|
|
| خط ۲: |
خط ۲: |
| {{درشت|'''اقوام ایرانی'''}}؛ گروههای متنوع و متکثر انسانی با هویت مشترک ایرانی. | | {{درشت|'''اقوام ایرانی'''}}؛ گروههای متنوع و متکثر انسانی با هویت مشترک ایرانی. |
|
| |
|
| ایران مجموعهای از اقوام مختلف شامل فارس، ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، عرب، گیلک، مازنی و سیستانی را در خود جای داده است. هر یک از این قومها با ویژگیهای زبانی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی متمایز، بخشی از هویت پیچیده و چندلایه این سرزمین را شکل میدهند. اقوام ایرانی با وجود این تنوع، قرنها در چارچوب یک سرزمین مشترک و تحت حکومتهای متمرکز یا غیرمتمرکز تاریخی، زیستهاند. مهمترین عوامل وحدتبخش و شکلدهنده [[هویت ملی]] فراگیر ایرانی، اشتراک در تاریخ و سرنوشت مشترک از دوران باستان تا [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] و [[جنگ عراق و ایران|دفاع مقدس]]، [[زبان فارسی|زبان]] و [[ادبیات فارسی]] به عنوان زبان مشترک و حامل [[فرهنگ]]، [[دین اسلام]] و [[مذهب تشیع]] به عنوان کانون اصلی هویتساز، سرزمین و جغرافیای مشترک، و اعیاد و مناسک ملی-مذهبی مشترک مانند [[نوروز]]، [[ماه محرم|محرم]] و [[عید فطر]] بودهاند. این مشترکات، [[همزیستی مسالمتآمیز]] و [[انسجام اجتماعی]] را در طول تاریخ برای اقوام ایرانی ممکن ساخته است. در دوران معاصر، نظام [[جمهوری اسلامی ایران]] با تأکید بر [[قانون اساسی]]، بر برابری حقوقی همه اقوام، احترام به [[تنوع فرهنگی]] در چارچوب [[وحدت ملی]] و مبارزه با هرگونه [[تبعیض]] و [[نژادپرستی]] پای فشرده است. با این حال، چالشهایی مانند تبعیضات تاریخی، محرومیت نسبی برخی مناطق، [[جهانیشدن]] و رسانههای نوین میتوانند بر این انسجام تأثیر بگذارند. آینده همبستگی ملی ایران در گرو تدوین و اجرای سیاستهای عادلانه توسعهای، [[تقریب مذاهب]]، مدیریت هوشمندانه [[فضای مجازی]] و ترویج گفتوگوی سازنده بین اقوام در پرتو اصول اسلامی و [[منافع ملی]] است، بهگونهای که [[تنوع قومی]] نه بهعنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای [[غنای فرهنگی]] و تقویت [[اقتدار ملی]] شناخته شود. | | ایران مجموعهای از اقوام مختلف شامل فارس، ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، عرب، گیلک، مازنی و سیستانی را در خود جای داده است. هر یک از این قومها با ویژگیهای زبانی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی متمایز، بخشی از هویت پیچیده و چندلایه این سرزمین را شکل میدهند. اقوام ایرانی با وجود این تنوع، قرنها در چارچوب یک سرزمین مشترک و تحت حکومتهای متمرکز یا غیرمتمرکز تاریخی، زیستهاند. مهمترین عوامل وحدتبخش و شکلدهنده [[هویت ملی]] و فراگیر در [[ایران]]، اشتراک در [[تاریخ]] و سرنوشت مشترک از [[دوران باستان]] تا [[انقلاب اسلامی ایران|انقلاب اسلامی]] و [[جنگ عراق و ایران|دفاع مقدس]]، [[زبان فارسی|زبان]] و [[ادبیات فارسی]] به عنوان زبان مشترک و حامل [[فرهنگ]]، [[دین اسلام]] و [[مذهب تشیع]] به عنوان کانون اصلی هویتساز، سرزمین و جغرافیای مشترک و اعیاد و مناسک ملی-مذهبی مشترک مانند [[نوروز]]، [[ماه محرم|محرم]] و [[عید فطر]] بودهاند. این مشترکات، [[همزیستی مسالمتآمیز]] و [[انسجام اجتماعی]] را در طول تاریخ برای اقوام ایرانی ممکن ساخته است. در دوران معاصر، [[نظام جمهوری اسلامی ایران]] با تأکید بر [[قانون اساسی]]، بر برابری حقوقی همه اقوام، احترام به [[تنوع فرهنگی]] در چارچوب [[وحدت ملی]] و مبارزه با هرگونه [[تبعیض]] و [[نژادپرستی]] پای فشرده است. با این حال، چالشهایی مانند تبعیضات تاریخی، محرومیت نسبی برخی مناطق، [[جهانیشدن]] و رسانههای نوین میتوانند بر این انسجام تأثیر بگذارند. از منظر صاحبنظران، آینده همبستگی ملی ایران در گرو تدوین و اجرای سیاستهای عادلانه توسعهای، [[تقریب مذاهب]]، مدیریت هوشمندانه [[فضای مجازی]] و ترویج گفتوگوی سازنده بین اقوام در پرتو اصول اسلامی و [[منافع ملی]] است، بهگونهای که [[تنوع قومی]] نه بهعنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای [[غنای فرهنگی]] و تقویت [[اقتدار ملی]] شناخته شود. |
|
| |
|
| ==تعریف اقوام== | | ==تعریف== |
| قوم را مجموعهای از افراد یا گروههای انسانی دانستهاند که بر اثر گسترش یک یا چند [[خانواده]] پیوسته به وجود آمدهاند. عموماً این مجموعه دارای نژاد، زبان، فرهنگ، [[دین]]، مذهب، منطقهٔ زیست،<ref>[https://www.khabaronline.ir/news/277231/ضرورت-شناخت-اقوام-توسط-هر-ایرانی «ضرورت شناخت اقوام توسط هر ایرانی»، وبسایت خبرآنلاین.]</ref> پیشینهٔ تاریخی و آدابورسوم مشترک هستند که این نوع اشتراکها «قومیت» را تشکیل میدهند.<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، 1382ش، ج6، ص482.</ref> | | [[قوم]] را مجموعهای از افراد یا گروههای انسانی دانستهاند که بر اثر گسترش یک یا چند [[خانواده]] پیوسته به وجود آمدهاند. عموماً این مجموعه دارای [[نژاد]]، [[زبان]]، [[فرهنگ]]، [[دین]]، [[مذهب]]، زیستبوم،<ref>[https://www.khabaronline.ir/news/277231/ضرورت-شناخت-اقوام-توسط-هر-ایرانی «ضرورت شناخت اقوام توسط هر ایرانی»، وبسایت خبرآنلاین.]</ref> پیشینهٔ تاریخی و [[آداب و رسوم|آدابورسوم]] مشترک هستند که این نوع اشتراکها [[قومیت]] را تشکیل میدهند.<ref>انوری، فرهنگ بزرگ سخن، 1382ش، ج6، ص482.</ref> امروزه اصطلاح قوم بیشتر در دو حوزه دانشی شامل مطالعه اقوام یا قومشناسی (به انگلیسی: Ethnology) و مردمنگاری (به انگلیسی: Ethnography)، مورد توجه است.<ref>[https://sanad.iau.ir/journal/pir/Article/558086?jid=558086 دشتی، « مفهومشناسی قومیت و اقلیت قومی به عنوان عنصری از جامعه سیاسی (به همراه شاخصهای علمی برای تشخیص میزان و شدت قومیت) »، 1390ش، ص143.]</ref> |
