهدلیل جغرافیای کوهستانی و مسیر دشوار، دیرتر از سایر مناطق به اسلام گروید. با حکومت علویان طبرستان، مذهب شیعه بهتدریج در مازندران ریشه دواند.[۱۳۹]زبان مازندرانی که با نامهای مازنی، مازِرونی، تبری و گِلِکی شناخته میشود، دارای گویشهای شهمیرزادی، گویش گرگانیکهن، گویش طبری استرآبادی، گویش کتولی، گویش طبری رویانی، گویش طبری کجوری، گویش طبری کلارستاقی و گویش قصرانی شمیرانی است.[۱۴۰]
دختران و پسران سیستانی با لباس محلی در حال خواندن سرود در مراسم ۲۲ بهمن ۱۴۰۲ش
سیستان امروزی قسمت شمالی استان سیستان و بلوچستان را در برمی گیرد و شامل شهرستانهای زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند بوده و با کشورهای افغانستان و پاکستان هممرز است.[۱۴۷] سیستانیها در هزاره چهارم قبل از میلاد، تمدنی با دانش و صنعت پیشرفته و بر پایه نظام فئودالی برپا کردند که امروزه بقایای آن با نام شهر سوخته شناخته میشود. سیستان در سال ۲۳ق توسط مسلمانان فتح شد.[۱۴۸] سیستانیها پیرو دین اسلام و مذهب شیعه هستند و به زبان فارسی با لهجه سیستانی صحبت میکنند.[۱۴۹]
زنان سیستانی در حال سیاهدوزی سیستانیسفالگری، پارچه و حصیربافی، انواع سوزندوزی و سکهدوزی، سیاهدوزی، قالیبافی، پلاسبافی، شالبافی، معرقبافی، توتنبافی، جواهرسازی و لعبتک (عروسک) میان مردم سیستان بهویژه زنان رواج دارد.[۱۵۲]
رقص سیستانی به دو نوع چاپی و شمشیر یا چوب تقسیم میشود. رقص شمشیر با حرکات معنوی آغاز شده و نبرد پهلوانان را به نمایش میگذارد. رقص چوببازی در سیستان، ریشه در دفاع مرزی و آمادگی نظامی تاریخی منطقه دارد.[۱۵۶]
هزاره
موکب الرضای خاوریها در حال خدمترسانی به زائران پیاده در مسیر فریمان به مشهد.
بخشی از قوم هزاره در طول سدههای گذشته از مناطق مختلف خراسان بزرگ به شهر مشهد و مناطق اطراف آن، کوچ کردهاند. در دوران نادرشاه افشار، گروهی از هزارهها به مناطق مرزی خراسان کوچانده شدند و در تربت جام، باخزر، سرخس و کلات نادری ساکن شدند. این گروههای قومی که در شرق خراسان رضوی زندگی میکنند، تا امروز گویش هزارگی خود را حفظ کردهاند. در دورهٔ قاجار و پس از فتح هرات توسط حسامالسلطنه، موج دیگری از هزارهها از منطقهٔ بادغیس در افغانستان به خراسان مهاجرت کردند. گستردهترین مهاجرت هزارهها به ایران پس از سرکوب خونین آنان توسط عبدالرحمانخان در سالهای ۱۸۹۲–۱۸۹۳م رخ داد. این واقعه باعث شد هزارههای بسیاری برای نجات جان خود به ایران پناه آورند.[۱۵۷] هزارههای ساکن ایران که عمدتاً با نام خاوری شناخته میشوند،[۱۵۸] بیشتر در شهرهای مشهد، تربت جام و فریمان سکونت دارند. آنان در مناطق روستایی بهطور عمده به کشاورزی و دامداری اشتغال دارند، در حالی که هزارههای شهرنشین در مشاغل مختلف صنعتی و خدماتی فعالیت میکنند[۱۵۹]