|
| |
|
| واژهٔ قوم که در زبان انگلیسی معادل اِتنیک<ref>Ethnic</ref> است، به کلمهٔ یونانی اِتینیکوس<ref>Ethinikos</ref> بازمیگردد. این اصطلاح در دو حوزهٔ علمی اِنتولوژی (مطالعهٔ اقوام) و اِنتوگرافی (مردمنگاری) به کار میرود. همچنین «اِنتو» بهعنوان پیشوند، معادل واژههای «نژادی»، «مردم»، «فرهنگ» و «وابسته به نژاد» استفاده میشود.<ref>[https://sanad.iau.ir/journal/pir/Article/558086?jid=558086 دشتی، « مفهومشناسی قومیت و اقلیت قومی به عنوان عنصری از جامعه سیاسی (به همراه شاخصهای علمی برای تشخیص میزان و شدت قومیت) »، 1390ش، ص143.]</ref>
| | [[هویت قومی]]، [[ملیت]] و [[هویت ملی]] ازجمله واژههای مرتبط با قوم و قومیت شمرده میشوند. ملیت به رابطهٔ حقوقی و قانونی فرد با یک ملت یا دولت اشاره دارد و بیانگر عضویت رسمی در یک کشور است.<ref>آشوری، دانشنامهٔ سیاسی، 1386ش، ص310.</ref> هویت قومی به احساس تعلق و شناسایی با گروهی خاص بر اساس اشتراکات نژادی، زبانی، فرهنگی یا تاریخی اشاره دارد. این نوع هویت بر پایه ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مشترک میان اعضای یک گروه شکل میگیرد. هویت ملی نیز بیانگر احساس تعلق و یگانگی با یک واحد سیاسی است که در آن فرد خود را بخشی از جامعهای بزرگتر میداند. شکلگیری این هویت علاوه بر حضور فیزیکی در یک جغرافیای سیاسی، نیازمند پذیرش قلبی و روانی نظام سیاسی حاکم است و اقوام مختلف را در خود جای داده است.<ref>[https://vista.ir/w/a/16/r3ezs معینی یوسفی، «هویت ملی و هویت قومی»، وبسایت مجلۀ ویستا.]</ref> |
|
| |
|
| از جمله واژههای مرتبط با قوم و قومیت میتوان به «هویت قومی»، «ملیت» و «هویت ملی» اشاره کرد. ملیت به رابطهٔ حقوقی و قانونی فرد با یک ملت یا دولت اشاره دارد و بیانگر عضویت رسمی در یک کشور است.<ref>آشوری، دانشنامهٔ سیاسی، 1386ش، ص310.</ref> هویت قومی به [[احساس]] تعلق و شناسایی با گروهی خاص بر اساس اشتراکات نژادی، زبانی، فرهنگی یا تاریخی اشاره دارد. این نوع هویت بر پایه ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی مشترک میان اعضای یک گروه شکل میگیرد. در مرتبهٔ بالاتر هویت جمعی، هویت ملی قرار دارد که بیانگر احساس تعلق و یگانگی با یک واحد سیاسی است که در آن فرد خود را بخشی از جامعهای بزرگتر میداند. شکلگیری این هویت علاوه بر حضور فیزیکی در یک جغرافیای سیاسی، نیازمند پذیرش قلبی و روانی نظام سیاسی حاکم است و اقوام مختلف را در خود جای داده است.<ref>[https://vista.ir/w/a/16/r3ezs معینی یوسفی، «هویت ملی و هویت قومی»، وبسایت مجلۀ ویستا.]</ref> این دو هویت نهتنها با یکدیگر در تضاد نیستند، بلکه میتوانند همدیگر را تقویت کنند. تعهد به هویت ملی ارتباط مستقیمی با احساس هویت قومی دارد. این دو هویت بهصورت مکمل و در کنار یکدیگر وجود دارند.<ref>[http://www.jsi-isa.ir/article_21815_a28ee51c87f0c254465c3959fb5d3879.pdf حاجیانی، «نسبت هویت ملی با هویت قومی در میان اقوام ایرانی»، 1387ش، ص147.]</ref>
| | تعهد به هویت ملی ارتباط مستقیمی با احساس هویت قومی دارد و میتوانند مکمل یکدیگر باشند.<ref>[http://www.jsi-isa.ir/article_21815_a28ee51c87f0c254465c3959fb5d3879.pdf حاجیانی، «نسبت هویت ملی با هویت قومی در میان اقوام ایرانی»، 1387ش، ص147.]</ref> هویت ملی در میان اقوام ایرانی از جایگاه مستحکمی برخوردار است و ایرانیان ضمن تعلق خاطر به هویت قومی، به هویت ملی مشترک نیز پایبند هستند. در این چارچوب، زبان محلی، اقتصاد منطقهای، تنوع مذهبی و خردهفرهنگهای قومی، فرصتی برای تقویت همبستگی ملی شمرده میشوند.<ref>[https://www.qjws.ir/article_249457_7350affe39da207e55ed3a11f7821e39.pdf غلامرضایی، «قومیتگرایی و شکلگیری تهدید ناسیونالیسم قومی در ایران »، 1400ش، ص46-47.]</ref> |
|
| |
|
| ==هویت ملی و هویت قومی اقوام ایرانی==
| | =تاریخچه= |
| مطالعات نشان میدهد که هر دو بعد هویت ملی و هویت قومی در میان اقوام ایرانی از جایگاه مستحکمی برخوردارند و تفاوت معناداری در میزان گرایش به این دو نوع هویت مشاهده نمیشود. ایرانیان ضمن پایبندی به هویت ملی مشترک، به هویت قومی خود نیز تعلق خاطر دارند. عوامل مختلفی از جمله زبان محلی، اقتصاد منطقهای، تنوع مذهبی و خردهفرهنگهای قومی میتوانند بهعنوان فرصتی برای تقویت همبستگی ملی عمل کنند؛ مشروط بر اینکه در چارچوب سیاستهای کلان ملی مدیریت شوند.<ref>[https://www.qjws.ir/article_249457_7350affe39da207e55ed3a11f7821e39.pdf غلامرضایی، «قومیتگرایی و شکلگیری تهدید ناسیونالیسم قومی در ایران »، 1400ش، ص46-47.]</ref>
| |
| | |
| =تاریخچه اقوام ایرانی= | |
| ===ایران باستان===
| |
| [[پرونده:Meder-Persepolis.jpg|جایگزین=مادها|بندانگشتی|یک مادی بر دیوار کاخ خشایارشا در تخت جمشید که لباس مادی بر تن دارد]] | | [[پرونده:Meder-Persepolis.jpg|جایگزین=مادها|بندانگشتی|یک مادی بر دیوار کاخ خشایارشا در تخت جمشید که لباس مادی بر تن دارد]] |
| [[مهاجرت]] گروههای مختلف آریایی به فلات ایران، فرآیندی تدریجی بود که حدود هزار سال به طول انجامید. در جریان این کوچهای گسترده، اقوام آریایی در مناطق مختلف پراکنده شدند و بهتدریج با ساکنان بومی درآمیختند و تأثیرات عمیقی بر [[سبک زندگی اجتماعی]] آنان برجای گذاشتند. در هزارهٔ اول پیش از میلاد [[مسیح]]، [[آریایی|آریاییها]] به سه گروه متمایز [[ماد|مادها]]، [[پارس|پارسها]] و [[پارت|پارتها]] تقسیم شدند و هستهٔ اولیهٔ اقوام ایرانی را پدیدآوردند و با انسجامی یکپارچه، همچون مثلثی، بخشهای غرب، جنوب و شرق فلات ایران را تحت سیطره گرفتند.
| | در پی مهاجرت گروههای مختلف آریایی از مناطق شمالی به فلات ایران، آنها در مناطق مختلف این سرزمین پهناور، پراکنده شدند و بهتدریج با ساکنان بومی درآمیختند. آریاییها به سه گروه متمایز [[قوم ماد|مادها]]، [[قوم پارس|پارسها]] و [[قوم پارت|پارتها]] تقسیم شدند و همچون مثلثی، بخشهای غرب، جنوب و شرق فلات ایران را در سیطره خود گرفتند. پژوهشگران سیر تمدنی آریاییها و تشکیل جوامع منسجم فرهنگی و سیاسی آنها را تا هزاره پنجم پیش از میلاد و [[دوران نوسنگی]]، بررسی کردهاند. آریاییها در هزاره چهارم پیش از میلاد با ویژگیهای جسمانی ممتاز همچون اندام درشت و متناسب، پوست روشن، چهرههای زیبا، موهای روشن و همچنین تواناییهای نظامی چشمگیر، تمدن پیشرفته و سبک زندگی مستقر از اقوام همجوار خود متمایز بودند. جوامع آریایی، [[اقتصاد]] و [[معیشت]] خود را بر [[دامداری]] و [[کشاورزی]] استوار کردند. مادها که در گسترهای وسیع از شمال زاگرس تا دشتهای مرکزی ایران سکونت داشتند، اولین حکومت آریایی را برپا کردند. بررسی دقیق گزارشها و کتیبههای مربوط به اقوام ایرانی در [[تاریخ ایران باستان|دوران باستان]] نشان میدهد که روابط میان اقوام ایرانی بیشتر مبتنی برهمترازی بوده و تمامی اقوام از جایگاه و موقعیتی کمابیش برابر برخوردار بودهاند.<ref>[https://virgool.io/applymag/مهاجرت-اقوام-آریایی-به-فلات-ایران-و-تشکیل-حکومت-در-این-فلات-nx6md0fbgsja نیکویی، «مهاجرت اقوام آریایی به فلات ایران و تشکیل حکومت در این فلات»، وبسایت ویرگول.]</ref> |
| | |
| در این میان، اولین حکومت آریایی با نام مادها در غرب این منطقه شکل گرفت و بدین ترتیب، نهتنها فصل جدیدی در تاریخ ایران آغاز شد، بلکه تحولی شگرف در تاریخ جهان به وجود آمد. سیر تحول جامعه آریاییها بهسوی زندگی متمدن و تشکیل جوامع منسجم فرهنگی و سیاسی، ریشه در هزاره پنجم پیش از میلاد دارد. این فرایند که همزمان با دوره نوسنگی بود، شاهد آغاز رشد همهجانبه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این اقوام شد. این روند تکاملی در هزاره چهارم پیش از میلاد تداوم یافت. آریاییها با ویژگیهای جسمانی ممتاز همچون اندام درشت و متناسب، پوست روشن، چهرههای زیبا، موهای روشن و همچنین تواناییهای نظامی چشمگیر، تمدن پیشرفته و سبک زندگی مستقر از اقوام همجوار خود متمایز بودند.
| |
| | |
| آریاییها جامعهای آبادینشین با اقتصاد مبتنی بر دامداری و کشاورزی تشکیل داده بودند. مادها در گسترهای وسیع از شمال زاگرس تا دشتهای مرکزی ایران سکونت داشتند. قلمرو آنها از آذربایجان و نواحی میانه و [[مراغه]] در شمال آغاز میشد و تا مرزهای آشور در غرب امتداد داشت. در شرق، این قلمرو به مناطق قزوین و [[تهران]] میرسید و از [[دماوند]] تا حاشیههای [[دشت کویر]] ادامه مییافت. در جنوب نیز محدوده نفوذ مادها تا [[اصفهان]] و دره سفیدرود گسترش داشت. همزمان، پارسها در جنوب و در مناطق زاگرس جنوبی مستقر شده بودند. قلمرو پارسها از غرب با سرزمین ایلام هممرز بود و در شرق تا [[کرمان (شهر)|کرمان]] و [[شهر یزد|یزد]] پیش میرفت و در جنوب به سواحل [[خلیجفارس]] میرسید و در شمال با قلمرو مادها همجوار میشد.