اقوام ایرانی در کشورهای همسایه
آن دسته از اقوام ایرانی که در نقاط حاشیهای و مرزهای ایران ساکن هستند، عموماً خود را بخشی جداییناپذیر از ملت و دولت ایران میدانند. بسیاری از واحدهای پیرامونی اقوام ایرانی که امروزه خارج از مرزهای ایران قرار دارند، با میل طبیعی خود از ایران جدا نشدهاند؛ بلکه سیاستهای بینالمللی و رقابتهای سیاسی قدرتهای منطقهای سبب جدایی آنها از ایران شده است.[۱۶۰] در همین چارچوب، بخشی از مردمان ترکمنستان در آسیای مرکزی دارای اشتراکات قومی با ترکمنهای ایران دارند. همین اشتراک قومی و زبانی و فرهنگی دربارهٔ مردم جمهوری آذربایجان و بخشی از نقاط شرقی ترکیه با ناحیه ترکنشین شمال غربی ایران وجود دارد.[۱۶۱] بلوچها نیز در جنوبشرق ایران چنین وضعیتی داردند. بیشتر بلوچها در ولایتهای نیمروز، هلمند، قندهار و فراه در افغانستان و ایالت بلوچستان در پاکستان زندگی میکنند که سکونتگاه آنها مرز مشترک با ایران دارد.[۱۶۲] تداوم کردهای ایران نیز به کشورهای عراق، ترکیه و سوریه میرسد؛ در عراق شهرهای اربیل، سلیمانیه و دهوک و بخشهایی از استانهای نینوا، دیاله، کرکوک و صلاحالدین، از جمله مناطقی هستند که مردم کردزبان در آنها ساکناند. اکثریت کردهای ترکیه نیز در شرق این کشور ساکن هستند؛ اما جمعیت قابل توجهی از آنها در سراسر فلات آناتولی تا کرانههای دریای مدیترانه، بهویژه در استانهای مرکزی مانند قونیه، نیز پراکندهاند. در ترکیه، کردها عمدتاً پیرو مذهب سنی و در حد اقلیت، پیرو مذهب علوی هستند. کردهای سوریه عمدتاً در جنوب مرز با ترکیه و در امتداد خط اتوبان مرزی ساکن هستند و با کردهای ترکیه در ارتباطاند.[۱۶۳]
در جنبش مشروطه علاوه بر فارسها، اقوام دیگری همچون ترکهای آذربایجان، بختیاریها و ارمنیها بهطور مستقیم و عربها و کردها بهطور غیرمستقیم نقش داشتند و مفهوم «ایران کشور کثیرالمله» را شکل دادند و توانستند در تدوین قانون اساسی مشروطه سهیم باشند.[۱۶۶] پیروزی انقلاب اسلامی نیز مرهون همبستگی اقوام ایرانی بود که حول ارزشهای اسلامی و رهبری امام خمینی متحد شدند.[۱۶۷] در دوران جنگ تحمیلی هشتساله نیز ایرانیان صرفنظر از تعلقات قومی، برای دفاع از کشور تلاش کردند.[۱۶۸] همچنین تحریکات قومی در مناطق مرزی ایران، بهدلیل اتحاد اقوام[۱۶۹] و میزان بالای احساس تعلق آنها به ایران، ناکام مانده است.[۱۷۰]
هویت ملی
همبستگی اجتماعی از طریق پیوندهای عمومی در سطح کلان جامعه، هویت ملی را فراتر از هویتهای قومی پدیدمیآورد. همه افرادی که احساس تعلق به یک هویت ملی را دارند با وجود تفاوتهای قومی، نژادی، مذهبی و جغرافیایی، در چارچوب منافع ملی و مصالح کشور، گام برمیدارند. هویت ملی ایرانیان بر مبنای زبان فارسی و تاریخ، فرهنگ و سرزمین مشترک تعریف میشود.[۱۷۱]هویت ایرانی بر پایه سرزمین استوار است؛ نه قومیت و نژاد. ایرانی کسی است که خود و نیاکانش در این سرزمین زیستهاند و در فراز و نشیبهای آن سهیم بودهاند.[۱۷۲]
آیینها
اجرای آیین نوروزی تکمخوانی در فرهنگ آذریها
نوروز، جشن نوروز[۱۷۳] و سنتهای نوروزی،[۱۷۴]سیزدهبهدر با رفتن به دامن دشت و صحرا،[۱۷۵]شب یلدا و شبنشینی در جشن شب یلدا،[۱۷۶] چهارشنبهسوری[۱۷۷] و سنتهای آن ازجمله آیینها و نمادهای فرهنگی مشترک میان اقوام ایرانی است.[۱۷۸] اعیاد اسلامی مانند عید فطر[۱۷۹] و عید قربان،[۱۸۰]روزهداری در ماه رمضان و سنتهای آن مانند افطاری و سحری، از آیینهای دینی مشترک میان اقوام مسلمان در ایران است که بخش اصلی جمعیت را در این کشور تشکیل دادهاند.[۱۸۱]عزاداری بهمناسبت شهادت امام حسین در ماه محرم نیز اگرچه از آیینهای مذهبی ویژه شیعیان است، اما بسیاری از ایرانیان غیرشیعه و غیرمسلمان نیز در این سوگواری آیینی با شیعیان، همراهی میکنند.[۱۸۲]
مطالعات نشان میدهد که اقوام ایرانی امروزه در جستجوی فرصتهای اشتغال، درآمد و امکانات بهتر یا تحصیلات بالاتر، به شهرهای بزرگی مانند تهران، اصفهان یا مشهدمهاجرت میکنند.[۱۸۸] در این وضعیت، بسیاری از آدابورسوم یا کمرنگ و فراموش شدهاند یا از کارکرد اصلیشان فاصله گرفتهاند. رسمهایی مانند چهارشنبهسوری، جشن نوروز و مراسم عروسی که دارای کارکردهای مثبت بودهاند، امروزه هزینههای مادی و معنوی زیادی را به اقوام ایرانی تحمیل میکنند.[۱۸۹]
امروزه نظام جمهوری اسلامی ایران بهدنبال ایجاد جامعهای یکپارچه، عادلانه و پویا است که در آن همه اقوام ایرانی با حفظ هویت فرهنگی خود، در پیشرفت و آبادانی کشور سهیم باشند. در این چارچوب، تنوع قومی بهعنوان بخشی جداییناپذیر از میراث فرهنگی ایران گرامی داشته میشود و تکثر قومیت در ایران بهمثابه یک فرصت دیده میشود.[۱۹۰]
حضور اقوام در مناطق مرزی، به حفظ و حراست از مرزها کمک میکند.
ایران از مزیت تنوع ژنتیکی و استعدادهای بالقوه آنها بهرهمند است.
تنوع فرهنگی بهعنوان سدی در برابر جهانیسازی فرهنگی، به حفظ و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی کمک میکند.
وابستگی اقوام به زادگاه خود، زندگی در مناطق با شرایط دشوار را ممکن ساخته و توزیع فضایی جمعیت را تسهیل میکند.
مراودات فرهنگی با قومیتهای مشابه در کشورهای همسایه، زمینهساز پیوند فرهنگی ایران میشود و علایق مشترک این قومیتها، بستر مناسبی برای تعاملات اقتصادی ایجاد میکند.