| |
| | |
| بررسی دقیق گزارشها و کتیبههای مربوط به اقوام ایرانی و غیرایرانی توسط محققان نشان میدهد که هیچیک از این گروهها از موقعیت برتر یا مزیت خاصی نسبت به دیگری برخوردار نبودهاند. روابط میان اقوام ایرانی مبتنی برهمترازی بوده و هیچ نشانهای از سلطهجویی یا برتری ذاتی یک گروه بر گروه دیگر در این اسناد دیده نشده است و در آن تمامی اقوام از جایگاه و موقعیتی کمابیش برابر برخوردار بودهاند.<ref>[https://virgool.io/applymag/مهاجرت-اقوام-آریایی-به-فلات-ایران-و-تشکیل-حکومت-در-این-فلات-nx6md0fbgsja نیکویی، «مهاجرت اقوام آریایی به فلات ایران و تشکیل حکومت در این فلات»، وبسایت ویرگول.]</ref> | |
|
| |
|
| ===ورود اسلام به ایران=== | | ===ورود اسلام به ایران=== |
| ورود اسلام به ایران یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ و فرهنگ ایران است. از این دوره به بعد، هویت ملی ایرانیان ترکیبی از میراث کهن ایران باستان و آیین نوین اسلامی شد که تحولی عمیق در ساختار هویتی ایران ایجاد کرد.<ref>[https://journals.iau.ir/article_687213_eec8a130abea0b5ddda8e677d8d16fbe.pdf عباسزادۀ مرزبالی، «تحولات هویت ملی ایران در دوره اسلامی (از ورود اسلام به ایران تا عصر صفوی)»، 1400ش، ص27.]</ref> در اسلام، هیچ جایگاهی برای سیستم طبقاتی رایج در [[ایران باستان]] وجود نداشت؛ از نگاه اسلام، همهٔ انسانها صرفنظر از نژاد، زبان یا پیشینهٔ فرهنگی، در برابر خداوند یکسان هستند و ارزش هر فرد نه به وابستگیهای قومی و اجتماعی، بلکه به [[تقوا]] وابسته است. با ورود اسلام به ایران، پیام عدالتخواهانه و برابریطلبانهٔ آن، بهویژه در سخنان نخستین سفیران مسلمان، تأثیر گذاشت و ایرانیان را به سوی اسلام جذب کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/46466/بررسی-ورود-اسلام-به-ایران زمانی محجوب، «بررسی ورود اسلام به ایران»، 1388.]</ref> | | با ورود اسلام به ایرانزمین، اقوام ایرانی کاملاً از این آیین اثر پذیرفتند<ref>[https://journals.iau.ir/article_687213_eec8a130abea0b5ddda8e677d8d16fbe.pdf عباسزادۀ مرزبالی، «تحولات هویت ملی ایران در دوره اسلامی (از ورود اسلام به ایران تا عصر صفوی)»، 1400ش، ص27.]</ref> و بهویژه آموزههای اسلام دربارۀ عدالت و برابری قومی، نژادی و زبانی، اقوام ایرانی را به سوی اسلام جذب کرد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/46466/بررسی-ورود-اسلام-به-ایران زمانی محجوب، «بررسی ورود اسلام به ایران»، 1388.]</ref> در آن زمان، [[حکومت ساسانی]] با نارضایتی عمیق ایرانیان روبرو بود و [[آیین زرتشت|دین زرتشت]] نیز بهدلیل فساد موبدان، دیگر مورد اعتقاد قلبی مردم ایران نبود. ایرانیان با پذیرش [[دین اسلام]]، برای پیشرفت این دین تازه، تلاش فراوانی کردند و [[تاریخ]]، [[ادبیات]]، [[سیاست]] و [[تمدن]] اقوام ایرانی با اسلام درآمیخت.<ref>مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، 1390ش، ص47-48، 87-91، 93 و 95.</ref>[[پرونده:74 Chardin Safavid Persia women customs.jpg|جایگزین=صفویان|بندانگشتی|نگارهای از زنان دوره صفویه در سفرنامه شاردن.]] |
| | | [[حکومت صفوی]] با رسمیتبخشیدن به مذهب [[تشیع دوازدهامامی]] (۹۰۷ق)<ref>[http://www.sooremag.ir/تامل/دولتی-به-کام-رندان منتظرالقائم و جعفری، «مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، وبسایت سوره مگ.]</ref> این مذهب را به عامل مهمی در وحدت ملی ایرانیان تبدیل کرد و مرزهای فرقهای و قومی را تحتالشعاع قرار داد. این اقدام پاسخ به نیاز جامعه ایرانی به هویتی مستقل در مقابل امپراتوری عثمانی و ازبکان بود. [[مهاجرت]] علمای شیعه جبلعامل از [[لبنان]] به [[ایران]]، هویت شیعی را در تاروپود جامعه ایرانی تنید.<ref>[http://www.sooremag.ir/تامل/دولتی-به-کام-رندان منتظرالقائم و جعفری، «مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، وبسایت سوره مگ.]</ref> حکومت ایران در این دوره میکوشید تا مشارکت و همراهی اقوام مختلف را با سیاستهای مسالمتآمیز و مبتنی بر تفاهم، جلب کند.<ref>[https://quarterly.risstudies.org/article_1365_258eba99f80d519f77131a842716e9e4.pdf بهرامی، «سیاست قومی پهلوی اول در قبال قوم لر»، 1377ش، ص95.]</ref> |
| پیروزی مسلمانان بر [[ساسانیان]]، با توجه به برتری نظامی، جمعیتی و تجهیزاتی ایران، نمایانگر عظمت اسلام برای ایرانیان بود. در آن زمان، ایران در کنار روم، یکی از دو قدرت برتر جهان بهشمار میرفت و مسلمانان در مقایسه با آن، از نظر نظامی و فنون جنگی در سطح پایینتری قرار داشتند. با وجود این، [[ایمان]] و اعتقاد راسخ مسلمانان به رسالت خود، فداکاریها و جانبازیهای آنان، نقش بسزایی در این پیروزی ایفا کرد. این پیروزی عظمت اسلام را در نظر ایرانیان برجسته ساخت. پیروزی مسلمانان بر ساسانیان، با وجود [[جمعیت]] بسیار کمتر و امکانات محدودشان در مقایسه با تخمین ۱۴۰ میلیونی جمعیت ایران که بخش قابل توجهی از آن را سربازان تشکیل میدادند، نمیتواند صرفاً ناشی از ایمان و روحیه آنان باشد.
| | [[پرونده:TabrizRevolutionaries.jpg|جایگزین=جنبش مشروطه|بندانگشتی|مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان و باقر خان نیز دیده میشوند.]][[حکومت قاجار]] از حمایت برخی اقوام بهویژه آذربایجانیها و ایجاد پیوندهای دینی و فرهنگی با آنها، علیه اقوام دیگر استفاده میکردند. این الگو نوعی [[بازی قدرت]] و استفاده ابزاری از تنوع قومی برای تثبیت سلطه به شمار میآید.<ref>[https://www.javanonline.ir/004ZJO سلیمینمین، «متلاشی کردن اقوام فراتر از درک رضاخان بود!»، وبسایت جوانآنلاین.]</ref> رویکردهای سرکوبگرانه برای تحکیم قدرت مرکزی و جلوگیری از شورشهای قومی، بیتوجهی به حقوق از دسترفته اقوام<ref>[https://emam.iau.ir/fa/news/132/بررسی-شکاف-های-قومیتی-در-ایران-عصر-مشروطه-و-پیامدهای-آن قاسمپور، «بررسی شکافهای قومیتی در ایران عصر مشروطه و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز فرهنگیدانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی.]</ref> منجر به ایجاد و تشدید شکافهای قومی در ایران شده و زمینه را برای ناآرامیها و شورشهای قومی علیه قاجار فراهم ساخت؛ بهطوری که اقوام مختلف در [[جنبش مشروطیت]] نقشآفرینی کردند.<ref>[https://emam.iau.ir/fa/news/132/بررسی-شکاف-های-قومیتی-در-ایران-عصر-مشروطه-و-پیامدهای-آن قاسمپور، «بررسی شکافهای قومیتی در ایران عصر مشروطه و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز فرهنگیدانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی.]</ref> |
| | |
| جمعیت اندک سربازان [[مسلمان]] (حدود شصت هزار نفر) در برابر این لشکر عظیم، این پیروزی را به یک معما تبدیل کرد؛ بنابراین، علت اصلی شکست ساسانیان باید در عوامل دیگری جستوجو شود. مهمترین عامل شکست ساسانیان، نارضایتی عمیق مردم ایران از حکومت، آیین و رسوم ناعادلانه آن زمان بود. نارضایتی عمیق مردم در ایرانِ آن زمان، مانع از شکلگیری روحیه اتحاد و در نتیجه، مقاومت یکپارچه در برابر دشمن مشترک شد. [[آیین زرتشت|دین زرتشت]]، بهدلیل فساد موبدان، دیگر مورد اعتقاد قلبی مردم ایران نبود و حتی محققان معتقدند اگر اسلام وارد ایران نمیشد، مسیحیت بهتدریج جایگزین آن میشد.
| |
| | |
| روشنفکران و مراکز علمی ایران در آن زمان تحت نفوذ مسیحیان و زرتشتیان درگیر تعصبات و سنتهای غلط بودند. بیعلاقگی مردم به حکومت و روحانیت زرتشتی باعث عدم رغبت سربازان ایرانی به جنگیدن علیه مسلمانان و حتی کمک به آنان میشد. در آستانه ظهور اسلام، قوانین، آیین و حکومت ایران بهگونهای بود که مردم را برای پذیرش یک نظام جدید آماده میکرد. پس از فتح ایران توسط مسلمانان، مردم نهتنها مقاومت نکردند، بلکه برای پیشرفت اسلام تلاش فراوانی کردند. با گذشت زمان، علاقه و ارادت ایرانیان به اسلام افزایش یافت و آنها بهطور فزایندهای کیشها و آیینهای قبلی خود را ترک کردند. این نفوذ به وضوح در ادبیات فارسی قابل مشاهده است؛ بهطوری که تأثیر اسلام، [[قرآن]] و حدیث در آثار نویسندگان و شاعران قرون بعدی بیشتر و مشهودتر از آثار قرون اولیه است. حتی برخی خاندان ایرانی تا قرنهای دوم، سوم و چهارم هجری به [[دین]] زرتشت وفادار ماندند و در جامعه مسلمانان با احترام [[زندگی]] کردند؛ سپس اسلام را پذیرفتند.<ref>مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، 1390ش، ص87-91 و 93 و 95.</ref>
| |
| | |
| از زمان تشکیل امپراتوری هخامنشی تاکنون، حدود ۲۵۰۰ سال میگذرد که طی آن، ایران بخشهای گستردهای از [[خاورمیانه]] را تحت حکومت واحد درآورد. از این مدت، نزدیک به چهارده قرن با دین اسلام سپری شده است. اسلام بهطور عمیق در [[زندگی]] ایرانیان نفوذ کرده، از تولد تا مرگ، در آدابورسوم، [[عبادت|عبادات]]، قوانین و فرهنگ آنان جاری بوده است. تاریخ، ادبیات، سیاست، قضاوت و تمدن ایران با اسلام آمیخته شده است. همچنین، ایرانیان نقش بیبدیلی در گسترش و پیشرفت تمدن اسلامی داشتهاند و حتی بیش از دیگر ملل مسلمان در نشر و ترویج این [[دین]] کوشیدهاند. هیچ ملتی به اندازه ایران در تبلیغ و تعالی اسلام تلاش نکرده است.<ref>مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام، 1390ش، ص47-48.</ref>
| |
| | |
| ===نقش سلسله صفویه در هویتسازی شیعی-ملی و سیاستگذاریهای قومی===
| |
| صفویان با اعلام تشیع دوازدهامامی بهعنوان مذهب رسمی در سال ۹۰۷ق تحولی بنیادین در هویت ایرانی ایجاد کردند.<ref>[http://www.sooremag.ir/تامل/دولتی-به-کام-رندان منتظرالقائم و جعفری، «مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، وبسایت سوره مگ.]</ref> آنها در تاریخ ایران حکومتی بینظیر بودند که پس از دورههای طولانی نابسامانی و تفرقه، توانستند با تأسیس مراکز علمی گسترده در سراسر کشور، وحدت ملی، ثبات و پیشرفت همهجانبه را برای ایران به ارمغان آورند. دوران [[صفویه]] با پیوند خردمندانه دین و دولت، فصل نوینی در تاریخ [[ایران]] گشود و زمینهساز شکوفایی مذهب تشیع و توسعه نظام آموزشی شد.<ref>[https://www.sid.ir/paper/527226/fa#downloadbottom احمدیمقدم و دیگران، «نقش مدارس شیعی عصر صفویه در توسعه فرهنگ و تمدن اسلامی (با تأکید بر دو مدرسه خان شیراز و مدرسه چهار باغ اصفهان)»، 1400ش، ص10.]</ref>
| |
| [[پرونده:74 Chardin Safavid Persia women customs.jpg|جایگزین=صفویان|بندانگشتی|نگارهای از زنان دوره صفویه در سفرنامه شاردن.]]
| |
| در این دوره تشیع از یک گرایش مذهبی صرف به فاکتور وحدت ملی تبدیل شد و مرزهای فرقهای و قومی را تحت الشعاع قرار داد. این اقدام پاسخ به نیاز جامعه ایرانی به هویتی مستقل در مقابل امپراتوری عثمانی و ازبکان بود. شاهاسماعیل با تکیه بر نفوذ معنوی اجداد صوفیمسلک خود در میان [[قزلباش]]ها، این ایدئولوژی را با پشتوانه نظامی-سیاسی تقویت کرد؛ همچنین [[مهاجرت]] علمای جبلعامل به ایران و تبدیل تشیع صوفیانه اولیه به تشیع فقاهتی را تسریع کرد و با تأسیس مدارس دینی و حمایت از [[مرجع دینی|مجتهدان]]، هویت شیعی را در تاروپود جامعه تنید. صفویان با تبدیل تشیع به تفکر حکومتی نهتنها هویت ملی جدیدی ساختند، بلکه با سیاستهای هوشمندانه پایههای حکومتی متمرکز را بنا نهادند.<ref>[http://www.sooremag.ir/تامل/دولتی-به-کام-رندان منتظرالقائم و جعفری، «مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، وبسایت سوره مگ.]</ref>
| |
| | |
| سیاست کلی حکومت صفوی در مواجهه با گروههای قومی بر پایه دو اصل بنیادین استوار بود؛ نخست، جلب مشارکت و همراهی اقوام مختلف از طریق سیاستهای مسالمتآمیز و مبتنی بر تفاهم و دوم، حفظ ثبات و امنیت بهمنظور تحکیم پایههای حکومت ملی و مشروعیت مذهبی آن.<ref>[https://quarterly.risstudies.org/article_1365_258eba99f80d519f77131a842716e9e4.pdf بهرامی، «سیاست قومی پهلوی اول در قبال قوم لر»، 1377ش، ص95.]</ref> این سیاستها اگرچه گاه با خشونت همراه بود، اما در نهایت ایران را بهعنوان تنها دولت [[شیعه]]<nowiki/>مذهب در جهان اسلام تثبیت کرد.<ref>[http://www.sooremag.ir/تامل/دولتی-به-کام-رندان منتظرالقائم و جعفری، «مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، وبسایت سوره مگ.]</ref>
| |
| ===سیاستهای قومی در دورهٔ قاجار===
| |
| [[پرونده:TabrizRevolutionaries.jpg|جایگزین=جنبش مشروطه|بندانگشتی|مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان و باقر خان نیز دیده میشوند.]]حکومت [[قاجاریه|قاجار]]، در مواجهه با تضاد منافع قدرتهای خارجی و خواستههای مردمی، گاه به ظاهر جانب ملت را میگرفت که این رویکردی ابزاری برای مشروعیتبخشی به حکومت بود. آنها از حمایت برخی اقوام بهویژه آذربایجانیها و ایجاد پیوندهای دینی و فرهنگی با آنها بهره میبردند تا علیه اقوام دیگر استفاده کنند. آنها بهجای پیوند واقعی با مردم، از اقوام بهمثابه ابزاری برای کسب و حفظ قدرت استفاده میکردند. این الگو نوعی [[بازی]] قدرت و استفاده ابزاری از تنوع قومی برای تثبیت سلطه قاجاری بود.<ref>[https://www.javanonline.ir/004ZJO سلیمینمین، «متلاشی کردن اقوام فراتر از درک رضاخان بود!»، وبسایت جوانآنلاین.]</ref> | |