تحولات داخلی اقوام میتواند بر اقوام آنسوی مرز تأثیر گذاشته و حوزه نفوذ و تأثیرگذاری ایران را گسترش دهد.[۱۹۱]
در جوامع چند قومیتی، رسانهها نقش بسزایی در همگرایی اقوام دارند و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات جهانی به آشنایی و فهم عمیقتر هویتهای قومی و ملی یاری میرساند.[۱۹۲] امروزه اقوام ایرانی میتوانند از رسانهها برای بیان دغدغهها و خواستههای خود استفاده کنند و رسانهها به اقوام کمک میکنند تا از یکسو مؤلفههای هویتی خود مانند زبان، موسیقی و آدابورسوم را تقویت کنند[۱۹۳] و از سوی دیگر با ترویج ارزشهای ملی موجب همگرایی اقوام ایرانی شوند.[۱۹۴]
نگاه اسلام به تفاوتهای قومیتی
اسلام، تفاوتهای قومی و قبیلهای را فرصتی برای شناخت متقابل انسانها میداند؛[۱۹۵] این تنوع، از هرجومرج در جامعه جلوگیری میکند؛ اما اسلام با هرگونه برتریجویی بر اساس نسب و قبیله مخالف است و تقوا را تنها معیار برتری میداند. اسلام با تعصب جاهلیت مبارزه میکند و هدفش، وحدت جهانی مسلمانان از هر نژاد و قوم و قبیله است.[۱۹۶] از دیدگاه امام خمینی، حمایت از قومیت بر مبنای حقطلبی، مورد تأیید و نشانه کمال انسانی است.[۱۹۷] او ملیت را در چارچوب اسلام میپذیرد و به وطن احترام میگذارد؛ اما ملیگرایی ناسازگار با فرهنگ اسلامی را که باعث تفرقه شود، نمیپذیرد.[۱۹۸]
خاوری، محمدتقی، مردم هزاره و خراسان بزرگ، تهران، عرفان، ۱۳۸۵ش، ص۱۶۰–۱۷۲.
خرازی آذر، زهرا و دیگران، «تأثیر استفاده از رسانههای جمعی و اجتماعی بر همگرایی بین قومی در ایران»، مطالعات فرهنگ ارتباطات، شمارهٔ ۳۴، شهریور ۱۳۹۵ش.
خمینی، سید روحالله، شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸ش.
خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
«درآمدی بر مردمشناسی موسیقی ترکمن»، وبسایت ادارهٔ کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گلستان، تاریخ بازدید: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«در مورد بلوچ در ویکیتابناک بیشتر بخوانید»، وبسایت تابناک، تاریخ بازدید: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«در مورد سیستان و بلوچستان در ویکی تابناک بیشتر بخوانید»، وبسایت تابناک، تاریخ بازدید: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«در مورد عشایر ترکمن در ویکیتابناک بیشتر بخوانید»، وبسایت تابناک، تاریخ درج مطلب: ۹ فروردین ۱۴۰۲ش.
دشتی، تقی، «مفهومشناسی قومیت و اقلیت قومی بهعنوان عنصری از جامعه سیاسی (به همراه شاخصهای علمی برای تشخیص میزان و شدت قومیت)»، فصلنامهٔ تحقیقات سیاسی و بینالمللی، شمارهٔ ۹، زمستان ۱۳۹۰ش.
«دنیای رنگارنگ صنایعدستی لرستان در غبار فراموشی»، خبرگزاری ایرنا، تاریخ درج مطلب: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ش.
دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، وبسایت واژهیاب، تاریخ بازدید: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«رسم فصل چیست؟»، وبسایت طبیعت، تاریخ بازدید: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«رقص آذری، نماد اصالت فرهنگ آذربایجان»، وبسایت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، تاریخ بازدید: ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«رقص سیستانی»، وبسایت ویزیتایران، تاریخ بازدید: ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«رقص محلی چوبیه؛ رقص فولکلوریک مردم عرب خوزستان»، وبسایت ادارهٔ کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، تاریخ درج مطلب: ۱ مهر ۱۳۹۵ش.