|
| |
|
| سیاستهایی همچون تصاحب مناصب و پستهای اصلی حکومت توسط پادشاهان قاجار، استفاده از رویکردهای سرکوبگرانه برای تحکیم قدرت مرکزی و جلوگیری از شورشهای قومی، بیتوجهی به حقوق از دست رفته اقوام و عدم تلاش برای حل شکافهای قومی و تقلید از قوانین اساسی کشورهای اروپایی بدون در نظر گرفتن شرایط خاص ایران و مسئلهٔ اقوام<ref>[https://emam.iau.ir/fa/news/132/بررسی-شکاف-های-قومیتی-در-ایران-عصر-مشروطه-و-پیامدهای-آن قاسمپور، «بررسی شکافهای قومیتی در ایران عصر مشروطه و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز فرهنگیدانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی.]</ref> در مجموع، منجر به ایجاد و تشدید شکافهای قومی در ایران شده و زمینه را برای ناآرامیها و شورشهای قومی علیه قاجار فراهم ساخت. این وضعیت، در نهایت، در تحولات دوران مشروطه نیز تأثیرگذار بود؛ بهطوری که اقوام مختلف در این جنبش نقشآفرینی کردند. سیاستهای قاجار بسترساز تحولاتی شد که در آن منافع شخصی و قومی بر مبانی حکومت قانون اولویت یافت.<ref>[https://emam.iau.ir/fa/news/132/بررسی-شکاف-های-قومیتی-در-ایران-عصر-مشروطه-و-پیامدهای-آن قاسمپور، «بررسی شکافهای قومیتی در ایران عصر مشروطه و پیامدهای آن»، وبسایت مرکز فرهنگیدانشگاهی امام خمینی و انقلاب اسلامی.]</ref>
| | ===دوران معاصر=== |
| | |
| ===سیاستهای قومی حکومت پهلوی=== | |
| [[پرونده:4632595.jpg|جایگزین=ایران در زمان پهلوی|بندانگشتی|وضعیت معیشت مردم در زمان پهلوی]] | | [[پرونده:4632595.jpg|جایگزین=ایران در زمان پهلوی|بندانگشتی|وضعیت معیشت مردم در زمان پهلوی]] |
| به قدرت رسیدن خاندان پهلوی، با سرکوب حقوق شهروندی و قومی، مانع از شکلگیری صحیح «دولت-ملت» در ایران شد. ایران در این دوره در ظاهر یک دولت ملی، اما در باطن ادامه ملوک الطوایفی گذشته بود. گفتمان برتریطلبانه رضاخانی با شعار «یک ملت، یک نژاد، یک زبان» به وحدت و همبستگی اقوام ایرانی ضربه زد و نابرابری و بیعدالتی نسبت به قومیتها را توجیه کرد.<ref>[https://vista.ir/article/231653 «تنوع قومی؛ تهدید یا فرصت؟»، وبسایت ویستا.]</ref>
| | [[حکومت پهلوی]] (۱۳۰۴-۱۳۵۷ش) اگرچه خواستار شکلگیری یک دولت ملی و فراگیر بود، اما گفتمان برتریطلبانه رضاخانی با شعار «یک ملت، یک نژاد، یک زبان» به همبستگی اقوام ایرانی ضربه زد.<ref>[https://vista.ir/article/231653 «تنوع قومی؛ تهدید یا فرصت؟»، وبسایت ویستا.]</ref> صاحبنظران، حکومت پهلوی را در ایجاد پیوند میان مؤلفههای [[هویت ملی]]، باورهای دینی و [[مدرنیته]] ناکام میدانند. [[محمدرضا پهلوی]] با شعار [[باستانگرایی]]، به تقابل با نهادهای مذهبی دامن زد و در پی سرکوب نظاممند خردهفرهنگهای قومی برآمد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/11684/تجدد-گرایی-و-هویت-ایرانی-در-عصر-پهلوی زریری، «تجددگرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی»، 1384ش.]</ref>[[پرونده:1481210.jpg|جایگزین=اقوام مختلف ایرانی|بندانگشتی|اقوام ایرانی با فرهنگ های متفاوت در کنار هم]] |
| | | پس از پیروزی انقلاب اسلامی، [[جمهوری اسلامی ایران]] با تأکید بر اصل [[کرامت انسانی]] و معیارهای الهی و انسانی، از تمرکز بر قومیت خاص فاصله گرفته و به سمت مشارکت همهجانبه اقوام ایرانی در پیشرفت و آبادانی ایران حرکت کرده است.<ref>[https://www.porseman.com/article/جريان-قوميت-گرايي-افراطي؟/152426 «جریان قومیتگرایی افراطی؟»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان.]</ref> |
| سیاستهای تجددگرایانهٔ پهلوی نیز نهتنها به کاهش شکافهای اجتماعی و قومی منجر نشد، بلکه به تعمیق این گسستها انجامید. تحولات ساختاری این دوره از جمله گسترش [[شهرنشینی]]، ظهور طبقه بورژوازی تجاری، شکلگیری قشر جدید کارمندان عالیرتبه اداری و نظامی که مروج ارزشهای غربی بودند، در تشدید این شکافها نقش اساسی ایفا کردند. پهلوی در ایجاد پیوند میان مؤلفههای [[هویت ملی]]، باورهای دینی و جریان مدرنیته غربی موفق نبود. بهجای خلق هویت ملی فراگیر که بتواند اقشار مختلف جامعه را متحد کند، با سیاستهایی همچون نوسازی ظاهری، افراط در باستانگرایی ایدئولوژیک، تقابل با نهادهای مذهبی و سرکوب نظاممند خردهفرهنگهای قومی، به تشدید و تعمیق گسلهای اجتماعی، نابرابریهای اقتصادی و تفاوتهای فرهنگی دامن زد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/11684/تجدد-گرایی-و-هویت-ایرانی-در-عصر-پهلوی زریری، «تجددگرایی و هویت ایرانی در عصر پهلوی»، 1384ش.]</ref>
| |
| | |
| ===تنوع قومی در حاکمیت ایران===
| |
| [[پرونده:1481210.jpg|جایگزین=اقوام مختلف ایرانی|بندانگشتی|اقوام ایرانی با فرهنگ های متفاوت در کنار هم]] | |
| حاکمیت در ایران هرگز بهطور کامل در اختیار یک قوم خاص نبوده است. حتی در دورههایی که یک قوم نفوذ بیشتری در سطوح بالای قدرت داشت، گروههای قومی دیگر نیز در سطوح مختلف حاکمیت حضور داشتهاند. بهعنوان مثال، در دوره حکومت ترکها، برخی مشاغل دولتی در اختیار فارسها بود و بالعکس. دوره تاریخی واحدی وجود ندارد که کل حاکمیت بهطور انحصاری متعلق به یک قوم بوده باشد. همیشه ترکیبی از اقوام مختلف در ساختار قدرت ایران مشارکت داشتهاند. این ترکیب قومی در دوره هخامنشیان به اوج خود رسید، دورهای که جهانوطنی و پذیرش فرهنگهای مختلف از ویژگیهای بارز آن بود. آنها در پروژههای ساختمانی از معماران سراسر امپراتوری استفاده میکردند که نشان از جهانبینی فراگیر آنها دارد.
| |
| | |
| با این حال، رابطه بین اقوام مختلف در ساختار قدرت همیشه برابر نبوده است. ممکن است برخی از مشاغل بهطور انحصاری در اختیار یک قوم خاص قرار میگرفت؛ اما این امر بهمعنای قومی بودن حکومت نیست. حکومتهای ایران بهدلیل تنوع قومی، نمیتوانستند قومی عمل کنند؛ چنین رویکردی، مشروعیت و پایداری حکومت را به خطر میانداخت.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/154448/میزگرد-تنوع-قومی-در-ایران-چالش-ها-و-فرصت-ها هرمیداس باوند و دیگران، «میزگرد: تنوع قومی در ایران؛ چالشها و فرصتها»، 1381ش، ص329-330.]</ref> پس از [[انقلاب اسلامی]] ایران، سیاستهای حاکم بر آن، با تأکید بر اصل [[کرامت انسانی]] و معیارهای الهی و انسانی، از تمرکز بر قومیت خاص فاصله گرفته و به سمت وحدتگرایی و مشارکت همهجانبه اقوام حرکت کرده است.<ref>[https://www.porseman.com/article/جريان-قوميت-گرايي-افراطي؟/152426 «جریان قومیتگرایی افراطی؟»، وبسایت پرسمان دانشگاهیان.]</ref>
| |
|
| |
|
| =زبان، لهجه و گویش در تمایز یا اشتراک اقوام ایرانی= | | =تنوع زبانی و گویشی اقوام ایرانی= |
| تنوع قومی، زبانی و فرهنگی از ویژگیهای بارز جامعه ایرانی است. تنوع زبانی اقوام ایرانی در قالب زبانها، گویشها و لهجههای مختلف [[ظهور]] یافته است؛ بهطوری که امروزه ۷۵ زبان و گویش مختلف در کشور ایران وجود دارد.<ref name=":0">[https://www.beytoote.com/art/city-country/iranian-dialects02-dialects.html «آشنایی با انواع گویشها و لهجههای ایرانی»، وبسایت بیتوته.]</ref> این تنوع زبانی، بازتابدهندهٔ پیشینه تاریخی پربار و غنای فرهنگی این سرزمین است. هر زبان، گویش و لهجه، نمایانگر بخشی از جغرافیا و فرهنگ مناطق مختلف ایران است که در کنار یکدیگر، فرهنگ جامع و غنی ایرانی را تشکیل میدهند. استان آذربایجان غربی با دارا بودن بیشترین تنوع قومی در ایران، از غنیترین گوناگونی گویشهای محلی برخوردار است. این گویشها، بهعنوان بخشی از [[میراث فرهنگی ناملموس ایران|میراث فرهنگی]] و زبانی ایران زمین، دربردارنده مفاهیم عمیق ارزشی، انسانی، علمی، ادبی و تاریخی هستند.<ref>[https://www.irna.ir/news/9714477/آذربایجان-غربی-دارای-متنوعترین-گویش-های-زبانی-در-ایران-اسلامی «آذربایجان غربی دارای متنوعترین گویشهای زبانی در ایران اسلامی است»، خبرگزاری ایرنا.]</ref>
| | گوناگونی زبانها و گویشها از ویژگیهای بارز جامعه ایرانی است؛ بهطوری که امروزه ۷۵ زبان و گویش مختلف در ایران وجود دارد.<ref name=":0">[https://www.beytoote.com/art/city-country/iranian-dialects02-dialects.html «آشنایی با انواع گویشها و لهجههای ایرانی»، وبسایت بیتوته.]</ref> این تنوع زبانی، بازتابدهندهٔ پیشینه تاریخی پربار و غنای فرهنگی این سرزمین دانسته میشود. امروزه استان [[آذربایجان غربی]] دارای بیشترین گوناگونی گویشهای محلی در میان استانهای ایران است.<ref>[https://www.irna.ir/news/9714477/آذربایجان-غربی-دارای-متنوعترین-گویش-های-زبانی-در-ایران-اسلامی «آذربایجان غربی دارای متنوعترین گویشهای زبانی در ایران اسلامی است»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> |
|
| |
|
| لهجه نحوهٔ خاصی از تلفظ کلمات است که به یک قوم یا گروه خاص تعلق داشته و ارتباط نزدیکی با منطقهٔ جغرافیایی آنها دارد. لهجه با گویش تفاوت دارد؛ چرا که گویش فرم خاصی از یک زبان است که ممکن است تفاوتهای واژگانی، دستوری و آوایی داشته باشند؛ درحالیکه لهجه تنها به تفاوتهای تلفظی اشاره میکند. یک گویش میتواند شامل چندین لهجه باشد. لهجهها سبب شناسایی گروههای مختلف درون یک گویش میشوند.<ref>[https://mjrajaei.ir/accents-of-iran/ «لهجههای ایرانی شیرین | تفاوت لهجه و گویش»، وبسایت محمدجواد رجایی.]</ref> لهجههای [[تهران|تهرانی]]، [[اصفهان|اصفهانی]]، [[شیراز|شیرازی]] و [[کرمان (شهر)|کرمانی]] در گویش فارسی؛ لهجههای رشتی، [[لاهیجان|لاهیجانی]]، رودسری، و [[آستانه اشرفیه|آستانهای]] در گویش گیلکی؛<ref>[https://www.migna.ir/news/47244/گویش-تفاوتی-لهجه-زبان-فارسی «گویش چه تفاوتی با لهجه در زبان فارسی دارد؟!»، وبسایت میگنا.]</ref> لهجههای تبریزی، قرهداغی، یامچی، [[ارومیه]]، مراغه، اردبیل، زنجان و همدان در زبان ترکی؛<ref>[https://www.parsine.com/بخش-گردشگری-119/250984-هشت-لهجه-زبان-ترکی-در-ایران «هشت لهجۀ زبان ترکی در ایران»، وبسایت پارسینه.]</ref> گویشهای کرمانجی، سورانی، زازاکی و گورانی در زبان کردی؛<ref>«زبانهای کُردی و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری.</ref> گویشهای رخشانی (راسکری)، سراوانی، لاشاری، کریمی، ساراوی و مکرانی در زبان [[بلوچ|بلوچی]]؛<ref>[https://www.sid.ir/paper/955525/fa شیرخانی و دیگران، «تحلیل ساختار اجتماعی آیینهای بلوچ در مثلهای بلوچی سرحدی برپایۀ رویکرد مردممدارانۀ بوراوی»، 1400ش، ص159.]</ref> شیب آبی و پشت آبی دو لهجهٔ مهم گویش [[سیستان|سیستانی]]؛<ref>[https://www.irna.ir/news/84045209/زبان-ها-و-گویش-های-متفاوت-در-پهناورترین-استان-کشور «زبانها و گویشهای متفاوت در پهناورترین استان کشور»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.]</ref> گویشهای [[خرمآباد|خرمآبادی]]، چگنی، [[بروجرد|بروجردی]]، ملایری، سیلاخوری، گاپلهای، بالاگریوهای، تویسرکانی، ملکی، بویراحمدی، کهگیلویهای و ممسنی، [[ایل بختیاری|بختیاری]]، شولی، لیراوی، بهمئی و یاسوجی در زبان لری<ref>[https://www.tarafdari.com/node/2356707 «زبان لُری و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری.]</ref> گونههای مختلف گویشها و لهجهها در زبان اقوام ایرانی است.