«رقصهای لری و ویژگیهای آن»، مجلهٔ ویستا، تاریخ بازدید: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
زارعی، غفار، «نقش هویت قومی در همبستگی ملی پس از انقلاب اسلامی؛ رویکردی چندفرهنگی»، فصلنامهٔ رهیافت انقلاب اسلامی، شمارهٔ ۴۷، تابستان ۱۳۹۸ش.
«زبان فارسی؛ پلی برای گفتگو و همدلی میان اقوام ایرانی»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ش.
«زبان لُری و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری، تاریخ درج مطلب: ۱۹ شهریور ۱۴۰۲ش.
«زبان قوم عرب در ایران»، وبسایت طبیعت، تاریخ بازدید: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«زبانها و گویشهای متفاوت در پهناورترین استان کشور»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۸ مهر ۱۳۹۹ش.
«زبانهای کُردی و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری، تاریخ درج مطلب: ۱۷ تیر ۱۴۰۲ش.
زریری، رضا، «تجددگرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی»، زمانه، شمارهٔ ۴۰، ۱۳۸۴ش.
زمانی محجوب، حبیب، «بررسی ورود اسلام به ایران»، تاریخ در آیینهٔ پژوهش، شمارهٔ ۲۲، ۱۳۸۸ش.
سعیدیان، عبدالحسین، سرزمین و مردم ایران، تهران، علم و زندگی، ۱۳۷۷ش.
سلیمان نوری، علیرضا، «گرگیعان جشن محلهگردی کودکان عرب زبان»، روزنامهٔ ایران، تاریخ انتشار: ۲ تیر ۱۳۹۵ش.
سلیمینمین، عباس، «متلاشی کردن اقوام فراتر از درک رضاخان بود!»، وبسایت جوانآنلاین، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
«سیزده بدر رسم مشترک همه ایرانیان»، وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ درج مطلب: ۱۲ فروردین ۱۳۹۵ش.
شاهدپور، الهام، «سقاخانههای بروجرد سنتیترین نماد از قدمت عزاداری محرم در ایران است»، خبرگزاری تسنیم، تاریخ درج مطلب: ۳ مهر ۱۳۹۶ش.
شیرخانی، حسین و دیگران، «تحلیل ساختار اجتماعی آیینهای بلوچ در مثلهای بلوچی سرحدی برپایهٔ رویکرد مردممدارانهٔ بوراوی»، دوماهنامهٔ فرهنگ و ادبیات عامه، شمارهٔ ۴۲، بهمن و اسفند ۱۴۰۰ش.
شهرنازدار، محسن، «مطالعات انسانشناختی بلوچستان»، وبسایت انسانشناسی و فرهنگ، تاریخ درج مطلب: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ش.
«غذاهای محلی لرستان با و بدون برنج+ انواع آش»، وبسایت نمناک، تاریخ بازدید: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
«عروسی پیرشالیار مراسمی به قدمت هزار سال»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۹ بهمن ۱۳۹۶ش.
«عید قربان در آینه اقوام ایرانی و جهان اسلام»، خبرگزاری مهر، تاریخ درج مطلب: ۲۶ آبان ۱۳۸۹ش.
غلامرضایی، علی، «قومیتگرایی و شکلگیری تهدید ناسیونالیسم قومی در ایران»، فصلنامهٔ علمی مطالعات جنگ، شمارهٔ ۸، خرداد ۱۴۰۰ش.
«فرصتهای تنوع قومیت در ایران»، خبرگزاری فارس، تاریخ درج مطلب: ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ش.
«فرهنگ بومی مردم بلوچ»، وبسایت صنایع دستی ایران، تاریخ بازدید: ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ش.
قاسمپور، محمد، «بررسی شکافهای قومیتی در ایران عصر مشروطه و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز فرهنگیدانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۱۵ اسفند ۱۴۰۱ش.
قنبرپور، سینا، «مروری بر مراسم پرسه در بلوچستان»، وبسایت مجلهٔ ویستا، تاریخ درج مطلب: ۱۱ مهر ۱۴۰۲ش.