| | گویش، فرم خاصی از یک زبان است که ممکن است تفاوتهای واژگانی، دستوری و آوایی داشته باشند. یک گویش میتواند شامل چندین لهجه باشد. لهجهها سبب شناسایی گروههای مختلف درون یک گویش میشوند.<ref>[https://mjrajaei.ir/accents-of-iran/ «لهجههای ایرانی شیرین | تفاوت لهجه و گویش»، وبسایت محمدجواد رجایی.]</ref> لهجههای [[تهران|تهرانی]]، [[اصفهان|اصفهانی]]، [[شیراز|شیرازی]] و [[کرمان (شهر)|کرمانی]] در گویش فارسی؛ لهجههای رشتی، [[لاهیجان|لاهیجانی]]، رودسری، و [[آستانه اشرفیه|آستانهای]] در گویش گیلکی؛<ref>[https://www.migna.ir/news/47244/گویش-تفاوتی-لهجه-زبان-فارسی «گویش چه تفاوتی با لهجه در زبان فارسی دارد؟!»، وبسایت میگنا.]</ref> لهجههای تبریزی، قرهداغی، یامچی، [[ارومیه]]، مراغه، اردبیل، زنجان و همدان در زبان ترکی؛<ref>[https://www.parsine.com/بخش-گردشگری-119/250984-هشت-لهجه-زبان-ترکی-در-ایران «هشت لهجۀ زبان ترکی در ایران»، وبسایت پارسینه.]</ref> گویشهای کرمانجی، سورانی، زازاکی و گورانی در زبان کردی؛<ref>«زبانهای کُردی و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری.</ref> گویشهای رخشانی (راسکری)، سراوانی، لاشاری، کریمی، ساراوی و مکرانی در زبان [[بلوچ|بلوچی]]؛<ref>[https://www.sid.ir/paper/955525/fa شیرخانی و دیگران، «تحلیل ساختار اجتماعی آیینهای بلوچ در مثلهای بلوچی سرحدی برپایۀ رویکرد مردممدارانۀ بوراوی»، 1400ش، ص159.]</ref> شیب آبی و پشت آبی دو لهجهٔ مهم گویش [[سیستان|سیستانی]]؛<ref>[https://www.irna.ir/news/84045209/زبان-ها-و-گویش-های-متفاوت-در-پهناورترین-استان-کشور «زبانها و گویشهای متفاوت در پهناورترین استان کشور»، خبرگزاری جمهوری اسلامی.]</ref> گویشهای [[خرمآباد|خرمآبادی]]، چگنی، [[بروجرد|بروجردی]]، ملایری، سیلاخوری، گاپلهای، بالاگریوهای، تویسرکانی، ملکی، بویراحمدی، کهگیلویهای و ممسنی، [[ایل بختیاری|بختیاری]]، شولی، لیراوی، بهمئی و یاسوجی در زبان لری<ref>[https://www.tarafdari.com/node/2356707 «زبان لُری و گویشهای آن | نقشه پراکندگی در ایران»، وبسایت طرفداری.]</ref> گونههای مختلف گویشها و لهجهها در زبان اقوام ایرانی است. |
|
| |
|
| گویشها نشاندهندهٔ تنوع فرهنگی درون یک [[خانواده|خانوادهٔ]] زبانیاند. برای مثال گویشهای فارسی، تاتی، کردی، [[بلوچ|بلوچی]]، [[مازندران|مازندرانی]] و گیلکی همگی از زبان ایرانی نشأت گرفتهاند. لهجهٔ تهرانی بهعنوان لهجهٔ معیار فارسی در ایران شناخته شده و در [[رسانه ملی|رسانههای ملی]] (غیر از رسانههای محلی) استفاده میشود. در این میان زبان چارچوب کلیتر است که گویشهای مختلف را دربرمیگیرد و ممکن است بهعنوان نماد هویت ملی یا سیاسی یک کشور عمل کند.<ref>[https://www.migna.ir/news/47244/گویش-تفاوتی-لهجه-زبان-فارسی «گویش چه تفاوتی با لهجه در زبان فارسی دارد؟!»، وبسایت میگنا.]</ref> | | گویشها نشاندهندهٔ تنوع فرهنگی درون یک [[خانواده|خانوادهٔ]] زبانیاند. برای مثال گویشهای فارسی، تاتی، کردی، [[بلوچ|بلوچی]]، [[مازندران|مازندرانی]] و گیلکی همگی از زبان ایرانی نشأت گرفتهاند. لهجهٔ تهرانی بهعنوان لهجهٔ معیار فارسی در ایران شناخته شده و در [[رسانه ملی|رسانههای ملی]] (غیر از رسانههای محلی) استفاده میشود. در این میان زبان چارچوب کلیتر است که گویشهای مختلف را دربرمیگیرد و ممکن است بهعنوان نماد هویت ملی یا سیاسی یک کشور عمل کند.<ref>[https://www.migna.ir/news/47244/گویش-تفاوتی-لهجه-زبان-فارسی «گویش چه تفاوتی با لهجه در زبان فارسی دارد؟!»، وبسایت میگنا.]</ref> |